تقریر اصول-شنبه-8اسفند۹۴-سیداحمداحمدی

شنبه ۸/۱۲/۹۴

*تصویرجامع بنابرقول به اعم:

مرحوم آخوند:

مقدمه:

شامل دونکته است:

نکته اولی:(نظرمرحوم آخوند)

بنابرقول به اعم تصویرجامع فی غایه الصعوبه والاشکال است.

نکته دوم:(تصویرچینی مباحث):

مناسب این بودهمانطورکه دربحث صحیح،مرحوم آخوندجامع رابه دوقسم بسیط ومرکب تقسیم فرمودانددراین بحث نیزبرای جامع دوفرض بسیط ومرکب درنظرمیگرفتند.ولکن دراینجاجامع بسیط رامطرح نفرموده اند.

شایدسرش این باشدکه جامع برای اعم بشکل بسیط به نظرایشان تصویرقابل توجهی ندارد.

حال چون مابرممشاه کفایه کلام میرانیم ابتدءًبه بررسی تصویرجوامع مرکب خواهیم پرداخت.

اقسام تصویرجامع مرکب:

تصویراول:میرزای قمی:

جامع جمله ای ازاجزاءاست.کالارکان فی الصلاه.

نقدمرحوم آخوندازاین کلام:

مانقدایشان رابه دوبیان مطرح میکنیم:

بیان اول:

این اجزاءوشرایطِ غیررکن دوفرض برای آنهامتصوراست:

فرض اول:درمسمی دخیل هستند:

معنی این کلام این است که اگراینهانباشندصلاه صدق نکنددرحالیکه این نقض فرض است چراکه فرض این بودکه«صلاه»وضع برای اعم شده است.

فرض دوم:دخیل درمسمی نیستند:

لازمه اش این است که اطلاق اسم «صلاه»برصلاه صحیح مجازباشد.

این دواشکال اساسی دارد:

اولا:خلاف وجدان است.

ثانیا:خلاف مختارشمااست(وضع برای اعم).چراکه وضع برای اعم به این به این معنااست که درصحیح هم حقیقت باشد.

بیان دوم:

اشکال اول:

لازمه این تصویراین است که صلاه برمرکبی که مشتمل برارکان است مع الاخلال بسایرالاجزاءوالشرایط صدق نکندوبرآنچه که مشتمل بربعضی ازاجزاءوشرایط است مع الاخلال ببعض الارکان«صلاه»صدق کند.

مثال:اگرکسی قبل ازظهرتکبیره الاحرام بگویدوبعدازگذشت ساعاتی مثلارکوع کند،قطعاصلاه برآن صادق نخواهدبود.

نقدمرحوم خویی برآخوند:

چطوربرمشتمل برارکان«صلاه »گفته نمیشودوحال آنکه اگرکسی غیرارکان راعن عذربجای نیاوردقطعانمازش صحیح است.

استاد:

مرحوم خویی درذهن شریفش نمازباموالات بوده است ولکن مرحوم آخونددرنقدبرمیرزای قمی (باتوجه به مثالی که بیان شد)منظورش بجاآوردن«صلاه»بدون موالات است.

اشکال دوم:

لازم میآیداطلاق لفظ صلاه برنمازپیغمبر(صلاه صحیحه)مجازباشد.چراکه دراین فرض نمازفقط برارکان وضع شده است ولفظی که برای جزء(فقط ارکان)وضع شده است استعمالش درکل(اراکان بهمراه اجزاء)مجازخواهدبود.

لقائل ان یقول:

این استعمال ماننداستعمال لفظ انسان درزیداست که مجازنیست.

ولکن نقول:

لفظ صلاه ازباب استعمال جزءبرای کل است.نه جزیی برای کلی که مجازنباشد.(توضیح این مطلب درذیل فرمایشات مرحوم اصفهانی خواهدآمد.)

آخونددرانتهاءمیفرماید«فافهم».

دراینجادواحتمال وجوددارد:

احتمال اول:

اشاره به این مطلب است که مختارایشان این است که لفظ«صلاه»وضع برای صحیح است وبااین پیش فرض«صلاه»وضع برای مجموع ارکان واجزاءوشرایط شده است ودیگراخلال معنی ندارد.

اللهم الا ان یقال:

مابرمسلک قوم حرف میزنیم.

احتمال دوم:

صلاه نسبت به اجزاءلابشرط اخذشده است که درتوضیح فرمایش مرحوم خویی خواهدآمد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *