اصول- ۱۸/۱/۹۳-رمضانی

۱۸ / ۱ / ۱۳۹۳

کلام در این بود که اگر حالت سابقه با اصل عملی ثابت شود آیا استصحاب جاری می شود یا نه ؟

گفتیم اگر حالت سابقه با اصل عملی ثابت شود استصحاب جاری نمی شود چون نه یقین سابق است ونه شک لاحق وجود دارد

بحث ما بر سر شک در بقاء بود که نکاتی را مطرح کردیم و رسیدیم به نکته ی هفتم

آقای خوئی ظابطی مطرح کرد که گاهی آن اصل فقط در مورد همان شک جاری می شود اینجا همان اصل در ناحیه حدوث در ناحیه بقاء هم جاری می شود اما اگر اصل در ناحیه سبب جاری شود دیگر در بقاء نمی آید مثلا لباسی را با آب مشکوک النجاسه شستیم و قاعده طهارت جاری کردیم این قاعده طهارت فقط اثبات حدوث طهارت را درست می کند اما اگر بعدا شک کردیم که نجس شده یا نه دیگر قاعده طهارت جار نمی شود

شهید صدر ره به این ظابطه اشکال می کند که ما قبول نداریم که هرگاه اصل در ناحیه ی حدوث

همینطور قبول نداریم که هر گاه اصل در ناحیه ی مورد شک جاری شود در بقاء هم هست چون این نسبتش عموم و خصوص من وجه است چون ربما که اصلی در سبب جاری شود اما در بقاء جاری نشود و تاره در سبب جاری می شود اما همانطور که حدوث را درست می کند بقاء را هم درست می کند

در ناحیه مورد شک هم همینطور است که ممکن است اصلی در حدوث در مورد شک جاری می شود اما در بقاء نباشد مثل این که در نماز شک کردم که رکوع کردم یا نه در اینجا قاعده تجاوز در مورد شک جاری می شود و نماز را درست می کند اما اگر در محل سجده شک کردم سجده کردم یا نه با این که قاعده تجاوز در مورد شک جاری می شد اما اینجا به درد ما نمی خورد و برای صحت نماز نیاز به استصحاب داریم

نکته هشتم :

باید برگردیم به اصل کلام محقق نائینی که اصلش این بود که هر جا حالت سابقه با اصل ثابت می شود باید تفصیل دهیم بگوییم تاره اصل مختص حدوث است و اصلا متکفل بقاء نیست که اگر این باشد استصحاب جاری می شود و الا قطع به بقاء نداریم و الا اگر اصلی در حدوث جاری می شود متکفل بقاء هم باشد دیگر استصحاب جاری نمی شود چون شک در بقاء دیگر نداریم

آقای نائینی ره فقط یک طرف اشکال را دیده و طرف دیگر را ندیده چون ایشان تصور کرده استصحاب دو رکن دارد یکی یقین به حدوث و دیگر شک در بقاء و ایشان فرموده آن اصل نباید بقاء را درست کند و الا در این صورت یقین به بقاء داریم و شک در بقاء نداریم اما از این طرف نگاه نکرده که آن اصلی که در ناحیه حدوث جاری می شود باید طوری نباشد که در بقاء قطع به ارتفاعش داشته باشیم یعنی استصحاب در مواردی جاری می شود که در بقاء نه قطع به بقاء داشته باشیم و نه قطع به ارتفاع داشته باشیم .

شک در بقاء یک وقت به نحو شبهه موضوعیه است و گاهی به نحو شبهه ی حکمیه است و هر کدام از این دو صورت اصلی که در ناحیه حدوث جاری می شود یا اصل در شبهه موضوعیه است یا شبهه ی حکمیه که می شود چهار صورت .

صورت اولی که شک در بقاء به نحو شبهه ی موضوعیه است و حدوث هم شبهه موضوعیه است

آبی هست نمی دانم دیشب بچه در آن بول کرده یا نه می خواهم عبا بشویم قاعده طهارت درستش می کند و این شبهه ی موضوعیه است و در بقاء هم شبهه ی موضوعیه است چون بعد از شستن شک می کنم در ملاقات عبا با خون که هر دو اصل در شبهه ی موضوعیه است

صورت دوم : در حدوث موضوعیه است و در بقاء شبهه حکمیه است

مثل این که آبی هست مشکوک النجاسه و عبا را با این آب شستم و فردا به خاطر ملاقات عبا با متنجس سوم شک در نجاستش می کنم

صورت سوم : در حدوث شبهه ی حکمیه است و در بقاء شبهه موضوعیه

مثل این که آبی را ریختند در ظرفی که متنجس سوم است و نمی دانم آن منجس هست یا نه و قاعده طهارت جاری می کنم و عبا را می شویم و بعد از چند روز در ملاقات عبا با نجاست شک می کنم

صورت چهارم : ممکن است در بقاء هم حکمیه باشد که این عبا با متنجس سوم ملاقات کند

ایشان فرموده در تمام این صور اربعه استصحاب جاری است چون همانطور که قطع به حدوث نداریم قطع به بقاء هم نداریم

یک مورد را استثناء می کند

که حوضی هست که آب آن کر است و بعد از این که چندین دلو از آن آب برداشتند شک می کند که هنوز کر است یا نه اینجا استصحاب کریت اول جاری نمی شود چون وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه ندارد چون این آب کم شده لذا گفتند استصحاب کریت جاری نمی شود

ما قبلا در ذهنمان بود که بگوییم درست از این حوض ۵۰ تا سطل آب برداشتند اما هر ۵ تا سطلی که برداشته می شد عرفا موضوع تغییر نمی کند و آن را استصحاب می کنیم و هیمنطور ۵ تا ۵ تا استصحاب می کنیم

آقای صدر می فرماید این استصحاب کریت ظاهری درست نیست چون اگر شما بخواهید کریت ظاهری را استصحاب کنید که کریت واقعی قابل استصحاب نیست چون این آبی که می خواهید استصحاب کنید نسبت به آن آب که کر بوده دو تا آب است و وحدت ندارد اما آبی که کریت ظاهری دارد یعنی ۵ تا سطل قبل این را شک در بقاء ندارم بلکه یقین به ارتفاعش دارم این کریت ظاهری تا زمانی می آید که این آب با آن آب کر یکی عرفا یکی باشد مثلا اگر از آبی ۱۰ سطل برداریم عرفا این دو آب یکی است و کریت ظاهری دارد اما این کریت ظاهری تا وقتی ادامه دارد که این آب عرفا همان آب سابق باشد چه طوری که اجرای استصحاب منوط به شک است منوط به این هم هست که قضیه متیقنه و مشکوکه یکی باشد