اصول-تقریر جلسه۵۳دوشنبه-۲۸دی۹۴-اشرفی

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین.

دوشنبه ۲۸/۱۰/۹۴

کلام در اقوال در معنای اسماء اشاره و نظائرش بود.

قول محقق ایروانی

خلاصه فرمایش محقق ایروانی این بود که فرق بین اسم اشاره و سایر الفاظ در این است که در سایر الفاظ مخاطب به مجرد شنیدن لفظ، تفصیلا به معنا منتقل می شود ولی در اسماء اشاره و نظائرش متکلم ابتدا جهتی از جهات مشارالیه (مانند محلش) را بیان می کند و بعد از آن که مخاطب متوجه آن جهت شد، علم تفصیلی به آن معنا پیدا می کند. مثلا وقتی گفته می شود هذا الرجل، متکلم به این کلام به محل اشاره اشاره می کند و مخاطب بعد از آن که متوجه آن محل شد، معنا را تفصیلا درک می کند.

اشکال بر کلام محقق ایروانی

اولا شما در اشکال بر آخوند فرمودید شرط استعمال اسماء اشاره، اقتران به اشاره خارجیه نیست یعنی لازم نیست که با دست یا چشم اشاره شود به معنا ولی در نظر مختارتان می فرمایید به محل اشاره می کند. اگر اشاره، با اشاره خارجیه نباشد چطور می توان به محل معنا اشاره کرد؟!

ثانیا در موارد اشاره ذهنی، اگر می فرمایید ذهن منتقل می شود به جهتی از جهات آن معنا و سپس معنا را تفصیلا درک می کند – مضافا به این که حرف غلط است – در خیلی موارد مخاطب منتقل و ملتفت به محل اشاره نمی شود حتی ذهنا. مثلا شخصی می گوید آن مطلبی را که دیروز خواستم انجام بده در حالیکه مخاطب اصلا متوجه محل اشاره متکلم نمی شود و حال آنکه اسم اشاره در معنای حقیقی خود به کار رفته و مجازیتی احساس نمی شود.

قول آقای صدر

مثلا لفظ «هذا» در خود اشاره را همراه دارد ولی نه به این جهت که وضع شده باشد برای واقع اشاره و یا معنای مقید به واقع اشاره زیرا در این صورت دلالتش بر معنا دلالت تصدیقی خواهد شد – مراد ایشان از دلالت تصدیقی این نیست که موضوع و محمول و حکمی باشد بلکه به این معناست که دلالت این لفظ تنها عن شعور و التفات ممکن است – و حال آنکه دلالت الفاظ، دلالت تصوری است زیرا اگر این لفظ از لافظ غیر ذی شعوری نیز صادر شود، معنا به ذهن خطور می کند.

و هم چنین نه به این جهت که وضع شده باشد برای مفهوم اسمی اشاره، زیرا «هذا» و اشاره مترادفین نیستند.

بلکه «هذا» دلالت می کند بر نسبت اشاریه (واقع نسبت اشاریه، نه واقع اشاره و نه مفهوم اشاره) یعنی نسبت و ربطی که بین متکلم (مشیر) و مشار الیه وجود دارد همانطور که حرف «من» وضع شده است برای نسبت ابتدائیه. بنابراین «هذا» وضع شده است برای مفرد مذکری که طرف واقع می شود برای این نسبت اشاریه و اشاره بما انه امر نسبی تصوری در معنای آن اخذ شده کما این که ابتدائیت بما انه امر نسبی تصوری اخذ شده است در معنای «من».

اشکال بر کلام آقای صدر

اسم اشاره از معاریف است و لازمه معنایی که شما می کنید این است نکره باشد.

اما این کلام که دلالت الفاظ، دلالت تصوریه است نه دلالت تصدیقیه کلامی بدون برهان و دلیل است و از آن گذشته اگر در مورد برخی از الفاظ گفته شده باشد که دلالتشان تصوری است در مورد اسم اشاره کسی نگفته است که دلالتش تصوری است.

ان قلت: آیا اگر لافظ غیر ذی شعوری بگوید «هذا»، معنا به ذهن خطور نمی کند؟

قلت:  بله معنا به ذهن خطور می کند ولی این اخطار معنا به جهت دلالت انسیه است.

