تقریر اصول ، جلسه 246 ، سه شنبه ،25 مهر 96

سه شنبه 25-7-96 (جلسه 246)

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کلّ ساعة ولیّا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتّعه فیها طویلا.

اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.

السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.

اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانیَ والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانة وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامة.

ـــــــــــــــــــــــــــ

آیا شرط، قید اراده است یا قید مراد؟ (فعلا کاری به تکلیف نداریم)

مثلا اگر شخصی در زمان عطش، اراده ی آب خوردن دارد، آیا عطش، قید اراده است یعنی در زمان عطش، اراده می کند که آب بخورد و یا این که قید مراد است یعنی الآن اراده دارد خوردن آب عند العطش را؟

(کیفیت ارادةی مشروطة)

آقای صدر چهار تفسیر را در مقام (کیفیت ارادةی مشروطة)، بیان می دارد که سه تفسیر را اشکال می کند و یکی را می پذیرد:

1- تفسیر شیخ اعظم ره

این تفسیر همانطور که سابقا بیان شد طبق تقریراتی است که مرحوم کلانتر به شیخ ره نسبت می دهد و الا مرحوم سید حسین کوه کمره ای ره و میرزای شیرازی ره که از اعلم تلامذه ی شیخ بوده اند این نسبت را قبول ندارند هر چند که پرداختن به این مسئله، اهمیت چندانی ندارد.

مرحوم شیخ می فرماید اراده ی مشروطه و اراده ی مطلقه، در خود اراده فرقی نمی کنند و این مراد است که قید دارد.

به این تفسیر اشکال کرده اند که کسی که اراده دارد شرب الدواء عند المرض را، اگر عند المرض قید مراد باشد لازمه اش این است که آن شخص خودش را مریض کند تا بتواند شرب الدواء عند المرض نماید زیرا کسی که اراده می کند به دنبال مرادش می رود، اگر مرادش مطلق باشد به دنبال مراد مطلق و اگر مقیّد باشد به دنبال مراد مقیّد می رود. مثلا کسی که می خواهد خانه ای بسازد با سنگ گرانیت، سنگ گرانیت می خرد. و یا مثلا نسبت به حج، تحصیل استطاعت، واجب می شود و یا اگر شارع می فرماید «ان افطرت فی شهر رمضان فعلیه عتق رغبة» عبد باید قربة الی الله روزه اش را افطار کند تا بتواند عتق رغبة  کند.

از این اشکال، شیخ اعظم ره جواب می دهد که قیودی که در مراد اخذ می شوند دو قسم است: 1- گاهی قید علی تقدیر و بأی نحو تحقّقَ است. در این صورت اشکال وارد است. مثلا کسی که اراده دارد رفتن به مشهد مقدس را به هر نحوی، به دنبال بلیط اتوبوس یا قطار یا هواپیما می رود. 2- گاهی قیدی که در مراد اخذ شده است، قید خاص است مثلا شارع اراده فرموده حج عن استطاعتی که حصلت اتفاقا. در این صورت لازم نیست در پی ایجاد قید برود.

اشکال آقای صدر بر این تفسیر:

شوق و حب و اراده ی به مقیّد، شوق و حب و اراده ی به قید است و الا یستلزم التناقض.

سوال: بالوجدان گاهی به مقیّدی اراده و شوق داریم بدون اینکه نسبت به قید آن اراده و شوق داشته باشیم.

جواب: ایشان چنین وجدانی را قبول دارد ولی می فرماید تحلیلش به این است که در زمان قید، اراده و شوق دارید.

سوال: اگر الآن اراده ی مثلا شرب الماء عند العطش وجود ندارد چطور در مقام انجام مقدماتش بر می آییم؟

جواب: چون یک اراده ی فعلی داریم که مثلا هیچ وقت، عطش و عدم شرب ماء با هم جمع نشوند.

جواب اشکال آقای صدر:

فرق است بین جزء و قید. شوق به مرکب، شوق به اجزاء است زیرا مرکب، چیزی غیر از اجزاء نیست ولی شوق به مقیّد، به چه دلیل شوق به قید است؟ آنچه شما ادعا می کنید نه برهانی دارد و نه وجدانی است. بالوجدان می بینیم که الآن شوق به شرب الدواء عند المرض داریم و حال آن که مرض را کراهت داریم.

تفسیر محقق عراقی:

بر خلاف نظر مرحوم شیخ اراده‌ی مطلقه و اراده‌ی مشروطه، متفاوت هستند اما اراده‌ی مشروطه، فعلی است زیرا شرط آن فعلی است چرا که اراده از امور نفسانی است و شرط و قید، لحاظ آن شرط است نه وجود خارجی آن و الا لازم می آید تأثیر خارج در نفس که محال است. اما این که تا وجود خارجی شرط محقق نشود، به دنبال اراده اش نمی رود به این خاطر است که فاعلیت اراده، منوط به تحقق خارجی آن شرط است. بنابراین فعلیت اراده منوط به لحاظ شرط است و فاعلیتش منوط به تحقق خارجی آن.

اشکال آقای صدر:

آقا ضیاء دو مقدمه چیده است که نتیجه اش مبنای ایشان شده. مقدمه اول این است که وجدانا اراده‌ی مشروطه با اراده‌ی مطلقه فرق می کند. مقدمه دوم این است که اراده ی منوطه از دو حال خارج نیست. یا منوط به خارج است و یا منوط به وجود ذهنی است. اگر منوط به خارج بودنش محال است پس قطعا منوط به وجود ذهنی است. لذا فرموده که اراده، فعلی است اما نه از آن جهت که مرحوم شیخ می فرماید (اراده، مطلق است) بلکه از این جهت که شرط اراده، فعلی است.

اما مقدمه ی دوم آقا ضیاء اشکال دارد و آن این است که علاوه بر وجود خارجی و وجود ذهنی، شیء سومی هم هست و آن تصدیق به وجود خارجی است. اگر من اراده دارم به شرب ماء عند العطش، نه منوط به لحاظ آن شرط است و نه منوط به تحقق خارجی آن بلکه منوط به تصدیق (وجود خارجی) آن است. لذا الآن اراده موجود نیست.

جواب این اشکال:

تصدیق در زمان قبل از تحقق خارجیِ شرط ممکن است مثل کسی که می داند با توجه به گرمی هوا، چند ساعت بعد تشنه خواهد شد و یا کسی سردرد دوره ای دارد و علم به وقوع این مرضش در روزهای آینده دارد.

بله این کلام آقای صدر این اشکال را جواب می دهد که اگر قرار باشد لحاظِ قید و شرط، اراده بیاورد، لازم می آید با صِرف لحاظ شرط، اراده موجود شود ولی این مطلب را آقا ضیاء هم متوجه است لذا می فرماید لحاظ بما هو لحاظ و وجود ذهنی شرط نیست، بلکه وجود ذهنی مرآتی شرط است و ظاهرا مقصود ایشان از این عبارت، همان تصدیق است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *