تقریر اصول-یکشنبه:22/1/95-سیداحمداحمدی

یکشنبه:۲۲/۱/۹۵:

الامرالثالث:

میشودگفت که این امرتکراراست.بعضی ازمطالب تکرارمباحث حروف وبعضی دیگرتکرارمقدمات قبل.

دراین امرسه مطلب رامتعرض میشود:

مطلب اولی:

افعال ومصادرازمحل نزاع خارجند.

دلیل:

درامراول گذشت،مشتقی که دراصول ازآن بحث میشوددوخصوصیت دارد.

درخصوصیت اول بیان شدکه مشتق عنوانیست که برذات حمل میشودیاازذات انتزاع میشودبلحاظ اتصاف ذات به یک صفت،مبدءویاحالتی باشد،بنابراین مصادرمزیدٌفیه خارج است چراکه اینهافقط دلالت برنفس حدث میکنند.این مصادردلالت میکندبرنفس مبدء،نه اینکه دلالت برذات متلبس به مبدءکند.

افعال هم همینطوراست چراکه فعل دلالت برقیام مبدءبه ذات میکند.حال این قیام یاصدوری یاحلولی است لذااین دلالت نمیکندبرذاتی که متصف به مبدءمیشودبلکه دلالت میکندبرنفس قیام مبدءبه ذات.

سوال:چرامرحوم آخوندچرامصادرمزیدٌفیه وافعال رابیان فرمودولی مصادرمجردراذکرنکرد؟

جواب:بعضی میگویندمصادرمجردجامداست واصلاًمشتق نحوی نیست تا توهم شمول نزاع درآن بشود.

حال اگرکسی گفت مصدرمجردمشتق است کمااینکه مرحوم ایروانی نسبت میدهدکه صاحب کفایه مصادرمجردرامشتق میداندهمان کلامی که درمصادرمزیدبیان شده درآنهاهم جریان دارد.

استاد:

درادبیان بحثی است که اصل،مصدراست یافعل ماضی؟اگرطبق فرمایش مرحوم ایروانی،مرحوم آخوندمصدرمجردرابهمراه فعل ماضی مشتق میداندپس اساس اشتقاق چیست؟

مطلب دوم:

آخوند:

اقتران به احدی ازمنه الثلاثه داخل معنی فعل نیست بنابراین فعل مرکب ازدوجزءنیست.

دراینجادومدعی صورت گرفت:

مدعی اول:فعل دلالت برزمان نمیکنددرحالیکه همه نحویون این رابیان میکنند.

مدعی دوم:اگراینطورباشدفرق بین ماضی ومضارع درچیست؟

امامدعی اول:

فعل دلالتش برزمان بدلاله الاطلاقیه است،آن هم نسبت به زمان نسبت واسناد.بدینصورت که وقتی میگوییم«ضرب زیدٌ»ازاین زمان ماضی فهمیده میشودولی زمان ماضی داخل مدلول وضعیه ضرب نیست بلکه بدلالت اطلاقیه است.

سوال:چرادلالت فعل برزمان بدلالت وضعی نیست؟

*دلیل اول:

امر،فعل است ولکن دلالت برزمان نمیکند.

ان قلت:فعل امردال برزمان حال است

قلت:درفعل امری مانند«اضرب»دوکاردراونهفته است:

اول:نفس انشاءوطلب.

دوم:طلب ضرب اززید.

انشائی که درحال واقع شده است ربطی به فعل امر(اِضرب)نداردچراکه «اضرب»فعل زمانی است وموجودزمانی افعالش درزمان واقع میشودومحال است که موجودزمانی فعلش درزمان نباشد.

وان شئت قلت:

«اضرب»یعنی انشاءطلب وایجادامرازآمردرحال واقع شده است وربطی به فعل امرنداردبلکه ازباب دلالت عقلی است چراکه فعلی ازافعال انسان است وبایددرزمان واقع شود.

ان قلت:

طلب الضرب یعنی طلب کردن ضرب درحال وبدینصورت زمان حال داخلدرفعل امرخواهدبود.

قلت:

جواب اول:

مقدمه:

یکی ازمباحثی که مطرح میشوداین است که امردال برفوریاتراخی است؟درآنجافرموده اندنه دلالت برفورنه تراخی میکند.

بابیان این مقدمه میگوییم:

اگرطلب الضرب فی الحال باشدلازم میآیدامردال برفورباشدوحال آنکه این مبنی رانمیپذیریم.

جواب دوم:

اگرمولایی به عبدش بگوید«اضراب غدا»ًمجازنیست وحال آنکه اگرزمان داخل درموضوع له باشدبایدمجازشود.

اگرکسی بگویدامردال برطلب فعل درحال یااستقبال است،مانندمضارع خواهدشدکه به بررسی آن خواهیم پرداخت.

اماماضی:

دلالت برصدورفعل برزمان گذشته نمیکند.

به دوجهت:

جهت اولی:

بایدگفت مضی الزمان مجازباشد.چراکه میگویندفعل ماضی دلالت میکندبرمعنای مستقل مقترن به زمان گذشته ،حال مضی الزمان،زمان گذشته رادارداما معنی مستقل ندارد.

جهت دوم:

درمواقعی که فعل رابمجردات اسنادمیدهیم مثل:علم الله.دراین مواردقطعاًمعنی فعل ماضی زمان گذشته نخواهدبود.

استاد:

آخوندتعبیربه مجردات (جمع )میکنداماماسراغ نداریم غیرخداوندمتعال که فعلی به آن نسبت داده شودودرعین حال ازمجردات باشد.

البته بعضی گفته اندکه ملک مجرداست ولی دلیلی ارائه داده نشده است.

*دلیل دوم:

مواردی هست که فعل ماضی میآیدولی مستقبل اراده شده است.

مثل اینکه رئیس اداره ای میگویدفردامعاون من میآیدولی ازقبل ورق هارابه مشاورداده است.«داده است»فعل ماضی است ولی مستقبل اراده شده است.

مضارع هم همینطوراست مثل اینکه میگوینددیروزفلانی رادیدم درحالیکه قرآن میخواند.این مضارع است وحال آنکه درزمان گذشته است.

*دلیل سوم:

اگرمضارع دلالت برحال یاآینده بکندبایدبگوییم مشترک لفظی است.

چراکه جامعی وجودندارد.مثلااگرجامع زمان یاظرف باشداینهامفهوم اسمی است ومفهوم حرفی رانمیتوان جامع فرض کردچراکه معانی حرفی جامع ندارندبخاطراینکه لازمه جامع قیچی کردن طرفین است واگرطرفین قیچی شودچیزی باقی نمیماند.

پس بایدبگوییم مشترک لفظ است یعنی وضع شده برای فعلی که برای حال وهمچنین برای فعلی که برای استقبال است.

مرحوم ایروانی:

میتوان اینچنین جامع درست کرد:

مضارع دلالت میکندبرزمانی که زمان ماضی نباشد.

استاد:

اگراینطورگفتیم بازهم این جامع اسمی خواهدبود وحقیقت زمان ماضی ومضارع معنای حرفیست وجامعی نیست.

وامامدعی دوم:

حال طبق مبنی آخوندفرق بین ماضی ومضارع چیست؟

فعل ماضی :

دلالت برخصوصیتی میکندکه اون خصوصیت اگرقرینه ای درکلام نباشدبازمان ماضی منطبق میشود.وآن خصوصیت،خصوصیت تحققیه است.

یعنی فعل ماضی دلالت میکندبرتحقق صدورفعل ازفاعل یاتحقق قیام مبدءبه فاعل وذات واگرقرینه نباشدمنطبق برزمان ماضی خواهدشد.

سوال :آن قرینه چیست؟

جواب:دوقرینه میتواندوجودداشته باشد:

اول:فعل نسبت داده شودبه فاعل زمانی مثل انسان.درچنین فرضی منطبق برزمان ماضی میشود.

دوم:مقصوداززمان ماضی یعنی تحقق به نسبت به زمان اسناد.

اگراسناددرحال باشدمنطبق برزمان ماضی میشودواگراسناددراستقبال باشدتحقق برزمان ماضی منطبق نمیشود.واگرکسی قرینه نیاوردظاهراسناداین است که درزمان حال است.

بعباره فنیه:

مقتضی حال متکلم این است که حال اسنادهمان حال تکلم است .بله جایی قرینه است که حال اسنادحال تکلم نیست.

نتیجه:

ماضی دلالت برصدورفعل درزمان گذشته نمیکندبلکه دلالت برتحقق فعل ازفاعل میکند.بله غالباً منطبق میشودبرزمان ماضی درجایی که دوقرینه مذکورنباشد.

 

امافعل مضارع:

دلالت برخصوصیتی میکندکه اگرقرینه ای نباشدبرحال یاآینده منطبق میشودوآن خصوصیت خصوصیت ترقبیهاست.این ترقبیه هم غالباً عندالاطلاق اگرقرینه نباشدمنطبق برحال واستقبال میشود.آن دوقرینه این است که فاعل زمانی باشدوزمان اسناد،زمان حال وتکلم باشد.

بنابراین نقض که گفت:«رایت زیداً قبل امس یقرالقران»اشکال نداردچراکه ماگفتیم منطبق میشودبرزمان حال واستقبال درصورتی که قرینه نباشددرحالیکه اینجاقرینه است چراکه زمان اسنادقبل«امس»است والان نیست.

ممکن است گفته شود:یعلم الله الذین امنوا«یعلم»شامل حال وهم استقبال وهم ماضی میشودچراکه داخل ترقب،زمان نیست.مثل اینکه گفته میشودانتظارازشمااین است که درس بخوانیدومیگوییم انتظارشمارابراورده کردم ودرهمه احوال درس میخوانم.

مرحوم ایروانی:

نحوییون هم مقصودشان همین فرمایش مرحوم آخونداست والانحوییون هم قبول نمیکنندکه«علم الله مجازباشد».لذاتعریف آنان شرح الاسمی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *