تقریر اصول ، جلسه 245 ، یکشنبه ،23 مهر 96

یکشنبه 23-7-96 (جلسه 245)

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کلّ ساعة ولیّا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتّعه فیها طویلا.

اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.

السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.

اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانیَ والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانة وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامة.

ـــــــــــــــــــــــــــ

مرحوم شیخ، برای امتناع رجوع قید به هیئت، یک برهانی لبّی می آورد که ممکن است آن را به برهان عقلی برگردانیم و ممکن است آن را به وجدان و ارتکاز برگردانیم.

رجوع القید الی المادة لبّاً

مرحوم آخوند کلام شیخ را اینطور نقل می کند که اگر انسان ملتفت به شیئی شود، یا آن را طلب می کند و یا طلب نمی کند. در صورت دوم که کلامی نیست و اما در صورت اول، خود دو صورت دارد: یا مطلوب است در جمیع احوال و شرائط، و یا مطلوب است در بعضی از حالات. در صورت اول، مطلقا واجب می شود و کلامی در آن نیست. اما در صورت دوم، طلب مطلق است ولی شیءِ در آن زمان را طلب می کند. مثلا شرب الدواء عند المرض، مطلوب است اگر چه طلب و اراده ی آن قبل از مرض هست.

اما به نظر ما این مقدار که مرحوم آخوند در کفایه نقل می فرماید خام است زیرا نسبت به طلب در بعضی از حالات، ممکن است طلبش در آن حالت باشد و ممکن است مطلوبش در آن حالت باشد و این را نفرموده که اگر مطلوب، مقیّد است، چرا طلب، الآن است؟

بعضی از شروح در مقام تبیین این نکته بر آمده اند و فرموده اند اگر دواء عند المرض، مطلوب است، طلبش نیز الآن هست مگر این که جاهل باشد و نداند که مریض می شود یا نه؟ که در این صورت، مطالبه نمی کند. ولی اگر می داند که مریض خواهد شد، چطور می شود که الآن طلب ندارد، ولی فردا (عند المرض) طلب می کند؟! اگر دواء عند المرض، مصلحت دارد و غرض به آن تعلق گرفته است، الآن مطلوب است.

ما نیز باید ببینیم که آیا عقلاً ممکن است در حالی که می داند مثلا دو ساعت دیگر تشنه می شود، الآن اراده و طلب نسبت به آب نداشته باشد؟ یا این که اگر تصور کرد و تصدیق به فائده کرد، اراده به دنبالش می آید؟ اگر هم کسی اراده را به معنای علم به مصلحت دانست، خودِ تصدیق، اراده است.

بنابراین این نکته باید در کلام شیخ اضافه شود که وقتی مولی، طلبِ علی تقدیرٍ دارد و می داند که آن تقدیر، محقق خواهد شد، اراده و طلب به دنبالش می آید زیرا اراده، همراه با تصور و تصدیق می آید (و الا اگر این مطلب اضافه نشود، کلام شیخ صورت پیدا نمی کند.)

اشکال مرحوم آخوند به شیخ اعظم

تارة ما قائل به این هستیم که احکام، تابع مصالح و مفاسد در خودشان است نه در متعلّق؛ در این صورت مولی می بیند مثلا صلاة در ظهر، مصلحت دارد ولی الآن مانع از بعث وجود دارد و به همین جهت، الآن بعث نمی کند.

اما باید دقت شود که مقصود شیخ چیست و آخوند چه جوابی می دهد! آنی که مانع دارد، ابراز است (مثلا مردم ظرفیت ندارد)، ولی نسبت به اراده، وجود مانع به چه معناست؟! شیخ که می فرماید قید به هیئت بر می گردد، مقصودش اراده ی واقیعه است یا ابراز و بعث انشائی و اعتباری؟ شیخ نظرش به اراده ی واقعیه است و اشکال آخوند اگر درست باشد، در ابراز است.

علاوه بر این که چطور اگر مولی بفرماید «اذا زالت الشمس فصل»، مانع وجود دارد ولی اگر بفرماید «وجبت الصلاة عند دلوک الشمس»، مانعی وجود ندارد؟!

از این اشکالات معلوم می شود که مرحوم آخوند، نظرش به چیز دیگری بود و الا اینطور که دیگران کلام ایشان را توضیح داده اند، اشکالش واضح است.

مقصود مرحوم آخوند این است که اگر گفتیم، احکام تابع مصالح و مفاسد در نفس حکم است، یعنی وجوب، الآن مصلحت ندارد چون مراد از مصلحت، مصلحت غالبه ی ملزمه است و اگر الآن مانع دارد، به این معنا نیست که مانع از ابراز دارد بلکه به این معناست که الآن، این حکم مصلحت ندارد.

پس با این توضیح معلوم می شود که اشکال محقق ایروانی که می فرماید «آنی که مانع دارد، بعث اعتباری و ابراز است، و آنی که نظر شیخ است، نفسِ اراده است» وارد نیست زیرا مرحوم آخوند می فرماید بما این که احکام، تابع مصالح و مفاسد در نفس حکم هستند؛ وجوب، الآن مصلحت غالبه ی ملزمه ندارد.

علی ای حال، ما فقط می توانیم از مرحوم آخوند این سوال را بکنیم که مقصود شما از این که الآن، مصلحت ندارد چیست؟ چون این که ابراز، مصلحت نداشته باشد را می فهمیم ولی این که مصلحت ندارد که اراده کند یا در ذهنش اعتبار کند اما در زمان زوال، مصلحت ایجاد می شود و اراده می کند را نمی فهمیم.

حال اگر گفتیم که احکام، تابع مصالح و مفاسد در متعلّق است نه حکم (کما هو الحق)، چه باید جواب بدهیم؟

مرحوم آخوند می فرماید این که می گویند احکام، تابع مصالح و مفاسد در متعلّق است در احکام واقعیه ی انشائیه است. بله اگر این خمر، مفسده ی ملزمه داشته باشد، شارع حرمت جعل می کند و اگر این صلاة، مصلحت داشته باشد، شارع وجوب جعل می کند. اما این که حکم انشائی، آیا فعلی می شود یا نه؟ چه بسا ممکن است مانع در فعلیت حکم باشد. احکامی هست که انشائی هستند و فعلی نیستند مثل: 1- جائی که بر خلاف حکم واقعی، امارة قائم شده است 2- و یا مثلا در صدر اسلام خمس، مصلحت داشت، ولی اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین، حکمش را بیان می فرمود همانطور که خلفاء جور، زکاة را جمع می کردند، خمس را نیز جمع می کردند و در این صورت، درب خانه ی ائمه علیهم السلام بسته می شد. یکی از نقشه های دشمنان مراجع و حوزه های علمیه همین است که خمس را از دست مراجع بیرون کنند. 3- و بعضی از احکام انشائی باقی می مانند تا روزی که مولانا بقیة الله الاعظم عج الله تعالی فرجه، تشریف بیاورد. این که در روایت دارد که سیأتی بدین جدید، شاید به این معنا نیست که آنچه تا بحال عُلما گفته اند اشتباه بوده، بلکه به این معناست که احکامی بوده که نزد حضرت، به ودیعة گذاشته شده تا وقتی تشریف بیاورد بیان بفرماید.

ولی مرحوم آخوند این مطلب را بیان نفرموده که مثلا چرا خمسِ در زمان امام صادق علیه السلام، در زمان صدر اسلام فعلی نباشد و اراده به آن تعلق نگیرد؟ اینکه الآن هم وجوب و هم واجب، فعلی باشد را پذیرفتیم ولی اینکه چرا نشود وجوب، فعلی باشد و واجب، استقبالی را بیان نفرموده است. و اصل مطلب هم همین است و مرحوم آخوند این را توضیح نداده که چرا این واجب، معلّق نیست بلکه مشروط است؟

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *