تقریر اصول-سه شنبه-11اسفند۹۴-سیداحمداحمدی

 

سه شنبه ۱۱/۱۲/۹۴:

اشکال دوم مرحوم آخوندبرمعظم الاجزاء:

تبادل درمسمی وماهیت :

فرض کنیدنمازمجموعه دوازده جزیی است که معظم الاجزاءآن هشت جزءاست.حال اگرشخصی هشت جزءرابیآوردکه رکوع وسجودداخل آن اجزاءهشتگانه باشند،دراینجامعظم الاجزاءقوامش به رکوع وسجودخواهدبود.حال اگرشخص دیگری هشت جزءرابیآردکه بجای رکوع وسجود،تشهدوسوره داخل آن اجزاءهشتگانه باشد.

دراینصورت میگوییم:

لازم میآیدهنگامیکه تشهدوسلام رابیآورد این دوجزءماهیت صلاه باشندودروقتی که رکوع وسجودرابیآورداجزاءماهیت رکوع و سجودباشندواین تبدل درماهیت است ومحال!.

نقداستاد:

این اشکال زمانی وارداست که بگوییم معظم الاجزاءعبارت ازنیت وطهارت وقبله وتکبیرالاحرام وحمدوسوره وروکوع…وهمه اجزاءنام برده شود.

امااگرگفته شود(ظاهرعبارت حاج شیخ)مقصودازمعظم یعنی هشت جزءازدوازده جزءواین هشت جزءمبهم محض است. فقط ازیک جهت تعین داردکه آن «هشت ازدوازده بودن»است.دراینجاتبادل نیست چراکه هردومصداق هشت خواهندبودوفرقی نمیکند.

مثال:

اگراربابی به رعیت خودبگویدامروزبایدصدجعبه هارادوبسته دوبسته راجابجاکنید.حال شخصی بگویداین محال است چراکه درون جعبه هایکی خرماودیگری خرمالوودیگری پرتقال است وچون اقسام آنهافرق میکندپس دوتا دوتا جدانمیشود.

اشکال سوم مرحوم آخوندبرمعظم الاجزاء:

تردیددرماهیت است:

نمازصحیح تام الاجزاءوالشرایط ازفاعل مختارمثلادوازده جزءداردکه هشت جزءمصداق معظم الاجزاءاست.حال شخصی میگویداین هشت جزءعبارت ازتشهدوسلام وقرائت ورکوع و سجودوقیام وتسبیحات اربعه است.شخص دیگری میگویدخیر!مثلاقرائت جزءاین هشت جزءنیست ودرعوض سوره است.پس درواقع تردیددراجراءهشتگانه ماهیت خواهدبود.

نقداستاد:

نقداول:

همانطورکه درتبادل توضیح داده شد مسمی یعنی هشت جزءازدوازده جزء.بنابراین هرکدام ازاجزاءداخل درمعظم الاجزاءباشندمصداق آن هشت جزءخواهدبود.

نقددوم:

لازمه فرمایش مرحوم آخونداین است که کم متصل ازمقولات عشرنباشد.

دلیل:

نکته اولی:مقولات عشریعنی جنس آلی که لیس فوقه جنس.

نکته دوم:عددهشت که ازمقوله کم است گاهی درضمن آجروگاهی درضمن فرش است و…..بی نهایت موارددیگرکه میتواندهشت تایی باشد،تداعی پیدامیکند.

نتیجه:

اگراین فرمایش مرحوم آخوندصحیح باشدلازم میآیدکه بی نهایت عددهشت وجودداشته باشدکه جامعی برای انهاقابل تصورنیست (بخاطرتردیددرماهیت )ودرنتیجه کم متصل وجودی نخواهدداشت وحال آنکه مقولات عشرفوق المقوله هستند.

این درحالیستکه اینها همه مصداق یک ماهیت وعرض هستندواعراض بایددرضمن جوهرباشندواین جواهرندکه باهم متفاوت اند.

استاددرادادمه نقدی رابیان فرمودندکه مشترک الورودبراین دواشکال مرحوم آخونداست(تبادل وتردید):

چرااین اشکال رادرقول میرزای قمی نفرمودید؟چراکه اگرکسی رکنش رکوع باشدوشخص دیگررکنش ایماءباشدویاکسی رکنش تکبیراست وشخص دیگراشاره باشدتبادل درماهیت بوجودمیآید.

اشکال چهارم به معظم الاجزاء:

آن مقیس علیه یامقیاس کلی که معظم اون درنظرگرفته میشودچیست؟

توضیح:

دراینجا صلاه صحیح تام الاجزاءوالشرایط هم مواردمختلفی داردچراکه صلاهمسافرباحاضرویامضطرومختارویاصلاه دورکعتی یاسه رکعتی وچهاررکعتی بایکدیگرمتفاوت اند.بنابراین مقیس علیه واحدی رانمیتوان برای اقسام مختلف صلاه درنظرگرفت.

*اجوبه ازاین اشکال:

مرحوم ایروانی:

معظم کل شیءبحسبه.بعنوان مثال معظم صلاه مسافرنسبت به صلاه مسافرسنجیده میشودبنابراین اینهانیازبه جامع نداردچراکه همه اینهامصداق هستند.

استاد:

صلاه بالوجدان امراضافی نیست ومطلق است.یانسبت به همه صلاه هست یانسبت به همه صلاه نیست.چراکه بنابرقول اعمی اگرهرکدام ازمسافریاحاضرنمازیکدیکررابخواندنمازبرآن صدق میکندوفقط باطل است.

جواب دوم:

مراد،معظم الاجزاء ازنمازتام چهاررکعتی است واین مسمی خواهدبودودیگرٍصلوات راتنزیل میکنیم به منزله معظم مسمی چهاررکعتی.بعنوان مثال معظم اجزاءنمازچهاررکعتی هشت جزءمیشودومعظم نسبی نمازمسافرراهم تنزیل میکنیم به منزله معظم خودش ،مثلاچهارتا.

استاد:

این فرض مجازاست منتهی مجازدراسنادنه مجازدرکلمه وحال آنکه اعمی بدنبال استعمال حقیقی  است.

جواب سوم:

کوچک ترین نماز(مثلانمازوتر)رادرنظرمیگیریم ومامعظم یک رکعت رامیگوییم.بنابراین اگرکسی روبه قبله بایستدوتکبیربگویدوحمدبخواندوسوره نخواندورکوع هم نرودبه این نمازمیگویند.حال این معظم درهمه نمازهاهست.واین نحومعظم اجزاءاشکالی ندارد

بیان دونکته:

نکته اولی:

اشکالی که برارکان کردنددراینجاواردنیست چراکه مادراینجانامگذاری نکرده ایم تابگوییداگرخلل به بعضی ازارکان بزندصلاه صدق میکند.

نکته دوم:

نقض به نمازغرقی هم نادرست است چراکه صلاه غرقی نمازنیست بلکه اداءوظیفه است.

استاد:

این تصویرقابل پذیرش است وماآن رامیپذیریم.

تصویرجامع سوم:اسامی اعلام:

وضع الفاظ عبادات مانندوضع دراعلام شخصیه است.بعنوان مثال زیددرهرحالتی که باشدبه آن زیدگفته میشود.اگربخوابدیابیدارباشدیاغذابخوردیادرسنین کودکی وجوانی،همه اینهازیداست.

اشکال مرحوم آخوند:

قیاس مع الفارق است چراکه اعلام شخصیه،شخصیت واحده دارندکه این شخصیت درتمام طول زندگیش فرق نمیکندحال آن وجودوحافظ وحدت چیست کسی نمیداند.

ولی درنمازحتی بین یک فردازصلاه جامع نیست حال پس چگونه ممکن است بین افرادصلاه،مثلاصلاه دورکعتی وچهاررکعتی جامعی فرض شود؟

تصویرجامع چهارم:

لفظ صلاه وضع شده برای صحیح تام الاجزاءوالشرایط وفقدالموانع وبه دیگرنمازهابنحومجازسکاکی نمازگفته میشود

بدینصورت که هرنمازفاسدرابمنزله نمازتمام تنزیل میکنیم.

آخوند:

آن نمازی که صحیح فرض میکنیدوبقیه راتنزیل میکنیدکدام نمازاست؟درواقع اشکال ایشان این است که جامعی بین صلوات صحیحه وجودنداردچراکه نمازصحیح بالنسبه به مسافربانمازصحیح حاضرمتفاوت است.

استاد:

جامعی بین صلاه های صحیح درنظرگرفته میشودوواضع لفظ صلاه راوضع برای جامع میکندودیگرِ صلاه های ناقص راتنزیل به منزله آن جامع میکند.

تصویرپنجم جامع:

وضع اسامی درعبادات ماننداسامی اوزان،مقادیرومعاجین است.بدین صورت که واضع مثلاکلیو رابرای ۹۹۸گرم تا ۱۰۰۵ گرم وضع کرده است

اینجاهم واضع صلاه راوضع کرده برای نمازصحیحی که دوجزءاش اضافه یاکم است.

اشکال مرحوم آخوند:

این دراوزان ومقادیرقابل تصوراست.امادراینجابخاطراینکه بین خودافرادصحیحه اختلاف فاحش وجوددارداین حرف گفتنی نیست.چراکه آن نمازصحیح که اصل قرارداده شده است کدام نمازاست؟چهاررکعتی است یادورکعتی؟

مثلااگرمعیارنمازوترباشدلازم میآیدصدگرم هم مصداق یک کیلو بشود.

تصویرجامع بسیط:

تصویراول:

دونوع ناهی ازمنکربودن برای نمازتصوردارد:

نوع اول:نهی ازمنکرفعلی:هنگامیکه نمازبطورصحیح وکامل بجاآورده شودناهی ازمنکربودنش به فعلیت میرسد.

نوع دوم:نهی ازمنکراقتضایی:اگرنمازبه صورت فاسده بجاآورده شودبدین معناست که این افعال مقتضی برای این وجودداردکه ناهی ازمنکرباشندولکن بخاطراینکه بعضی ازاجزاءآن صحیح بجاآورده نشده است این اقتضاءبفعلیت نمیرسد.

اشکال:

نمازی که مثلاطهارت نداردچطورمیتواندحتی مقتضی برای ناهی ازمنکربودن قراربگیرد؟

تصویردوم:

صلاه وضع شده برای آنچیزی که لوانضم الیه سائرالاجزاوالشراط لکان ناهیاعن الفحشاءوالمنکر.

اشکال:

لازم این حرف این است که:

اگرکسی وضو بگیردوروبه قبله بنشیندبگوییم درحال نمازخواندن است چراکه اگرسایرالجزاءوشرایط نمازبه این عمل اومنضم شودناهی خواهدبود.

نتیجه گیری مباحث:

هم بنابرصحیح وهم اعم جامع مرکب تصویرمیشود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *