اصول-متن جلسه۴۸-دو شنبه-۲۱دی۹۴-اشرفی

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین.

دوشنبه ۲۱/۱۰/۹۴

کلام آقای صدر در معنای جمله انشائیه

کلام ایشان در ضمن سه مطلب است.

مطلب اول: مستعمل فیه در جمله خبریه و جمله انشائیه واحد است لکن این اتحاد در خصوص صیغ مشترکه هست.

مطلب دوم: ایشان ترقی می کند و می فرماید ممکن است بگوییم ایجادیت و حکایت داخل در مدلول تصوری جمله خبریه و انشائیه است.

مطلب سوم: مجددا ترقی کرده می فرماید ممکن است این حرف را در بعضی از صیغ مختصه هم بزنیم.

مطلب اول: در این مطلب باید در دو جهت بحث کنیم:

جهت اولی: آیا مستعمل فیه در جمل اخباری و جمل انشائی مثل «بعت» متحد است یا فرق می کند؟ اگر ملتزم شویم که مستعمل فیه در این دو جمله فرق می کند، باید یا ملتزم شویم که مثلا «بعت» مشترک لفظی است و هم وضع شده برای اخبار و هم وضع شده برای انشاء، یا این که بگوییم فقط وضع شده برای اخبار و در انشاء مجازا استعمال شود.

جهت ثانیه: اگر مستعمل فیه در هر دو واحد است، نقطه‌ی فرق و امتیاز «بعت»ی اخباری از «بعت»ی انشائی چیست؟ زیرا بالوجدان و در ارتکاز همه این دو جمله با هم فرق دارند و اگر معنا و مستعمل فیه یکی باشند، پس فرقشان در کجاست؟

تبیین جهت اولی: مستعمل فیه در «بعت»ی اخباری و در «بعت»ی انشائی یکی است.

توضیح مطلب: جمل اخباریه سه قسم هستند: جمل اخباریه اسمیه، جمل اخباریه فعلیه و جمل اخباریه مزدوجه.

اما در جمل اخباریه اسمیه مثل «زید قائم»، هم مفهوم زید و هم مفهوم قائم در ذهن موجودند و بین این دو وجود ذهنی، نسبت و ربط وجود دارد که آن نسبت، نسبت تصادقیه است. نسبت تصادقیه به این معناست که از مجموع دو مفهوم زید و قائم، یک چیز را در خارج می بینیم و یک واقع را ارائه می دهند.

در جمل اخباریه فعلیه هم همینطور است. وقتی می گوییم «ضربَ زیدٌ» یک وقت از ضرب، حدث ضرب و از زید، زید بما انه شخص را در نظر می گیریم که در این صورت تصادقی نیست و یک وقت از ضرب، ضرب بما انه حادثه خاصه و از زید، زید بما انه طرف لتلک الحادثه و فاعل للضرب را در نظر می گیریم که در این صورت می بینیم «ضرب زیدٌ» یک حدث واحد را در  خارج نشان می دهد و حکایت از تحقق آن دارد.

بنابراین مستعمل فیه در جمل خبریه نسبت تصادقیه در وعاء تحقق و خارج است.

اما ممکن است گفته شود وقتی «بعت» انشائی است، درست است که از یک وجود حکایت می کند و نسبت تصادقیه وجود دارد ولی وعاء آن نسبتِ تصادقیه، وعاء اعتبار است، یعنی در وعاء اعتبار، «بعت» حکایت می کند از نسبت تصادقیه نه در وعاء خارج.

لکن از این شبهه جواب می دهیم که وعاء در هر دو جمله یکی است و وعاء اعتبار نیز وعائی غیر از خارج نیست. اعتبار تعلق می گیرد به وجود خارجی مثلا یک وقت در خارج تکوینا آب وجود دارد و یک وقت در خارج اعتبار می کنیم آب را. یا مثلا وقتی می گوییم «زید اسدٌ» زید را اسدِ در خارج اعتبار می کنیم نه این که در وعاء اعتبار زید را اسد اعتبار کنیم و الا گفتن این جمله و این اعتبار بی معناست چون آنی که شجاع است اسد در عالم خارج است نه اسد در عالم اعتبار. پس معتبَر امری خارجی است و وعاء اعتبار، همان خارج است.

بنابراین مستعمل فیه در جمله خبریه و مستعمل فیه در جمله انشائیه یکی است و هر دو به معنای نسبت تصادقیه در وعاء تحقق هستند و فرقشان تنها در محکی است. محکی در جمله خبریه با غمض عین از این جمله موجود است، اما محکی در جمله انشائیه با همین کلام به وجود می آید و در طول آن می باشد.

ان قلت: شما در مقام اشکال بر مرحوم آقای خوئی فرمودید نسبت در «هل زید قائمٌ» نسبت تصادقیه خارجیه نیست و با نسبت در مثل «زید قائم» فرق می کند بنابراین معنای مستعمل فیه در انشاء نمی تواند با معنای مستعمل فیه در اخبار یکی باشد.

قلت: امثال «بعت»ی انشائی و «انت حر» انشائی (صیغ مشترکه) با «هل زید قائم» تفاوت می کنند. نسبت تصادقیه در «هل زید قائم» در وعاء استفهام است اما در «بعت» نسبت تصادقیه در وعاء خارج است.

تبیین جهت ثانیه: فرق این دو جمله در داعی است. تکلم به «بعت»، فعلی اختیاری است و داعی می خواهد. داعی در مقام اخبار این است که حکایت کند از «بعت» در خارج در حالیکه وجود بیع در خارج مفروغ عنه است و داعی در مقام انشاء این است که می خواهد ایجاد کند آن وجود را در خارج.

بنابراین اختلاف جمله خبریه و جمله انشائیه در معنا نیست بلکه در داعی است.

توضیح مطلب دوم: مدلول تصدیقی همیشه سنخیت و مناسبت با مدلول تصوری دارد. اگر قرار باشد مراد تصوری در «بعت»ی اخباری و «بعت»ی انشائی یکی باشد، معنا ندارد که در جایی، مدلول تصدیقیش اخبار و در جایی، انشاء باشد. بنابراین باید مدلول تصوریشان نیز فرق کند.

اگر بخواهد مدلول تصوری فرق کند باید قصد حکایت و قصد ایجاد داخل در مدلول تصوری باشد. بنابراین وقتی متکلم، در مقام اخبار می گوید «بعت» معنایش نسبت تصادقیه حکائیه است یعنی این دو مفهوم از یک واقع واحدی حکایت می کنند که آن واقع واحد با غمض عین از این کلام موجود است. ولی در جمله انشائی مستعمل فیه، نسبت تصادقیه ایجادیه است یعنی این دو مفهوم از یک حقیقت حکایت می کنند ولی آن یک حقیقیت به وسیله این کلام ایجاد می شود و با غمض عین از آن موجود نیست.

اشکال بر کلام آقای صدر

در جمل اخباریه مانند «زید قائم» یا «انت حر»، حکایت دو مفهوم از فرد خارجی نمی تواند به تنهایی مفاد جمله باشد و احتیاج به چیز دیگری دارد که آن چیز، حکم است.

توضیح مطلب: اگر شخصی هر یک از این دو مفهوم را در ذهن بیاورد و علم به این داشته باشد که مثلا زید منطبق بر قائم خارجی است و از دریچه او می تواند نظر به قائم کند یا بالعکس، مفاد جمله خبریه و نسبت تصادقیه محقق نشده است. قطعا مفاد جمله «زید قائم» غیر از آن است که مفهوم زید همانی را نشان می دهد که مفهوم قائم نشان می دهد.

لذا وقتی به این شخص می گوییم حکم کن که زید، قائم است می تواند استنکاف کرده از حکم بپرهیزد. کما این که حاکم ممکن است در ماه رمضان، هلال شوال برایش ثابت شود ولی حکم نکند.

اما نسبت به جمل انشائیه: اگر کسی «انت حر» را در ذهن بیاورد و نسبت تصادقیه در ذهن او محقق شود و وجود مُنشأ را در ذهن در نظر بگیرد و مثلا عواقب آن را نیز تصور کند ولی هنوز قصدی برای ایجاد این معنا در خارج نداشته باشد، انشائی محقق نشده است. یا مثلا کسی که در کلاس درس برای آموزش می گوید «بعت داری» و این الفاظ را استعمال می کند بدون این که قصد بیع داشته باشد، واقعا بیع نکرده است. بنابراین انشاء قصد می خواهد و شما باید قصد را داخل در مدلول تصوری کنید.

توضیح مطلب سوم: ممکن است بگوییم این که نسبت در جمل انشائیه، نسبت تصادقیه‌ی ایجادیه است،  منحصر نیست به صیغ مشترکه بلکه در صیغ مختصه هم می آید.

اما ابتدا بیان می کنیم وجه انحصار به صیغ مشترکه چه می تواند باشد و بعد وجه عدم انحصار را بیان می داریم.

وجه انحصار این است که نسبت تصادقیه ایجادیه در امثال بیع و نکاح و طلاق معنا دارد ولی در امثال ترجی و تمنی و استفهام بی معناست زیرا این امور حقیقتی است در نفس متکلم و به وسیله لفظ چیزی ایجاد نمی شود.

وجه عدم انحصار: یک ترجی در نفس داریم و یک ترجی انشائی داریم، یک طلب در نفس داریم و یک طلب انشائی داریم. ما با ترجی و طلب حقیقی که در نفس است کاری نداریم. مهم وجود انشائی این امور است . به وسیله لفظ، ترجی و طلب انشائی موجود می شود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *