تقریر اصول-سه شنبه 18آبان95-سیداحمداحمدی

 

سه شنبه ۱۸/۸/۹۵:

بررسی مسئله عقاب:

معتزله:

عقاب عبدمشکلی نداردچراکه فعل راشخص انجام داده است ومولی اوراعقاب میکند.

بنابرمسلک حقه:

انسان درافعال خودش مختاراست وبیان شدکه این غلط است که خداوندسبحان افعال عبادرااراده بکند،بلکه خداوندسبحان قدرت میدهدوبواسطه قدرت اوبرگی ازدرخت نمیافتدولکن افعال راماباختیارخودانجام میدهیم.

امابنابرمسلک اشعری وفلاسفه:

عقاب توجیهی ندارد.

توضیح:

نهایت حرفی که درباب عقاب،فلاسفه بخواهندبزننداین است که اعمال مامبدل به عذاب خواهدشدواین ربطی به خداوندنخواهدداشت.

اشکالات این نظریه:

اشکال اول:

اگرتبدیل مثلاًدروغ،به آتش جهنم طوریست که خداوندسبحان مبدِل هست؛پس اوباید بایدجلوگیری کندچراکه قدرت واراده واقعی دریداوست.

اگربگویید:

خداوندسبحان کذب راخلق کرده است وکذب تبدیل به آتش میشودواین تبدیل شدنش دست خداوندسبحان نیست.

میگوییم:

لازمه اش این است که دراین تبدیل شدن قائل به تفویض شوندچراکه دراین تبدیل خداوندکاره ای نخواهدبود.

اشکال دوم:

آیاتبدیل شدن دروغ به آتش ممکن الوجودبودیاذات آن بود؟

اگرذاتی باشد:این ذاتی چرامنفک شده است؟چراکه این دروغ الان گفته میشودودرآینده وروزقیامت تبدیل به آتش میشود.

اشکال سوم:

فلاسفه بایدحسن وقبح رامنکرشوندونمیتوانندعدل راقبول کنندچراکه دروغ راخداوندخلق کرده است واین ذاتی راخداوندمتعال قرارداده است که بعدازسالهاتبدیل به جهنم شودواین عین ظلم است.لذاراهی برای آنهاوجودنداردمگراینکه قبح ظلم رامنکرشوند.

اشکال چهارم:

شیئه الشئ بصورته لابمادته وصورت که ازبین رفت شئ منعدم میشودوصورت جدید،شئ جدیداست.

یعنی صورت کذب صورت عرضی داردواین صورت ازبین رفته است وتبدیل به آتش وجوهرشده است این درحالیستکه صورتی بصورت دیگرتبدیل نمیشود.

نتیجه:

این کلام فلاسفه اگرهم توجیه شودطبق مسلک خودآنهاتوجیه شدنی نیست.

بله!اگرکسی بگویداعمال معدهستند.همانطورکه ماهیات وقتی قابلیت پیدامیکندبمرحله وجودمیرسد.ازآنطرف انسان وقتی گناه میکندقابلیت پیدامیکندبرای پذیرفته شدن صورت عذاب وبعدخداوندسبحان صورت عذاب رااعطاءمیکند.

بااین کلام نیزمشکل حل نمیشودچراکه بازاشکال خواهدشدکه آیاآن اعطاءبدست خداوندسبحان ست یاخیر؟واگربدست اوباشدچیزی جزظلم نخواهدبود.

امابیان مذهب حق:

انسان اگرگناه کندبه اختیارخودش است واطاعت هم بکندباختیارخوداوست،اگرچه که قدرت راخداوندمتعال اعطاکرده است.

حال اگرکسی گناه کرداستحقاق گناه داردولذااگرهمه کفاررابه بهشت ببرداشکالی براونیست.استحقاق یعنی«له ان یعذب»،لذااین آیه شریفه معنی داردکه«یعذب من یشاء»یعنی کسی که مستحق عقاب است رامیتواندعقاب کند.

بیان نکته ای درضمن مثال:

الان اختیاربامن است که فرداکلاس بیایم یانه اماوقتی بگویم فرداکلاس هست اینجاقبیح است که کلاس نیایم چراکه کذب قبیح خواهدبود.بهمین جهت همه بزرگان فرموده اندکه درگناه احتمال عقاب است وهیچکس نگفته است که اگرکسی توبه نکندوشفاعت هم نشودبازهم حتماًعقاب خواهدشد.بله!درکفارنیزخداوندمتعال میتواندببخشدولکن خودش فرموده است که حتماًآنهاراعقاب میکنم واوبواسطه گفتارخودش هیچگاه خلف وعده نمیکند.

اماروایتی هست که میگوید:

اگرکسی که کافراست،در۱۶سالگی ویک سال بعدازبلوغش ازدنیابرودباهمان یک سال خلوددرجهنم خواهدداشت.

حضرت درجواب میفرمایدبخاطراین است که این شخص اگرتاآخرعمرزندگی میکرد،نیتش این بودکه تاآخرعمرکافربماند.

لذادرروایت هست که خداوندمتعال برای هرکسی دردنیاحداقل یکبارحجت راتمام خواهدکردولوتمام کردن حجت به این باشدکه مرتبه ای ازشک دردل آن شخص بوجودبیاوردواگرهم حجت براوتمام نشوداین شخص خلودنخواهدداشت.

امااین روایاتی که الشقی شقی فی بطن امه:

مثل اینکه کسی میگویدتوپانصدسال هم درس نخواندمجتهدنخواهی شد.پس این روایت به این معنی است که یعنی خداوندمتعال علم داردکه فردشقی اینطورخواهدماند.

اماولدالزنا:

میتواندتعالی ورشدپیداکندوبه این معنی نیست که هیچگاه نتواندرشدمعنوی پیداکند.ولکن خداوندتوفیقش راازولدالزناگرفته است.مثل اینکه خداوندمتعال به زیداستعدادمیدهدوبه عمرواستعدادنمیدهدوبیان شدکه خداوندلازم نیست که هرکاری که مصلحت داردرانجام دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *