اصول-متن سه شنبه ۲۴/۶/۹۴ اشرفی

سه شنبه۲۴/۶/۹۴

کلام در این بود که مدعای آخوند ره این است که هر علمی باید موضوع واحد داشته باشد.

دو دلیل برای این مدعا ذکر شده است:

  1. تمایز علوم به تمایز موضوعات است و حال که چنین است بایستی هر علمی موضوع واحد داشته باشد.
  2. اما دلیل اصلی این است که هر علمی، غرضی بر آن مترتب است و اگر هر علمی موضوع واحد نداشته باشد که جامع بین موضوعات مسائلش باشد که آن غرض بر آن مترتب شود، لازمه اش این است که قاعده الواحد نقض شود. قاعده الواحد یعنی لا یصدر من الواحد الا الواحد، و عکس قاعده هم این است که لا یصدر الواحد الا من الواحد، یعنی علت واحد معلول واحد می خواهد و معلول واحد علت واحد می خواهد. محال است که از یک شیئ چند شیئ صادر شود.

به همین جهت در باب خلقت فلاسفه گفته اند اول مخلوقی که از خداوند سبحان صادر می شود یک چیز است. در عرض هم نمی تواند از خداوند سبحان دو چیز صادر شود. چون خداوند سبحان واحد بسیط است و هیچ ترکبی در او نیست و اگر قرار باشد از او چند چیز صادر شود لازم می آید یا خداوند سبحان مرکب باشد یا این که قاعده الواحد به هم بخورد که هر دو محال است.

اما دلیل قاعده الواحد چیست؟

دلیل این قاعده این است که اگر قرار باشد بین اثر و بین موثر تناسب و سنخیت و ارتباط نباشد لزم صدور کل شیئ من کل شیئ مثلا از نمک شیرینی به وجود بیاید.

در ما نحن فیه اگر علم اصول یا علم نحو که یک غرض دارند، یک موضوع نداشته باشند نقض قاعده الواحد می شود که آن هم محال است زیرا احکام عقلیه تخصیص بردار نیستند.

ما ابتدا مقداری در مورد کبرای قاعده بحث می کنیم و بعد در مورد صغری و تطبیق آن.

در هر بحث علمی باید ابتدا انسان ببیند مدعای شخص چیست و بعد برای آن چه دلیلی آورده است.

مثلا بعضی گفته اند که نمی شود حرارۀ از آتش جدا شود به این دلیل که نمی شود اثر آتش از آن جدا شود.

ما فقط یک کلمه عرض می کنیم که آیا این که نمک شور می شود، این شوری معلول نمک است یا خاصیتی است که خداوند سبحان به نمک عطا فرموده و ممکن است یک روزی به خاطر مصلحتی همین شوری را به قند عطا بفرماید؟

خداوند سبحان ماهیت نمک را این طور خلق نکرده که در ذات آن شوری باشد و خداوند سبحان آتش را این طور خلق نکرده که در ذات آن سوزانندگی باشد. ممکن است خداوند سبحان آتش را نگه دارد و سوزانندگی از آن بگیرد.

ممکن است شما بگویید آن نمک یا آتش نیست.

می گوییم دعوای ما در صدق عرفی نیست. اگر همان نمک را در آزمایشگاه آزمایش کنید، همان دو عنصر خواهد بود. بله به خودی خود این نمک شور است.

ممکن است شما بگویید حرف شما غیر از ادعا چیزی نیست.

می گوییم بله ولی مگر خصم غیر از ادعا چیز دیگری دارد؟

می گویند احکام عقلیه تخصیص بردار نیست.

می گوییم ما هم این را قبول داریم ولی شما ادعا می کنید که این حکم عقلی عام است ولی ما ادعا می کنیم که خاص است.

در بحث طلب و اراده که ممکن الوجود در افعال اختیاریه باید به حد وجوب و ضرورۀ برسد تا در خارج محقق شود، آقای خوئی به این سخن اشکال فرموده. به ایشان اشکال کرده اند که احکام عقلیه تخصیص بردار نیست. اما غفلت از این شده که مگر شما که ادعا می کنید این حکم عام است برهان آوردید؟ شما ادعا می کنید که قاعده الممکن ما لم یجب لم یوجد افعال اختیاریه را هم شامل می شود. ایشان می گوید افعال اختیاریه را شامل نمی شود.

ما یک علم داریم و یک فلسفه داریم . علم کلی را ثابت نمی کند بلکه جزئی را ثابت می کند. این که شوری جزء لا ینفک نمک است را به این دلیل ادعا می کنید که نمک هایی که دیده اید شور بوده اند. ولی نمی توانید بگویید عقلا محال است که خداوند سبحان نمکی را خلق کند که شور نباشد.

بله برای این که نظام هستی مختل نشود خداوند این سنت را برای خود قرار داده که به طبع اولی نمک هایی که خلق می کند شور باشد ولی در یک جایی هم ممکن است بخواهد اعجاز نماید. اعجاز نقض قاعده عقلیه نیست.

بنابراین این قاعده اصلا برهانی ندارد. بله این درست است که شیئ واحد نمی تواند دو اثر متضاد داشته باشد ولی می تواند دو اثر متخالف داشته باشد مثل این که خرما هم شیرین است و هم حرارۀ می دهد.

اما اگر اصل این قاعده درست باشد، آیا مختص به جایی است که تراوش باشد یا در جایی که امر انتزاعی است را هم شامل می شود؟ یعنی امر انتزاعی واحد منشاء انتزاع واحد می خواهد؟