تقریر اصول-دوشنبه-۱۹بهمن۹۴-سیداحمداحمدی

*تتمه اشکالات ثبوتی برحقیقت شرعیه:

اشکال دوم:

بیان اشکال:

دروضع بالاستعمال،استعمال حقیقی صورت نگرفته است چراکه موضوع له ای دررتبه قبل وجودنداردواستعمال مجازی هم نیست چراکه استعمال مجازی فرع ثبوت معنی موضوع له است تابوسطه علاقه بین معنی مجازی و حقیقی،استعمال مجازی صورت بگیرد.

جواب مرحوم آخوند:

ملاک صحت استعمال حسن طبع است واگراستعمالی راطبع وعرف پسندیدصحیح خواهدبود.غایه الامراین است که این استعمال نه حقیقت است ونه مجاز.

شاهدبرمدعی:

دراستعمالات عرفیه ای مثل استعمالات الفظ واراده نوعه وصنفه وشخصه،استعمال صورت گرفته است وحال آنکه این استعمال نه درمعنی مجازی است نه درمعنی حقیقی.

جواب مرحوم خویی واصفهانی:

این استعمال حقیقی است .

دلیل:

وضع علی جمیع المسالک امرنفسانی است وابرازدرآن دخیل نیست زیراموضوع له بمجردتعهدواعتبارنفسانی ایجادمیشودوآن مقدم براستعمال است.غایه الامرکاشف آن اعتبارنفسانی استعمال است.

درادامه ترقی میکندومیفرماید:

حتی لوسلمنا که ابرازدخیل درتحقق وضع بنحوجزءیاقیداست،مثل سایرمعاملات بازهم استعمال حقیقی است.

دلیل:

استعمال حقیقی یعنی استعمال درموضع له واین صرف ادعااست که بایدوضع قبل ازاستعمال محقق باشد.تنهاچیزی که برآن دلیل داریم این است که وضع نمیتواندموخرزمانی ازاستعمال باشدولی اگرمقارن زمانی باشدیاتقدم زمانی داشته باشد،استعمال حقیقی است.

جواب مرحوم صدر:

استعمال دوقسم است:

قسم اول:استعمال تفهیمی:

غرض متکلم این است که میخواهدمعنی رابه ذهن سامع خطوربدهد.دراینجالفظ بایدصلاحیت خطورمعنی راداشته باشد.

قسم دوم:استعمال غیرتفهیمی:

غرض خطورمعنی به ذهن مخاطب نیست بلکه غرض این است که بمخاطب فهمانده شوداین لفظ غالب این معنی است.

اگرمثل مرحوم آخوندمیفرمایدوضع به استعمال محقق میشودمقصوداستعمال تفهیمی است دوراست (درادامه تصویردورخواهدآمد)واگرغیرتفهیمی است بلااشکال است.

اشکال مرحوم صدربه کلام محقق خویی:

فرمایش مرحوم خویی ناتمام است.

دلیل:

استعمال حقیقی به این معنی است که لفظ صلاحیت داردکه دلالت برمعنی بکندکه این متوقف براستعمال است واگراستعمال بخواهدحقیقتی باشدمتوقف برصلاحیت اخطارمعنی به ذهن مخاطب است واین دوراست.

نتیجه:

فقط درصورتی میتوانیم بگوییم که وضع به استعمال تحقق پیدامیکندکه مرادازاستعمال،غیرتفهیمی باشد.

بررسی توسط استاد:

مطلب اول:بررسی کلام آخوند:

آخوندشاهدمیآوردبرای فرمایش خودش که درعرف مواردی هست که نه حقیقت است ونه مجازمثل استعمال اللفظ واراده نوعه.

نقداین کلام:

مواردنقض آخونداصلااستعمال نیست واگرهم استعمال باشدمجازی است چرادردراستعمال مجازی ملاک پسندیدن طبع است ولو وجه اش این باشدکه«زید»وجودعنوانی معنی باشد.

لعل بتوان ازمرحوم آخونداینطوردفاع کرد:

ایشان میفرمایند:هنگامیکه مواردی داریم که اصلااستعمال نیست تا چه برسدبه اینکه استعمال حقیقی یامجازی باشدبطریق اولی اگرجایی استعمال نه حقیقت ونه مجازبود،صحیح خواهدبود.

مطلب دوم:فرمایش مرحوم خویی:

ازمحقق خویی این کلام عجیب است که میفرمایدوضع علی جمیع المبانی اعتبارنفسانی است وابرازدرآن دخیل نیست.

این کلام صحیح نیست چراکه حداقلش این است که عده ای قایل به دخیل بودن ابرازدرمعنی انشایی هستند.

امانکته لمیّه بحث:

استعمال حقیقی یعنی استعمال درموضوع له.حال بعضی میفرمایندکه موضوع له قبل ازاستعمال بایدمحقق باشد(مرحوم صدر)وقول دیگراین است که همزمان هم باشدکفایت میکند(مرحوم خویی).

سوال:استعمال حقیقی به چه معناست؟

جواب:

مقدمه:

دلیل کسانی که میگویند:استعمال فقط حقیقی ومجازی است وازاین دوصورت خارج نیست،این است که لفظی که آورده میشودبرای انتقال معنی به ذهن مخاطب ازدوحال خارج نیست:

حالت اول:لفظ صلاحیت انتقال فی حدنفسه دارد:

به آن استعمال حقیقی میگویند.

حالت دوم:لفظ صلاحیت انتقال معنی فی حدنفسه راندارد:

دراینصورت برای انتقال معنی به ذهن نیازبه قرینه هست که معنی مجازی خواهدشد.

بااین بیان فرض سومی برای استعمال تصورنمیشود.

بابیان این مقدمه به تبیین کلمات اعلام میپردازیم:

امافرمایش مرحوم اخوند:

ایشان فرمود:

مواردی داریم که اصلااستعمال نیست تا چه برسدبه اینکه استعمال حقیقی یامجازی باشدبطریق اولی اگرجایی استعمال نه حقیقت ونه مجازبود،صحیح خواهدبود.

ومادرنقدکلام ایشان میگوییم:

باتوجه به مقدمه فوق این اولویت برچیده شدزیرا مواردی که استعمال نیست لفظ نمیخواهدمعنی رابه ذهن مخاطب بکشاندتابگوییم صلاحیت داشته باشدبلکه خودموضوع رادرذهن مخاطب ایجادمیکند.ولی دراستعمال ناچاراست که لفظ صلاحیت داشته باشد.حال صلاحیت فی حدنفسه یابهمراه قرینه!.

امافرمایشات مرحوم صدر:

بعدازروشن شدن این نکته که لفظ بایدصلاحیت برای انتقال معنی رابه ذهن مخاطب داشته باشد،به نزاع بین مرحوم صدرومرحوم خویی میپردازیم ومعتقدیم حق بامرحوم خویی است.

دلیل:

آنچه که صلاحیت لفظ رابرای انتقال معنی به فعلیت میرساند،علم به وضع است ودرمانحن فیه قرینه است.

حال اگرشخصی قرینه بیاوردکه میخواهدبوسیله لفظ،تفهیم معنی بکند،بهمین قرینه صلاحیت پیدامیشودولازم نیست صلاحیت لفظ درقبل موجودباشد.

اما جواب ازدور:

صلاحیت متوقف براستعمال است ولی استعمال متوقف برصلاحیت نیست زیرادرصورتی این توقف بوجودمیآیدکه بگوییم صلاحیت باغمض عین ازاستعمال وقبل ازاستعمال،زمانا،صلاحیت باشدواین توقف درست نیست.

درواقع:

مرحوم صدربایداین رااثبات کندکه دراستعمال حقیقی صلاحیت بایدباغمض عین ازاستعمال موجودباشددرحالی که مرحوم خویی این ادعارانمیپذیرد.

*اشکال سوم:

بیان اشکال:

اگراین استعمال بواسطه قرینه حقیقی است،همه استعمالات مجازی همینطوراست چراکه درمعنی مجازی برای خطورمعنی به ذهن مخاطب نیازبه قرینه هست.

جواب مرحوم آخوند:

فرق این بین قرینه درمانحن فیه وقرینه مجازیت این است که دراینجاقرینه دلالت میکندکه لفظ درخودمعنی استعمال شده است.یعنی قرینه حیث تعلیلی است ولی درمجازمعنی بکمک قرینه تفهیم شده است ودال برمعنی مجازی،قرینه است.

نقداستادازفرمایش مرحوم آخوند:

وقتی میگوییم:«رایت اسدایرمی»طبق فرمایش آخوند«یرمی»دلالت میکندکه منظور«رجل شجاع» است،پس طبق این گفتارلازم میآید«اسد»برهیچ معنایی دلالت نکند.

بنابراین بهمین مقداری که آخوندبیان میفرماید،برای جواب کافی نیست.

جواب مرحوم حاج شیخ:

ایشان متوجه این اشکال هست ومیفرماید:

فرق دراین است که واضع وقتی لفظ «اسد»رابرای«حیوان مفترس»وضع میکندبااین کار،لفظ قابلیت دارددومعنی رابه مخاطب برساند:

اول:حیوان مفترس

دوم:انچه که مناسبت باحیوان مفترس دارد.

اولی وضع بالاصاله خواهدشدودومی وضع بالتبع.

وان شیت قلت:

«اسد»بالوضع دلالت بر«رجل شجاع»میکندولکن هنگام استعمال معنای بالاصاله ابتداءبذهن میآیدوقرینه مانع ازآن معنی بالاصاله میشودبخاطراینکه معنای بالتبع فهمیده شود.

نقداستادازفرمایش مرحوم اصفهانی:

چه بساممکن است لفظی که واضع وضع کرده است،اصلاالتفات به معنای مناسب نداشته است.

جواب استادازاشکال:

درمجاز«یرمی»دلالت میکندبراینکه همیشه«اسد»دلالت بررجل شجاع میکندبشرط اینکه بهمراه قرینه باشد.

ولی درمانحن فیه قرینه میگوید:لفظ «صلاه»غالب برای این معنی است بطوریکه بعدازاین هروقت لفظ بخواهددرمعنی استعمال شوداحتیاج به قرینه نداشته باشد.

توضیح:

وقتی شخص میگوید«وضعت»لفظ دال برمعنی خواهدبودودیگرلازم نیست آن راتکرارکند،دراینجاهم قرینه بمنزله همین«وضعت»گفتن است وباهمان یکبارگفتن،برای انتقال معنی به ذهن کفایت میکند.

 

 

 

          

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *