اصول-متن شنبه 23/۱۲/۹۳-رمضانی

23 / 12 / 1393

کلام در این بود که آیا در جزء اخیر در صورت شک قاعده فراغ یا تجاوز جاری می شود یا نه ؟

مرحوم خوئی ره چهار صورت ذکر فرمودند که فرمود در بعضی قاعده فراغ جاری می شود و در بعضی جاری نمی شود و در هیچ صورتی قاعده تجاوز جاری نمی شود اگر چه در جای دیگر در بعضی موارد قاعده تجاوز را جاری کرده .

برای این که حق در مطلب روشن شود باید دو تا نکته بررسی شود :

اولا : مقصود از محل ، محل شرعی است یا شامل محل عادی و عرفی را هم می شود .

ثانیا : مقصود از فراغ ، فراغ حقیقی است یا فراغ اعتقادی و خیالی است .

مرحوم اراکی ره در جایی فرمودند محل اطلاق دارد و شامل هر سه ( محل عادی و عقلی و شرعی ) می شود در جای دیگر فرمودند منظور از محل ، محل شرعی است .

مرحوم روحانی ره در منتقی فرمودند محل اعم است از محل شرعی و عقلی بلکه به یک بیانی محل عقلی هم برگشتش به محل شرعی است .

ما می گوییم : اصلا کسانی که می گویند محل اعم است و اطلاق دارد دلیلشان چیست ؟ ما که در روایتی نداریم « اذا خرجت من محل شئ و دخلت فی غیره » بلکه روایات ما این است که ابتدا مثال هایی می زند « رجل شک فی الاذان و قد ذخل فی الاقامه قال یمضی ، رجل شک فی الرکوع و قد دخل فی السجود قال یمضی » بعد فرمود « اذا خرجت من شئ و دخلت فی غیره فشکک لیس بشئ » این عبارت دو احتمال دارد:

احتمال اول : خروج از شئ ظاهرش خروج از اصل شئ و خود شئ است نه محل شئ و حمل بر خروج از محل شئ خلاف ظاهر است .

غایة الامر ما صدری داریم که ممکن است گفته شود صدر روایت قابل انطباق بر این معنی نیست چون « رجل شک فی الاذان و قد دخل فی الاقامه » یعنی شک در اصل وجود شئ دارد پس چطور می شود خرجت من شئ به معنای خروج از اصل شئ باشد .

به قرینه موارد صدر و مثال های روایت باید یکی از دو کار را انجام دهیم یا بیگوییم « اذا خرجت من شئ » یعنی اذا خرجت من محل شئ به قرینه صدر روایت یا بگوییم « اذا خرجت من شئ » یعنی خرجت من اصل شئ اما به قرینه صدر روایت شارع این کبری را ادعائا و تعبدا تطبیق فرموده در موارد شک در اصل وجود که هر جا شک در اصل وجود داشتی من تعبد می کنم تو را به منزله کسی که از اصل شئ خارج شده یعنی خروج از محل شئ را تنزیل فرموده به منزله خروج از اصل شئ .

هر کدام از این دو احتمال که باشد بیشتر از محل شرعی دلالت ندارد چون تمام مواردی که در روایت ذکر شده همه خروج از محل شرعی است « خرج من القرائة یا خرج من الرکوع » یعنی از محل قرائت و رکوع خارج شده وجهی ندارد که شامل خروج از محل عادی بشود .

ایشان در جای دیگر فرمودند هر جا شارع برای چیزی محل تعیین کند و بعد در جای دیگر بفرماید خرجت من محل شئ انصراف دارد به محل شرعی .

اما ما می گوییم این جا اوضح از این حرف هاست چون این حرف شما برای وقتی خوب است که شارع فرموده باشد « اذا خرجت من محل شئ » تا بگوییم منصرف به محل شرعی است ولی ما چنین عبارتی نداریم بلکه عبارتی داریم که ظهور در خروج از اصل شئ دارد با تعدادی مثال . لذا این که بگوییند شامل محل عادی و عقلی می شود وجهی ندارد

از این بیان جواب مرحوم روحانی ره هم مشخص شد که می فرماید :

اگر کسی بسم الله الرحمن الرحیم گفت تا آیه ی 4 سوره حمد خواند بعد نسبت به آیه ی اول شک کرد آیا قاعده تجاوز جاری می شود ایشان می فرماید چون محل عقلی آن گذشته چون وقتی شارع بفرماید مثلا بگو رتب و شما بگویید ربت دیگر رتب نمی شود پس عقلا اگر بخواهد این کلمه درست شود باید این حروف این طور باشد و در اینجا شک کردی و محل عقلی هم گذشته پس قاعده جاری می شود .

بلکه وقتی شارع فرمود بگو رتب یعنی من محل ت را قبل از ب قرار دادم .

اما این کلام ایشان فائده ندارد چون ما روایتی نداریم که « اذا خرجت من محل شئ و دخلت فی غیره » و لو فرض کنیم که منظور « خرجت من محل شرعی » باشد ولی آن مقداری که ما تعدی می کنیم به قرینه امثله ی صدر روایت است لذا یا باید بگویید درست است روایت شامل اینها نمی شود اما وقتی محل شرعی رکوع و سجود درست شد به این گونه مثال ها هم تعدی می کنیم که این احتیاج دارد به علم غیب یا خوش باوری و حسن ظن .

در ما نحن فیه جای شبهه نیست که ما چیزی به اسم محل عادی یا عقلی در قاعده تجاوز نداریم تا بگوییم اگر کسی در تعقیبات نماز شک در سلام نماز کند بگوییم چون عادتا بعد از سلام نماز تعقیب می خوانند پس قاعده جاری می شود اما ما چیزی به اسم محل عادی و عقلی نداریم .

اما قاعده فراغ مرحوم خوئی ره فرموده جاری نمی شود چون فراغ در « کلما تفرغ من صلاتک و طهورک » یعنی فراغ حقیقی و کسی که شک دارد سلام گفته یقین به فراغ ندارد .

ان قلت : اگر فراغ یعنی فراغ حقیقی پس اگر کی بعد از نماز شک کند رکوع به جا آورده یا نه فراغ حاصل نشده چون رکوع حاصل نشده و همه جا شک ما در صحت صلاة به خاطر شک در اتیان جزء و شرط آن است پس نباید قاعده فراغ جاری شود .

قلت : فراغ یعنی فراغ حقیقی اما اعم از فراغ از نماز صحیح یا نماز فاسد لذا اشکال شما وارد نیست .

مرحوم نائینی ره فرموده فراغ همان فراغ حقیقی است

البته ما در دوره گذشته به مرحوم نائینی ره نسبت دادیم که ایشان می فرماید فراغ یعنی فراغ اعتقادی اگر اشتباه نکنم این را از کلام آقای خوئی ره به دست آوردیم اما دیشب که به اجود نگاه کردم دیدم می فرماید :

فراغ یعنی فراغ حقیقی اما فراغ حقیقی وقتی صدق می کند که اولا معظم اجزاء آورده شود ثانیا داخل در غیر شود اما لازم نیست غیر شرعی باشد هر فعلی که مباین با صلاة باشد فراغ صدق می کند مثلا مشغول تعقیب شود یا مشغول چایی خوردن شود یا مشغول صحبت شود لذا اگر سلام نماز را فراموش کند می گوید نماز را تمام کردم اما سلام را فراموش کردم . در این گونه موارد مضی صدق می کند .

ما هم می گوییم فرمایش مرحوم نائینی ره متین است و حق همین است و کسی که دارد تعقیبات می خواند مضی و فراغ صدق می کند .

درست است مقصود از فراغ ، فراغ حقیقی است نه خیالی و بنایی که خلاف ظاهر است اما کسی که وارد تعقیبات شد فراغ صدق می کند .

بله اگر هنوز تعقیبات را شروع نکرده و همینطور رو به قبله نشسته و فکرش رفته جای دیگر و بعد شک کند که سلام نماز را گفته یا نه ممکن است بگوییم این را نمی گویند فارغ از نماز شده .

لذا مرحوم نائینی ره در کبری با مرحوم خوئی ره مخالفت ندارد بلکه در تطبیق این کبری اختلاف دارد که می گوید این فراغ حقیقی دو جزء دارد .

آیا قاعده فراغ و تجاوز در طهارات ثلاث جاری می شود یا نه ؟

اگر کسی در اثناء وضو شک کرد که مثلا دست راست را شسته یا نه آیا قاعده تجاوز جاری می شود یا نه ؟

معروف و مشهور این است که قاعده تجاوز در اثناء عمل را شارع در وضو القاء فرموده این مطلب نسبت به وضو مشهور است اما بعضی غسل و تیمم را هم ملحق به وضو کرده اند .لذا باید در دو محل بحث می کنیم : اول : خروج خود وضو از قاعده دوم : ملحق کردن تیمم و غسل به وضو در خارج بودن از قاعده

اول : عدم جریان قاعده تجاوز در اثناء وضو :

در باب وضو دو روایت داریم که کار ار مشکل کرده

روایت اول :

1244- 2- «5» وَ عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِعَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا شَكَكْتَ فِي شَيْ‌ءٍ مِنَ الْوُضُوءِ- وَ قَدْ دَخَلْتَ فِي غَيْرِهِ فَلَيْسَ شَكُّكَ بِشَيْ‌ءٍ- إِنَّمَا الشَّكُّ إِذَا كُنْتَ فِي شَيْ‌ءٍ لَمْ تَجُزْهُ[1]

این روایت از این جهت مشکل دارد که ضمیر « غیره » به کجا بر می گردد ؟

 بعضی فرمودند این به وضو بر می گردد یعنی « دخلت فی غیر الوضو » لذا مفهومش این است که اگر از وضو فارغ شدی و داخل غیر وضو نشدی باید به شکت اعتنا کنی لذا قاعده تجاوز در اثناء وضو جاری نمی شود .

بعضی می گویند ضمیر به « شئ » بر می گردد یعنی « دخلت فی غیر ذلک الشئ » پس قاعده تجاوز در اثناء وضو مثل نماز جاری می شود .

بعضی قرائنی ذکر کردند و فرمودند مجموع این قرائن ما را مطمئن می کند که ضمیر به وضو بر می گردد که اگر از یک قرینه انسان اطمینان پیدا نکند از مجموع اطمینان پیدا می کند .

چهار قرینه ذکر کردند :

1 ) « اذا خرجت من شئ من الوضو و قد دخلت فی غیره » ضمیر غیره به وضو نزدیکتر است پس باید به وضو برگردد نه به شئ و در باب تنازع خواندید که عمل کننده در اسم ظاهر عامل آخر است چون الاقرب یمنع الابعد .

این قرینه که خنده دار است اگر کسی گفت « ضرب زید عمرا مع انه شاب » چه کسی می گوید که باید ضمیر به عمر برگردد چون به ضمیر نزدیکتر است ؟ اصلا اگر این را در بین عرب ها بگویید می خندند

اینها چیزهایی است که هیچ اعتباری ندارد لذا می گویند مجتهد باید در صرف و نحو و منطق مجتهد باشد . یعنی آن مقداری که در فهم حکم خداوند دخیل است باید خودش بفهمد .

2 ) اگر ضمیر غیر به وضو برگردد ظهور ها مرتب است و معنایش این طور می شود « خرجت من شئ من الوضوء و دخلت فی غیر الوضو » یعنی اصل وضو هست لذا می شود گفت « خرجت من شئ من الوضو » چون اصل وضو هست و همینطور می شود گفت « دخلت فی غیر الوضو » یعنی از آن شئ خارج شدی و ظاهر خروج از شئ یعنی خروج از اصل شئ اما اگر ضمیر را به شئ بر گردانید معنایش می شود « اذا خرجت من شئ من الوضو و قد دخلت فی غیر ذلک الشئ » و لازم می آید که خرجت من الشئ را به معنای خروج از محل شئ بگیریم و این خلاف ظاهر است .

3 ) این روایت ذیلی دارد « انما الشک اذا کنت فی شئ لم تجزه » ظهور این عبارت در این است که شئی هست و شک در آن شئ کردی و هنوز عبور نکردی حال با توجه به این کبری اگر در صغری ضمیر غیره به وضو برگردد خوب است و صغری و کبری با هم می خوانند چرا که اگر کبری هم به تنهایی بود و کسی در اثناء وضو شک می کرد می گفتیم باید اعتنا کند چون لم تجزه ( همانطور که اگر ضمیر در صغری به وضو برگردد باز هم می گوییم به شک در اثناء وضو باید اعتنا کند ) اما اگر ضمیر به شئ برگردد تناقض صدر و ذیل می شود چون صدر روایت می گوید به شک در اثناء وضو اعتنا نکن و ذیل می گوید اعتنا کن و این تعارض صدر و ذیل است که خلاف ظاهر است .

ان قلت : اگر واقعا ضمیر به وضو بر می گردد چرا امام ع فرمود « اذا خرجت من شئ من الوضو و دخلت فی غیره » خوب بود حضرت می فرمود « اذا شککت فی الوضو و قد دخلت فی غیره »

قلت : اگر حضرت این طور می فرمود کسی که داخل نماز شده و در اصل وضو شک می کند طبق این روایت باید بگوید اعتنا لازم ندارد اما حضرت این طور فرموده تا کسی به اشتباه نیافتد بلکه تنها در صورتی به شک اعتنا نمی شود که در قسمتی از وضو شک کنی نه در اصل وضو شک کنی .

 

 



[1]وسائل الشيعة، ج‌1، ص: 470

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *