اصول-تقریر دوشنبه24/8/95-ترابی

ظهور صیغه افعل در امری که به داعی بعث باشد :
یکی از ادله اینکه صیغه امر ظهور در امری که به داعی بعث باشد انصراف صیغه امر در امری است که به داعی بعث باشد و این انصراف هم به دلیل غلبه استعمال صیغه امر در امری است که به داعی بعث باشد است
به این انصراف اشکال گرفته اند که گرچه استعمال صیغه امر در بعث زیاد است اما استعمال آن در معانی تهدید و تعجیز و امثال ذلک هم بسیار زیاد است لذا انصراف در معنای حقیقی صحیح نیست
این اشکال وارد نیست چراکه اینکه مجموع معانی مجازی بیش از معنای حقیقی باشد ضرری به حقیقت بودن آن در معنای حقیقی اش نمیزند چراکه در مجموع که استعمال نمیشود بلکه استعمال در تک تک معانی مجازی میشود و در صیغه امر هم استعمال در هریک از معانی مجازی بیش از معنای حقیقی نیست
ملاک اینکه لفظی انصراف به معنای جدید پیدا کند انس لفظ به معنای جدید در ذهن عرف است و با استعمالات متعدد در معانی مختلفه مجازی انس با هریک پیدا نمیکند
ان قلت : در صورتی که استعمال در معانی مجازی خیلی زیاد باشد گرچه انس با معانی مجازی خاصی پیدا نمیکند اما باعث میشود که انس آن با معنای حقیقی هم از بین برود
قلت : اولا این صحیح نیست که استعمال صیغه امر در اوامر غیر حقیقی اکثر باشد ثانیا همانطور که مرحوم آخوند فرموده اند استعمال کثیر اگر همراه با قرینه باشد باعث بهم خوردن ظهور نمیشود همانطور که استعمال اسد در رجل شجاع بسیار زیاد است ولی وقتی بدن قرینه بیاید همان حیوان مفترس فهمیده میشود ؛ و انصراف وقتی بوجود می آید که لفظ بدون قرینه در معنای جدید زیاد استعمال شود
لکن همانطور که قبلا هم گفته شد تحقیق این است که انصراف بطور کلی صحیح نیست

تفاوت انصراف با اطلاق:
انصراف دو قسم است ، گاهی موضوعی است که از غلبه استعمال نشأت میگیرد و گاهی هم حکمی است که به مناسبت حکم و موضوع بوجود می آید مثل اینکه مولی بفرماید اکرم العالم که به مناسبت حکم و موضوع میفهمیم مراد از عالم ، عالم دینی است که متدین باشد و مردم را به دین دعوت کند چراکه اکرام عالم به این دلیل است که مردم با اکرام آنها با دین آشنا شوند ؛ تفاوت این دو هم واضح است که در انصراف موضوعی اگر لفظ به تنهایی هم بیاید منصرف به معنای جدید است بخلاف انصراف حکمی و در صیغه افعل هم که گفته شده انصراف دارد مراد انصراف حکمی نیست بلکه انصراف موضوعی مراد است
تشخیص تفاوت این انصراف موضوعی با اطلاق ممکن نیست و بلکه این دو یکی هستند ، مثلا اعتق رقبه اطلاق دارد چراکه قیدی نیامده است و اگر رقبه به تنهایی هم استعمال شود بازهم معنای مطلق آن به ذهن می آید ، نکته مطلب هم این است که مرجع اطلاق در واقع انصراف است چراکه سر اطلاق این است که بنای عقلا این است که هرگاه قیدی در نظرش باشد قرینه بیاورد که انصراف هم همینطور است یعنی اگر بخواهد معنای دیگری را اراده کند باید قرینه بیاورد ، لذا مرحوم آخوند فرموده اند که کثرت استعمال مجازی همراه با قرینه باعث از بین رفتن معنای حقیقی نمیشود
ظهور صیغه افعل در امری که به داعی بعث باشد مسلم است و تفاوتی هم نمیکند که منشأ این ظهور وضع باشد یا اطلاق باشد یا انصراف و عرف هم تفاوتی بین اینها نمیگذارد

دلالت صیغه امر بر وجوب :
مرحوم آخوند فرموده اند در اصل ظهور صیغه در وجوب شکی نیست اما منشأ این ظهور را ایشان وضع میدانند
ان قلت : استعمال صیغه افعل در ندب زیاد است که همین منشأ انصراف میشود
قلت : استعمال آن در وجوب اگر بیش از استعمال در ندب نباشد فی غایه الکثره است و انصراف در صورتی پدید می آید که اکثر از استعمال حقیقی باشد
ان قلت : اگر استعمال در وجوب اکثر است پس شاید منشأ ظهور صیغه امر در وجوب انصراف باشد نه وضع
قلت : طبق مختار ما که تفاوتی بین انصراف و وضع نیست اما مرحوم آخوند میفرمایند اگر ظهور وضعی باشد استعمال آن در معنای مجازی اش نیازمند عنایت و علاقه است ولی استعمال لفظی که ظهور انصرافی در معنایی دارد در معنای دیگرش نیازمند عنایت نیست در مانحن فیه هم اگر صیغه افعل در استحباب استعمال شود نیازمند قرینه است در حالی که اگر انصراف بود استعمال در ندب هم استعمال در موضوع له بود و نیازمند قرینه نبود
در جواب مرحوم آخوند میتوان گفت که ایشان برهانی بر مدعای خود نیاورده اند و این تفاوت صرف ادعاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *