اصول-متن سه شنبه2اردیبهشت۹۳-مختاریان

بسم الله الرحمن الرحیم

اصول-متن سه شنبه۲اردیبهشت۹۳-مختاریان

گفتیم در این شبهه بحث در دو جهت واقع می شود که جهت اول در این بود که مورد شبهه کجا است که آقای صدر در اینجا قائل به تفصیل شد

جهت دوم در این بود که آیا این شبهه علاجی دارد یا نه؟

مرحوم نائینی دو علاج بیان کرد

علاج اول که در فرائد بیان کرده است در دوره اول اصولش این بود که ایشان فرمود ما یک استصحاب جامع داریم و یک استصحاب فرد مردد داریم این شبهه عبائیه استصحاب فرد مردد است چون در واقع نمی دانیم این نجس در جانب اعلای عبا بوده یا جانب اسفل و این را تنزیل به دو مثال کرد و فرمود همان طور که در آن دو مثال استصحاب جاری نمی شود در مانحن فیه هم جاری نمی شود

اشکال مرحوم خویی و عراقی

یک اشکال مشترک دارند که این است که ما در اسم دعوا نداریم شما می گویید اسم این استصحاب کلی نیست خوب نباشد وقتی ارکان استصحاب تمام است خوب این استصحاب جاری می شود و عراقی می فرماید مثال اولی که مرحوم نائینی زده تنزیل مقام با اینجا غلط است چون این زید در دار استصحاب شخص است شخصی در خانه بود نمی دانیم فوت کرده یا نه حال منشأ این فوت هر چه می خواهد باشد این فرقی نمی کند با اینکه زید مایعی را خورده که اگر سم بوده مرده و اگر آب بوده زنده است خوب این هم استصحاب شخص است و آن هم همین طور

مرحوم عراقی علت اینکه اسم این مثال را استصحاب شخص می گذارد و شبهه عبائیه را استصحاب کلی می گذارد می فرماید این است که در استصحاب کلی این طور است که در این استصحاب دو فرد باید در هویت با هم فرق داشته باشند ولی آنجایی که در مکان یا زمان با هم فرق دارند این استصحاب شخص است و در اینجا اختلاف زید در مکان شرقی با زید در مکان غربی اختلاف در مکان است

اما نجاست را ایشان دو مقدمه را چاشنی می کند

۱- نجاست همیشه به وجود خارجی تعلق می گیرد به خلاف احکام تکلیفیه

۲-  نجاست اعتباری مثل اعراض خارجی است و چطور سفیدی روی این دیوار غیر از سفیدی روی آن دیوار است و این سفیدی نمی تواند روی آن دیوار برود لذا می گویند انتفال عرض از معروضی به معروض دیگر محال است آقا ضیاء می گوید نجاست هم همین طور است که نجاستی که روی اسفل است غیر از آن است که روی اعلای عبا است و این مثل عرض شد و لذا اینها اختلاف در هویت دارند لذا استصحاب کلی شد به خلاف زید که اختلاف در مکان دارد

جواب اختصاصی مرحوم خویی این است که می فرماید آن تنزیل دومی که کردید که فرمودید استصحاب عدم تلف درهم زید می کنیم می فرماید این استصحاب در اینجا جاری می شود و ارکان آن تمام است و غایه الامر مشکل در این است که این استصحاب معارض دارد با استصحاب عدم تلف درهم غیر و لذا اگر جایی باشد که درهم های دیگر برای کسی نباشد در این صورت آن استصحاب بدون معارض جاری می شود مثل مثال خشب که در مصباح ذکر فرموده که اگر یک خشبی من دارم با دو خشب دیگر که در بیابان است و مالکی ندارند اینها در کنار هم هستند و معلوم نیست خشب من کدام است اگر یکی تلف شد استصحاب عدم تلف خشب من بدون معارض جاری می شود

استاد: اشکال مشترک که فرمودند ما دعوای در اسم نداریم درست نیست چون مرحوم نائینی دعوای در اسم نمی کند و به نظر ما بهترین جواب از شبهه عبائیه جواب عراقی است و به نظر ما لب کلام نایئنی همان کلام عراقی است و عراقی فقط شرح داده و اشکال عراقی به نائینی وارد نیست چون نائینی نمی گوید کلی نیست بلکه می گوید این استصحاب استصحاب فرد مردد است و استصحاب فرد مردد هم جاری نمی شود بله اینکه تنزیلی که کرده غلط است یک حرف است ولی جواب او اشتباه نیست و عین جواب عراقی است

جواب عراقی که احسن الجواب است این است که می فرماید شما یا می خواهید استصحاب را در فرد یا در جامع یا در حصه مردده یا در صرف الوجود جاری کنید و غیر از اینها که امکان عقلی ندارد اگر در فرد بخواهید جاری کنید که هیچ کدام از این افراد ارکان در آن تمام نیست چون اسفل قطعا پاک شده و اعلی شک در نجاست داریم و اگر بخواهید در جامع جاری کنید این هم درست نیست چون احکام تکلیفی به خلاف وضعی است در تکلیفی حکم می تواند به جامع تعلق بگیرد و لی در وضعی باید به خارج تعلق بگیرد چون نجاست در خارج است و در حصه مردد هم که استصحاب فرد مردد می شود و آن را جاری نمی دانیم و در صرف الوجود جاری می شود ولی مثبت است چون استصحاب صرف الوجود در عبا اثبات نمی کندکه دست یا آب قلیل با آن ملاقات کرده است و این مثل همان مثال مرحوم خویی در کر بودن حوض است که بنا بر یک تقدیر مفاد کان تامه استصحاب می شد

به نظر ما مرحوم نائینی هم همین کلام عراقی را دارد و خودش هم تصریح دارد که این استصحاب فرد مردد است لذا این اشکال مرحوم عراقی و خویی به این مقدار درست نیست و اصلا این جوابی که عراقی به نائینی داده درست نیست چون خود عراقی استصحاب فرد مردد را جاری نمی داند

جواب مرحوم خویی و تبریزی بهترین جواب به عراقی است چون کلام در این است که یک خیطی از این عبا که حقیقتا در خارج است این خیط نجس بود منتهی نمی دانیم این خیط در نجاست خود باقی است یا نه این که مردد نیست مردد عندنا است نه اینکه مردد در واقع باشد ( یک کلمه در کلمات مرحوم حاج شیخ است که می فرماید المردد بما هو مردد لاماهیه له و لاهویه له بحث ما این است که بحث مردد واقعی است بلکه واقعا یک نخی از عبا نجس است و نمی دانیم نجاست آن باقی است یا نه خوب اگر این را می خواهید اسم این را فرد مردد بگذارید ما که دلیلی نداریم که هر چه اسم آن فردد مردد باشد استصحاب در آن جاری نمی شود

و این کلام مرحوم تبریزی که قبلا گفتیم خیلی مهم است که استصحاب کلی همان استصحاب فرد است منتهی فرق آن با استصحاب شخص این است که در استصحاب کلی فرد را به عنوان کلی استصحاب می کنیم

لذا جواب مرحوم خویی تمام است

فتلخص مما ذکرنا که جواب مرحوم عراقی در جواب شبهه تمام است و جواب مرحوم خویی از جواب مرحوم عراقی تمام است

استاد: به مرحوم خویی می گوییم که این شبهه شبهه ای بیش نیست و حقیقتی ندارد نه فنیا چون گفتیم فنیا باشد باید بگوییم که ارکان استصحاب تمام نیست و ما گفتیم تمام است بلکه مقصود ما این است که آن را در نقضی بیان می کنیم که اگر دو اناء داریم که یکی از این دو نجس است چرا شما می گویید قاعده طهارت در اناء غربی با قاعده طهارت در شرقی با هم تعارض و تساقط می کند خوب بگویید این دو قاعده در هر دو جاری می شود و از طرف دیگر هم بگویید استصحاب بقاء نجاست هم به قوت خود باقی است شما می گویید عقلائا شارع بگوید اناء شرقی را اشکال ندارد بخورید و غربی را هم اشکال ندارد و بعد بگوید یکی از دو اناء نجس ا ست و نخور این عقلائا درست نیست

مگر شما همان نیستید که در بلل مردد می گویید هم استصحاب بقاء حدث و هم استصحاب عدم حدوث اکبر جاری می شود و تنافی ندارد خوب اگر تنافی ندارد هم بقاء طهارت در غربی و هم در شرقی جاری شود

مانحن فیه عین همین مثال است که عبایی دارم که اعلی را شستم می گویید اگر به هر کدام فقط بزنید اشکال ندارد ولی اگر به مجموع بزنید نجس می شود خوب می گوییم به پایین اشکال ندارد به بالا تنها هم اشکال ندارد خوب چه طور دو تا پاک نجس شد

و اینکه می گویید زیاد است مواردی که تفکیک بین آثار و احکام است به حسب ظاهر می گوییم این اشکال ندارد  اما اگر عرفا بین دو حکم ظاهری تنافی باشد این نمی شود و تعارض می شود و مانحن فیه از همین قبیل است

یک نقض دیگر هم بیان می کنیم اگر در همین شبهه عبائیه وقتی اسفل را شستم بعد متوجه شدم که قبل از شستن یا طرف اعلی یا اسفل نجس بود یعنی شبهه را در بعد از شستن مطرح کردیم خوب اینجا مگر قاعده طهارت جاری نمی شود استصحاب بقاء نجاست هم جاری می شود خوب اینجا باید قائل شوید که بر هر کدام دست بزنیم پاک است و به مجموع نجس است

البته این که می گوییم جواب فنی ندارد از جهت تمامیت نداشتن ارکان استصحاب است و الا این جواب ما هم فنی است و نقض بیان کردیم

 

شیخ مرتضی هم همین را می فرماید و می فرماید کلام مرحوم خویی تمام نیست و نفس سلیم نمی تواند این را بپذیرد ولی لم آن را نگفته که همین دو نقض ما لم آن است 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *