تقریر رجال ، جلسه چهار و پنج ، محمد خادمی

بسم الله الرحمن الرحیم

تقریر جلسه ۴ و ۵ رجال

الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیّک الحجّه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کلّ ساعه ولیّا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتّعه فیها طویلا.

اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.

السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.

اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانیَ والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانه وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامه.

 

عمده ادله محدث نوری، دلیل چهارم است که مبتنی بر ۴ مقدمه است:

  1. مرحوم کلینی شهادت داده که همه اخبار کافی صحیح است.
  2. خبر صحیح تازمان سیدبن طاووس به معنای مایعتمد علیه بوده اعم از اینکه همه رجال سند روایت شیعه امامی باشند یا موثوق الصدور.
  3. سیدبن طاووس چون دیده قرائنی مانند اصول اربعماه و کتب اولیه در دست قدما بوده و می توانستند یقین به صدور پیدا کنند اما آن قرائن از بین رفته و چون دیده موثوق الصدور کم است فرموده روایت صحیح روایتی است که راویان ان ثقه باشند.
  4. کلینی وقتی که شهادت می دهد شهادتش برای ما معتبر است زیرا گرچه صحیح در کافی به معنای ثقه بودن راویان نیست بلکه به معنای موثوق الصدور است لکن از دوحال خارج نیست یا شهادت داده که اخبار صحیح است به معنای ثقه بودن راویان آن که قول او هم مانند توثیق رجالیون می باشد، یا شهادت داده به قرائنی که برای ما هم یقین آور است.[۱]

البته درباره اعتبار کافی دو سخن می باشد: یکی اینکه کلینی شهادت به قطعی الصدور بودن تمام روایات داده باشد که فکر نمی کنم محدث نوری هم این را قبول داشته باشد و دوم اینکه شهادت به اعتبار و حجیت تمام روایات داده است که مقصود همین است.

لکن تمام منشا اشکال این است که قرائنی که کلینی بدان اعتماد پیدا کرده از کجا برای ما یقین آور هست شاید آن قرائن برای ما یقین آور نبوده است؟

جواب :

  1. محدث نوری فرموده آن قرائن ۵ قرینه است وهمه آنها برای ما یقین آور است .
  2. اگر هم قرائن دیگری بوده نمی دانیم شهادت کلینی عن حس است یا عن حدس بوده لکن اصاله الحس جاری می شود.

برای اشکال کردن به اصاله الحس باید بگوییم در اینگونه امور اصاله الحس نداریم یا اگر هم داریم مواردی داریم که کلینی قطعا اعتماد فرموده به قرائنی که برای ما اطمینان آور نیست که در این موارد در سیره عقلا به اصاله الحس عمل نمی کنند.

اشکالات :

۴ جهت بایستی مورد بحث قرار گیرد:

  1. آیا کلینی شهادت بر حجیت روایاتش داده یانه؟
  2. آیا شهادت او فی حدنفسه معتبر است یانه؟
  3. اگر تضعیف برخی راویان را پیدا نمودیم آیا به شهادت کلینی لطمه ای وارد می شود یا خیر؟
  4. آیاقول کلینی معارض دارد یا خیر و در صورت تعارض با قول رجالی باید چه کرد؟

اما نکته اول:

اولا: کلینی اصلا شهادت به صحت تمام کتاب نداده و مقصود کلینی این بوده که عمل به روایات کافی مجزی است لذا کلینی فرمود من به خواسته تو عمل کردم و خواسته سائل این بود که به اخبار صحیح عمل کند نه اینکه در این کتاب، فقط اخبار صحیحه باشد ولوسلم که خواسته سائل فقط نوشتن اخبار صحیح باشد لکن کلینی که نفرمود کتاب من فقط مشتمل بر اخبار صحیحه باشد. لذا دلیل نمی شود که کلینی نیتش جمع کردن اخبار صحیح باشد و تمام مدلول این عبارت “و العمل به بالآثار الصحیحه عن الصادقین علیهم السّلام و السنن القائمه الّتی علیها العمل، و بها یؤدّی فرض اللّه عزّ و جلّ و سنّه نبیّه صلّى اللّه علیه و آله‏”[۲] این است که اگر کسی به این کتاب عمل کند به تمام اخبار صحیح عمل کرده است. یعنی ولو در این کتاب روایات غیر معتبر هم هست اما کسی که به این کتاب عمل کند به اخبار صحیحه هم عمل کرده است. مرحوم آقای خویی هم همین اشکال را می کند که اصلا کلینی شهادت بر صحت تمام روایات کافی نداده است. لذا کلینی همه روایات الزامی را بیان کرده برای سائل و او نیز باید از باب احتیاط عمل کند واما پیرامون روایات متعارض، خود کلینی فرموده از باب تخییر عمل کن به هرکدام که می خواهی.

ان قلت: کلینی گفت امیدوارم خواسته شما را برآورده کرده باشم و خواسته شما را برآورده کرده باشم. قلت: بله ولکن خواسته او طریقیت داشته به اینکه عمل او به این کتاب، معذر عقاب او در قیامت باشد و کلینی هم اخبار صحیحه را نقل کرده لذا معذر خواهد بود.

ان قلت: اصاله التطابق و ظهور در همین است که گفتار کلینی مطابق خواسته او باشد. قلت: این ظهور تنها اثری که دارد همان معذریت از عقاب است و به جهت عمل کردن سائل بوده است.

ثانیا: در کافی ابواب زیادی در غیر احکام فقه مانند اعتقادات وارد شده است لذا ولو خبر صحیح السند داشته باشیم اثری ندارد زیرا در برخی اعتقادات مانند توحید و امامت ائمه یقین وجدانی لازم است.

ثالثا: مرحوم کلینی برای چه در هرباب چند روایت تکراری نقل می کند و برای چه سند را نقل می کند و اگر یقین به اعتبار تک تک روایات داشته چرا روایات تکراری را نقل کرده تا حجم کتاب زیاد شود زیرا اگر مکررات را حذف نمائییم شاید دوجلد شود لذا نقل تعدد روایات به جهت حصول یقین انسان باشد.

رابعا: سائل جزء عوام نبوده زیرا کلینی در مقدمه می فرماید در تعارض اخبار موافق قرآن و مخالف عامه را اخذ کن و این کارها در توان انسان عوام نیست و یا او توان تشخیص تعارضات و نسبت سنجی بین روایات که آیا مطلق است یا من وجه است لذا بایستی خود کلینی مرتب می کرد و یک روایت صحیح را نقل می کرد.

ان قلت: کلینی سند را برای تزیین نقل کرده است.

قلت: حداقل بایستی خودش یک جا اشاره کند وگرنه برای چه در جایی که یک طریق دارد همان را نقل می کند اما در موارد دیگر دو یا سه طریق روایت را می آورد معلوم می شود از باب تظافر روایات بوده یا نظر او عمل از باب احتیاط بوده بله اگر در هرباب یک روایت را نقل می کرد خوب بود.

لذا کاری که کلینی در این کتاب کرده جمع و باب بندی و ترتیب روایات بوده و در ضمن اینها اخبار صحیح را هم آورده است تا خود سائل با اجتهادش به روایات معتبر عمل نماید.  ان قلت: پس کلینی کارخاصی نکرده است قلت: کارش مانند صاحب وسائل جمع آوری روایات به صورت موضوعی و باب بندی است بله اگر قبل از کافی کتابی مبوب بود این حرف جا داشت.

برخی جواب داده اند که فرق است بین کافی و وسائل الشیعه زیرا مرحوم کلینی در عناوین ابواب فتوا نداده بخلاف وسائل الشیعه.

اشکال: اگر باب را تعیین نمی کرد ولی یک روایت نقل می کرد خوب بود اما عنوان باب را ننوشته و چند روایات نقل کرده علاوه براینکه در یک باب روایات متعارض را هم نقل کرده است علاوه براینکه در برخی ابواب فتوا هم داده لذا اینگونه نیست که سائل جزء عوام بوده بلکه این کتاب نوشته شده تا سائل که مجتهد بوده خودش تشخیص بدهد صحیح را از غیر صحیح لذا رجال روایت را هم ذکر کرده است.

آقای خویی چند قرینه ذکر کرده که کلینی شهادت بر اعتبار نداده است:

  1. اینکه کلینی در مقدمه کتاب فرموده در تعارض به مخالف عامه عمل کن و به مشهور عمل کن فان المجمع علیه لاریب ، شهرت ترجیح مربوط به صدور است نه دلالت و اگر روایات قطعی الصدور بوده معنا ندارد که مشهور را بگیرد ان قلت: مقصودش اطمینان به صدور است قلت: باز هم معنا ندارد که مشهور را بگیر چون به هردو اطمینان به صدور دارد لذا همینکه فرموده مشهور را بگیر معلوم می شود این روایات حتی موثوق الصدور هم نبوده نزد کلینی .

برخی جواب داده اند که مقصود کلینی از عمل به مشهور نسبت به روایات کتب دیگر بوده نه نسبت به کافی لکن اشکال این است که کلینی این کتاب را داده تا سائل بدان عمل نماید ودر ادامه پاسخ به درخواست سائل فرموده به مشهور عمل کن لذا مقصودش همین کافی است علاوه براینکه بالاخره در برخی از ابواب کافی که روایات متعارض وجود دارد.

 

اگر کسی اینگونه اشکال کند که مقصود کلینی این بوده که همه اخبار کافی صحیح است حال یا موثوق الصدورند و یا روات آن ثقه هستند و صحیح نزد قدما خبری است که یا موثوق الصدور باشد یا راویانش ثقه باشند نه اینکه فقط موثوق الصدور باشد لذا  اگر در جایی اختلاف وجود داشت شهرت هم معنا پیدا می کند چون عمل به شهرت پیرامون تعارض روایاتی است که رجالش ثقه باشند.

این اشکال بر آقای خویی وارد است.

اشکال دوم: لوسلم که کلینی شهادت داده بر صحت کتاب داده اما شهادت او که برای ما نفعی ندارد چون ممکن است اجتهادی باشد.

جواب داده اند وقتی نمی دانیم عن حس است یا عن حدس به اصاله الحس رجوع می کنیم.

دو تقریب برای اصاله الحس وجود دارد:

  1. تقریب اول که ظاهرا شیخ بهایی فرموده این است که یقین داریم که همه قرائن مورد اعتماد کلینی که ۶ قرینه است برای ما هم معتبر است طبق این تقریب قطع داریم لذا به اصاله الحس نیاز نداریم.
  2. ممکن است برخی از قرائن را ما قبول نداشته باشیم لکن نمی دانیم کلینی به آن قرائن دیگر که عندالکل قطع آور است اعتماد کرده یا نه به اصاله الحس رجوع می کنیم.

 

[۱] . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، الخاتمهج‏۳، ص: ۴۸۳.

[۲] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۸.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *