اصول- متن۷/۱۰/۹۳-رمضانی

۷ / ۱۰ / ۱۳۹۳

فرع : جریان استصحاب صحت عبادت :

کلام مرحوم شیخ انصاری ره در رسائل :[۱]

ایشان می فرماید اگر کسی چیزی را در عبادت اضافه کرد که شک در مانعیت آن داشت مثل خندیدن آهسته در نماز یا چیزی را از عبادت کم کرد که شک در جزئیت آن داشت و به همین خاطر شک در صحت و فساد عبادت کرد کسانی همچون شیخ طوسی و علامه حلی استصحاب صحت عبادت جاری می کنند .

به این استصحاب صحت اشکال شده که مقصود شما از این صحت چیست ؟

اگر صحت فعلیه واقعیه است که این نماز حتی بعد از بکاء هم صحیح است این صحت مشکوک است چون اگر این بکاء مانع باشد از اول شک در صحت این نماز داریم یعنی صحت نماز به شرط متأخر است اگر کسی از اول که نماز می خواند فی علم الله در اثناء وضویش باطل می شود این نماز از اول صحیح نیست نه که از ابتدا صحیح باشد بعد که وضویش باطل شد بگویند نمازش باطل می شود[۲]

لذا بعضی در حرمت ابطال نماز به این تمسک کردند که « لا تبطلوا اعمالکم » که نهی است و ظهور در حرمت دارد در آنجا در جواب از این آیه شریفه گفتند کسی که وسط نماز پشت به قبله می کند این ابطال نیست بلکه این نماز از اول باطل واقع شده[۳] لذا در رساله می نویسند که اگر کسی جایی نماز می خواند که در معرض استدبار قبله است و علم دارد به خاطر ازدحام حولش می دهند و لو استدبار قبله پیش نیاید نماز باطل است لذا در نماز خلف المقام که انسان علم دارد حولش می دهند می آید دو رکعت هم عقب تر می خواند .

اگر بخواهید صحت اجزاء سابقه را استصحاب کنید و منظور شما صحت تأهلیه اجزاء باشد به این معنی که اگر سائر اجزاء بدون هیچ نقصی و خللی به اجزاء سابقه ملحق شود آن اجزاء صحیح است و می تواند اثر داشته باشد

این فرض نیز صحیح نیست چرا که صحت تأهلیه اجزاء سابق مشکوک نیست بلکه یقینی است چرا که گفتند قضیه شرطیه صادق است و لو با کذب شرط مثل « لوکان فیهما آلهه الا الله لفسدتا » در اینجا هم می گوییم اجزاء سابق صحیح هستند اگر اجزاء بعدی ملحق شوند .

بعد مرحوم شیخ ره تفصیلی می دهد که اگر شک در جزئیت آنچه که کم گذاشته باشد یا شک در مانعیت چیزی که اضافه شده باشد استصحاب صحت فائده ای ندارد و همان اشکالی که بالا گفته شد وارد است اما اگر شک در قاطعیت شئ موجود باشد می توانیم استصحاب هیئت اتصالیه کنیم .

توضیح مطلب :

از بعضی روایات مثل « القهقهه تقطع الصلاه » یا « الحدث تقطع الصلاه » که تعبیر تقطع دارد می فهمیم نماز یک هیئت اتصالیه دارد که اگر آن هیئت اتصالیه از بین برود دیگر صدق صلاه نمی کند مثل هیئت اتصالیه میز که اگر از بین برود دیگر صدق میز نمی کند می شود چوب بعضی امور مثل نجاست مانع نماز هستند نه قاطع آن اما بعضی امور مثل قهقهه قاطع نماز هستند و این تفصیل را از لسان روایات استفاده می کنیم که در موارد قاطعیت نماز اگر شک کردیم استصحاب هیئت اتصالیه می کنیم یعنی می گوییم اجزاء سابق قبلا قابلیت اتصال به اجزاء لاحق را داشت الان هم می گوییم دارد .

اشکالات مرحوم خوئی ره به شیخ اعظم ره :[۴]

اشکال اول : قاطع و مانع صرف جعل اصطلاح است و دلیل ندارد :

این که می گویید ما یک قاطع داریم یک مانع داریم تنها صرف الفاظ است و دردی را دوا نمی کند قطعا اشیائی هست که وجودش در نماز اخذ شده و نبودش به نماز ضرر می زند و همینطور اموری هستند که عدمش در نماز اخذ شده و وجودش به نماز ضرر می زند حالا این ضرر رساندن به نماز را می خواهید بگویید مانع نماز است یا بگویید قاطع نماز است .

بله این درست است که موانع دوقسمند یک سری عدمش اخذ شده در اثناء اجزاء صلاه یعنی اگر این مانع در زمانی که ذکر نمی گوید ایجاد شود دیگر مانع نماز نیست مثل این که کسی وسط نماز ذکر گفتن را قطع کند و مثلا تلفن یا آیفون را جواب دهد و یک سری موانع در اکوان متخلله نیز اگر ایجاد شود مانع نماز است مثل حدث که عدمش در اکوان متخلله هم اخذ شده

مثال دیگر برای قسم اول این که گفتند اگر کسی در اثناء صلاه نجاستی در بدن ببیند که قطع  دارد از قبل بوده و بعضی اجزاء صلاه را با همان وضع انجام داده و لو همانجا لباسش را بشوید یا عوض کند نمازش باطل است اما اگر یک نجاست تازه ای ببیند که نمی داند از قبل است یا الان ریخته اگر همان موقع تطهیر کند نمازش درست است چون نجاست در اکوان متخلله مانع نیست بلکه انجام اجزاء صلاه با آن حال مانع نماز است بدلیل صحیحه زراره که وقتی از نجاست اثناء نماز سؤال کرد حضرت فرمود « لانه شئ اوقع علیک » اما حدث هر کجای نماز و لو در اکوان متخلله از مصلی صادر شود طهارت گرفتن در اثناء نماز مشکلی را حل نمی کند و دیگر نماز باطل می شود .

حالا ممکن است کسی بگوید آن موانعی که عدمش در اکوان متخلله هم شرط است قاطع تعبیر می شود و از موانع دیگر تعبیر به مانع می شود اما همه ی اینها جعل اصطلاح است .

اشکال دوم : قاطع از حیث دیگر مانع است :

اگر بپذیریم که قاطع غیر از مانع هست می گوییم آنچه که قاطع هیئت اتصالیه نماز است از این حیث که قاطع هیئت اتصالیه است قاطع نام دارد و از این حیث که عدمش در نماز اخذ شده مانع نماز است پس از یک حیث استصحاب جاری می شود و از حیث دیگر استصحاب جاری نمی شود پس نباید به طور مطلق قائل به جریان استصحاب شویم .

اشکال سوم : عین اشکالات استصحاب صحت در استصحاب هیئت اتصالیه وارد است :

اگر بپذیریم که قاطع غیر از مانع هست و تنها یک حیث دارد باز هم استصحاب هیئت اتصالیه جاری نمی شود و همان اشکالاتی که شیخ بر استصحاب صحت وارد کرد بر استصحاب هیئت اتصالیه نیز وارد می شود چون می گوییم شما یا می خواهید استصحاب هیئت اتصالیه کل کنید که حالت سابقه ندارد و یا می خواهید استصحاب هیئت اتصالیه اجزاء سابقه کنید که این نیز مشکوک الارتفاع نیست چون الشئ لا ینقلب عما هو علیه .

نظر استاد حفظه الله در اشکالات سید خوئی ره :

به نظر ما اشکال دوم و سوم وارد نیست

اما اشکال سوم وارد نیست چون :

هیئت اتصالیه غیر از صحت است تا شما بگویید یا صحت کل را استصحاب می کنید یا صحت بعض اجزاء را بلکه هیئت اتصالیه هیئتی است که باید در تمام لحظات نماز باشد و هر وقت شک کردیم این هیئت اتصالیه باقی است یا نه استصحاب می کنیم اگر چه با بهم خوردن هیئت اتصالیه نماز از ابتدا باطل می شود .

از این بیان معلوم شد که اشکال دوم هم وارد نیست چون :

درست است که چیزی مثل قهقه دو حیث دارد یکی قاطعیت و یکی مانعیت اما وقتی استصحاب هیئت اتصالیه  جاری شد و صحت درست شد دیگر شک در مانعیت نداریم چون آن چیز از این حیث که قاطع هیئت اتصالیه نماز است عدمش در نماز شرط شده و حالا با استصحاب هیئت اتصالیه دیگر آن چیز قاطع نیست و عدمش در نماز شرط نیست تا مانع باشد

بله اشکال اول درست است که ما فرقی بین قاطع و مانع نیست اینها چیز هایی است که اگر به عوام الناس بگویید یا به فقهاء بگویید خیلی قابل اثبات نیست لذا فرمایش شیخ اعظم تمام نیست

[۱] فرائدالأصول، ج ۲، صفحه ۶۷۰  الامر الثامن

[۲] چه فرقی می کند بگوییم این نماز از ابتدا باطل بوده یا از زمانی که مبطل می آید باطل می شود در هر صورت این نماز فائده ای ندارد و اصلا اگر این طور بود خوب بود کسی نماز نخواند چون ممکن است فی علم الله در اثناء این نماز مبطلی از مکلف صادر شود و اصلا نمازش از اول باطل باشد و دیگر هیچ کس هنگام ورود به نماز علم به صحت نمازش پیدا نمی کرد چون ممکن است فی علم الله مبطلی در اثناء از او صادر شود بله در جایی که شخص خودش علم دارد در وسط نماز مبطلی از او سر می زند این نمازش از همان ابتدا باطل است چون اختلال در نیت ایجاد شده و اصلا این کلام استاد قابل فهم نیست یعنی چه صحت فعلیه واقعیه ؟ بلکه کلام مرحوم شیخ ره نیز این نیست بلکه ایشان می فرماید شما یا صحت کل نماز را می خواهید استصحاب کنید یا صحت اجزاء سابق را صحت کل نماز که نمی شود چون هنوز کل نماز محقق نشده تا شما بخواهید صحت کل را استصحاب کنید و صحت اجزاء هم نمی شود چون شکی در صحت اجزاء سابقه نداریم تا نیاز به استصحاب آن باشد

[۳] اگر قرار باشد با ایجاد مبطل در اثناء نماز بگوییم این نماز از ابتدا باطل بوده پس دیگر نمی توان قائل به حرمت ابطال نماز شد چون شما هر دلیلی بر حرمت ابطال نماز بیاورید ما می گوییم این که ابطال نیست بلکه نماز از ابتدا باطل بوده مگر که بگویید انجام عمل از ابتدا به طوری که مبطل باشد نیز حرام است مثلا شخصی بدون وضو بایستد نماز بخواند که البته یکی از وجوه احتمالی که مرحوم شیخ ره برای معنای لا تبطلوا بیان می کند همین معنی است

و اصلا مرحوم شیخ می فرماید عده ای به جای تمسک به استصحاب صحه به این آیه شریفه تمسک کردند تا بگویند این شخص شاک حق ندارد نمازش را رها کند و باطل کند و بعد جواب می دهد که چند معنی برای این آیه محتمل است ….( رجوع شود به فرائدالأصول، ج ۲، صفحه ۴۹۰ انتهای صفحه )

[۴] مصباح‏الأصول، ج ۳، صفحه ۲۱۱ انتهای صفحه