اصول-متن جلسه۴۹-سه شنبه-۲۲دی۹۴-اشرفی

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین.

سه شنبه ۲۲/۱۰/۹۴

کلام در معنای جمل انشائیه بود. بیان شد این جمل دو قسم اند، یک قسم، جملی که مشترکه اند یعنی هم در اخبار و هم در انشاء استعمال می شوند و یک قسم جملی که مختصه اند یعنی فقط در انشاء استعمال می شوند.

اما قسم مشترکه:

آقای صدر آخرین قولی که اختیار کرد این بود که «بعت»ی اخباری با «بعت»ی انشائی علاوه بر مدلول تصدیقی در مدلول تصوری نیز با هم فرق دارند.

خلاصه کلام ایشان این بود که وقتی می گوییم «انت حر» یا «بعت» (چه در مقام اخبار و چه در مقام انشاء) یک نسبت تصادقیه بین زید و قائم وجود دارد به این معنا که از هر طرفِ نسبت، همانی را می بینیم که از طرف دیگر می بینیم و وقتی به خارج می نگریم یک حقیقت بیشتر وجود ندارد. منتها یک وقت آن امر خارجی امری است محقق و مفروغ عنه که متوقف بر کلام نیست، در این صورت می شود اخبار. اما یک وقت نسبت تصادقیه ای است که از آن، مصداق بیع را می بینیم اما نه مصداق بیعی که با غمض عین از این کلام محقق باشد بلکه مصداق بیعی که با این کلام محقق می شود، در این صورت می شود انشاء.

اما باید توجه کرد که حکایت و ایجاد داخل در مدلول تصوری است زیرا مدلول تصدیقی باید با مدلول تصوری مناسبت و سنخیت داشته باشد. لذا نسبت در اخبار، نسبت تصادقیه حکائیه و نسبت در انشاء نسبت تصادقیه ایجادیه است.

اشکال بر کلام آقای صدر

در جمل اخباریه مانند «زید قائم» یا «انت حر»، حکایت دو مفهوم از فرد خارجی نمی تواند به تنهایی مفاد جمله باشد و احتیاج به چیز دیگری دارد که آن چیز، حکم است.

توضیح مطلب: اگر شخصی هر یک از این دو مفهوم را در ذهن بیاورد و علم به این داشته باشد که مثلا زید منطبق بر قائم خارجی است و از دریچه او می تواند نظر به قائم کند یا بالعکس، مفاد جمله خبریه و نسبت تصادقیه محقق نشده است. قطعا مفاد جمله «زید قائم» غیر از آن است که مفهوم زید همانی را نشان می دهد که مفهوم قائم نشان می دهد.

لذا وقتی به این شخص می گوییم حکم کن که زید، قائم است می تواند استنکاف کرده از حکم بپرهیزد. کما این که حاکم ممکن است در ماه رمضان، هلال شوال برایش ثابت شود ولی حکم نکند.

اما نسبت به جمل انشائیه: اگر کسی «انت حر» را در ذهن بیاورد و نسبت تصادقیه در ذهن او محقق شود و وجود مُنشأ را در ذهن در نظر بگیرد و مثلا عواقب آن را نیز تصور کند ولی هنوز قصدی برای ایجاد این معنا در خارج نداشته باشد، انشائی محقق نشده است. یا مثلا کسی که در کلاس درس برای آموزش می گوید «بعت داری» و این الفاظ را استعمال می کند بدون این که قصد بیع داشته باشد، واقعا بیع نکرده است. بنابراین انشاء قصد می خواهد و شما باید قصد را داخل در مدلول تصوری کنید.

نظر مختار در فرق جمل اخباری با جمل انشائی (در صیغ مشترکه)

جمل اخباری با جمل انشائی معنا و مستعمل فیه شان فرق می کند.

در جمل اخباری گاهی می گوییم «بعت» و گاهی می گوییم «ابیع غداً». این دو جمله بالوجدان به لحاظ معنا با هم تفاوت دارند. «بعت» یعنی اسناد می دهد بیعی را که محقق شده به خودش (بیع مقید به تحقق سابق) و «ابیع» یعنی اسناد می دهد بیعی را که در آینده محقق خواهد شد به خودش (بیع مقید به تحقق در آینده).

اما در «بعت»ی انشائی، بیع مفروض را کار ندارد، بیع محقق الزمان – اعم از تحقق در سابق یا تحقق در آینده – ملحوظ نیست و بیع محقق انشائی را نسبت نمی دهد به خودش به داعی این که ایجاد شود. بلکه ذات بیع را به خودش نسبت می دهد به این قصد که با همین کلام، ایجاد شود.

این معنا، معنایی است که در ارتکاز همه قابل فهم است و نه دیگر معانی و بایستی معنایی که تبیین می شود به نحوی باشد که بعد از تبیین در ارتکاز قابل قبول باشد نه این که حتی بعد از تبیین نیز مورد قبول ارتکاز اشخاص نباشد.

مقام ثانی در صیغ مختصه

مانند تمنی و ترجی و استفهام و طلب.

کلام آقای صدر

نسبت در «زید قائم» با نسبت در «هل زید قائم»، نسبت تصادقیه است اما فرقشان در وعاءِ آنهاست. تصادق وعاء می خواهد. تصادق در «زید قائم» در وعاء خارج و تصادق در «هل زید قائم» در وعاء استفهام است. در تمنی نیز وعاء تصادق، وعاء تمنی و در ترجی، وعاء تصادق، وعاء ترجی است و هکذا. (تفاوت این دو جمله در مدلول تصوری است و مستعمل فیه در آنها متفاوت است.)

اشکال بر این کلام:

عالَم استفهام، تمنی یا ترجی، عالمی غیر از عالم ذهن یا خارج و در مقابل این اوعیه نیست. اگر استفهام می کنند که «هل زید قائم» سوال از این است که در عالم خارج زید، قائم است یا نیست؟ در تمنی و ترجی نیز همینگونه است.

کلام محقق عراقی

وقتی می گوییم «هل زید قائم»، «هل» دلالت می کند بر نسبت لکن خود «زید قائم» نیز یک نسبت است. بنابراین طرفین نسبت در استفهام، یکی استفهام است و یکی خود جمله «زید قائم».

کلام محقق اصفهانی

کلام محقق اصفهانی به فرمایش آقا ضیاء نزدیک است. ایشان می فرماید «هل» هم دلالت بر نسبت استفهامیه می کند، ولی طرفین نسبت یکی مستفهِم و یکی متسفهم عنه است نه این که یک طرف استفهام باشد.

اشکال بر این دو نظریه

در این فرمایشات، این دو بزرگوار با غمض عین از تحلیلش مشکل را حل نکرده اند. این که نسبت، نسبت بین استفهام و جمله «زید قائم» باشد یا نسبت بین مستفهم و مستفهم عنه، مشکل را حل نمی کند. سوال این است که نسبت چیست؟

شبهه دیگر این است که باید نسبت دو طرف مستقل داشته باشد. مجموع «زید قائم» خودش نسبت است و محال است که طرف نسبت قرار گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *