اصول-تقریر سه شنبه۱۴/۱۱/۹۳-مهدی هاشمی

جلسه هفتادم: سه شنبه: ۱۴/۱۱/۹۳

توجیه استاد فرق بین علم وجدانی و تعبدی در امکان تعبد:

با علم وجدانی امکان تعبد نیست چون تعبد به غرض تنجیز و تعذیر است اماره به این غرض تعبد می کشود کسی که قطع وجدانی تعذیر و تنجیز در حق محال است ، مخصوصاً بنابر مسلک حجیت ذاتی قطع ، وقتی قطع وجدانی دارم که شرب خمر حلال است اماره قائم شود بر حرمت معنا ندارد شارع بگوید اماره منجز است منجز است یعنی قطع تو عذر نیست وقتی حجیت قطع ذاتی باشد امکان نفی حجیت برای شارع نیست. برخلاف علم تعبدی که مکلف احتمال خلاف می دهد لذا شارع می توان حرمت را منجز کند نهایت این است که امراه با علم تعبدی تنافی دارد ، فی حد نفسه مقتضی تعبد هست. به خلاف قطع وجدانی که تنجیز و تعذیر در حق او معنا ندارد.

و از آنجائی که حجیت قطع به حکم عقل است تنافی و تعارض در حکم شرعی پیش نمی آید ، بلکه عقل حکم به وجوب متابعت از قطع کرده ، و نفی حجیت از جانب شارع را قبیح می داند.

بله اگر حجیت ذاتی قطع را منکر شویم امکان تعبد در هر دو وجود دارد.

جهت دوم: تقدم به حکومت است یا ورود

شهید صدر اصرار دارند که وجهی که آقای نائینی و آقای خوئی مطرح کردند حکومت است نه ورود ، در ابتدای بحث ورود را به دو قسم تقسیم می کنند:

ورود در یک تقسیم به دو قسم تقسیم می شود ؛ ورود حقیقی و ورود ادعائی.

ورود حقیقی: ورود به حسب معنای لغوی ، یعنی موضوع در دلیل محکوم به همان معنای حقیقی و لغوی است و با این حال دلیل وارد باعث از بین رفتن آن می شود ، مثل اینکه در یک دلیل می گوید: تا وقتی حجتی بر الزام نیامد می توانید برائت جاری کنید ، سپس در یک جعلی حکم به حرمت شئ کند و حجتی بر آن اقامه کند ، در اینجا ورود دلیل دوم نسبت دلیل اول با توجه به همان معنای حقیقی حجت است بدون اینکه تصرفی در معنای آن شده باشد یک مصداق حقیقی آنرا با تعبد به وجود آورده است.مثال حقیقی آن ورود امارات شرعیه بر قبح عقاب بلابیان است.

ورود ادعائی: ورود به حسب معنای مجازی منتهی مجاز به مسلک سکاکی ، یعنی موضوع در دلیل محکوم به معنای حقیقی نیست بلکه معنای مجازی اراده می شود ، و به این اعتبار دلیل دیگر وارد بر این دلیل می شود ، مثل اینکه می گوید: اکرم العلماء ، عالم را به معنای مایراه عالماً می گیرد ، بعد در دلیل دوم می گوید: الفاسق لیس بعالم ، اگر عالم به معنای حقیقی باشد دلیل دوم باعث تضیق نمی شود ، اما وقتی به معنای مایراه عالماً باعث دلیل دوم حقیقهً باعث تضیق دائر آن می گردد. یا مثل ورود ادله شرعیه بر رفع ما لایعلمون ، چون ورود بعد از این است که علم را به معنای ما یراه الشارع علماً بگیریم.

ورود ادعائی را مدرسه نجف حکومت تعبیر می کند.

اما در ما نحن فیه تقدم اماره بر استصحاب را به هر دو نحو از ورود می توان تقریب کرد:

ورود حقیقی:

برای تقریب ورود حقیقی اماره نسبت به استصحاب دو بیان وجود دارد:

بیان اول: متفاهم عرفی از علمی که در غایت استصحاب و سایر اصول عملیه أخذ شده است مطلق حجت است نه قطع وجدانی ، و اماره حقیقه حجت است لذا با تعبد شارع یک مصداق حقیقی برای حجت محقق می شود.

بیان دوم: مراد از علم و یقین خصوص علم وجدانی است الا اینکه مراد از متعلق آن اعم از واقعی و ظاهری است ، مثلا می گوید:”حتی تعلم انه حرام” چه حرام واقعی باشد و چه ظاهری ، که حکم ظاهری به واسطه حجت محقق می شود ، لذا وقتی اماره قائم می شود مصداق حقیقی موجود می شود.

اما در نقد هر دو بیان می فرمایند: حمل علم بر اعم از علم وجدانی و تعبدی ، و یا متعلق بر اعم از واقعی و ظاهری خلاف ظاهر است.

ورود ادعائی:

ورود ادعای اماره نسبت به استصحاب به این بیان است که مراد از علم در استصحاب و سایر اصول به معنای لغوی نیست ، بلکه علم یعنی مایراه الشارع علماً ، لذا وقتی اماره را حجت قرار داد و آنرا علم اعتبار کرد یک مصداق از مایراه الشارع علماً محقق می شود. اگر علم را به معنای حقیقی خودش بگیریم دلیل حجیت دیگر علم حقیقی درست نمی کند ، وقتی مصداق حقیقی درست می کند به نحو مجاز سکاکی معنای علم را تغییر دهیم و به معنای مایراه علماً بگیریم در این صورت مصداق حقیقی محقق می شود.

این بیان در کلمات آقای نائینی آمده منتهی از آن به حکومت تعبیر می کنند.اما تعبیر ایشان صحیح نیست ؛ چون اگر علمی که در ادله اصول أخذ شده است را به معنای مایراه الشارع علماً گرفتید تقدم اماره بر اصل به نحو ورود می شود چون با حجیت اماره آنهم به نحو اعتبار علم یک مصداق حقیقی علم محقق می شود و حقیقه موضوع اصل از بین می رود ، و اگر علم را به معنای لغوی و حقیقی آن گرفتید در این صورت دلیل حجیت اماره نسبت به استصحاب نه ورود دارد و نه حکومت.

توضیح استاد برای کلام شهید صدر:

حکومت امارات بر اصول حکومت واقعی است ؛ چون وقتی اماره هست واقعاً استصحاب نیست ، نه اینکه استصحاب واقعاً باشد و ما به خاطر اماره به خلاف رفت باشیم ، بر خلاف حکومت اماره نسبت به احکام واقیعه که حکومت ظاهری است ، یعنی اگر اماره خلاف واقع باشد واقع عوض نمی شود ، در حکومت واقعی چون توسعه در واقع می دهد کشف خلاف معنا ندارد ، اما در حکومت ظاهر چون توسعه در واقع نمی دهد کشف خلاف معنا دارد.

حال وقتی شارع می گوید: لاتنقض الیقین بالشک ولکن انقضه بیقین آخر ، بعد برای اماره جعل حجیت می کند و آنرا علم اعتبار می کند ، جعل حجیت برای اماره از دو حال خارج نیست ، یا باعث توسعه در موضوع استصحاب می شود و یقین در استصحاب به معنای اعم از یقین وجدانی و یقین تعبدی می شود ، در این صورت نسبت اماره به استصحاب ورود است نه حکومت ، چون موضوع یقین به معنای اعم است و با تعبد به اماره یک مصداق حقیقی محقق می شود.[به تعبیر دیگر با وجود تعبد به اماره کشف می کنیم که موضوع در مقام ثبوت اعم از یقین وجدانی و تعبدی بوده است در این صورت دلیل اماره ورود بر استصحاب دارد.]

اما اگر اماره توسعه در موضوع استصحاب ندهد و موضوع همچنان فقط یقین وجدانی باشد حکومت واقعی نمی شود حکومت ظاهری می شود.

دفاع استاد از مدرسه نجف:

جناب استاد در نقد کلام شهید صدر و دفاع از آقای نائینی و خوئی و آیت الله تبریزی دو جواب نقضی و حلی از اشکال ایشان می دهند:

جواب نقضی :

 در مثل “الفقاع خمر استصغره الناس همه قبول دارند که حکومت واقعی است ، در حالی که اگر بیان ایشان تمام باشد باید بگویند:ورود است در حالی که همه می گویند حکومت واقعی دارد.

جواب حلی :

حکومت واقعی این نیست که مورد دلیل حاکم قطعاً در همان جعل [دلیل محکوم] داخل شود ، مثلا شارع می گوید: الخمر حرام ، این دلیل فقط کاشف از این است که در مقام ثبوت حرمت برای خمر جعل شده است ، وقتی در دلیل دیگر فقاع را به خمر ملحق می کند کشف می کنیم که در مقام ثبوت دو جعل دارد در یک جعل حرمت را برای خمر جعل کرده است و در جعل دیگر حرمت را برای فقاع جعل کرده است ، حال در مقام اثبات حرمت فقاع را با دو بیان می تواند به مکلف برساند ، یا می گوید الفقاع حرام ، یا می گوید الفقاع خمر استصغره الناس تا شدت حرمت را بفهماند. خلاصه اینکه در حکومت الفقاع خمر لازم نیست که خمر را به معنای اعم بگیریم ، بلکه خمر به همانمعنای حقیقی خودش است منتهی یک مورد دیگر به نام فقاع را شارع اضافه می کنند ، پس توسعه در واقع داده شده است ولی توسعه در موضوع جعل اول داده نشده است لذا ورود نمی شود.

در تقدم اماره بر اصل هم می گوئیم: یک خطاب داریم مثل “رفع ما لایعلمون و یک خطاب داریم که الاماره حجه ، حال نمی دانیم مقصود شارع این است که علم در ما لایعلمون اعم از علم وجدانی و تعبدی ، یا اینکه خصوص علم وجدانی منتهی مورد قیام اماره را استثناء کرده است رفع ما لایعلمون وجداناً الا فی موارد قیام الحجه.

حال آقای نائینی می گویند: از آنجائی که ظهور علم در علم وجدانی است ، و حمل بر اعم خلاف ظاهر است نمی توانیم بگوئیم نسبت اماره به اصل ورود است ، همانطور که در الفقاع خمر ظهور خمر در خمر وجدانی است نه اعم است نهایتش این است که یک استثناء خورده است ، در ما نحن فیه هم چون علم به معنای اعم خلاف ظاهر است به معنای علم وجدانی می گیریم و نهایت قیام اماره را استثناء می گیریم ، ولکنه انقضه بیقین وجدانی آخر او بقیام الاماره.

به نظر ما اینکه آقای صدر می گویند: تقدم به وجهی که آقای نائینی ذکر می کنند ورود ادعائی است ، و مدرسه آقای نائینی از آن تعبیر به حکومت می کنند ، صحیح نیست ؛ آنچه را آقای صدر ورود ادعائی می خواند در مسلک اقای نائینی هم ورود است ؛ چون ورود در جائی است که بعد از تعبد شارع مصداق حقیقهً پیدا می شود ، وقتی علم را به معنای مایراه  الشارع علماً گرفتید با تعبد شارع یک مصداق حقیقی ایجاد می شود.

در لاتنقض الیقین بالشک بل انقضه بیقین آخر ، وقتی شارع اماره را حجت قرار داد دو احتمال دارد: اول: اینکه کشف می کنیم که مراد از یقین اعم از یقین وجدانی و تعبدی است ، دوم اینکه یقین اعم نیست ، بلکه خصوص یقین وجدانی است منتهی یک مورد را اضافه می کند ؛ انقضه بقیین آخر و قیام اماره أخری ، ولکن در مقام اثبات با این تعبیر الاماره علم بیان کرده است.

اشکال استاد بر مدرسه نجف:

فقط یک اشکال به بیان آیت الله تبریزی و دیگران وارد است ، از آنجائی که بین ورود و حکومت هیچ اثر عملی وجود ندارد نمی توانبا تمسک به ظهور احتمال ورود را نفی و حکومت را ثابت کنیم ؛ شما می گوئید: ظاهر علم علم وجدانی است ، و حمل بر اعم خلاف ظاهر است ، حجیت ظواهر در جائی است که اثر عملی داشته باشد. لذا نمی توان گفت تقدم اماره بر استصحاب به ورود است یا به حکومت.

البته شهید صدر سه اثر را به عنوان نمونه ذکر کرده اند ، اما خودشان اشکال کرده اند ، و به نظر ما هم هیچ ثمره ای بر حکومت و ورود مترتب نمی شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *