تقریر اصول ، جلسه 247 ، چهارشنبه ،26 مهر 96

چهارشنبه 26-7-96 (جلسه 247)

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کلّ ساعة ولیّا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتّعه فیها طویلا.

اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.

السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.

اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانیَ والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانة وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامة.

ـــــــــــــــــــــــــــ

3- تفسیر میرزای نائینی ره

آن طور که ما کلام ایشان را می فهمیم و آقای صدر نیز ظاهرا نظر به همین تقریب دارد: شارع اگر جعل وجوب می کند برای مستطیع، وجوب و جعل، الآن است ولی در ظرف خودش مثل تیری که پرتاب می شود چند متر جلوتر. اراده ی مشروطه نیز همینطور است یعنی اراده ی مشروطه الآن هست در ظرف تحقق شرط نه این که اراده، در ظرف تحقق شرط محقق شود و نه اینکه الآن باشد در همین زمان.

اشکال آقای خوئی و آقای صدر بر این تفسیر:

باب ایجاد و وجود و باب اعتبار و معتبر و انشاء و مُنشأ فرق دارند. اعتبار وجوبِ سال آینده ممکن است ولی ایجاد اراده الآن باشد و وجود آن در آینده ممکن نیست زیرا ایجاد و وجود، یک حقیقت است که اگر به لحاظ فاعلش سنجیده شود، ایجاد و اگر به لحاظ خودش سنجیده شود وجود است.

با توجه به آنچه که ما از کلام آقای نائینی می فهمیم، این اشکال بر ایشان وارد است.

4- تفسیر آقای صدر:

سرّ این که شیخ اعظم و آقای نائینی و دیگران، طوری مشی کرده اند که بگویند اراده ی مشروطه، الآن در نفس مولی موجود است غیر از وجدانی که در کلام شیخ نقل شده، برهانی است که گفته اند اگر مولی الآن اراده ندارد که مستطیع در زمان استطاعت به حج برود، چطور می فرماید «لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا»؟ این خطاب معنایش این است که شارع، الآن اراده دارد و الا اگر اراده نباشد، علت این خطاب چیست؟

اما ما (آقای صدر) می گوییم تمام اشکالات ناشی از همین است که اراده ی مشروطه را یک اراده فرض کرده اند. اراده ی مشروطه، حقیقتا دو اراده است؛ یک اراده، معلّقه است و الآن در صقع نفس وجود ندارد. وقتی که شرط محقق شد، اراده محقق می شود. اراده ی دوم، اراده ی مطلقه و فعلی است. مولی اراده دارد که جمع نشود، عطش و عدم آب و یا جمع نشود مرض و عدم دواء یا به تعبیر دیگر اراده تعلق گرفته به جامع عدم مرض و شرب دواء. لذا اگر می داند که دو ساعت دیگر تشنه می شود، به خاطر وجود همین اراده‌ی مطلقه‌ی فعلی، الآن امر می کند به خریدن دواء.

اشکال بر این تفسیر:

همانطور که بعضی از مقرّرین ایشان اشکال کرده اند، ما چنین اراده‌ای در نفسمان وجدان نمی کنیم. در اراده‌ی مشروطه مانند اراده‌ی مطلقه، یک اراده بیشتر موجود نیست. همانطور که شیخ فرموده، این اراده الآن هست و نه این که الآن علم داشته باشیم که فردا اراده‌ی مسافرت می کنیم. اگر فردا می خواهد به مسافرت برود و علم به تحقق شرط در فردا هم دارد، الآن اراده و قصد دارد که فردا به مسافرت برود و فردا چیز جدیدی در نفس او ایجاد نمی شود.

این که مرحوم آقای خوئی و شیخنا الاستاذ می فرمودند «اراده، جزء اخیر علت تامه است و آن هجمه ی نفس است و وقتی که هست فعل، محقق می شود و نمی شود که اراده به فعل متأخر تعلّق بگیرد» خلاف وجدان است. این که اراده، جزء اخیر علت تامه است، به چه معناست؟ اگر به این معناست که اراده که بیاید، مراد باید محقق شود؟ خیر. اگر به این معناست که اراده که بیاید، مراد باید در ظرف خودش محقق شود؟ این هم خیر. چه بسا ممکن است انسان، الآن اراده کند که این در را باز کند، ولی زمانی که می خواهد باز کند، می بیند که قفل است. پس اراده، جزء اخیر علت تامة نیست. بله قبول داریم که اراده، جزء اخیر علت تامة باشد به این معنا که وقتی اراده صورت می گیرد، آن مقدماتی که در اختیار انسان است، در ظرف خودش موجود می شود.

فتلخص مما ذکرنا که اگر چه درک حقیقت اراده و نحوه ی تعلّق آن برای ما ممکن نیست ولی آنچه ما در ارتکاز و وجدان می بینیم این است که اراده، مطلقه است و مراد است که مقیّد است کما این که شیخ اعظم ره فرموده است.

هذا تمام الکلام در مقام اول.

مقام ثانی:

آیا در تکالیف شرعیه، اراده هم وجود دارد و یا این که غیر از بعث و اعتبار چیز دیگری وجود ندارد؟ اگر غیر از اعتبار و بعث، چیزی نباشد، واجب مشروط هیچ محذوری ندارد.

مرحوم آخوند فرموده در تکالیف شرعیه، اراده وجود دارد.

مرحوم آقای خوئی به دو جهت می فرماید که اراده در تکالیف شرعیه، وجود ندارد:

1- اراده به فعل غیر تعلق نمی گیرد.

ان قلت: خداوند سبحان قادر علی الاطلاق است و اراده می کند فعل عبد را.

قلت: جبر لازم می آید.

2- اراده به فعل متأخر خودِ شخص تعلق نمی گیرد چه برسد به فعل متأخر دیگران.

اشکال به این کلام آقای خوئی:

شما می فرمایید اگر الآن نمی دانم این مائع خمر است یا نه؟ اگر فی علم الله خمر باشد، حرمت جعل شده است یعنی اعتبار و معتبر، هست ولی منجّز نیست یعنی مولی غرض ندارد.

ما عرض می کنیم که غرض ندارد به چه معناست؟

شما در اجتماع امر و نهی فرموده اید که استحالة اجتماع، یا در ناحیه ی مبدأ است و یا در ناحیه ی منتها یعنی اگر شارع بفرماید هم نماز جمعه واجب است و هم حرام است، امکان ندارد چون واجب است یعنی می خواهم انجام دهی و حرام است یعنی نمی خواهم انجام دهی.

ما عرض می کنیم که این «می خواهم انجام دهی» چیست؟ حالا این می خواهم یا اراده است و یا چیزی غیر از اراده است و اصراری نداریم که بگوییم همان اراده است زیرا شاید گفته شود می توان گفت «اراده دارم بروم مسافرت» ولی نمی توان گفت «اراده دارم که بروی مسافرت». اگر بر فرض این می خواهم، غیر از اراده است، باز باید بحث کنیم که آیا می شود انسان، فعل معلّق و در آینده را بخواهد؟

بنابراین این بدیهی است که در احکام شرعیه و غیر شرعیه، چیزی وجود دارد غیر از اعتبار که آن است که روح حکم است حال یا آن چیز، اراده است و یا غیر اراده. ما همانطور که اراده ی مشروطه را درست کردیم (اراده فعلی است و متعلّقش آینده است) این خواستن را نیز درست می کنیم به این که خواستن الآن است و متعلّقش در آینده است. این خواستن به فعل غیر تعلق می گیرد و محقق عراقی خوب فرموده است. مرحوم آخوند نیز اراده ی تشریعی را درست فرموده و مشکل از آنجا شروع شده که اراده ی تشریعی را وصل به اراده ی تکوینی کرده و منجر به جبر شده که بحثش در بحث طلب و اراده گذشت.

هذا تمام الکلام در این که قید به هیئت بر می گردد و محذوری نه در ناحیه ی ملاک و نه در ناحیه ی اراده و نه در ناحیه ی جعل، وجود ندارد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *