تقریر اصول ، جلسه 239 ، شنبه ، 15 مهر 96

شنبه 15/7/96

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کلّ ساعة ولیّا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتّعه فیها طویلا.

اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.

السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.

اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانیَ والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانة وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامة.

ـــــــــــــــــــــــــــ

قسم ثالث: شرط متاخرِ مامور به مانند اغسال لیلیه قادمه که شرط صحت صوم امروز باشد:

اشکال شده است که چطور ممکن است صحت و مامور به الآن باشد و شرط آن در آینده باشد و این انخرام قاعده عقلیه است.

جواب مرحوم آخوند:

این جواب مبتنی بر دو مقدمه است:

مقدمه اولی: مأمور به یا باید حسن باشد و یا (اگر قبیح است و یا حسن نیست) متعلق غرض مولی باشد (در موالی غیر حکیم). شبهه ای نیست که حسن و قبح و متعلق غرض بودن افعال، به وجوه و اعتبارات، مختلف می شود. مثلا ممکن است الآن برای شخصی خوردن چای فائده داشته باشد، اما در ساعات بعدی موجب زحمت او شود و لذا خوردن آن می شود قبیح ولی همین چای برای کسی که می خواهد روزه بگیرد می شود حسن چون باعث می شود که کمتر تشنه شود.

مقدمه ثانیه: هر فعلی وقتی بالاضافه به یک شیء متاخر و یا متقدم و یا مقارن، در نظر گرفته شود، ممکن است عنوانی بر آن منطبق شود که به آن عنوان، حَسَن شود. مثلا صوم مستحاضه فی حد نفسه حسنی ندارد ولی همین صوم وقتی بالاضافه به غسل لیلیه لاحقه در نظر گرفته می شود، عنوانی بر آن منطبق می شود که موجب حسنش می شود.

با توجه به این دو مقدمه، معنای شرطیت اغسال لیلیه، این نیست که آن اغسال، دخیل است تا شما اشکال کنید به تاثیر شیء متاخر در متقدم بلکه اضافه ی این صوم به غسل متاخر دخیل است که این اضافه موجب عنوانی می شود که آن عنوان حسن و یا متعلق غرض است.

اشکالات بر فرمایش آخوند ره:

کلام مرحوم آخوند ممکن است از چند جهت مورد مناقشه واقع شود.

یکی اینکه فرمود خود شرط دخیل نیست و اضافه است که شرط است حقیقتا. اشکال این است که چطور می شود اضافه الآن موجود باشد و حال آنکه طرفین اضافه (شیء متاخر) موجود نیستند.

اشکال دوم این است که بنابر مسلک عدلیه، احکام تابع مصالح و مفاسد در متعلق است. آیا صوم مستحاضه در امروز مصلحت ندارد؟ که در این صورت امر به آن نمی شود و اگر مصلحت دارد، آیا غسل شب، در این مصلحت دخیل است یا دخیل نیست؟ اگر دخیل است لازم می آید که یکی از علل این مصلحت در شب بیاید.

اگر این دو اشکال مرتفع شود، فرمایش آخوند تمام است.

اما اشکال اول:

مرحوم حاج شیخ اصفهانی برای کلام آخوند دو تقریب ذکر می کند:

تقریب اول: این صوم با غسل متاخر که سنجیده می شود، بر آن عنوانی منطبق می شود که آن عنوان موجب حسنش می شود.

مقصود از این عنوان چیست؟ عنوان متقدم است؟ یعنی صومی که معنون باشد به عنوان متقدم بر غسل استحاضه، موجب حسن می شود؟ اگر این باشد اشکالش این است که متقدم و متاخر، متضائفین هستند و متضائفین، متکافئان قوة و فعلا. بنابراین اگر یکی از متضائفین فعلی است دیگری هم باید فعلی باشد و اگر یکی شأنی است، باید دیگری هم شأنی باشد. اما در این صوم عنوان تقدم، فعلی است، ولی متضائف آن که عنوان تأخر باشد در غسل، فعلی نیست و شأنی است.

ان قلت: امروز نیز متقدم بر فردا هست و حال آنکه تقدم امروز فعلی است و تاخر فردا، شأنی است.

قلت: دو جواب ممکن است بدهیم. یک جواب، جواب شیخ الرئیس در شفا است که می گوید تقدم و تاخر، وصف وجود ذهنی است و امروز و فردا در ذهن فعلی هستند. لذا می گویند تقدم و تاخر در عالم عقل است نه در عالم عین.

اما مرحوم حاج شیخ به این جواب دو اشکال می کند: 1- تقدم و تاخر در عالم عین است نه ذهن و امروز خارجی مقدم بر فردای خارجی است نه امروز ذهنی بر فردای ذهنی. 2- اگر این جواب هم درست باشد در مانحن فیه نمی آید چون آنی که شارع به آن امر کرده، صوم خارجی است نه صوم در ذهن.

جواب دوم از ملاصدرا: زمان متصل تدریجی است و امر متصل تدریجی، امر واحد است و اجتماعش عین افتراقش است. بنابراین امروز و فردا در آن جمع است و بودنش به این شکل است.

مرحوم حاج شیخ به این جواب، اشکالی نمی کند الا این اشکال که در ما نحن فیه نمی آید چراکه غسل مستحاضه، متصل به صوم نیست.

لکن به نظر ما این جواب ملاصدرا هم درست نیست زیرا اگر به زمان به صورت یک شیء واحد نظر شود، تقدم و تاخر در آن معنا ندارد. زمانی تقدم و تاخر در آن معنا دارد که ما زمان را قطعه قطعه کنیم. این مثل حرکت توسطیه و حرکت قطعیه است. حرکت توسطیه که کون المتحرک بین المبدا و المنتها است، اگر اینچنین به آن نظر شود، نمی شود که بگوییم مثلا این اتوبوس ابتدای راه یا وسط راه است. زمانی می شود گفت مثلا وسط راه است که حرکت را قطعه قطعه نگاه کنیم و همچنین نسبت به زمان است که زمانی می شود تقدم و تاخر را در آن لحاظ کرد که آن را قطعه قطعه ببینیم.

جواب درست از اشکال مربوط به تقدم و تاخر:

مقدمه اولی: متقدم و متاخر، متضائفین نیستند کما این که گفته شده علت و معلول متضائفین نیستند (زیرا رتبه علت، مقدم بر معلول است.) متضائفین در حقیقت، وصف علیت و وصف معلولیت است. وصف تقدم و تاخر متضائفین هستند. تقدم امروز و تاخر فردا متضائفین هستند.

مقدمه ثانیه: اگر چه فردا هنوز نیامده ولی وصف تاخرِ فردا، امروز هست. کما این که وصف تقدم امروز، هم امروز و هم فردا هست (اگر چه خود امروز در فردا نیست).

بنابراین قاعده المتضائفان متکافئان وجودا و عدما و قوة و فعلا، منخرم نشده است.

بله اگر حاج شیخ می خواست اشکال کند بایستی در این اشکال می کرد که چطور می شود که امر انتزاعی موجود شود در حالی که منشأ انتزاع هنوز موجود نشده است.

اما همانطور که بارها عرض کرده ایم انتزاع این وصف، بالوجدان ممکن است و طرف مقابل برای این که نمی شود امر انتزاعی در صورت عدم منشأ انتزاع، موجود باشد، دلیلی نیاورده و صرف ادعا و اتکاء به وجدان کرده است.

بنابراین در مانحن فیه مرحوم آخوند می فرماید که شرط متأخر موجب می شود که عنوانی انتزاع شود که موجب حسن می شود و به خاطر حسن آن، مولی امر به آن می کند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *