اصول- متن ۲/۲/۹۳-رمضانی

جهت دوم : علاج شبهه :

جواب های مرحوم نائینی ره از شبهه :

مرحوم نائینی ره دو جواب می دهد :

جواب ایشان در فوائد ( دوره اول درس ایشان ) :

استصحاب کلی یک ضابطه دارد که دو فردی که کلی مردد بین آن دو است هویتشان مختلف باشد مثل فیل و بق یا حدث اصغر و حدث اکبر که یکی اصغر است و یکی اکبر است اما اگر کلی مردد بین دو فرد باشد که در هویت مختلف نیستند بلکه فقط در زمان و مکان مختلف هستند اینجا جای استصحاب کلی نیست مثل جایی که زید در دار بوده جانب شرقی دار قطعا منهدم شده و جانب غربی باقی است نمی دانیم زید در جانب شرقی بوده یا در جانب غربی بوده اینجا استصحاب کلی نمی کنند چون زید در جانب غربی و یا در جانب شرقی دو هویت نیست فقط مکانش فرق می کند مثال دیگر مثل این که زید درهمی داشته که بین سه درهم مشتبه شده یکی از درهم ها از بین رفته نمی دانیم درهم زید است یا درهم غیر از زید است اینجا استصحاب کلی نمی شود چون درهم زید و غیر زید یک هویت است فقط مالکش فرق می کند .

جواب دوم در اجود ( دوره دوم فقه ایشان ) :

شما یا می خواهید استصحاب فرد کنید که ارکانش تمام نیست چون نمی دانیم کدام جانب عبا نجس بود اما استحصاب جامع فائده ندارد چون مثبت است استصحاب بقاء نجاست در عبا اثبات نمی کند که ملاقی نجس است چون آنی که لازم است ملاقات با نجس است و این استصحاب اگر بخواهد این را ثابت کند می شوداصل مثبت

مثلا در آب کری اگر چند دلو بردارند و شک در بقاء کر شود استصحاب بقاء کر می شود و اگر نجسی با آن شسته شود پاک می شود اما اگر حوض آب کری داشت که رنگش تیره بود و فردا دیدیم رنگ آب داخل حوض تغییر کرده و لذا نمی دانم که همان آب دیروز است که رنگش عوض شده یا آب حوض را کلا عوض کردند لذا نمی شود استصحاب کریت کرد به نحو کان ناقصه و نمی شود بگوییم هذا الماء کان کرا چون معلوم نیست این آب همان آب دیروز باشد بلکه ممکن است آبش عوض شده باشد بله می شود استصحاب کان تامه کرد و بگوییم فی الحوض کان کرا اما این اثبات نمی کند که الان من لباسم را با آب کر شسته باشم .

مناقشه استاد در جواب دوم مرحوم نائینی ره :

مقصود ایشان را نمی فهمیم چون استصحاب جامع نجاست را نمی کنیم بلکه می گوییم یک خیطی در عبا نجس بود الان هم استصحاب نجاست می کنیم و ملاقات آب با این خیط قطعی است

یک وقت عبایی می افتد داخل یک قاذوره خشک و عبا را تکان می دهیم اما نمی دانیم تمام قاذوره ها ریخت یا نه ؟ و بعد این عبا به داخل آب قلیل افتاد آب نجس نمی شود چون استصحاب بقاء قاذوره اثبات نمی کند که آب با قاذوره ملاقات کرده اما اگر همین عبا خیس بود و با قاذوره ملاقات کرد و قسمتی از عبا نجس شد و مقداری از آن را تطهیر کردیم بعد داخل آب افتاد استصحاب بقاء نجاست دلالت می کند که آب نجس شده چون ملاقات آب با عبا که قطعی است .

همانطور که در بدن حیوان دو قول است که یک قول این است که بدن حیوان نجس می شود و با ازاله نجاست پاک می شود یا اصلا نجس نمی شود فقط نجاست روی بدن حیوان است اثر این دو قول اینجا ظاهر می شود که اگر سوسکی از چاه فاضلاب در آمد و روی عبا رفت اگر قول اول را گفتیم و شک کردیم که پای سوسک خشک شده یا نه استصحاب نجاست می شود و عبا نجس می شود اما اگر قول دوم را گفتیم استصحاب بقاء نجاست روی بدن سوسک اثبات ملاقات عبا با آن را نمی کند .

اشکالات وارده به جواب اول مرحوم نائینی ره :

اشکال مشترک از مرحوم خوئی ره و آقا ضیاء عراقی ره :

مگر ما نزاع بر سر کلمه استصحاب کلی داریم که حالا به این استصحاب کلی می گویند یا نه ؟ کلام ما سر این است که این استصحاب اینجا جاری می شود یا نه ؟ اگر جاری می شود شبهه عبائیه باقی است و در مثال زید و جانبین خانه استصحاب زید استصحاب شخص است و استصحاب کلی نیست و جاری می شود

به عبارت دیگر تنظیر زید در خانه و جانبین خانه با شبهه ی عبائیه بلا وجه است چون این استصحاب زید استصحاب شخص است چون این استصحاب زید مثل این می ماند که زید داخل خانه بوده نمی دانم سم خورده که مرده باشد یا سم نخورده تا زنده باشد و این استصحاب شخص است

استصحاب کلی یک مشخصه دارد و آن این است که دو فرد در هویت با هم فرق داشته باشند اما جایی که فقط در مکان و زمان با هم فرق داشته باشند استصحاب شخص است زیدوقتی در جانب شرقی یا غربی باشد فرقی نمی کند و یک هویت است و اختلاف در محل است اما استصحاب نجاست استصحاب کلی است به خاطر این دو مقدمه : مقدمه اول این که : نجاست همیشه عارض می شود بر وجودات خارجی و وجود خارجی است که موضوع نجاست است به خلاف احکام تکلیفی که به طبائع تعلق می گیرند و مقدمه دوم این است که : نجاست اعتباری مثل اعراض خارجی است همانطور که سفیدی روی این دیوار غیر از سفیدی دیوار دیگر است که انقال عرض از معروض به معروض دیگر محال است در نجاست هم همینطور است که نجاست اعلای عبا غیر از نجاست اسفل عبا است و الا اگر یکی باشند باید انتقال عرض را قبول کنیم .

اشکال آقای خوئی ره به مرحوم نائینی ره :

تنظیر دوم شما که مثال درهم زید بود در اینجا استصحاب جاری می شود چون ارکانش تمام است غایه الامر استصحاب عدم تلف درهم زید معارض دارد با استصحاب عدم تلف درهم غیر زید بله اگر درهم های دیگر مال کسی نباشد مثلا طبق مبنای عدم تملک دولت مال دولت باشد معارض ندارد

بیانات استاد :

اما اشکال مشترک :

مرحوم نائینی ره هم دعوای در اسم ندارد و خیال می کنم بهترین جوابی که از شبهه داده اند جواب آقا ضیاء ره است که می فرماید اینجا استصحاب فرد مردد است نه استصحاب کلی و ما فوق این جواب امکان ندارد و این فرمایش آقای نائینی ره لبش همان فرمایش آقا ضیاء ره است لذا این اشکال مشترک وارد نیست .

چون حرف آقای نائینی ره این نیست که این چون استصحاب کلی نیست جاری نمی شود بلکه می خواهد بگوید این استصحاب فرد مردد است و فرد مردد جاری نمی شود بله تنظیری که کرده غلط است و این یک حرف دیگر است این جواب عین جواب شمای آقای ضیاء ره است چون جواب آقا ضیاء ره که فنی ترین جواب است این است که :

شما استصحاب را یا در فرد جاری می کنید یا در جامع یا در حصه ی مردده یا در صرف الوجود جاری می‌کنید و غیر از اینها امکان عقلی ندارد اما در فرد ارکان استصحاب تمام نیست اما در جامع جاری نمی شود چون همانطور که گفتیم نجاست به خلاف احکام تکلیفی است و می رود روی افراد خارجی و جامع در خارج موجود نیست اگر در حصه ی مردد جاری کنید می شود استصحاب فرد مردد و اگر در صرف الوجود جاری کنید نمی شود چون استصحاب صرف وجود نجاست در آب اثبات نمی کند که آب با آن ملاقات کرده است مثل همان جواب دوم مرحوم نائینی ره است که جواب دادیم .

لذا خیال می کنیم که نظر مرحوم نائینی ره همین نظر شماست .

لذا در بین جواب هایی که به شبهه داده شده جواب آقا ضیاء عراقی ره بهترین جواب است و و بهترین اشکال به آقا ضیاء ره اشکال مرحوم خوئی ره و تبریزی ره است که می فرمایند :

کلام در این است که یک خیطی از این عبا که در خارج نجس بوده نمی دانیم که در نجاستش باقی است یا باقی نیست این کجاش مردد است درست که در نزد ما مردد است اما در واقع تردیدی نیست .

یک کلمه در کلمات حاج شیخ اصفهانی ره است المردد بما هو مردد لا ماهیت له و لا هویت له نه ماهیت دارد نه وجود ما به استادمان می گفتیم که این مردد واقعی نیست تا بگویید موجود نمی شود بکله مردد نزد ماست .

اگر اسم همین را می خواهید بگذارید مردد ما روایت که نداریم تا شما بگویید ظهورش اینجا را می گیرد و ارکان استصحاب در آن تمام است .

و اصلا استصحاب کلی استصحاب کلی نیست بلکه استصحاب وجود خارجی است که گاهی با عنوان شخصی است و گاهی با عنوان کلی است و الا ما استصحاب جامع نداریم .

کلام آقا ضیاء ره در جواب از شبهه از لحاظ فنی تمام است و بهتر از این نمی شود و اگر کسی بخواهد اشکال به آقا ضیاء کند بهتر از اشکال مرحوم خوئی ره و تبریزی ره نیست .

جواب استاد :

اما جواب ما که جواب فنی نیست یعنی نمی گوییم ارکان استصحاب تمام نیست اما جواب این است که ما می‌گوییم این شبهه ای بیش نیست و اشتباه است و حقیقت ندارد بلکه می گوییم نقضی به آقای خوئی ره می‌کنیم که : اگر دو تا کاسه است و علم اجمالی به نجاست احد الانائین داریم چرا فرمودید قاعده طهارت در هر یک از دو اناء با دیگری تعارض می کند چرا نمی فرمایید در هر دو جاری می شود و استصحاب بقاء نجاست هم به قوت خود باقی است .

می گوید چون عقلائا معنی ندارد شارع از یک طرف بگوید اناء شرقی را اشکال ندارد بخوری و اناء غربی هم همینطور اشکال ندارد بخوری اما از طرف دیگر بگوید یکی از دو اناء نجس است نخور واقعا نمی شود اگر می‌شود پس چرا می گویید تعارض دارد بلکه بفرمایید قاعده طهارت در هر دو جاری می شود و استصحاب نجاست[۱] هم جاری می شود .

مگر شما آقای خوئی نمی فرمایید کسی که بلل مردد از او خارج شده هم استصحاب عدم حدوث جنابت جاری می شود و هم استصحاب حدث جاری می شود و با هم تنافی ندارند .

ما نحن فیه عین همین مثال است که عبایی دارم با علم اجمالی به نجاست یک طرف آن و یک طرفش را شستم بگویید به پایین عبا دست بزنید اشکال ندارد به بالا هم دست بزنید اشکال ندارد اما اگر به مجموع دست بزنید دستت نجس می شود این واقعا عقلائیا قابل جمع نیست .

این که شما می گویید موارد زیادی داریم که تفکیک بین آثار است به لحاظ ظاهر ما هم قبول داریم اما این در صورتی است که بین دو حکم ظاهری تنافی نباشد اگر جایی مثل ما نحن فیه تنافی باشد جاری نمی شوند مثل این که به کسی بگویی پایین عبا پاک است اگر دست بزند نجس نمی‌شود بالای عبا هم مشکوک النجاسه است اگر دست بزنی نجس نمی شود اما اگر به هر دو دست بزنی نجس می شود این را هیچ عاقلی قبول نمی کند .[۲]

نقض دیگر به آقای خوئی ره این که اگر در همین شبهه عبائیه بعد از شستن پایین عبا علم پیدا کردم که یکی از دو طرف آن قبل از شستن نجس شده بوده اینجا قاعده طهارت در اعلای عبا جاری می شود و استصحاب نجاست هم جاری می شود پس باید ملتزم شوید که اگر به پایین عبا و بالای آن دست بزنی دستت نجس می‌شود در صورتی که پایین آن قطعا پاک است و بالای آن هم قاعده طهارت دارد

لذا واقعا شبهه ی عبائیه شبهه است و شیخ مرتضی حائری ره می فرماید این جواب مرحوم خوئی ره خیلی خوب است و از لحاظ فنی تمام است اما این مطلب را نفس سلیم نمی تواند بپذیرد اما نکته اش که چرا نمی‌تواند بپذیرد را بیان نکرده که نکته اش همین است که ما گفتیم

[۱] در این مثال علم اجمالی ، استصحاب نجاست نداریم بلکه علم اجمالی به نجاست داریم و آقای خوئی ره فرمودند می شود احکام ظاهری در آثار با هم مختلف باشند و اینجا حکم ظاهری نیست بلکه علم اجمالی است

[۲] این حرف استاد تا اینجا درست است که هیچ عاقلی این دومطلب را با هم قبول نمی کند اما چرا از استصحاب نجاست دست برداریم بلکه از قاعده طهارت ملاقی احد اطراف علم اجمالی دست بر می داریم اینجا به خلاف علم اجمالی است چون در علم اجمالی هر دو طرف قاعده طهارت دارند و از طرفی علم اجمالی به نجاست احد الانائین هم داریم از علم اجمالی که نمی توانیم دست برداریم پس باید از دو تا قاعده طهارت دست برداریم