نظر مختار

اسم اشاره وضع شده برای این که دلالت کند مدخولش مشار الیه است (واقع اشاره نه مفهوم آن و نه نسبت اشاریه) لکن در نزد متکلم (نه در نزد مخاطب) همانطور که «من» دلالت می کند که مدخولش مبتدأ منه است. لذا این نقض که به مرحوم ایروانی وارد کردیم که گاهی متکلم اسم اشاره را استعمال می کند در حالیکه مخاطب حتی منتقل به محل اشاره نمی شود دیگر بر ما وارد نیست.

ان قلت: در این صورت باید دلالت اسم اشاره تصدیقی باشد نه تصوری.

قلت: بله تصدیقی است کما این که در جواب آقای صدر مطرح شد.

امر ثالث (استعمال حقیقی و استعمال مجازی)

استعمال حقیقی متوقف بر وضع واضع است و این مطلبی روشن است.

اما آیا استعمال مجازی متوقف بر وضع واضع است یا بر حسن طبع؟

نظر آخوند

آخوند می فرماید شبهه ای نیست که صحت استعمال مجازی به حسن طبع است نه به وضع واضع چون وقتی می گویند این استعمال صحیح است یعنی ذوق و طبع عرف آن را می پسندد و اگر می گویند صحیح نیست یعنی عرف نمی پسندد. مثلا اگر واضع بگوید من اجازه نمی دهم لفظ قمر را برای حسَن الوجه استعمال کنید، اگر کسی آن را در حضرت ابی الفضل سلام الله علیه استعمال کند همه می گویند چه استعمال به جایی است و اگر در جایی واضع، استعمال را اجازه دهد ولی عرف آن را نپسندد، استعمال صحیح نخواهد بود.

اشکال مرحوم آقای خوئی بر کلام آخوند

اصل این نزاع که آیا صحت استعمال مجازی، به وضع واضع است یا به حسن طبع است؟ متوقف بر دو مقدمه است: ۱- استعمال مجازی داشته باشیم. ۲- واضع یک شخص یا گروه خاصی باشد. ولی اگر یک یا هر دو مقدمه باطل باشد این بحث غلط است.

اما مقدمه اول: در این مسئله که آیا استعمال مجازی داریم و یا این که تمام استعمالات، استعمال حقیقی است؟ حق با سکاکی است و مستعمِل، لفظ را در غیر معنای حقیقی استعمال نمی کند بلکه ادعا می کند که رجل شجاع، اسد است و وقتی چنین ادعائی کرد، اسد را در معنای حیوان مفترس استعمال می کند. پس مجاز در اسناد است نه در استعمال.

دلیل این مطلب این است که ذوق عرفی می گوید بلاغتی که در جائنی اسد هست در جائنی رجل شجاع نیست.

و اما مقدمه ثانیه: بنابراین که وضع به معنای تعهد باشد هر مستعملی واضع است و وقتی همه واضع باشند دیگر معنا ندارد که شما بگویید به وضع واضع است یا به حسن طبع است.

جواب به مرحوم آقای خوئی

اما نسبت به مقدمه اول: شما قبول دارید که بعضی از استعمالات رکاکت دارد. مثلا فرمودید اسم به جای حرف نمی شود استعمال شود و لو مجازا. بنابراین همان بحث مطرح می شود که آیا صحت اسناد مجازی متوقف بر وضع است یا حسن طبع؟

اما مقدمه ثانیه: درست است که هر مستعمِلی واضع است ولی هر مستعملی واضع تبعی از آن واضع اولی است لذا نمی شود «من» را به جای ابتدا استعمال کرد. بنابراین تعهد باید مطابق با ذوق عرفی باشد.

اشکال محقق ایروانی

این که آخوند می فرماید استعمال در مواردی که مناسب با ذوق و طبع نیست استهجان دارد درست نیست زیرا اگر واضع ترخیص داده دیگر استهجان بی معناست بله چنین استعمالی لطفی ندارد.

بعید نیست این فرمایش مرحوم ایروانی درست باشد.

اشکالی دیگر از محقق ایروانی

اگر استعمال صحیح متوقف بر حسن طبع است معنایش این می شود که دلالت الفاظ بر معانی، ذاتی است که شما و دیگران از آن فرار می کردید.

مرحوم ایروانی می فرماید جواب این اشکال این است که دلالت همه الفاظ به وضع است منتها نه این که واضع، دو وضع داشته باشد: یکی وضع لفظ اسد برای حیوان مفترس و یکی هم وضع برای هر معنایی که مشابهت دارد در شجاعت. که بحث از این مطلب در جلسه آینده خواهد آمد ان شاء الله.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *