اصول-متن سه شنبه ۱9/۱۲/۹۳-رمضانی

19 / 12 / 1393

کلام در این بود که آیا عدم علم به غفلت در جریان قاعده فراغ یا تجاوز معتبر است یا نه ؟ که اگر معتبر باشد این قاعده در حق کسی که حین العمل غافل بوده جاری نمی شود بلکه باید طوری باشد که حین العمل اذکر باشد و صورت عمل محفوظ نباشد و به عبارت واضح تر حدیث قاعده جایی را درست می کند که احتمال می دهیم خلل به جزء یا صحت خورده باشد از جهت غفلت نه به صورت عمدی .

عرض کردیم مرحوم خوئی ره فرموده بود مقتضی ضیق است و بعد فرموده بود اگر هم مقتضی ضیق نباشد در مقام اثبات اطلاقات مقید دارند که آن مقید دو صحیحه بود که یکی در باب وضو بود و یکی در باب صلاة بود .

گفتیم این که شما فرمودید مقتضی ضیق است ثابت نشده

اما این که این دو روایت مقید باشد : اما روایت اول که در باب صلاة بود :

10552- 3- «4» مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: إِنْ شَكَّ الرَّجُلُ بَعْدَ مَا صَلَّى- فَلَمْ يَدْرِ أَ ثَلَاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً- وَ كَانَ يَقِينُهُ حِينَ انْصَرَفَ أَنَّهُ كَانَ قَدْ أَتَمَّ لَمْ يُعِدِ الصَّلَاةَ- وَ كَانَ حِينَ انْصَرَفَ أَقْرَبَ إِلَى الْحَقِّ مِنْهُ بَعْدَ ذَلِكَ.

این روایت اصلا ربطی به مقام نداشت فقط یک روایت بود که ربط به مقام داشت و آن روایت دوم بود که در باب وضو وارد شده بود :

1249- 7- «3» وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يَشُكُّ بَعْدَ مَا يَتَوَضَّأُ- قَالَ هُوَ حِينَ يَتَوَضَّأُ أَذْكَرُ مِنْهُ حِينَ يَشُكُّ.

ممکن است از این روایت استفاده تعلیل شود که این تعلیل عمومات را تخصیص می زند .

ان قلت : اصلا در مورد خصوص وضو شخصی که علم به غفلت داشته امام ع قاعده ی فراغ را جاری فرموده و شما می خواهید اجتهاد در مقابل نص کنید آن روایت این است :

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْخَاتَمِ إِذَا اغْتَسَلْتُ قَالَ حَوِّلْهُ مِنْ مَكَانِهِ وَ قَالَ فِي الْوُضُوءِ تُدِيرُهُ وَ إِنْ نَسِيتَ حَتَّى تَقُومَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا آمُرُكَ أَنْ تُعِيدَ الصَّلَاةَ.

در ذیل این روایت فرض کرده که غفلت دارد  و در عین حال حضرت امر به اعاده نماز نکرده ( وَ إِنْ نَسِيتَ حَتَّى تَقُومَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا آمُرُكَ أَنْ تُعِيدَ الصَّلَاةَ. )

مرحوم خوئی ره از این روایت جواب داده :

سؤال در این روایت از این حیث که آب زیر انگشتر می رود نیست بلکه سؤال از این است که کسی که انگشتر دستش هست حکمش چیست ؟ باید چه کار بکند و شاهدش هم این است که حضرت تعبیرش در باب غسل و وضو فرق کرده در باب غسل فرمود حوله من مکانه و در باب وضو فرمود تدیره .

مناقشه استاد در جواب مرحوم خوئی ره :

ظاهر سؤال در این روایت این است که از حیث وصول ماء است و بعید است که سؤالش از این جهت باشد که احتمال می داده انگشتر در دست بودن هنگام وضو یا غسل باعث بطلان وضو یا غسل می شود چون در افکار عامه هم چنین چیزی نیست تا احتمال بدهیم در ذهن شیعیان هم تأثیر گذاشته لذا معنی ندارد که سائل از این سؤال کند که آیا بودن انگشتر در دست موجب بطلان وضو یا غسل می شود یا نه ؟

اما این که امام ع تعبیر را عوض فرموده از باب تفنن در عبارت است ( و هر دو عبارت به یک معنی است )

ان قلت : « ان نسیت حتی تقوم الصلاة… » این چیست ( این ذیل روایت دلالت دارد که در صورت غفلت هم حضرت فرموده نماز اعاده لازم ندارد ) ؟

قلت : انگشتر معمولا تنگ است چون اگر گشاد باشد از دستش می افتد و مطمئنا آب به زیرش نمی رسد مخصوصا زمان قدیم که این طور آب لوله کشی نبوده و در روایت دارد که آبکشی در غسل  مثل روغن مالی بوده با این وضعیت یعنی چه امام ع می فرماید امر به اعاده نمی کنم ؟

می گوییم ما باشیم و حدیث لا تعاد می گوییم طهارت که از مستثنیات است منظور اصل طهارت است ( یعنی کلا طهارت را فراموش کند که در این صورت باید نماز را اعاده کند ) اما اگر یکی از گوشه و کنار های طهارت را فراموش کند ( مثلا فراموش کند یک قسمتی از اعضاء وضو را بشوید در این جا هم اگر چه اطلاق حدیث لا تعاد شاملش می شود اما می گوییم این روایت مخصص حدیث لا تعاد است که در این فرض می گوییم اعاده لازم ندارد به دلیل این روایت).

اگر بگویید امکان ندارد می گوییم خوب پس علم روایت را به امام ع واگذار می کنیم .

اما اصل جواب از روایت این است که دیشب جواهر و عروه و مصباح الفقیه و جاهای دیگر را نگاهی کردیم ، دیدیم اعتبار عدم علم به غفلت را فقط در وضو ذکر کردند و در جاهای دیگر مثل نماز چنین شرطی نکردند .

و در این مسئله عروه که اگر بعد از نماز در فعلی از افعال صلاة شک کنی اعتنا نمی شود کسی حاشیه نزده که باید در حین نماز اذکر باشد یا غافل نباشد .

حاج آقا رضا همدانی ره هم که از بزرگان شاگرد های مرحوم شیخ بوده در باب صلاة اصلا متذکر این مطلب نشده و فقط این روایت را در باب وضو متذکر شده و آن را قبول نکرده .

( با توجه به این نکته می گوییم ) این روایت در باب صلاة است می فرماید « لا تعید الصلاة » ممکن است کسی بگوید اطلاق مقامی دارد چون اگر وضو ایرادی داشت حضرت می فرمود ولکن باید وضو را اعاده کنی اما خلاصه این روایت در باب صلاة است .

با توجه به این همه روایاتی که در باب صلاة وارد شده هیچ حرفی از اذکریت نشده و در فرمایشات قدما هم من ندیدم لذا اگر بخواهیم ملتزم شویم فقط در وضو ملتزم می شویم و در باب وضو هم چون روایات زیادی هست و فقط در این یک روایت ذکر شده اگر چه حاج آقا رضا همدانی فرموده استفاده ی علیت منحصره اول کلام است و در باب وضو هم قبول نکرده اما ما در باب وضو قبول می کنیم که در صورت غفلت در حین وضو باید وضو را اعاده کند و این هم احتیاط است چون شبهه ی علیت دارد .

اما این که مثل مرحوم خوئی ره بخواهید از این روایت به سائر ابواب فقه تعدی کنید نمی شود و اگر به قول حاج آقا رضا همدانی اگر قرار باشد اذکریت شرط باشد دیگر هیچ چیزی درست نمی شود و خیلی مردم اصلا احکام را بلد نیستند و این مثل اصالة الطهاره است که خیلی از چیز هایی که مردم مطهر می دانند شرع مطهر نمی داند اما با این حال حضرت از این بازار ما یحتاجش را تهیه می کرده مثل دوغ و شیر و روغن که قابل شستشو هم نیستند .

و اصلا شمای مرحوم خوئی ره اگر ملتزم شوید که این علت است خیلی جاها باید فتوایتان را تغییر دهید و لوازمی دارد که باید به آن ملتزم شوید .

جریان قاعده فراغ و تجاوز هنگام شک در شرط :

مثلا نماز خواندیم نمی دانیم رو به قبله بود یا نه یا وضو گرفتیم نمی دانیم با آب طاهر بود یا نه ؟

مرحوم خوئی ره فرموده تارة شرط یک چیز مقدم است که محلش قبل از مشروط است و تارة مقارن با مشروط است اگر شرط مقدم باشد مثل اقامه بنابر قول کسانی که اقامه را شرط صلاة می دانند یا مثل وضو بنابر این که وضو همان غسلات و مسحات باشد نه طهارت حاصل از آنها یا مثل غسل امشب مستحاضه که شرط است در صحت صوم فردا .

در این موارد فرموده قاعده تجاوز جاری می شود چون محلش گذشته و تعبد می شود .

اما اگر شرط چیزی باشد که مقارنتش شرط است مثل استقبال و طهارت از حدث و خبث بنابر این که طهارت حاصل از غسلات و مسحات شرط باشد و ستر عورت و …

در این موارد که مقارنت شرط است دو قسم است یک وقت شرط در اجزاء و افعال نماز شرط است و در اکوان متخلله شرط نیست مثل طمأنینه ( که شرط افعال است و اکوان متخلله شرط نیست لذا ) مثلا کسی داخل خانه تنها است و آیفون منزل زنگ می خورد و در اثناء حمد است حمد را رها می کند و چند قدم جلو می رود و به او تفهیم می کند که من در نمازم بعد در همانجا نمازش را ادامه می دهد یا بر می گردد سر جایش و نماز را ادامه می دهد .

و یک وقت آنی که مقارنتش شرط است در اکوان متخلله هم شرط است مثل طهارت که اگر اثناء نماز حتی لحظه ای طهارتش از بین برود و حدثی از او سر بزند و اگر چه بلا فاصله تیمم کند اما فائده ندارد و یا مثل ستر عورت یا استقبال قبله یا ستر عورت و لذا مثلا زنی دارد نماز می خواند و مقداری از مویش پیداست اگر بچه اش به او خبر بدهند تا بخواهد بپوشاند نماز خراب می شود لذا نباید چیزی بگویند .

این شد سه قسم که قسم اول را گفتیم مرحوم خوئی ره فرمودند قاعده جاری می شود اما دو قسم دیگر آنهایی که در اکوان متخلله شرط نیست در اجزاء شرط است یا الان که مشغول نماز است شک می کند که این شرط را دارد یا نه که این نماز قابل تصحیح نیست چون قاعده برای بعد از عمل است اما اگر رو به قبله است و احتمال می دهد در دو رکعت قبلی یک وقتی از قبله منحرف شده باشد فرمودند اینجا قاعده فراغ جاری می شود چون آن رکعاتی که خوانده مشمول قاعده فراغ می شود .

این فرمایشات مرحوم خوئی ره چند شبهه دارد :

شما می فرمایید قاعده تجاوز در شرط جاری می شود پس کسی که نماز عصر می خواند و شک در خواندن نماز ظهر می کند چرا می فرمایید هم نماز عصر باطل می شود و هم نماز ظهر قاعده تجاوز ندارد چه فرقی است بین این که اقامه شرط نماز باشد ( یا نماز ظهر شرط نماز عصر باشد ).

با این که خودتان فرمودید اگر در اثناء نماز شک کرد وضو داشته یا نه و بگوییم وضو نفس غسلات و مسحات است فرمودید قاعده تجاوز جاری می شود و وضو را درست می کند چه فرقی هست بین این وضو و بین نماز ظهر .

این که فرمودید اگر شرط مقدم باشد قاعده تجاوز جاری می شود این نقض به شما نقض وارد است .

شبهه ی دوم به نظر ما این است که :

شما فرمودید شرط گاهی مقدم می شود و خود شئ مقدم شرط است پس فرق بین شرط و جزء چیست باید بگوییم یکی از اجزاء نماز اقامه است یکی از اجزائش وضو است یا یکی از اجزاء نماز عصر ، نماز ظهر است .

اگر بگویید نقس غسلات و مسحات شرط است یا نفس اقامه شرط است چه فرقی بین جزء و شرط می شود ؟

اگر بگویید در شرط خودش دخیل نیست بلکه تقیدش دخیل است پس دیگر شرط متقدم نداریم حتی غسل مستحاضه شرط متقدم نیست چون تقید صوم به این که مسبوق به غسل استحاضه باشد این هم مقارن است چون مسبوقیت مقارنت ملحوقیت همه مقارن عمل هستند و شرط غیر مقارن نداریم شرط متأخر و متقدم هر دو غلط است آن شرطی که ما داریم مشروط بودن به مسبوقیت یا ملحوقیت یا مقارنت است که همه ی اینها شرط مقارن هستند و شرط متقدم و متأخر قابل تصور نیست مگر که فرقی بین جزء و شرط نگذارد

ما نمی خواهیم بگوییم شرط متأخر محال است آنطور که مرحوم آخوند ره فرموده که چون شرط از اجزاء علت است و علت محال از مؤخر از علت باشد و باید همیشه مقدم بر آن باشد بلکه می خواهیم بگوییم شرط متأخر غلط است چون تقید است که شرط است و تقید همیشه مقارن است حالا یا مقید به مقارنت است یا مقید به مسبوقیت است یا مقید به ملحوقیت است لذا شرطی نداریم که مقدم باشد تا شما بگویید در آن شرط مقدم قاعده جاری می شود و شرط را درست می کند و دیگر نیاز به وضو ندارد و تعبد به وضو می کند .

اما این که فرمودید در شرط مقارن نماز تصحیح می شود به این صورت که اگر کسی در اثناء نماز شک کرد که رکعت قبلی را رو به قبله خواند یا نه ؟ با طمأنینه خواند یا نه ؟ شما که تمسک فرمودید به « کلما شککت فیه مما قد مضی فامضه کما هو » و فرمودید به شکت اعتنا نکن

بعضی مثل حاج آقا رضا همدانی و بلکه صاحب جواهر ره اشکال کردند که در حین نماز قاعده فراغ نداریم چون ظاهر « کلما شککت فیه مما قد مضی فامضه کما هو » ظاهرش این است که باید عرفا یک عمل بگویند و نماز را یک عمل می گویند اما یک رکعت نماز را یک عمل نمی گویند شاهدش هم این است که تمام روایات دارد « کلما ما مضی من صلاتک و طهورک » « اذا شککت بعد ما تفرغ من صلاتک و طهورک » لذا بعضی ها در جریان قاعده در اثناء نماز اشکال کردند .

فکر نمی کنم فقهاء قاعده تجاوز را در غیر صلاة جاری کنند البته به خاطرم  نیست اگر کسی دارد سعی می کند در انجام طواف شک کند آیا اینجا قاعده تجاوز جاری می کنند ؟ یا کسی مثلا دارد صیغه نکاح می خواند هنگام گفتن قبلت شک کرد انکحت را گفته یا نه آیا اینجا قاعده تجاوز جاری می کنند ؟ فکر نمی کنم

 

بعضی دیگر که گفتند برای ما مهم نیست اما این که آقای خوئی ره فرموده کار را خراب کرده .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *