تقریر اصول-دوشنبه6/2/95-سیداحمداحمدی

 

دوشنبه ۶/۲/۹۵:

نقداستادازفرمایش مرحوم ایروانی:

اشکال اول:(درباب اسم فاعل):

حقیقت کلام مرحوم ایروانی:

سم ای که قاتل است مبدء،قابلیت قتل است.مثل مجتهدکه قابلیت دارداحکام رااستنباط بکند.لذاسم قاتل تلبس دراوشرط است منتهی قابلیت فعل مبدءاست نه خودفعل خارجی.

ان قلت:

اگرمبدءقابلیت باشدبایدهمه جااینطورباشددرحالیکه اگربه مصادیق مختلف اسم فاعل نگاه کنیم میبینیم که مثلاًبه سم قاتل میگویند(ولواینکه تلبس فعلی نداشته باشد)ولی به انسان تاوقتی کسی رانکشته است قاتل نمیگویند.

قلت:

فرق بین انواع اسم فاعل درهیئت است. امامبدءقتل یک معنی داردکه یابمعنی قابلیت وملکه است یابمعنی اثروفعل است چراکه قتل وضع عام موضوع له عام است.

توضیح:

هیئت قاتلی که برای سم است فعلیت تلبس شرط نیست ولی برای قاتلیت زیدتلبس شرط است.

این مطلب بلااشکال است که هیئت متعددباشدچراکه وضع عام موضوع له خاص است ولذامنافاه نداردکه برای هیئت قاتل معانی متعدده وضع شود.

حال مادرمقابل ادعای ایشان اینطورادعامیکنیم:

اختلاف درهیئت نیست وقتل دومعنی نداردبلکه بمعنی فعل است.منتهی مبدءدرسم قاتل سم بتنهائی نیست بلکه قابلیت قتل و اثرگذاری هم درآن شرط است،البته قتل درقابلیت اثرگذاری مجازاً استعمال نشده است بلکه بتعدددال ومدلول است.

بنابراین:

ممکن است این درهیئت برده شودوبگوییم دراینجاهیئت اسم فاعل درآن اثرشرط نیست بلکه قابلیت کافیست(کلام مرحوم ایروانی) یااینکه درمبدءبکاربرده شودوبگوییم قتل برای سم قاتل یعنی قابلیت قتل بتعددال ومدلول.

لذابه آقای ایروانی میگوییم:

فرق راهمه قبول داریم ولی به لحاظ تحلیل یکی فرمایش ایروانی است ویکی هم تحلیل ماست وایشان برای مدعی خودشان دلیلی اثباتی ارائه نفرمودند.

اشکال دوم:

همین گفتارمرحوم ایروانی که ادعادارداین کلام راکسی جزایشان به آن نرسیده است دال بربطلان کلام ایشان است چراکه این مسائل ازبحث ظهورات است که مطلبی فراگیراست بایدهمگان متوجه آن باشند.

قول آخردرمشتق:

مشتق دراعم حقیقت است بدلیل تبادر.

توضیح:

مثال:اگرکسی دردادگاه بگویداولیاءمقتول چه کسانی هستند؟بستگان آن شخص مقتول اعلام حضورمیکنندولواینکه شخص مقتول چندروزی ازکشته شدنش گذشته باشد.

آخوند:

وفیه ماعرفت.

توضیح:

بیان شدکه تبادردرخصوص متلبس است ودرمقتول ومضروب وامثال اینهاقتل به دومعنی است:

اول:مصدری:ازهاق روح:شخص مقتول نیست.

دوم:بمعنی من زهق روحه:به او مقتول میگویند.

ان قلت:

معنی قتل زهق روحه نیست واگرمبدءرااینچنین معنی کنیم،لازمه اش این است که استعمال مازی باشد.

قلت:

مبدءدرمعنی مجازی استعمال شده است ولی هیئت درمعنی حقیقی است.

توضیح:

ماهم قبول داری که ازاسم مفعول اعم خطورمیکندولکن نه به این معنی که حقیقت دراعم باشدبلکه بجهت اینکه مبدءمعنای عامی ازاواراده شده است ولومجازاً که آن معنی عام رابه آن متلبس میشود.

استاد:

این کلام آخوندباقسمتی ازفرمایشات ایشان درکفایه منافاه دارد.

دربحث قیام امارات مقام قطع موضوعی طریقی.

درآنجامرحوم آخوندجوابی درحاشیه داردودرکفایه کلام حاشیه راردمیکندومرحوم استادحق رابه حاشیه میدهد.

جواب مرحوم تبریزی که به کفایه میدهدباجواب به آخونددراینجایکی است که بایدمراجعه بفرمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *