اصول- متن ۹/۲/۹۳

۹ / ۲ / ۱۳۹۳

به نظر شهید صدر ره در تمام صور این قسم استصحاب جاری می شود منتهی در صورتی که موضوع حکم احراز شود یعنی بدانیم آنی که داخل مسجد رفته حکم روی او بار می شود چه احکام متعدد باشد یا واحد باشد و یا از یک سنخ یا دو سنخ باشد

بعد فرموده بلکه ممکن است استصحاب کنیم در این عناوین تفصیلیه یعنی بگوییم زید بر تقدیر دخولش در مسجد الان هم باقی است و همینطور عمر بر تقدیر دخولش در مسجد الان هم باقی است لذا علاوه بر جریان استصحاب در عنوان اجمالی در عنوان تفصیلی هم استصحاب جاری می شود

از آنچه که قبلا ذکر کردیم مطالب و اشکالات این قسم نیز روشن می شود

روحانی قائل است استصحاب در قسم ثانی جاری نمی شود و ما کلامش را ذکر نکردیم چون مطلبی که  احتیاج به بیان باشد نیست این را رفقا بررسی کنند

دو اشکال در بحوث و مباحث است که در قسم اول از اقسام فرد مردد مخصوصا در شق ثالث اشکالاتی این آقایان در تعلیقات دارند بررسی شود

دو نکته باقیمانده در استصحاب کلی قسم ثانی :

نکته اولی : آیا استصحاب در شبهات مفهومیه جاری می شود یا نه ؟

مثلا شارع فرموده « اتم الصیام الی اللیل » نمی دانیم لیل استتار قرص شمس است یا ذهاب حمره مشرقیه است و یا در روایت شریفه که دارد « اذا زالت الشمس فقد وجبت الصلاتان و انت فی وقت منهما حتی تغرب الشمس الا ان هذه قبله هذه » یک وقت که محل ابتلای خودمان بود غروب شمس را بررسی کردیم که آیا استتار قرص است یا ذهاب حمره مشرقیه است به نتیجه ای نرسیدیم

حالا آیا اینجا جای استصحاب هست که بعد از استتار شمس شک در بقاء نهار کنم استصحاب بگوید باقی است

تقریبا قریب به اتفاق علماء و اصولیون عصر حاضر بعد از مرحوم شیخ و آخوند ره استصحاب در شبهات مفهومیه را جاری نمی دانند .

نظر آقا ضیاء عراقی ره : این موارد استصحاب فرد مردد است

آقا ضیاء عراقی ره می فرماید استصحاب در شبهات مفهومیه جاری نمی شود چون این استصحاب در فرد مردد است به خاطر این که ما در شبهات مفهومیه دو چیز داریم یکی این که بعد از استتار قرص شمس قبل از ذهاب حمره آیا عرف این را نهار می گویند یا نه ؟ یکی این که می دانیم در خارج استتار قرص شده و ذهاب حمره نشده لذا در خارج شک نداریم .

آقا ضیاء ره می فرماید آنی که شما شک داری صدق عنوان نهار است و این مشکوک شما یعنی عنوان نهار موضوع حکم نیست بلکه موضوع حکم واقع نهار است که شارع وقتی گفته است صم الی آخر النهار مثل قتل من فی العسکر است که عنوان مشیر به آن ده نفر است که در لشگرگاه کشته شده اند و نهار هم عنوان مشیر است یا به استتار یا به ذهاب حمره و لذا  آنی که ما شک داریم موضوع حکم نیست و آنی که موضوع حکم است مورد شک نیست لذا گفتند استصحاب موضوعی در شبهات مفهومیه جاری نمی شود .

اشکال استاد به آقا ضیاء عراقی ره : احکام به نحو قضیه حقیقه است نه خارجیه :

به نظر ما وقتی شارع می گوید صم الی آخر النهار این به نحو قضیه حقیقه وضع شده یعنی تا هر جا نهار صدق می کند روزه هم واجب است اگر مقصود شما این است که صم الی آخر النهار قضیه خارجیه است و در واقع موضوع حکم وجود واقعی است که یکی از آن دو ( استتار قرص و ذهاب حمره ) است ما این را خلاف ظاهر لفظ می دانیم بلکه ظاهر لفظ این است که هر چه به آن نهار گفته می شود لذا این که شما می گویید می شود قضیه خارجیه درست نیست چون احکام به نحو قضیه حقیقیه وضع می شود .

عین همین کلام آقا ضیاء ره را آقای صدر ره در بحث عام و خاص مطرح کرده که اگر خطابی داشتیم عام مثل « اکرم العلماء » و یک خطابی داشتیم خاص مثل « لا تکرم الفساق من العلماء » که شک داریم در مفهوم فاسق که آیا مرتکب الکبائر است یا کسی که مرتکب صغائر هم باشد فاسق گفته می شود اینجا گفتند در مازاد بر قدر متیقن از مخصص تمسک به عام می شود شهید صدر همین کلام آقا ضیاء را دارد که وقتی شارع می‌گوید «اکرم العلماء » و « لا تکرم الفساق » موضوع حکم عنوان فاسق نیست بلکه خارج است و نمی دانیم خارج کدام یک از این دو احتمال برای معنای فاسق است .

آنجا هم ما همین اشکال را به شهید صدر ره کردیم که موضوع ، عنوان فاسق است نه خارج این طور نیست که مثلا من می خواستم بگویم زید و عمر و خالد اکرامش واجب است بعد چون اسم بردن همه طول می کشد و گفتنش سخت بوده در یک کلمه گفتم آنهایی که گوشه ی اتاقند اکرامشان واجب است تا این بشود عنوان مشیر بلکه خود عنوان موضوع حکم است و لذا گفتیم تمسک به عام در شبهه مصداقیه و مفهومیه در عرف جایز نیست و هر دو یک کاسه است

اما بیان شیخنا الاستاد مرحوم تبریزی ره :

لاتنقض الیقین بالشک شبهه مفهومیه را شامل نمی شود چون انصراف دارد به جایی که شک در وجود خارجی باشد مثل این که نمی دانیم ذهاب حمره شده یا نه استصحاب می گوید نشده یا شک می کنیم نجس شده یا نه استصحاب می گوید نشده اما اگر جایی شک در عنوان منطبق بر خارج باشد جای استصحاب نیست لذا می‌فرمودند استصحاب که کارخانه لغت سازی نیست تا مثلا با استصحاب معنای نهار را اثبات کنیم .

ما انصراف  را نمی فهمیم بلکه در اینجا هم می گوییم نهار قبلا بوده الان هم احتمال می دهیم باشد استصحاب می کنیم لذا از این جهت اشکال ندارد

بله اگر کسی مختار ما را قبول کرد که ادله استصحاب اطلاق ندارد بلکه فقط شبهات موضوعیه را می گیرد آنهم فقط برای طهارت از خبث و حدث و حتی در بقیه شبهات موضوعیه هم استصحاب را مشکل داریم

نکته ی ثانی : موارد مستغنی بودن از استصحاب فرد مردد :

اگرگفتیم استصحاب فرد مردد جاری نمی شود آیا جایی هست که مستغنی از استصحاب فرد مردد باشیم و آثار فرد را بار کنند .

تفصیل :

مرحوم خوئی ره و نائینی ره و آقاضیاء ره این را تفصیل دادند که :

تاره این علم اجمالی به احدهما بعد از انتفاء فرد قصیر حاصل می شود مثلا وقتی نماز ظهر خواند بعد از نماز علم اجمالی به وجوب ظهر یا جمعه پیدا کرد یا در شبهه عباییه بعد از شستن پایین عبا علم اجمالی به نجاست احد الطرفین پیدا کرد

و تاره علم اجمالی قبل از ارتفاع فرد قصیر حاصل می شود مثل این که اول علم اجمالی به نجاست احدهما دارد بعد یک طرف عبا را می شوید .

در این حالت دوم شهید صدر ره سه صورت کرده :

صورت اول : هر دو طرف قصیر و طویل اثر دارد و بر فرض حدوث فرد طویل الان هم باقی است :

هم فرد قصیر در حدوث اثر دارد و هم فرد طویل اثر دارد و هم یقین داریم فرد طویل اگر حادث شده باشد در آن دوم باقی می ماند مثل شبهه عبائیه هم نجاست طرف اعلی اثر دارد و هم طرف اسفل اثر دارد و هم می دانیم وقتی اسفل را بشوییم اگر اعلی نجس باشد هنوز به نجاستش باقی است .

در اینجا شهید صدر ره فرموده : شک نداریم که اثر فرد طویل را باید بار کنیم و نیاز به استصحاب فرد مردد نداریم

چون اینجا دو علم اجمالی داریم یک علم اجمالی اول است که می دانیم احد الطرفین نجس هستند و اصل طرف اعلی با اصل طرف اسفل عبا تعارض کرده و تساقط می کنند اما یک علم اجمالی دوم هم همین الان داریم که یا جانب اعلای عبا دو ساعت بعد نجس است یا جانب اسفل نجس است الان یعنی یا جانب قصیر است یا جانب طویل است بعد از انتفاء فرد قصیر این علم اجمالی در تدریجیات است و منجز است [۱]

مثل این می ماند که در ظهر و جمعه می دانیم یکی از این دو واجب است و تا دو ساعت دیگر وقت نماز جمعه تمام می شود لذا علم اجمالی داریم که یا الان نماز جمعه واجب است یا دو ساعت دیگر نماز ظهر واجب است و این علم اجمالی در تدریجیات است که اصول با هم تعارض می کنند و نیاز به استصحاب فرد مردد نداریم

بلکه بالاتر رفته و فرموده این استصحاب فرد مردد در مقام غیر معقول است چون این استصحاب می خواهد چه کند ؟ همانطور که گفتیم مسلک ما در معنای ادله استصحاب یقین به حدوث را تعبدا یقین به بقاء اعتبار کرده و این استصحاب در این جا می خواهد یک یقینی بقائا درست کند و این یقین تعبدی به بقاء را بعد از فرد قصیر درست می کند اثر این یقین تعبدی به بقاء می خواهد فرد طویل را منجز کند و این تنجز همین الان بار است لذا دیگر نیاز به استصحاب نداریم و جریان این استصحاب غیر معقول است

اشکال نشود که شما قبلا گفتید هیچ لغویتی نیست که یک حکمی را عقل بگوید اما در کنارش یک دستور شرعی هم داشته باشیم مثل حرمت غصب که عقل هم به قبح آن حکم می کند و یا مثل برائت عقلی که شرع هم در کنارش حکم به رفع ما لا یعلمون می کند

چون می گوییم یک وقت هست کبرای شرعی اجلی است و یک نحوه تأکید و خاصیتی در آن است که در کبرای عقلی نیست مثلا در بحث برائت عقلی و شرعی این گونه است که در برائت عقلی عدم البیان است اما در برائت شرعی بیان العدم است و معلوم است که بیان العدم اجلی از عدم البیان است لذا می آید اما اینجا با وجود علم اجمالی ثانی دیگر آمدن استصحاب فرد مردد لغو است چون چیز اجلایی را اثبات نمی کند بلکه نهایت چیزی که این استصحاب درست می کند یک علم اجمالی است که ما قبلا با درست کردن علم اجمالی ثانی آن را داریم و دیگر آمدن این استصحاب غیر معقول است .

صورت دوم : همانند صورت اول با این فرق که بر فرض حدوث فرد طویل علم به بقائش نداریم بلکه شک داریم :

علم داریم به حدوث فرد طویل یا قصیر و هر دو طرف در حدوث اثر دارد منتهی فرقش با صورت اول این است که در صورت اول علم داشتیم اگر فرد طویل حادث شده باشد قطعا باقی است اما در این صورت بر فرض حدوث فرد طویل شک در بقائش داریم . لذا در اینجا علم اجمالی دوم لنگ می زند لذا برای برطرف کردن گیر علم اجمالی دوم شهید صدر ره می گوید اینجا یک استصحاب جایگزین داریم که استصحاب بقاء فرد طویل است و در علم اجمالی دوم می گوییم علم اجمالی داریم یا الان فرد قصیر منجز است یا بعدا فرد طویل باقی و منجزاست ظاهرا که از طریق استصحاب ثابت گشته لذا مثل صورت اول علم اجمالی دوم را درست می کنیم و دیگر نیازی به استصحاب فرد مردد نداریم .

اگر بگویید یقین به حدوث نداریم

می گوییم ما در استصحاب یقین را معتبر ندانستیم بلکه شک در بقاء چیزی علی تقدیر الحدوث کافی است پس با فرض عدم قبول استصحاب فرد مردد باز هم می توان اینجا اثر فرد طویل را بار کرد[۲]

صورت سوم : دو طرف در حدوث اثر ندارند :

جفتشان در حدوث اثر ندارد مثل این که الان یک بچه ای دو ساعت قبل از بلوغ علم اجمالی پیدا کرد به نجاست احد الانائین که الان برای این بچه حرمت شرب ندارد دو ساعت دیگر که بالغ می شود یقین دارد که یکی از این اناء ها می ریزد حالا که مکلف شد و اثر پیدا کرد اینجا فقط باید استصحاب فرد مردد جاری کرد و راه دیگر ندارد

نظرات استاد در صور بیان شده :

این صورت سوم شما لا یخلو عن شبهه یک کلمه در استصحاب می گویند که مستصحب باید اثر داشته باشد اما حدوثا لازم نیست بکله در بقاء هم اثر داشته باشد کافی است همان استصحابی که در صورت دوم علی تقدیر الحدوث جاری کردید اینجا هم جاری می شود .

اگر بگویید استصحاب فرد طویل علی تقدیر الحدوث در صورت دوم جاری شد به این خاطر که فرد قصیر چون اثر داشت علم اجمالی دوم منجز می‌شد اما اینجا فرد قصیر اثر ندارد چه را می خواهد منجز کند .

شما با علم اجمالی چه کار دارید ما فرد طویل را بر فرض حدوث استصحاب می کنیم .

ممکن است بگویید بر حدوث منجز نداریم

می گوییم در صورت دوم هم منجز بر حدوث نداریم چون اگر باشد دور می شود چون ابتدا در فرد طویل استصحاب جاری می کنیم بر فرض حدوث بعد می گویید علم اجمالی دارم و منجز می شود و حال آنکه این علم اجمالی وقتی منجز میشود که استصحاب فرد طویل جاری شود و استصحاب وقتی جاری می شود که حدوث منجز داشته باشد پس در ما نحن فیه اگر حدوث منجز نداشته باشد در بقاء نمی توانید استصحاب کنید.

اگر بگویید آنجا حدوث منجز داشت که همان علم اجمالی اول به نجاست احد الطرفین است عین علم اجمالی اول حدوث این را منجز کرد بعد استصحاب می کنیم این حدوث باقی است و حالا که باقی است علم اجمالی دوم زنده می شود و بقاء را درست می کند لذا دور نیست چون حدوث فرد طویل به تنجز علم اجمالی اول است و تنجیز فرد طویل به علم اجمالی دوم است .

می گوییم آیا علم اجمالی اول حدوث را منجز می کند و این که شما می گویید استصحاب بر تقدیر حدوث جاری است و باید حدوث منجز باشد این که شما از روایات استفاده کردید چیست بر ما نحن فیه تطبیق نمی شود ؟

[۱] آن طرف علم اجمالی یعنی فرد طویل در دو ساعت بعد همان یقین قبل است و چیز جدیدی نیست

[۲] اگر استصحاب فرد طویل جاری شود دیگر چه نیازی به علم اجمالی ثانی دارید بلکه همان استصحاب فرد طویل ما را از استصحاب فرد مردد بی نیاز می کند ( به این اشکال استاد در کلاس راهنما اشاره فرمودند )