اصول-متن چهارشنبه 20/۱۲/۹۳-اشرفی

چهارشنبه20/12/93                                                                                     اشرفی

کلام در این بود که آیا قاعده تجاوز در شروط جاری می شود یا نه؟

خلاصه ما ذکرنا این شد که در اثنای عمل در شروط جاری نمی شود و بعد از عمل نیز قاعده فراغ و تجاوز در شروط جاری نمی شود زیرا نسبت به شروط «مضی» و همچنین «محل» معنا ندارد.

اما یک مطلب در ذهن ما هست که در دوره قبل ذکر نکردیم:

اگر کسی بعد از ورود به قنوت یا رکوع نمی داند حمد را جهراً خوانده یا اخفاتاً، عرفاً به شک در جهر شک در شیء اطلاق نمی شود بنابراین «اذا خرجت من شیء» آن را شامل نمی شود. اگر بگویید نسبت به قرائت جهریه قاعده را جاری می کنیم به مقتضای «اذا شککت فی القرائة» زیرا اطلاق دارد و شامل هم شک در اصل قرائت و هم شک در صحت قرائت می شود؛ می گوییم خلاف ظاهر روایت است زیرا شککت فی القرائة ظاهر در این است که اصل قرائت را شک دارد. احتمال سوم این است که بگوییم رجل شک فی القرائة و قد دخل فی الرکوع شک در اصل رکوع را می گیرد و شک در صحت را شامل نمی شود اما اگر شارع در صورت جهل به اصل قرائت بعد از دخول در جزء آخر فرموده «یمضی» در صورتی که شک در صحت قرائت دارم  به طریق اولی و به مفهوم اولیت می گوییم شارع تعبد به صحت فرموده.

لکن نمی توان به این نوع اولیت ها ملتزم شد مثلا در باب حج، اگر کسی طواف را فراموش کند، فرموده اند یقضی طوافه ولی اگر طوافش را به جا آورده ولکن طهارتش را فراموش کرده باشد فرموده اند فائده ای ندارد. یا مثلا اگر کسی از اول تا آخر نمازش را در نجاست بخواند نمازش صحیح است ولی اگر در اثنای نماز علم به نجاست پیدا کند باطل است.

لکن شیخنا الاستاذ رحمه الله تمسک به این نوع اولیت ها مینمود مثلا در باب قاعده حیلولة[1] می فرمود: اگر کسی بعد از اذان مغرب، شک کند که آیا نماز ظهر و عصر را خوانده یا نه؟ قاعده حیلولة می گوید اعتنا نکن (حالَ الوقت) همچنین اگر می داند نماز خوانده ولی نمی داند با وضو خوانده یا نه؟ می فرمود: وقتی قاعده حیلولة شک در اصل عمل را درست می کند اینجا را هم درست می کند.

(خلاصه ما به این اولویت ها نمی توانیم تمسک کنیم)  زیرا ما نه می توانیم احتمال فرق را از بین ببریم و نه اولویت را می توانیم قائل شویم (و علم به ملاکات نداریم).

تنها مطلبی که هست این است که شک در صحت اگر اتفاق بیافتد در موارد خیلی نادری است که ما نحن فیه در آن اثر داشته باشد مثلا جهر و اخفات از مواردی است که اگر تعمد بر خلاف وظیفه نداشته نمازش صحیح است و یا این که کسی در بخشی از نماز رو به قبله باشد و در بخشی دیگر رو به قبله نباشد به حدی که بیشتر از حد بین مشرق و مغرب باشد، این موارد نادر است. در رکوع هم که صحت معنا ندارد زیرا رکوع خم شدن است و مصلی یا خم شده یا نشده، یا مثلا در سجده، کسی در اثنا شک کند که آیا مسجدش در اثنا بیشتر از چهارانگشت شده یا نه؟ ا

اگر کسی ادعا کند قاعده فراق و تجاوز در کل نماز جاری می شود در جزء به طریق اولی جاری می شود را هم نقض کردیم به نجاست در کل نماز و در اثنای نماز.

جریان قاعده فراغ و تجاوز نسبت به جزء اخیر:

مرحوم آقای خوئی چهار صورت فرض می نمایند:

1-   نه مشغول تعقیب است و نه فصل طویل هست که موالات به هم بخورد و نه داخل در غیرِ عادی شده مثلا تکلم کند: دراین صورت ایشان فرموده نه قاعده فراغ جاری می شود و نه تجاوز. قاعده تجاوز جاری نمی شود زیرا نه داخل در غیر شده و نه محلش گذشته. قاعده فراغ جاری نمی شود زیرا نمی داند فراغ حاصل شده یا نه زیرا فراغ در صورتی است که سلام نماز را داده باشد.

2-   فصل طویل نشده و داخل در تعقیبات هم نشده ولی مثلا تکلم کرده: در این صورت نیز هیچ یک از قاعدتین جاری نمی شود. قاعده تجاوز جاری نمی شود زیرا محلش نگذشته و داخل در غیر هم نشده زیرا گفتیم که مراد از غیر، غیرِ مترتب است. اگر کسی بگوید غیر، اعم است از غیر مترتب و غیرِ غیر مترتب، می گوییم محلش نگذشته. اما فراغ جاری نمی شود زیرا شک دارد که محلش گذشته یا نه، چه بسا در اثنای نماز باشد زیرا فوقش می شود کلام سهوی در اثنای نماز.

3-   وارد تعقیب شده: این صورت هم نه قاعده فراغ دارد و نه قاعده تجاوز. قاعده تجاوز ندارد زیرا محلش نگذشته چون محل سلام قبل از تعقیب نیست بلکه محل تعقیب بعد از سلام است لذا کسی نمی گوید اگر بعد از سلام تعقیب گفته نشود، نماز باطل است. اما فراغ جاری نمی شود به همان دلیل که محرز نیست فراغِ از نماز واقع شده باشد.

4-   فصل طویل حاصل شده به طوری که موالات به هم خورده و یا این که چیزی از او صادر شده که موجب بطلان نماز می شود سهواً و عمداً مثل این که محدث شده: در این صورت قاعده تجاوز جاری نمی شود زیرا محل سلام، قبل از فعل منافی و یا به هم خوردن موالات نیست. ولی قاعده فراغ جاری می شود زیرا مضی من صلاته. البته ایشان در جایی دیگر فرموده قاعده تجاوز هم جاری می شود زیرا محل شرعی سلام قبل از به هم خوردن موالات و فعل منافی است.

تنبیه:

این بحث، بحثی فرض است زیرا سلام نماز مشمول حدیث لا تعاد است. اگر کسی مشغول نماز بود و سهوا ریحی از او قبل از سلام خارج شد، لا تعاد سلام را از جزئیت می اندازد و بقیه نماز هم که در طهارت بوده. نسبت به تشهد هم می گوییم با توجه به این که قضای آن دلیل ندارد مثل سلام است. بنابراین مثال حقیقی این بحث این است که کسی بعد از رکوع شک کند که دو سجده را آورده یا نه؟

برای این که حق در مقام مشخص شود باید دو نکته بحث شود:

1-   آیا مراد از محل، محل شرعی است یا اعم از محل شرعی یا عقلی یا عادی؟

2-   مراد از فراغ، فراغ حقیقی است یا فراغ اعتقادی؟

اگر این دو نکته مشخص شود فرمایشات آقای خوئی هم در چهار صورت مشخص می شود.

بعضی مثل مرحوم آقای اراکی فرمودند: محل، اعم  است از محل عادی و شرعی و عقلی زیرا تجاوز از محل، اطلاق دارد. ولی در جای دیگر می فرماید مرا از محل، محل شرعی است زیرا وقتی شارع محلی را تعیین کند و بعد در جای دیگر بفرماید هر وقت از محل گذشتی، منصرف به محل شرعی است.

مرحوم آقای روحانی در منتقی فرموده محل، اعم است از محل شرعی و محل عقلی ولی محل عادی را شامل نمی شود.

اگر کسی بگوید محل، اعم است جوابش این است که اگر ما روایتی داشتیم که می فرمود «یا زراره اذا خرجت من محل شیء» ممکن کسی بگوید محل، اطلاق دارد و شامل هر سه تا می شود ولی آنچه داریم سوالهایی است و بعد حضرت فرموده «اذا خرجت من شیء …». ظاهر خرج عن الشیء این است که از خود شیء گذشته، مثلا کسی که می گوید من از پل گذشتم ظاهر در این است که از خوذ پل گذشته نه از محل آن و لو این که آن پل را خراب کرده باشند.

 



[1] مفادها عدم الاعتناء بالشك بعد خروج الوقت‏. مصباح الاصول، ج‏2، ص: 341 (موسسة احياء آثار الامام الخوئي‏)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *