اصول-متن چهارشنبه۲۰فرودین۹۳-عزیزی

 

باسمه تعالی

تقریرات اصول استاد احمدی شاهرودی(حفظه الله)…..………...……. چهارشنبه ۲۰/۱/۱۳۹۳

کلام در استصحاب کلّی بود و بحث در یک مقدمه و دومقام واقع می شود.

 مقدمه: بیان اموری است که قبل از ورود در بحث ذکر می شود

مقام اول: تقریب استصحاب کلّی و اشکالاتی است که به اصل استصحاب کلّی وارد شده است

مقام دوم: اقسام استصحاب کلّی و اشکالاتی که در خصوص هر قسم هست و بررسی هر قسم بالخصوص

 

* اما مقدمه: در بیان اموری است

امـر اول:

این بود که استصحاب کلی و استصحاب شخص ، هر دو در واقع استصحاب وجود است و ما این وجود خارجی را استصحاب می کنیم لکن این وجود خارجی دارای عناوینی است مثلا زید، عناوینی دارد که انسان بودن یکی از آنهاست و طلبه بودن عنوان دیگر است و پسر فلانی بودن عنوان ثالث برای اوست ، اگر این وجود بعنوانه التفصیلی الشخصی الجزئی برای ما محرز باشد و استصحاب کنیم به آن استصحاب فرد و شخص می گویند اما اگر این وجود بعنوانه الکلی و الاجمالی برای ما مشخص باشد به این استصحاب ، استصحاب کلی می گوییم.

مثلاً اگر بللی از شخص خارج شده که نمی دانیم بول است یا منی ، در اینجا همین حدث خارجی که از  بلل خارجی بوجود آمده را استصحاب می کنیم لکن می گوییم گاهی این حدث بخوصیته الشخصیه معلوم است که حدث اصغر است و گاهی این حدث بخوصیته الشخصیه معلوم نیست بلکه بعنوانه الاجمالی  و الکلی معلوم است که حدث است؛ پس استصحاب علی ای تقدیر در وجود خارجی و شخص خارجی است و نام گذاری به استصحاب کلی یا شخص به لحاظ عنوانی است که بر آن عارض می شود که اگر عنوانی که بر آن منطبق است تفصیلا معلوم باشد و جزئی باشد به آن استصحاب شخص و اگر عنوان کلی و اجمالی باشد به آن استصحاب کلّی می گویند.

امـر دوم:

علی رغم اینکه در منطق و فلسفه بحث شده است که کلی طبیعی آیا در خارج موجود هست یا نه ولی مرحوم خویی می فرمایند این بحث که آیا استصحاب کلی جاری می شود یا نمی شود هیچ توقفی بر بحث کلی طبیعی در فلسفه ندارد و ما چه ملتزم بشویم که کلی طبیعی در خارج موجود است و چه ملتزم نشویم علی ای تقدیر ، می گوییم که استصحاب کلی مورد قبول ماست زیرا استصحاب روی عناوین با مفاهیم عرفی بار شده است نه روی مفاهیم دقّی و عقلی ؛ همین که عرفاً بگویند این انسان در خارج موجود است کافی است ولو اینکه بالدقه العقلیه این مفهوم در خارج قابل تحقق نباشد و شما در معقول به آن اشکال کنید.

امـر سوم:

این که ما گاهی مواقع استصحاب فرد و گاهی استصحاب کلی می کنیم مثل اینکه می گوییم این زید در اتاق رفته و نمی دانیم از اتاق بیرون آمده یا نه که در اینجا گاهی استصحاب بقاء زید را در اتاق می کنیم و گاهی استصحاب بقاء کلی انسان را در اتاق می کنیم ؛ اینها به دلخواه ما نیست بلکه باید ببینیم که اثر در عنوان خطاب شرعی روی چه بار شده است اگر اثر روی شخص بار شده است باید استصحاب شخص کنیم و استصحاب کلی معنا ندارد و اگر اثر روی کلی بار شده است باید استصحاب کلی بکنیم و استصحاب شخص معنا ندارد. بنابر این استصحاب فرد یا کلی دائر مدار اثری است که در خطاب شرعی بر روی موضوع بار شده است اگر اثر روی عنوان کلّی رفته مانند اینکه فرموده « لایمسه الاّ المطهّرون» ، که در اینجا اثر ، یعنی عدم جواز مسّ کتاب ، روی کلّی حدث رفته است و ما در اینجا باید کلّی حدث را استصحاب کنیم اما اگر شارع فرمود: «الجنب لایدخل المسجد» در اینجا استصحاب کلی حدث به درد ما نمی خورد و باید استصحاب شخص جنابت را بکنیم.

* اما مقـام اول:

مرحوم آخوند می فرماید استصحاب دو رکن دارد یکی یقین سابق و دیگری شک لاحق و رکن دیگری هم هست و آن این است که استصحاب باید اثر شرعی داشته باشد بنابراین اگر جایی باشد که یقین سابق و شک لاحق باشد و اثر شرعی هم داشته باشد ، استصحاب جاری می شود خواه مستصحب، عنوان شخص باشد ، خواه عنوان جامع و کلی باشد و در این جامع هم تفاوتی نمی کند که جامع بین دو تا یا اکثر از دوتا باشد ؛ وقتی که ارکان تمام بود ، وجهی برای عدم جریان استصحاب وجود ندارد بنابراین وجهی ندارد که ما ادله استصحاب را به استصحاب شخص، تخصیص بزنیم.

بر این تقریب و اصل جریان استصحاب کلّی اشکالاتی شده است:

اشکال اول:

اشکالی است هم در استصحاب کلی احکام شده و هم در استصحاب کلی موضوعات و اشکال در استصحاب کلی احکام مبتنی بر مبنای مرحوم آخوند و مرحوم شیخ اعظم در مقام است ؛ مرحوم آخوند و مرحوم شیخ اعظم فرموده اند استصحاب ، جعل حکم مماثل حکم شرعی است در جایی که مستصحب ، حکم باشد و جعل حکم مماثل حکم موضوع است در جایی که مستصحب، موضوع باشد.

اشکالی که در مانحن فیه است این است که شما که مثلاً شک داری یا نماز جمعه واجب است و یا نماز ظهر، وقتی یکی از آنها را خواندی و هنوز شک داری در بقاء وجوب تکلیف، اگر بخواهی استصحاب بقاء کلی وجوب را بکنی در واقع شما طبق مسلک مرحوم آخوند و مرحوم شیخ شک داری در بقاء کلی وجوب ؛ در حالی که کلی ، قابل جعل نیست و الشیء ما لم یتشخص لم یوجد ، و کلّی قابل ایجاد نیست مگر در ضمن یک خصوصیتی ؛ بنابراین اگر شارع بخواهد این کلی را بما هو کلّی در بقاء جعل کند، جعل کند که ممکن نیست زیرا جعل کلی محال است و اگر بخواهد در بقاء ، کلّی جعل نکند بلکه بخواهد در ضمن خصوصیتی جعل کند ، اگر بخواهد در ضمن خصوصیت ظهر یا جمعه جعل کند ، ارکان استصحاب تمام نیست ؛ خلاصه اینکه آن چیزی که ارکان استصحاب در آن تمام است ، کلّی است که قابل جعل نیست و آن چیزی که قابل جعل است ، ارکان استصحاب در آن تمام نیست لذا استصحاب حکم کلّی با مبنای مرحوم شیخ و مرحوم آخوند با محذور عقلی مواجه است. این اشکال را مرحوم ایروانی و مرحوم محقق اصفهانی و برخی دیگر در مانحن فیه ذکر کرده اند.

از این اشکال چهار جواب داده شده است:

جـواب اول:

بنابر مبنای مرحوم آقا ضیاء عراقی علم اجمالی بر واقع تعلق می گیرد نه اینکه به جامع تعلق بگیرد و تفاوت علم اجمالی با تفصیلی در خود علم است نه در متعلق علم ؛ بنابراین متعلق هر دو واقع خارجی است ، مانند اینکه گاهی از پشت شیشه صاف ، به وضوح شخصی را می بینی که در اینجا علم تفصیلی به آن داری و گاهی از پشت شیشه مشجّر شخصی را مبهماً می بینی و نمی توانی تشخیص دهی که زید است یا عمرو که در اینجا هم باز شخص خارجی را می بینی فقط علم تو مبهم و مجمل است. خلاصه اینکه در مانحن فیه اختلاف در ذات علم است نه اینکه اختلاف در معلوم باشد که مرحوم نائینی می فرماید، بنابراین طبق این مسلک، استصحاب کلی در مانحن فیه ، جاری می شود زیرا من می خواهم همان معلوم بالاجمال را استصحاب کنم و آن معلوم بالاجمال با خصوصیات است و جامع و کلی نیست زیرا همانطور که گفته شد در علم اجمالی هم معلوم بالاجمال تشخّص دارد ، لذا آن اشکالی که به مبنای مرحوم آخوند وارد می شد که استصحاب کلی قابل جعل نیست مندفع است زیرا معلوم بالاجمال در اینجا خصوصیت و تشخّص دارد و قابل جعل هست و ارکان استصحاب هم در آن تمام است.

به این پاسخ دو اشکال شده است:

اشکال اول:این مبنا که علم اجمالی به واقع تعلق می گیرد و اختلاف بین علم تفصیلی و اجمالی در ذات علم است نه متعلق قابل قبول نیست و امر آن با کرام الکاتبین است

اشکال دوم:لو سلّمنا که این مبنا قابل قبول باشد ، بنا را قبول نداریم چون اگر من علم اجمالی دارم به اینکه یا این کاسه نجس است یا آن نجس و فی علم الله هم هر دو کاسه نجس است یا هردو پاک است و این که می گویید علم اجمالی به واقع تعلق گرفته، در اینجا اصلاً واقعی وجود ندارد در علم تفصیلی یک تعینی وجود دارد ولو این که آن علم خلاف واقع باشد بلاخره به یک فرد مشخص علم تعلق گرفته ولی در مانحن فیه، تعیّن وجود ندارد.

استـاد:اشکال بنائی قابل قبول است زیرا در علم الله ممکن است هیچ تعیّنی وجود نداشته باشد ولی اشکال مبنایی همانطور که قبلاً در بحث علم اجمالی گفته شد از آنجا که ما واقع علم اجمالی را نفهمیدیم و معتقدیم که امور وجدانی اگر چه اصل آن قابل تصدیق است ولی تحلیل حقیقت این امور کار بسیار دشواری است که علمش با معصوم علیه السلام است ، بنابراین  چون نمی توانیم بگوییم حقیقت علم اجمالی چیست و علم ، حقیقتاً به چه چیزی تعلّق گرفته است پس نه می توانیم بگوییم مبنای مرحوم آقا ضیاء باطل است و نه می توانیم بگوییم صحیح است اگر چه معتقدیم این فرمایش ایشان اشکالاتش از فرمایشات بقیه در تعریف علم کمتر است.

جواب دوم:

قبول می کنیم که استصحاب در جامع جاری می شود و ارکانش هم تمام است و جامع هم در ضمن خصوصیت ظهر یا جمعه جعل می شود اگر بپرسید که از کجا چنین چیزی را می گویید؟ می گوییم این لاتنقض الیقین بالشک، اگر قرار باشد در ضمن خصوصیت جعل نشود لغو می شود پس مثبتات این استصحاب حجت است و به دلالت اقتضاء می گوییم که این استصحاب در کلی جاری می شود و برای تصحیح این استصحاب کلی شارع می آید آن را در ضمن یک خصوصیتی جعل می کند حالا چه خصوصیتی؟ نمی دانیم آن مقدار که ما دلیل داریم این است که در ضمن یک خصوصیتی جعل شده است ولی آن خصوصیت بر ما منجز نیست چون تنجیز فقط به مقدار جامع است.

اشکال شهید صدر:

این در جایی است که دلیل استصحاب در خصوص استصحاب کلّی وارد شده باشد که بگوییم اگر مثبتاتش حجت نباشد لغو می شود و ما صوناً لکلام الحکیم عن اللغویه می گوییم که این استصحاب در ضمن خصوصیتی جعل شده است ولی در اینجا دلیل ، مطلق است که یکی اش فرد است و یکی اش کلّی است و می توانیم بگوییم در کلی جاری نمی شود.

به عبارت اوضح دو کلام نباید با هم خلط شود یک وقت هست که می گوییم اصل کلام حکیم لغو می شود در اینجا برای جلوگیری از این محذور باید بگوییم مثبتات حجت است و جعل در ضمن خصوصیات شده است اما یک وقت هست که می گوییم اطلاق کلام حکیم لغو می شود که در اینجا دلالت اقتضاء تمام نیست زیرا می توانیم دست از این اطلاق برداریم و یکی از مقدمات حکمت این است که کلام صلاحیت اطلاق داشته باشد و همین محذور لغویت باعث می شود که کلام قابلیت اطلاق نداشته باشد و اصلاً نتوانیم اطلاقی را در ناحیه آن جاری کنیم.

به اشکال شهید صدر دو جواب می توان داد:

  1. از کلمات آقا ضیاء برمی آید که این که استصحاب کلی در ضمن خصوصیت جعل می شود از لوازم عقلی اعم است و آن چیزی که شما می گویید که مثبت است و حجت نیست مال جایی است که از لوازم عقلی واقع باشد اما اگر از لوازم عقلی اعم باشد ، بار می شود ؛ مثلاً الان شما که استصحاب بقاء وجوب می کنید لازمه عقلی آن که وجوب اطاعت است را استصحاب می کنید وچون اطاعت اثر عقلی اعم استصحاب است ، بار می شود و در مانحن فیه هم چون اثر عقلی که همان جعل در ضمن خصوصیت باشد، اعم است ، این اثر بار می شود.
  2. این جواب از برخی تعلیقات بر کلمات ایشان فهمیده می شود که فرموده اند اینجا جای امکان و وقوع است و با لغویت فرق می کند ؛ این جواب را توضیح نمی دهیم و فهم آن را به عهده دوستان می گذاریم که خودشان مراجعه کنند.

جواب سوم:

این جوابی است که مرحوم آخوند داده است و آن این است که اصلاً یقین موضوع نیست و أخذ  نشده است و استصحاب دو رکن دارد یکی حدوث و دیگری بقاء و شارع لازم نیست که جامع را جعل کند بلکه کافی است همان که حادث است که خصوصیت باشد را جعل کند ؛ بنابراین وقتی ما گفتیم استصحاب ملازمه بین حدوث و بقاء است اصلاً لازم نیست که شارع کلی و جامع را جعل کند بلکه همان که حادث شده است را جعل می کند و آن که حادث شده در ضمن خصوصیت بوده.

اشکال شهید صدر:

شما یک جا را درست کردید ولی یک جای دیگر را خراب کردید زیرا یکی از اقسام استصحاب کلی قسم ثانی است که امرش دائر بین متیقن البقاء و متیقن الارتفاع است مانند اینکه حیوانی وارد اتاق شده که نمی دانم پشه بوده یا فیل بوده و الان در ساعت دوم امر دائر است بین متیقن البقاء اگر فیل بوده باشد و متیقن الارتفاع اگر پشه بوده ؛ در اینجا اینکه می گویید استصحاب یعنی همان که حادث شده است را در بقاء بکشانیم ، در حادث، شک در بقاء نداریم بلکه یا متیقن البقاء است یا متیقن الارتفاع؛ بنابراین طبق مسلک شما در این موارد جاری نیست.

استـاد:این اشکال به زعم قاصر ما ناتمام است که توضیح آن انشاءالله در جلسه آینده خواهد آمد

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *