اصول-متن شنبه ۱6/۱۲/۹۳-رمضانی

16 / 12 / 1393

کلام در این بود که در این قاعده مستفاد از روایات چه یک قاعده باشد و یا دو قاعده باشد و در قاعده تجاوز آن دخول در غیر معتبر باشد منظور از این غیر چیست ؟

مقصود از غیر سه تا قول است :

قول اول : مرحوم خوئی ره و دیگران : مراد از غیر اجزاء واجب است و دخول در غیر زمانی تحقق می یابد که داخل در جزء واجب شود

قول دوم : محقق عراقی ره : مراد از غیر ، غیر مترتب است یعنی هر غیری که در مرکب شرعی شرعا مترتب بر مشکوک باشد اگر داخل در آن غیر شدی و شک کردی قاعده جاری می شود و اگر داخل در آن غیر نشدی باید به شکت اعتنا کنی ( پس آنچه لازم است این است که آن غیر مترتب شرعی باشد ) و فرقی نمی کند که جزء مستحب باشد یا واجب بلکه فرقی نمی کند که مستحب یا واجب مستقلی باشد که محلش در آن مرکب است و همینطور فرقی نمی کند که داخل در آن مرکب باشد یا خارج از آن مرکب باشد مثلا در اذان واقامه شک می کنید با این که خارج از نماز است که تمام اینها مشمول قاعده فراغ است.

قول سوم : صاحب عروه ره و جماعت دیگر : غیر عام است چه غیر مترتب شرعی باشد یا مترتب عقلی باشد یا مترتب عادی باشد روایات شامل تمام این موارد می شود .

اشکالات وارده بر قول دوم گرفته شده بود شامل چند اشکال اساسی بود :

1 ) این بود که ما جزء مستحب عقلا نداریم لذا جزء مستحب را شامل نمی شود

2 ) بر فرض هم جزء مستحب داشته باشیم این جزء مستحب به درد نمی خورد چون باید از محل شرعی مشکوک بگذریم و محل شرعی مشکوک قبل از جزء مستحب نیست چون اگر قبل از جزء مستحب باشد لازمه اش این است که اگر کسی حمد و سوره بخواند و قنوت نخواند نمازش باطل باشد چون حمد و سوره درست در محلش آورده نشده چون جای حمد و سوره قبل از قنوت است و این جا قبل از قنوت نبوده

3 ) اگر غیر اعم است و همه ی اینها را شامل می شود چرا امام ع نفرمود در این مثال هایی که فرمود شک فی الاذان و قد اقام یا فرمود شک فی الاقامه و قد کبر اما نفرمود شک فی القرائة در حال قنوت

این مجموعه ادله ای است که برای تثبیت قول مرحوم خوئی ره و رد قول آقا ضیاء عراقی ره و قول صاحب عروه ره به اولویت در فرمایش آقایون هست .

اکثر مباحث را بررسی کردیم فقط چند نکته باقیمانده را می گوییم و بعدا قول مختار را بیان می کنیم :

نکته ی اول :

این که ما جزء مستحب نداریم به خاطر این که جزئیت با استحباب با هم تنافی و تباین دارد چون جزء است یعنی امر دارد و مستحب است یعنی قابل ترک است و نمی شود چیزی هم در مأمور به دخیل باشد و هم قابل ترک باشد

آقایان از این جواب دادند که درست است نمی شود چیزی هم جزء مأموربه باشد و هم مستحب باشد ولی جزء فرد ممکن است ممکن است بگوییم شارع یک امری به طبیعی صلاة کرده یک امر استحبابی هم به فرد کرده آن امر طبیعی وجوب صلاة آن جزء مستحب ندارد اما این امر به فرد که امر استحبابی است این جزء مستحبی دارد شارع می فرماید من امر کردم به یک صلاتی که اولها التکبیر و آخرها التسلیم و اجزاء واجبه را دارد در این جزء مستحبی معنی ندارد اما یک امر استحبابی دارم که امر کردم به صلاتی که اولها الاذان و آخرها التسلیم و اجزاء مستحبی مثل قنوت و اقامه و غیره دارد لذا می شود جزء مرکب

ظاهر این روایت که می فرماید یا زراره « اذا خرجت من شئ و دخلت فی غیره فشکک لیس بشئ » این است که مرکبی هست و از جزئیش خارج شدی و داخل جزء دیگرش شدی فلذا کسی که داخل قنوت می شود از قرائت خارج شده پس نباید به شکش اعتنا کند .

ان قلت : ( محل ) قرائت سوره ( که قبل از قنوت نیست تا با ورود به قنوت بگوییم « مضی محله » صدق می کند ) .

قلت : محل قرائت سوره در امر مستحبی قبل از قنوت است و اگر بعد از سوره قنوت را نیاورد آن سوره ای که جزء امر استحبابی است انجام نداده بله حرف شما در امر واجب درست است .

ان قلت : شارع تعبد می کند به جزء واجب یعنی در آن امر واجب تو جزئش را آوردی اما اگر این قاعده را تطبیق کردی بر امر استحبابی یعنی شارع تعبد فرموده جزء مأمور به استحبابی را آوردی و این به چه درد می خورد ؟ بلکه باید جزء مأمور به واجب را بیاوری .

یعنی شما یک مرکبی درست کردید که امر وجوبی به آن تعلق گرفته و یک مرکب درست کردید که امر استحبابی به آن تعلق گرفته بعد فرمودید وقتی وارد قنوت شدم شک کردم سوره را اتیان کردم یا نه اجرای قاعده به درد نمی خورد چون شارع می گوید جزء آن امر استحبابی را آوردی اما این دردی را دوا نمی کند آنی که به درد من می خورد این است که اثبات شود جزء امر وجوبی را آوردم .

قلت : این بازی که نیست تا شما بگویید پس جزء امر استحبابی را آوردی و جزء امر واجب را نیاوردی چرا که وقتی شارع تعبد به وجود قرائت می کند یعنی برای همه ی امرها آوردی و یا فقط برای امر استحبابی تعبد می کند و لازمه ی آن اثبات برای سائر امر هاست که این مثبتات را عرف قبول دارد .

سؤال : مگر امر استحبابی ملاک امر وجوبی را استیفاء نمی کند ؟ اینجا هم این شخص امر استحبابی را انجام داده .

جواب استاد حفظه الله : آنی که می گویند امر استحبابی ملاک امر وجوبی را استیفاء می کند و مستغنی است مال وقتی است که یقین وجدانی داشته باشد که امر استحبابی را تماما انجام داده اما حالا که با تعبد می گوید تو امر استحبابی را انجام دادی لازمه ی عقلیش این است که پس جامع را نیز آوردی و این مثبت است .

از این تقریری که برای جزء استحبابی کردیم جواب اشکال دوم نیز معلوم شد که فرمایش مرحوم خوئی ره درست نیست چون گذشتن محل یعنی اگر بخواهد آن جزء از مرکبی که شارع امر فرموده اعاده بکند و دو مرتبه انجام بدهد باید جزء بعدش را هم بیاورد مثلا اگر کسی دارد قنوت می خواند و شک کند سوره خوانده یا نه اگر بخواهد برگردد سوره بخواند باید قنوت را هم اعاده کند .

از این بیان معلوم شد که لازم نیست آن مستحب جزء مرکب باشد بلکه اگر یک مستحب نفسی جای به خصوصی در مرکب داشته باشد مثل این که بعضی ها قنوت را مستحب نفسی می دانند جای مخصوصی در نماز دارد باز هم همینطور است که اگر بخواهد سوره را اعاده کند باید بعدش قنوت را هم انجام دهد .

آقا ضیاء ره یک شاهد هم آورده که در روایت هست « رجل شک فی السجود بعد ما قام » که حضرت فرمود اعتنا نکند در حالی که این قیام نه جزء واجب است نه جزء مستحب است بلکه یک واجب مستقل است چون در قیام یک نزاع است و آن این است که آیا قیام شرط قرائت است یا یک واجب مستقل در حال قرائت است ، اگر گفتیم قیام شرط قرائت است این شاهد آقا ضیاء ره درست نمی شود اما اگر گفتیم قیام واجب مستقل در حال قرائت است و حالا کسی بعد از سجده نشست مشغول قرائت شد بعد از قرائت متوجه شد نشسته قرائت خوانده اما آیا این شخص باید بلند شود حمد و سوره را بخواند یا نه ؟ در این فرض می فرمایند لازم نیست چون حمد و سوره را درست انجام داده و شرطش قیام نبوده منتهی یک واجب مستقل را سهوا ترک کرده این مثل این می ماند که بحثی در نماز است که می گویند باید بلند شود از رکوع بعد به سجده رود و اگر کسی اشتباها از رکوع به سجده رود می گویند اشکالی ندارد چون محلش فوت شده دیگر و اگر هم الان بلند شود دیگر قیام بعد از رکوع نیست . لذا در اینجا فقط باید بلند شود برای رکوع به خاطر قیام متصل به رکوع . پس این که حضرت قاعده را در اینجا پیاده می کنند معلوم می شود که حرف ما درست است یعنی باید آن غیر مترتب شرعی باشد چه جزء باشد یا نباشد ، چه واجب باشد یا مستحب باشد چه آن غیر داخل در مرکب باشد و چه خارج از مرکب باشد چون در روایت دارد « رجل شک فی الاذان و قد دخل فی الاقامه » .

اما اگر غیر چیزی بود که مترتب شرعی نبود مثل این که وقتی شخصی می خواهد بلند شود شک می کند سجده به جا آورده یا نه حضرت فرموده سجده به جا بیاورد آقا ضیاء ره فرموده چون بلند شدن داخل مرکب نیست شرعا بلکه مقدمه ی عقلی است و ترتبش عقلی است و همینطور ممکن است ترتبش عادی و عرفی باشد مثل کسی که به خاطر مریضیش بلا فاصله بعد از نماز می گوید بچه آب را بیاور و بعد شک می کند سلام نماز را داده یا نه ؟ این به درد نمی خورد چون این ترتبش عرفی است که معمولا بعد از نماز یک لیوان آب طلب می کرده پس باید این غیر غیر شرعی باشد .

با توجه به این کلمات مرحوم آقا ضیاء ره در یک جا گیر می کند و آن جائی است که دارد « رجل شک فی الرکوع و قد اهوی الی السجود » ( که با این که هوی الی السجود مقدمه ی عقلی است اما حضرت می فرماید به شکت اعتنا نکن ) .

آقا ضیاء ره در نهایه فرموده بعد از آنی که این خبر ضعیف است و حالش هم معلوم شد.

بعضی ها این روایت را توجیه کردند که درست است چون داخل در غیر شرعی شده و غیر شرعی در اینجا این است که ما یک قیام قبل از رکوع داریم و یک قیام بعد از رکوع داریم که واجب است و این روایت یعنی شخص داخل جزء بعدی شده که الان در ذهنش این است که دارد قیام بعد از رکوع را انجام می دهد و کسی که داخل در قیام بعد از رکوع است نمی شود گفت داخل مقدمه عقلی شده بلکه قیام بعد از رکوع خودش واجب است .

بعد می فرماید : این حرف ممکن است یک تالی فاسد داشته باشد چون اگر قرار باشد دخول در جزء مستحبی کافی باشد باید گفت اگر کسی که مشغول تعقیبات نماز است و شک در سلام و تشهد نماز می کند بگوییم نباید اعتنا کند .

این را جواب داده که این حرف درستی نیست چون حتی در ذهن عوام مردم این است که تعقیب بعد از نماز مستحب است نه که تعقیب جزء استحبابی بعد از نماز است .

سؤال : مگر خود آقا ضیاء ره نفرمود که فرقی نمی کند جزء مرکب باشد یا نباشد ؟

جواب استاد حفظه الله : درست است اما باید محلی در آن مرکب داشته باشد حتی مثل اذان و اقامه هم نیست .

مناقشات استاد حفظه الله در کلمات آقا ضیاء ره :

بعضی از این کلمات به نظر ما درست نیست

این که می گویید تعقیب جزء مستحبی نیست و محلی در مرکب ندارد

می گوییم این خلاف ظاهر روایات است چون همانطور که اذان و اقامه باعث می شود ثواب نماز چندین برابر شود تعقیبات هم همینطور است چون مثلا در روایت دارد که اگر کسی بعد از نماز واجب تسبیح حضرت زهرا س را بگوید ثواب هزار رکعت نماز را دارد

این تعقیب مثل قرآن خواندن در ماه رمضان نیست چون قرآن خواندن در ماه رمضان مستحب است اما باعث افزایش ثواب روزه نمی شود .

اما این که گفتید « اهوی الی السجود » به عنوان قیام بعد از رکوع است این را از کجای روایت در آوردید ؟ چون حضرت ازش سؤال نکرده که به چه نیتی « اهوی الی السجود » اگر کسی اشکال نکند که حرف شما خلاف ظاهر روایت است حداقلش این است که روایت اطلاق دارد .

 

اما این که گفتید ما جزء مستحبی داریم اما برای فرد نه برای مرکب این را آقای خوئی ره هم منکر نیست البته این که اصلا جزء مستحبی داریم یا نه محل کلام است چون آقای خوئی ره فرموده بعضی وقتها این باعث می شود این فرد بشود افضل الافراد منتهی آیا این جزء مستحبی که داریم و آقای خوئی ره هم قبول دارد گره گشا هست یا نه ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *