تقریر اصول-۱۴و۱۵دی۹۴(ابتدای بحث هیئت)سیداحمداحمدی

ترکیب دوشنبه وسه شنبه:

*هییت:

فرمایش مرحوم صدر:

مطلب اولی:تعریف جمله:

یعنی آنچه که غیرازمفردات کلمه چیزاضافه ای بعنوان ربط درآن وجوددارد،سواءاکان یصح السکوت ام لا.

ان قلت:درادبیات جمله رابه مایصح السکوت معنی کرده اند

قلت:آنچه که درادبیات گفته شده است که مایصح السکوت است کلام است نه جمله.

مطلب دوم:اقسام جملات ونسب:

دونوع نسبت وجوددارد:

اول:نسبت تامه: یعنی جملاتی که یصح السکوت علیه است. مثل جاء زید یا زید قائم:

برای نسب واقعیه ذهنیه وضع شده اندچراکه درذهن دوچیزاست که بهم ربط داده میشوند.

توضیح:

زمانیکه می گوییم «زید قائم» در ذهن دوچیزاست.یکی زید است ودیگری قائم است و یکی هم ربط این زید به قائم بنابراین جمل تامه وضع شده اند برای نسب واقعیه ذهنیه چون در ذهن دو چیز است که به هم ربط داده می شوند.

دوم:نسبت ناقصه: نسبی رامیگویندکه لا یصح السکوت علیها

این نوع ازنسبتهاخوددوقسم هستند:

قسم اول:نسبی که دو کلمه ای است مثل مضاف و مضاف الیه (ضربُ زیدٍ)، مثل صفت و موصوف (البیت المبارک):

برای نسبت تحلیلیه وضع شده اند.

توضیح:

در حروف ایشان فرمود«فی» وضع شده اندبرای نسبت تحلیلیه،یعنی وقتی می گوییم «زید فی الدار» یک وجود بیشتر به ذهن نمی آید لکن اگر این وجود را تحلیل کنیم می فهمیم که نسبت ظرفیه ای موجود است.

حال درنسب ناقصه هم میگوییم:

«ضربُ زید» هم مثل حروف یک معنای بسیط ازآن در ذهن می آید. اگر این معنای بسیط را تحلیل کنیم می شود دو معنا و ارتباط بین آن دو. بر این ارتباط و بر این نسبت تحلیلیه، نسبت ناقصه مضاف و مضاف الیه یا موصوف و صفت، دلالت می کند.

قسم دوم: نسبی که یک کلمه ای است مثل:قائم و جالس..

مطلب سوم:فرق نسبت تامه و ناقصه چیست؟

مرحوم صدرمیفرمایند دو مسلک دراین باب وجوددارد:

اول:مسلک مشهور

نسبت ناقصه:نسبتی که لا یصح السکوت علیه.

تحلیلش همان فرمایش مرحوم صدردر معنای حرفی است که میفرماید:

وقتی «ضربُ زید» را در ذهن تصور می کنیم یک معنای بسیط بیشتر نیست که اگر این معنا را تحلیل کنید می بینید که این ضرب از زید صادر شده ولی درذهن یک معنی است.،

ان قلت:«ضربُ زید» در ذهن دو معنا است،چگونه شمامیفرماییدیک معنی است؟

قلت:مابالبرهان میگوییم یک معنی است.

توضیح:

سوال:آیااین دو وجود در ذهن با هم چه ارتباطی دارند؟

اگر بگویید اصلا با هم ارتباطی ندارند :

میگوییم:بلا اشکال «ضربُ زید» غیر از ضرب و زید است که مجردتصورشود.

اگر بگویید دو وجود در ذهن است و ارتباط و نسبتشان نسبت صدوریه است یعنی ضرب از زید صادر شده است:

میگوییم:ضرب ذهنی که از زید در ذهن صادر نشده است بله ضرب خارجی از زید خارجی صادر می شود.

اگر بگویید نسبت صدوری نیست بلکه نسبت ضرب و زید مثلا نسبت تقارنی است:

میگوییم:چطور ممکن است نسبت تقارن حکایت کند از یک نسبت دیگر یعنی نسبت صدوری.

نتیجه اینکه:

ارتباط مضاف و مضاف الیه یا صفت و موصوف،نسبت تحلیلی است یعنی وقتی «ضربُ زید» را در ذهن تحلیل می کنیم می بینیم این ضرب، در خارج نسبتش به زید، نسبت صدوری است.

اما نسب تامه:

«زید ضاربٌ» نسبت تامه است چون نسبت زید و ضارب در خود ذهن موجود است نه در خارج. زید و ضارب هر کدام در ذهن یک وجود دارند و نسبت بین این دو نسبت تصادقیه است.

سوال:نسبت تصادقیه به چه معنی است؟

جواب:یعنی هر دوی این صورت ها از یک وجود خارجی حکایت می کنند و بر یک وجود خارجی منطبق می شوند.

مثال:زید در جایی ایستاده که یک آینه در سمت چپ و یک آینه در سمت راست اوست که هر دو آینه تصویر زید را نشان می دهند. در هر کدام از آینه ها یک تصویر از زید وجود دارد بنابراین دو صورت از زید وجود دارد ولی آن چه که این دو آینه نشان می دهند یک وجود بیشتر نیست.

حال اگرشما ذهن را به منزله دوآینه فرض کنید و «زید ضارب» را در خارج به منزله آن محکی فرض کنید که زید باشد. یک صورت زیددر یک گوشه و صورت ضارب در یک گوشه دیگراست. ارتباط و نسبت اینها نسبت تصادقیه است یعنی اینهادر خارج بر یک وجود منطبق اند و محکی آنها واحد است.

ان قلت:اینجاهم مثل ضرب و زیدنسبت خارجیه است.یعنی زیدقایم نسبت درخارج است ونسبت درذهن ازنسبت درخارج حکایت میکند.

قلت: نسبت و ربط دو شیء می خواهد و حال آنکه که در خارج«زیدٌضارب»یکی است ومتحدند و ربط بین شیء و خودش معنا ندارد.

توضیح:

از آنجا که برای«زیدٌضارب» در خارج نسبتی نیست پس قطعا وعاء این نسبت ذهن است به خلاف «ضربُ زید» که وعائش خارج است زیرا در خارج دو شیء است چراکه در خارج ضرب غیر از زید است. یا مثلا عالم با زید یکی است ولی زید با علم دوتاست. نسبت در «علمُ زید» نسبت خارجی است ولی در «زید عالمٌ» نسبت ذهنی است.

نتیجه اینکه: نسبت تامه جایگاهش همیشه در ذهن است و نسبت ناقصه جایگاهش همیشه در خارج است.

مسلک مرحوم آقای خوئی:

جمله ناقصه:آنچه که دلالت بر تحصیص و تضییق می کند مثلا «باب» اطلاق دارد و وقتی می گوییم «باب البیت»، معنا ضیق می شود .

بنابراین در این جمله اصلا نسبتی وجود ندارد.

نسبت تامه:آنچه که اگر اخباریه باشد دلالت می کند بر قصد حکایت ثبوت شیئی لشیئی یا قصد حکایت سلب شیئی از شیئی.

بنابراین در این قسم از جمله هم نسبتی وجود ندارد.

اشکالات مرحوم خوئی بر مسلک مشهور:

اشکال اول:

سوال:اگرجمله تامه برای نسبت بین موضوع و محمول وضع شده است،آیا «شریک الباری ممتنع» جمله تامه است یا ناقصه؟

اگر بگویید ناقصه است که واضح البطلان است.

اگر بفرمایید تامه است و یصح السکوت علیه:

می گوییم :در خارج که نه شریک الباری هست و نه ممتنع .

مثال دیگر:در «العنقاء ممکن» عنقاء که در خارج نداریم.

پس چطور می توان گفت جمله وضع شده برای نسبت تامه و حال آن که در مواردی قطعا جمله صدق می کند که موضوع ومحمول آنهاوجودخارجی برایشان متصورنیست.

جواب مرحوم صدر:

اولا:در معنای حرفی محقق اصفهانی فرمود حروف برای وجود رابطند.

شما اشکال کردید در «الوجود لشریک الباری ممتننع»  ربطی نیست

مادر آنجاهم عرض کردیم که مقصود محقق اصفهانی این نیست که حرف برای نسبت خارجیه وضع شده است بلکه ایشان میفرمایندحروف برای نسب ووجودات ذهنیه وضع شده اند.

اینجا هم می گوییم:

مقصود مشهور این نیست که این جمل برای نسبت خارجیه وضع شده است بلکه برای نسبت در ذهن وضع شده است ودر ذهن شریک الباری و ممتنع وعناءوممکن موجود هستند.

ثانیا تعجب این است که چرا مرحوم خوئی نقض به مثل «شریک الباری ممتنع» و «العنقاء ممکن» کرده انددرحالی که باید نقض می کرد به مثل«زید عالم»که در خارج یک وجود بیشتر نیست.

مختصرااینکه در تمام ترکیب های اتحادی نقض وارد است.

جواب استادبه کلام مرحوم صدر:

اولا:نسبت تصادقیهکه بین زیدوجالس است بین دووجودذهنی است یاخارجی؟

اگربین دووجوذهنی باشد:اینهامتغایرین هستندودوشیءمیباشندکماهوواضح.

اگربین دووجودخارجی باشد:اشکال مرحوم خویی این است که«الشریک الباریء»وجودخارجی برایش متصورنیست تامتصادق باشد.

ثانیا:به «ضرب زیدٍ»که میرسید میفرماییدنمیشودنسبت درذهن باشدچراکه ضرب ذهنی اززیدذهنی صادرنمیشوددرحالیکه ضرب خارجی اززیدخارجی صادرمیشوولی به زیدضارب که رسید میفرماییدنسبت تصادقیه دارند؟

این نسبت تصادقیه اگردرذهن است اینهادووجوداست ومنحازومتغایرهستند وماربط رانمیفهمیم.

بنابراین قطعا نسبت تصادقیه درخارج است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *