اصول- تقریر یکشنبه23/8/95-ترابی

مرحوم شهید صدر دو تقریب برای اینکه صیغه امر ظهور در طلب نفسی دارد بیان کرده اند :
تقریب اول ایشان این است که صیغه امر پنج مدلول دارد
مدلول اول : به دلالت تصوریه مطابقیه دلالت میکند به نسبت ارسالیه لذا اگر از غیر ذی شعور هم صادر شود همین معنی به ذهن می آید
مدلول دوم : دلالت تصوریه التزامیه بر اراده متکلم دارد چراکه غالبا متکلم اضرب را همراه با اراده ماده ستعمال میکند
مدلول سوم : دلالت تصدیقیه مطابقیه دارد بر نسبت ارسالیه
مدلول چهارم : دلالت تصدیقیه التزامیه بر اینکه متکلم اراده ماده هم کرده است
وقتی مدلول تصوری التزامی صیغه امر در اراده است مقتضای اصاله التطابق بین مدلول تصوری و تصدیقی این است که استعمال صیغه امر هم به داعی بعث استعمال میکند و همین یعنی ظهور امر در طلب نفسی
مدلول پنجم : اگر طلب همان اراده باشد گفته شد که صیغه امر دلالت التزامی بر اراده هم دارد و اما اگر طلب غیر از اراده باشد و معنای طلب سعی نحو المقصود باشد صیغه امر میشود یکی از مصادیق طلب چراکه با این امر سعی نحو المقصود کرده است

التحقیق :
لب کلام ایشان این است که چون صیغه امر غلبه استعمال دارد در اینکه به داعی بعث باشد ظهور انصرافی پیدا میکند و نیازی به این راه طولانی ایشان نیست
صحیح این است که انصراف به معنای اینکه موضوع له چیزی باشد ولی لفظ منصرف در معنای دیگری باشد از اساس مورد قبول نیست بلکه انصراف به نظر ما وضع تعینی جدید است
تفاوت بین انصراف و اطلاق هم قابل تشخیص نیست و اثری هم ندارد که مثلا ظهور صیغه افعل در بعث وضعی باشد یا اطلاقی باشد یا انصرافی

تقریب دوم :
در همه دواعی که صیغه امر در آنها استعمال میشود ابتدا باید صیغه امر همراه با اراده استعمال شده باشد تا آن داعی محقق شود یعنی ابتدا باید صیغه امر با اراده صادر شده باشد تا تعجیز محقق شود اما اگر به داعی بعث باشد لازم نیست قبل از آن صیغه همراه با ارده تعجیز و تهدید باشد ، پس در صورت بعث مؤونه کمتری از صور دیگر وجود دارد
التحقیق :
اراده ماده با اراده تهدید و تعجیز متفاوت است و نباید بین این دو خلط شود لذا اینکه صیغه امر در هر داعی که باشد باید قبل از آن اراده وجود داشته باشد به معنای اراده ماده نیست بلکه اراده تهدید و تعجیز است و اینطور نیست که اراده ماده در همه موارد وجود داشته باشد

مطلب دوم : معانی صیغه امر
آیا صیغه امر معانی متعدد دارد یا اینکه یک معنی دارد و دواعی متعدد است ؛ مشهور متاخرین فرموده اند که صیغه امر یک معنی دارد و اختلاف در دواعی است
اما مرحوم خویی طبق مبنای خود در انشائات فرموده اند گاهی اعتبار بعث میکند و ابراز میکند و گاهی اعتبار تعجیز میکند و ابراز میکند و هکذا در امتحان و تهدید لذا وقتی دواعی مختلف شد معانی هم متفاوت میشود
مرحوم صدر اشکالاتی به ایشان وارد کرده اند
اول اینکه مبنای ایشان باطل است
دوم اینکه لازمه کلام شما این است که درموارد استعمال در تعجیز و امثال ذلک مستعمل فیه نداشته باشد چراکه تهدید و تعجیز در صورتی واقع میشود که بعث و ارسال در صیغه افعل وجود داشته باشد یعنی ابتدا باید صیغه افعل دال بر امر باشد تا تعجیز محقق شود ، معنای صیغه امر در صورت تعجیز عجزتُ نیست بلکه امر میکند و ارسال میکند اما به داعی تعجیز
التحقیق:
طبق مبنای مرحوم خویی ماده امر استعمال شده در خود عجز نه اینکه استعمال شده باشد در امربه ماده لذا این اشکال به ایشان وارد نیست که طبق مبنای مرحوم خویی دیگر در دواعی عجز و امثال ذلک مستعمل فیه وجود ندارد البته این اشکال به مرحوم خویی وارد است که عجز از ضرب غیر از اضربی است که به داعی عجز صادر شده باشد یعنی معنای اضرب عجز از ضرب نیست بلکه امری است که به داعی عجز صادر شده است

سپس مرحوم صدر به مرحوم آخوند نسبت داده اند که دلیل اینکه صیغه دلالت بر بعث میکند این است که علقه وضعیه مقید است به اینکه به داعی بعث و زجر باشد و به ایشان اشکال کرده که اگر حقیقت وضع امر اعتباری باشد مقید کردن آن معقول است اما طبق مبنای مختار که وضع قرن اکید است دیگر نمیتوان آنرا مقید کرد و مشروط کرد به اینکه به داعی بعث باشد چراکه قرن اکید وجود است و وجود معلق نمیشود
در مباحث وضع مفصل بحث شد که کلمات ایشان اساسی ندارد ضمن اینکه در جلسات قبل گذشت که مرحوم آخوند میفرمایند موضوع له مقید میشود نه اینکه علقه وضعیه مقید باشد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *