تقریر اصول-شنبه-1اسفند۹۴-سیداحمداحمدی

 

شنبه ۱/۱۲/۹۴:

الامرالثالث:تصویرجامع:

علت احتیاج به تصویرجامع:

صحیحی واعمی هردواحتیاج به تصورجامع دارند.

دلیل:

دروضع برای«صلاه»سه احتمال دارد:

احتمال اول:ازباب وضع عام موضوع له عام باشد:قطعا جامع میخواهد.کماهوواضح.ٌ

احتمال دوم:وضع عام موضوع له خاص:بایدمعنای جامعی راتصورکندتالفظ رابرای مصادیق وضع کند.

احتمال سوم:صلاه ازقبیل مشترک لفظی است:

بدین صورت که شارع درمواردمتعددودفعات مختلف(مثلا پنجاه بار)«صلاه»رابرای مصادیق مختلفه وضع کرده است.

این احتمال درمرتکزمتشرعه نیست.

تصویرجامع بنابرقول به صحیح:

فرمایش مرحوم آخوند:

جامع بین افرادصحیحه آنچیزی است که اثررادارد.بعنوان مثال همه افرادصحیح یک اثری دارندکه قربان کل تقی ویاتنهی عن الفحشاءوالمنکرو…..هست که این اثربعنوان جامع درنظرگرفته میشود.

لقایل ان یقول:

جامع ذواثرنیست بلکه اثربرای افرادصحیحه است.بدین صورت که افرادصحیحه بین آنهاجامع نیست ولی همه آنهاموثردراثرواحدی هستند.

ولکن نقول:

این خلاف قاعده الواحداست چراکه سنخیت بین علت ومعلول اقتضاءداردکه اثرواحدموثرواحدمیخواهد.

بعنوان مثال«الصلاه تنهی عن الفحشاءوالمنکر»اثرواحداست واگرقرارباشدهرکدام ازین افرادصحیحه علت این اثرباشندلازمه اش صدورواحدازمتعددمیباشد.

اشکال برآخوندتوسط شیخ انصاری:

این جامع دوفرض دارد:

فرض اول:جامع مرکب است:

محال است.

دلیل:

هرمرکبی راکه درنظربگیریم شامل همه افرادصحیحه نخواهدبودونیزمانع ازهمه افرادفاسده نیست چراکه نمیشودجریی رایافت که درهمه صلوات صحیحه باشدوصلوات فاسده راشامل نشود.

مثال:سلام یکی ازاجزاءاست.اگرسلام دررکعت دوم مرادباشدباعث بطلان نمازظهرخواهدبودواگربگوییم مخیرهستیم،بطلانش واضح است چراکه بایدقایل شویم که میتواند بعدازسلام درکعت دوم نمازراباطل کند(چای بخورد)وادامه اش رابخواند.

فرض دوم:جامع بسیط است:

این عنوان بسیط ازدوحالت خارج نیست:

حالت اولی:این عنوان بسیط که موضوع له لفظ صلاه است عنوان«مطلوب»است:

سه اشکال وجوددارد:

اشکال اول:

امربه«صلاه»محال است.چراکه زمانی صلاه مطلوب میشودکه امربه آن تعلق بگیردوچیزی که متاخرازامراست محال است درامراخذشود.

اشکال دوم:النقض

اگرمعنای صلاه مطلوب باشدکسی که مثلاده باردرروز صدقه داده باشد،مطلوبی ازمواردشرعی رابجاآورده است بنابراین میتوان گفت نمازخوانده است.

اشکال سوم:

دردوران بین اقل اکثرمشهورقایل به برایت شده اندودرصورتی که موضوع له،مطلوب بسیط باشداگرشک کنیم عنوان بسیط براقل باراست استصحاب عدم آن امربسیط جاری خواهدشد.لذاشک درمحصل است ومجری احتیاط نه برایت.

*تنبیه:

دراشکال اول ودوم،دواشکال نیست بلکه دواشکال بر دوتقدیراست.

توضیح:

گاهی گفته میشودمقصودازمطلوب خصوص شخص طلبی است که به نمازخورده است اشکالش دوراست وگاهی معنای مطلوب یعنی عام وهرچه که طلب باشدکه اشکال نقض وارداست.

البته اگرکسی بخواهددواشکال بگیردبایدمطلوب رابه معنی شخص طلب بداندوبگویدقبول نداریم صلاه شخص طلب باشد.

حالت دوم:آن امربسیط ملازم بامطلوب است:(اسمش راهم نمیدانیم):

اشکال سوم فرض اول براینجاوارداست وشک درمحصل غرض است..

جواب آخوند:

اشکال سوم درشک درمحصل قایل به تفصیل هستیم:

اگرعنوان بسیط منطبق ومتحدبااجزاءباشدمقتضی قاعده برایت است امااگرعنوان جامع وماموربه وجودممتازی داشته باشد(مثل اینکه وضواثری ایجادمیکندکه صورت شخص نورانی میشود،این نورغیرازغسلات ومسحات است.)دراینجامجری احتیاط است.

اشکالات مرحوم خویی برآخوند:

اشکال اول:

قاعده الواحدربطی به نمازنداردچراکه مربوط به امورتکوینی واضطراری است ودرمانحن فیه فاعل مختاراست.

اشکال دوم:

برفرض درست بودن قاعده الواحداین قاعده برای اثری است که واحدشخصی است ولی اگراثرنوعی باشدلازم نیست واحدباشد.

توضیح:

«نهی عن الفحشاءوالمنکر»اثرنوع است .چراکه بعنوان مثال رکوع ازتکبروقرآن ازدروغ والله اکبرگفتن ازشرک جلوگیری میکند.

اشکال سوم:

ترقی ازاشکال قبل:

نهی عن الفحشاءوالمنکرواحدبالنوع هم نیست بلکه واحدعنوانی است.مثل اینکه میگویندهرچه که تحت السقف است.خوب تحت السقف پنکه و چراغ وانسان هست وحال آنکه جامعی بین اینهاوجودندارد.

اشکال چهارم:

جامع بسیط آیاذاتی است یاعرضی؟

اگرذاتی باشد:

معنی نداردچراکه وقتی میگوییم مقولات عشردیگرمقوله مافوق وجودنخواهدداشت واینها فوق المقوله هستندزیراینهامتباینات اندوبماهومتباینات جامع ذاتی ندارند.

مثال:یکی ازاجزاءصلاه قرایت است وازمقوله کیف ودیگری کوع است که ازمقوله وضع است واینهادومقوله آلی هستندکه جامع بین آنهانیست.

اگرعرضی باشد:

بدین معنی که:صلاه «قربان کل تقی»و«ناهی عن الفحشاء»است.

اشکال:نمازیک معنایی داردکه اینهاآثارش هستند.

ودرانتهاءمیفرماید:

مرکب هم نمیشودچراکه جامعی نیست چنانکه آخوندفرمود.

*تحلیل استادونظریه مختار:

«افرادصحیح جامع داردوآن جامع مرکب است که متشکل ازاجزاءمردداست.»

تصویر:

صلاه مجموعه ای ازاجزاءصحیح است که قطعابه آن اجزاءامرشده است.منتهی رکوع از مختاریااشاره ازمضطر.سلام دروسط نمازازمسافرودررکعت چهارم ازحاضر.

البته متعلق امرنه عنوان آن بلکه مصداق وواقع متعلق امرمردداست.

 

این تردیداست واشکالی ایجادنمیکندچراکه درتصویرجامع اعم آقای خویی ودیگربزرگان وحتی مرحوم آخوندهمین تصویرراارایه میدهندومیفرمایندمرکب است.

اشکال:اگراینطورباشدوضع عام موضوع له خاص میشودحال آنکه کسی دراین فرض موضوع له راخاص فرض نکرده است.

جواب:دراعم چه میکنید؟هرچه آنجامیگوییداینجاهم گفته میشود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *