فقه-متن سه شنبه ۴/۹/۹۳-محمدحسن احمدی

سه شنبه۴/۹/۹۳

خلاصه درس

استادحفظ ا…دراین جلسه به بررسی فرع سوم وچهارم درذیل مسئله۱۸پرداختند

فرع سوم:اگردوخون درعادت نباشدوازده روزتجاوزکندوصفاتشان مساوی نباشدان خونی که واجدصفات حیض است راحکم به حیضیتش می کنیم به خاطراخبارصفات

فرع چهارم:اگردوخون درعادت نباشدوازده روزتجاوزکنندودرصفات مساوی باشندسه قول وجوددارد

قول اول:هیچکدام ازدودم حیض نیست

دلیل وجه اول:اگرهردوخون به صفات حیض باشندچون علم داریم که یکی ازان دوحیض نیست چراکه اقل طهربینشان فاصله نشده است ودرنتیجه اخبارصفات دردم اول بااخبارصفات دردودوم تعارض می کنند

خلاصه:این علم اجمالی به حیضیت یکی ازان دوموجب احتیاط می شود

ان قلت:اگرخون اول راببیندبه خاطرقاعده امکان یااخبارصفات حمل برحیضیت می کندوخون دوم هم حیض نیست چون اقل طهرفاصله نشده است ودرنتیجه قاعده امکان درخون اول حاکم است برخون دوم

قلت:علم اجمالی منجزاست بلافرق بین علم اجمالی دردفعیات وتدریجی

ان قلت:این جواب شمادرصورتی تمام است که زن علم داشته باشدبه خروج دم دوم اماباعدم علم قاعده امکان دردم اول بلامعارض است

قلت:این حرف متین است مگراینکه بعدازدیدن خون دوم وحصول علم اجمالی به عدم حیضیت یکی ازان دوقاعده امکان باقی است ودرنتیجه می باشدقاعده امکان درخون دوم معارض باقاعده امکان دردم اول وساقط می شودبه نحوکشف حکمی

وامااگردوخون به صفات حیض نباشداگرقاعده امکان راقبول داشته باشیم قاعده امکان درخون اول باقاعده امکان درخون دوم تعارض می کنندوحیضیت هردومشکوک است واگرقبول نداشته باشیم دلیلی برحیضیت نداریم

ان قلت:علم اجمالی داریم که احدهماحیض است

قلت:علم اجمالی مقتضایش احتیاط است

قول دوم:اولی حیض است برای این قول به چندامراستدلال شده است

امراول:مرحوم خوئی چنین می فرماید:اینکه قاعده امکان درخون اول جاری می شودوحاکم است برجریان قاعده امکان درخون دوم(شک دراینکه خون دوم حیض است یانه مسبب است ازاینکه خون اول حیض است یانه واگراولی حیض باشد موضوع طرف دیگرازبین می رودوترتب شرعی است)توضیح بیشتردرچندجلسه قبل بیان شده است

مناقشه استاد:ترتب شرعی نیست چراکه دلیلی نداریم که اذاکانت الدم حیض ولم یکن اقل الطهرفصلا فالدم الثانی مستحاضه

امردوم:خبرصفوان ح۳باب۱ازابواب استحاضه که روایتش درجلسه قبل نوشته شده است ومدللول این روایت این است که روایت اطلاق داردوخون دوم رااستحاضه واولی راحیض قرارداده است

به این روایت دواشکال شده است

 اشکال اول: شیخ مرتضی حائری ظاهرروایت این است که خون اول فرض شده است حیض بودنش وسوال ازخون دوم است

مناقشه استاد:اینکه درخون اول بنارابرحیض گذاشته ازاین جهت است که ازخون دوم خبرنداشته است

پس درنتیجه مقتضای اطلاق مقامی حجیت ارتکازسائل است زیرااگرخون اول حیض نبودبرامام لازم بودکه به اوتذکربدهدوغایه الامرممکن است که گفته شودصحیحه منصرف است ازصورت علم زن به خروج خون دومی

ان قلت:لازمه اطلاق سوال وعدم استفسارامام(علیه السلام)این است که خون اول رابه حیضیتش حکم کنیم اگرچه هم به صفات حیض نباشدوخون دوم راحکم به استحاضه کنیم اگرچه هم به صفات حیض باشدهمان طوری که سیدحکیم به این ملتزم شده است

قلت:بااین اطلاق اخبارصفات وانچه که دلالت می کندصفره درغیرایام حیض حیض نیست تعارض می کند دربعضی ازمواردوبعدساقط می شودودرنتیجه دلیلی برحیضیت احدالدمین نیست

امرسوم:اجماع است اماتقریب اجماع همان طورکه درمستمسک ذکرشده است عمده درمسئله اجماع بر وجوب حیض بودن یکی ازدوخون است بااینکه قاعده این است که درهریک ازدوخون احتیاط کنیم به خاطرعلم اجمالی به حیضیت یکی ازان دوغایه الامرازاین قاعده به واسطه این اجماع وقدرمتیقن ازخروج حکم به حیضیت اولی است به خاطراختلاف مجمعین بین قول به تخییروتعیین اولی

وفیه این اجماع مدرکی است واگرچه ماقائل به حجیت اجماع مدرکی هستیم    

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *