اصول- متن ۱۸/۱۲/۹۲-رمضانی

۱۸ / ۱۲ / ۱۳۹۲

مطلب چهارم : بررسی اشکالات :

اما اشکال اول :

قبلا این اشکال را متعرض شدیم و گفتیم آقای خوئی ره شما نباید این اشکال را کنید چون شما فرمودید عناوینی که در حمل شائع طریق هستند یعنی کسی که علم دارد علمش را نمی بیند این عناوین ظهور اولیش در طریقیت است اگر در خطابات اخذ شوند و موضوعیت قرینه می خواهد .

اما اشکال دوم :

اتفاقا این اشکال را خود شما در آنجا جواب دادیدکه تقریب کلام آخوند ره در کفایه همان است که در شرح رسائل فرموده که نقض اسناد داده شده به یقین به لحاظ مدلول استعمالی اما مراد جدی مدلول کنایی است و برای اسناد نقض به یقین همین که مراد استعمالی باشد کافی است لازم نیست مراد جدی باشد .

اشکال سوم :

اشکال این بود که شما ی آخوند بعدا می گویید دلیل بر بقاء استصحاب است که با جعل حکم مماثل باعث می‌شود ما را نسبت به بقاء متعبد کند اما با این حرف شما در اینجا لازم می آید که همان اماره ما را متعبد به بقاء کند چون دلیل بر احد المتلازمین دلیل بر متلازم دیگر است پس معنای استصحاب قیام دلیل ( اماره ) بر حکم ظاهری است نه که خودش دال بر حکم ظاهری به بقاء باشد

اما این اشکال وارد نیست چون :

احکام ظاهری مثل احکام واقعی هستند مثلا الان اماره ای قائم می شود که گوشت ارنب حرام است اگر این اماره فی علم الله مطابق واقع باشد حرمت لحم ارنب هست اما اگر نباشد حرمت لحم ارنب نیست اما می گوییم و لو فی علم الله ثابت نباشد حرمت لحم ارنب منجز است یعنی اگر فردای قیامت ثابت شود که لحم ارنب حرام بوده عقاب می شوی .

استصحاب هم همین طور است خودش حکم واقعی است نگویید به ما گفتند حکم ظاهری است چون شیخ در رسائل گفته حکم ظاهری هم یک حکم واقعی ثانوی است این حکم واقعی موضوعش این است که هر جا حدوثی باشد من در بقاء جعل حکم مماثل کردم چه طور در لا تشرب الخمر و نماز جمعه واجب است خودش حکم واقعی است اما موضوعش این است که این نماز جمعه در زمان غیبت واجب باشد یعنی در صورتی جعل حکم مماثل می کند در واقع حکمی باشد استصحاب معنایش این است اگر مثلا نماز جمعه واجب است من واجب کردم

استصحاب هم جعل حکم مماثل است اما این جعل حکم مماثل جایی است که حدوث باشد اما چون یقین به حدوث ندارم و شک دارم شارع می گوید این حکم مماثل در بقاء را برای تو منجز قرار دادم

پس حقیقت استصحاب جعل حکم مماثل است اما جایی که حادث شده باشد حالا اماره اگر بر حدوث قائم شد چون نمی دانیم قطعی است لذا آخوند می گوید حجت بر حدوث حجت بر بقاء است ایشان نمی فرماید استصحاب جعل حجیت است بلکه استصحاب جعل حکم مماثل است اما از کجا بدانیم که حدوث هست تا حکم مماثل ثابت شود این اماره ای که در حدوث حکم واقعی را منجز کرد ، در بقاء هم همان حکم مماثل را منجز کرده

مثل این می ماند که یک خبر واحدی بر قاعده طهارت قائم شود کل شئ لک طاهر حتی تعلم انه قذر » حالا اگر کسی بگوید قاعده طهارت یعنی جعل حکم مماثل آیا اینجا قاعده طهارت هست نمی دانیم چون ممکن است این روایت اصلا اشتباه باشد بله اگر این روایت مطابق واقع باشد حکم مماثل هست و حکم ظاهری هست اما وقتی نمی دانیم از کجا بدانیم حالا روایت می آید می گوید من مفاد این روایت را بر شما معذر قرار دادم این از باب جعل معذر بر حکم مماثل است نه این که مفاد استصحاب جعل حکم مماثل نباشد لذا بین کلمات آخوند ره تنافی نیست .

اما اشکال چهارم :آقای صدر ره به آقای خوئی ره دو اشکال دارد :

اشکال اول :

شما باید کلام آخوند ره را تفصیل می کردید کلام آخوند احتمالات دارد و بای آن را بررسی می کردید نه که همه ی کلام مرحوم آخوند را یک کاسه کنید

اشکال دوم :

درست است که شارع منجز بر حدوث را منجز بر بقاء قرار داده اما این نقض شما وارد نیست چون منجز حدوث باید در زمان بقاء هم باشد اما اگر منجز حدوث از بین رفت دیگر منجز بقاء نیست و در این مثال نقض منجز حدوث از بین رفت و علم اجمالی از همان زمان حدوث از بین رفت .