تقریر اصول-چهارشنبه25/1/95-سیداحمداحمدی

 

چهارشنبه۲۵/۱/۹۵:

الامرالخامس:معنی کلمه حال:

مشتق آیاحقیقت درخصوص متلبس است یااعم ازآن ومنقضی عنه المبدا؟

مرادازحال چیست؟

احتمال اول:حال تلبس:

یعنی اگرمشتق رابه ذات اسناددهیم درحال تلبس حقیقت است ولی اگربعدازانقضاءحال تلبس اسناددهیم،محل نزاع است که حقیقت یامجازاست.کمااینکه اگرقبل ازحال تلبس نسبت دهیم که درآینده متلبس میشودیاخیربالاتفاق مجازاست.

احتمال دوم:حال نطق:

یعنی اگرضارب میگوییم الان که صحبت میکنیم درزمان حال نسبت میدهیم،حقیقت میشودواگرالان که نسبت میدهیم درحال نطق متلبس نباشدودیروزمتلبس بوده است مجازمیشود.

آخوند:

مقصودحال تلبس است به چندجهت:

اول:اگرمقصودحال نطق باشدلازم میآیداسم هم مانندفعل دلالت برزمان کندوحال آنکه اتفاق براین است که اسم دلالت برزمان نمیکند.مثلاًهنگامیکه میگوییم«ضارب»دلالت براین نمیکندکه الان زننده است وحال آنکه اگرمقصودحال نطق باشدبایدبگوییم اسم فاعل دلالت برزمان میکندچراکه دلالت میکندبرصدورضرب درحال نطق والان.

دوم:لازم میآیدوقتی میگوییم«الله عالم»مجازباشدچراکه خداوندسبحان برتراززمان ومکان است ولی اگرحال تلبس دانستیم اسنادبه خداوندسبحان صحیح است چراکه«عالم»به ذات اقدس درحال تلبسش به علم،نسبت داده میشود.

سوم:اگرکسی بگوید:«زیدکان ضارباً بالامس».یا«سیکون ضارباًغداً».اگرزیددیروزواقعاًزده باشداسنادضارب به زیدحقیقت است واگرفردازننده باشداسنادضارب به زیدالان که اسنادمیدهیم حقیقت است.

حال اگرمرادحال نطق باشدباید«زیدضارب امس»مجازباشدچراکه حال نطق الان است والان اوزننده نیست ودیروززنده بوده است وحال آنکه بالاتفاق هردومثال حقیقت است.لذاحقیقت بودن هردومثال معنایش این است که اگراسنادضارب به ذات درحال تلبس باشدیعنی درحالی که متلبس است به اونسبت بدهیم،حقیقت خواهدشدولواینکه حال تلبس،حال نطق نباشد.

سوال:چراگفته اند«زیدضارب امس»محل بحث است و«زیدضارب غداً»رامجازدانسته اند؟

وان شئت قلت:

اگرمقصودحال تلبس باشدنبایستی«ضارب امس»محل نزاع و«ضارب غداً»مجازباشد

جواب:

در«زیدضارب امس»،امس زمان نسبت نیست بلکه زمان تلبس به ضرب است و«زیدضارب غداً»،غد،زمان نسبت نیست بلکه زمان تلبس به ضرب است وزمان نسبت هنگامی است که اگرقرینه درکلام نباشد،زمان نسبت حال نطق است.یعنی هنگامیکه میگوییم«زیدمجتهداست»یعنی الان اجتهادرابه اونسبت میدهیم.

«زیدضاربٌ»یعنی اسنادضرب درحال نطق است و«امس»قیدتلبس است.یعنی زیدی که دیروزضارب بوده است امروز به اوضرب رانسبت میدهیم واین قطعامحل نزاع است.یازیدی که درآینده متلبس است الان به اوضارب نسبت میدهیم واین به اتفاق کل مجازاست.

پس بمااینکه زمان اسناددراین دومثال حال نطق است بخاطراطلاق وازآنطرف امس وغدزمان تلبس است،نقض واردنیست.

ان قلت:

اگرضارب دلالت برزمان نمیکندومقصودحال تلبس است پس اینکه معروف است که چنانچه اسم فاعل ومفعول به معنی حال یااستقبال است عمل میکندوفاعل ومفعول میگیرد،چیست؟

قلت:

ماگفتیم ضارب بدلاله الوضعیه الحقیقیه دلالت برحال یااستقبال نمیکندامااین منفافاه نداردکه بالقرینه دال برحال یااستقبال کند.

وان شئت قلت:

نحویون که میگوینداگراسم فاعل ومفعول به معنی حال یااستقبال باشدعمل میکندمکتوب نکرده اندکه حتماًبایدبه دلالت وضعیه باشدبنابراین میشودبالقرینه باشد.حال آن قرینه یاانصراف است(وقتی میگوییم ضارب انصراف به حال نطق دارد)یادلالت اطلاقی به مقدمات حمکت است.یعنی متکلم درمقام بیان است وقرینه ای هم نیاورده است پس مقصودش اسناددرزمان حال است.

اگربالدلالت اطلاق یابه انصراف دلالت برزمان حال یااستقبال کندخواهدکردوربطی به مانحن فیه ندارد.

استاد:

این کلام آخوندتمام است واشکالی متوجه این بیان نخواهدبود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *