تقریرات فقه-ادله وجوب نفسی غسل جنابت-مختاریان

القول بوجوبه النفسی ضعیف‏

ادله قائم بر وجوب نفسی

دلیل اول: آیات.

در بحث استحباب نفسی وضو آیات مفصلا بررسی شد

دلیل دوم: روایات 

منها:وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الدِّینِ‏ الَّذِی لَا یَقْبَلُ اللَّه‏ مِنَ الْعِبَادِ غَیْرَهُ وَ لَا یَعْذِرُهُمْ عَلَى جَهْلِهِ فَقَالَ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ وَ صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْغُسْلُ‏ مِنَ‏ الْجَنَابَهِ وَ حِجُّ الْبَیْتِ وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ جُمْلَهً وَ الِائْتِمَامُ بِأَئِمَّهِ الْحَقِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ الْحَدِیث‏                                                                                 وسائل ج۱ ص۲۹

وجه استدلال: در روایت شریفه امام علیه السلام غسل جنابت را یکی از ارکان دین شمرده است و نمی شود غسل جنابت از ارکان دین باشد ولی واجب نباشد

ان قلت: علت اینکه غسل از ارکان دین شمرده شده است این است که شرط نماز می باشد

قلت: نماز شروط دیگری هم دارد در صورتی که هیچ یک از ارکان دین شمرده نشده اند

اشکال مرحوم خویی به روایت: اولا سند روایت ضعیف است (علی بن حکم و حسن بن سیف توثیق ندارند) و ثانیا مدلول روایت قابل اخذ نیست چون زکات در این روایت بیان نشده است مضافا به اینکه اگر هم غسل جنابت واجب باشد از ارکان نیست

منها: وَ عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ یَعْنِی ابْنَ بَزِیعٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ‏ الرَّجُلِ‏ یُجَامِعُ‏ الْمَرْأَهَ قَرِیباً مِنَ‏ الْفَرْجِ‏ فَلَا یُنْزِلَانِ مَتَى یَجِبُ الْغُسْلُ فَقَالَ إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ فَقُلْتُ الْتِقَاءُ الْخِتَانَیْنِ هُوَ غَیْبُوبَهُ الْحَشَفَهِ قَالَ نَعَم‏                                                                   وسائل ج۲ ص۱۸۳

 

جواب مرحوم خویی: اولا روایت در مقام بیان موضوع وجوب است و در مقام بیان اینکه غسل جنابت واجب است یا نه و اگر واجب است نفسی است یا غیری نیست ثانیا التزام به وجوب غیری غسل شدن اشکالی ندارد و در شریعت مواردی هم دارد مثل اغسل ثوبک من ابوال ما لایؤکل لحمه یا اینکه نماز را رو به قبله بخوان لذا همانطور که موارد مذکور را حمل بر غیریت می کنید در مانحن فیه نیز همین کار را بکنید

دلیل سوم: وجه عقلی

وجه استدلال: اگر این غسل وجوب نفسی نداشته باشد در این صورت مکلفی که در شب ماه رمضان جنب شده است غسل نمی کند و روزه نیز نمی گیرد چون در اینجا سه احتمال وجود دارد

یا باید قائل به وجوب نفسی شویم که در این صورت مدعای ما ثابت می شود

و یا اینکه بگوییم وجوب غیری دارد که این درست نیست (چون مقدمه وجوب خود را از ذی المقدمه کسب می کند و از آنجایی که وجوب ذی المقدمه با طلوع شمس می آید لذا در فرض مذکور لازم می آید قبل از وجوب ذی المقدمه مقدمه واجب باشد در صورتی که چنین چیزی امکان ندارد)

و یا اینکه باید بگوییم این شخص غسل نکند و ملاک مولا را تفویت کند که این نیز درست نیست چون تفویت ملاک مولا قبیح است پس باید بگوییم غسل جنابت وجوب نفسی دارد

جواب مرحوم خوییی: اولا علاوه بر وجوب نفسی و غیری یک وجوب للغیر هم داریم وجوب غسل جنابت نفسی و غیری نیست بلکه وجوب للغیر است وجوب للغیر وجوبی است که اگر مکلف آنرا ترک بکند عقاب جداگانه ندارد در عین حال غیری هم نیست چون غسل جنابت که واجب شده به خاطر خودش نیست بلکه به خاطر ملاک در صلاه است ثانیا ما قبول نداریم که وجوب صوم رمضان هنگام طلوع فجر می آید چون آیه شریفه که می فرماید من شهد منکم الشهر فلیصمه یعنی هر کس که ماه را دید روزه ماه مبارک بر او واجب است لذا در همان اول ماه به تعداد روزهای ماه بر ذمه او وجوب به نحو معلق می آید. لذا اشکالی ندارد که بگوییم غسل جنابت وجوب غیری دارد و وجوب مقدمه از وجوب ذی المقدمه می باشد ثالثا اصلا اگر وجوب نفسی و غیری و للغیر نیز نداشته باشد ولی باز ترک آن جایز نیست چون عقل می گوید شما حق ترک مقدمه را نداری چون ترک آن منجر به ترک ذی المقدمه و تفویت غرض آن می شود که این امر قبیح است مثل سایر مقدمات مفوته

ان قلت: برخی گفته اند از ابوالحسن بصری این طور نقل شده که مقدمه واجب ترکش جایز است چون ذی المقدمه یا واجب است یا جایز اگر واجب باشد امر به محال می شود و اگر جایز باشد لازم می آید که واجبات مولا لغو باشد

قلت: مرحوم خویی می فرماید از مطالبی که ذکر کردیم جواب این حرف معلوم شد چون اگر کسی منکر وجوب شرعی مقدمه شد باز ترک آن جایز نیست چون عقل می گوید آنرا بیاور مثل اطاعت که عدم وجوب شرعی آن ملازمه با جواز ترک ندارد بلکه در صورتی ترک آن جایز است که هیچ یک از عقل و شرع حکم به وجوب آن نکنند

التحقیق: مقدمه (که مورد آن در مانحن فیه غسل می باشد) نه وجوب نفسی دارد نه غیری. وجوب غیری ندارد چون دلیلی بر وجوب غیری داشتن مقدمه وجود ندارد و در باب مقدمه این بحث که ملازمه ای بین وجوب ذی المقدمه و وجوب مقدمه وجود ندارد را منقح کرده ایم لذا اشکالی ندارد که شارع بگوید من به همین حکم عقل که می گوید مقدمه را بیاور اکتفاء کرده ام

البته کلام آخر مرحوم خویی را قبول نداریم چون گفتیم عقل دلالت بر وجوب غیری مقدمه نمی کند و ملازمه را قبول نکردیم ولی همانطور که گفتیم اگر یک خطابی از شارع رسید که ظهور در وجوب غیری داشت دلالت بر وجوب غیری می کند و مانحن فیه نیز همین طور است چون ظاهر آیه شریفه اذا قمتم الی الصلاه …. همین است

و لا یجب فیه قصد الوجوب و الندب،

چون همانطور که مرحوم آخوند فرموده قصد وجه ممایغفل عنه العامه  است لذا اگر در غرض مولا دخیل بود شارع باید آنرا بیان می فرمود و چون شارع آنرا بیان نکرده لذا لازم نیست

 بل لو قصد الخلاف لا یبطل إذا کان مع الجهل

چون اگر جاهل باشد در اینجا خطای در تطبیق کرده یعنی می خواسته امر مولا را امتثال کند و گمان می کرده مولا امر وجوبی داشته و قصد وجوب کرده و خطای در تطبیق مضر به امتثال نیست

بل مع العلم إذا لم یکن بقصد التشریع‏و تحقق منه قصد القربه،

علت اینکه نباید تشریع کند این است که اگر تشریع کند در واقع قصد قربت از او صادر نشده

اشکال مرحوم خویی: کسی که عالم به خلاف است قطعا تشریع می کند

یرد علیه: حق با مرحوم صاحب عروه است چون همانطور که مرحوم آخوند در کفایه فرموده تشریع دو قسم است یک قسم این گونه است که مکلف خودش یک امری را درست می کند و به شارع نسبت می دهد و این غسل را به داعی همان امری که خودش درست کرده امتثال می کند در اینجا این عمل باطل است چون در حقیقت قصد قربت نکرده بلکه از هوای نفس خود تبعیت کرده است و قسم دیگر این است که این شخص می گوید من می گویم این امر استحبابی مولا امر وجوبی است و غسل را به داعی همان امر استحبابی می آورد این تشریع مبطل عمل نیست چون عمل را به داعی امر مولا آورده است

کلام مرحوم خویی: ما هم قبول داریم که در این قسم قصد قربت از این شخص ناشی شده است ولی حرمت این عمل و بطلان آن به این علت است که قبح تشریع به عمل سرایت می کند و این غسل حرام و قبیح می شود و حرام نمی تواند مصداق امتثال باشد

یرد علیه: کلام ایشان درست نیست چون اگر بنا را بر این گذاشتم که این امر، امر وجوبی است دلیل نمی شود که این عمل من قبیح شود بلکه خود آن بنا گذاری من حرام است و این ربطی به عمل من ندارد و در حقیقت این بنا گذاری من کذب  است الله اذن لکم ام علی الله تفترون

نکته: اگر کسی در نفس خود بدون این که ابراز کند بنا را بر این می گذارد که امر خدا به نماز شب وجوبی است و استحبابی نیست در اینجا معلوم نیست این تشریع حرام باشد چون عنوان کذب بر آن منطبق نی شود و انطباق بر افتراء هم ندارد چون افتراء نیاز به ابراز دارد

البته یک مطلب را از مرحوم خویی قبول می کنیم و آن این که اگر مکلف بنا را بر این می گذارد که امر شارع امر وجوبی است عمل را طوری انجام می دهد که این عمل موجب ابراز آن بناگذاری می شود در این صورت عمل باطل است چون تشریع بر آن صدق می کند و این مثل این است که به شخص می گویی امروز می آیی با دست می گوید بله در اینجا اگر قصد نداشته باشد کذب بر آن صدق می کند

فلو کان‏قبل الوقت و اعتقد دخوله فقصد الوجوب لا یکون باطلًا، و کذا العکس، و مع الشک فی دخوله یکفی الإتیان به بقصد القربه للاستحباب النفسی أو بقصد إحدى غایاته المندوبه أو بقصد ما فی الواقع من الأمر الوجوبی أو الندبی.

اشکال مرحوم خویی: اگر کسی بخواهد ساعت ۸ صبح به قصد نماز غسل کند این غسل باطل است

یرد علیه: حق این است که این شخص می تواند به قصد نماز غسل کند دو مطلب است تاره می گوییم به قصد امر غیری نمی تواند غسل کند و اخری می گوییم به قصد نماز نمی تواند غسل کند البته ما هر دو مطلب را منکر هستیم و می گوییم غسل کردن در هر دو صورت بلامانع است

اما به قصد نماز چون اگر بگوییم غسل امر غیری ندارد چه اشکال دارد بگوییم غسل برای نماز صحیح است و اما اگر قائل به امر غیری شدیم کما هو الحق (ما از باب ملازمه قبول نکردیم بلکه از ظاهر آیه شریفه اذا قمتم الی الصلاه … وجوب غیری را ثابت کردیم) اطلاق این آیه قبل از وقت را هم شامل می شود

ان قلت: امر غیری از امر نفسی ترشح می شود لذا نمی تواند قبل از امر نفسی وجود داشته باشد

قلت: این را قبول نداریم بلکه امر غیری را هم شارع بیان فرموده منتهی داعی شارع از آن امر نفسی است و مرحوم تبریزی نیز همین فتوا را داشت و می فرمود قبل از وقت غسل و وضو برای نماز اشکال ندارد 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *