فقه-متن سه شنبه ۲۰/۷/۹۳-احمدی

سه شنبه۲۰/۸/۹۳
خلاصه درس
استاددراین جلسه به بررسی روایاتی که دلالت برقاعده امکان می کندپرداختند
روایت۴:باب۱۱ح۳:وعنه عن ابیه عن ابن ابی عمیرعن جمیل عن محمدبن مسلم عن ابی جعفر(علیه السلام) قال اذارات المراه الدم قبل عشره ایام فهومن الحیضه الاولی وان کان بعدالعشره فهومن الحیضه المستقبه وجه دلالت:ذیل روایت دلالت می کندبراینکه اگرزنی بعدازگذشت ده روزازحیضش خون ببیندواحتمال بدهدحیض است حمل می شودبرحیض واین همان قاعده امکان است
اماصدرروایت مربوط به زنی است که حائض بوده وبعدخون ادامه پیدامی کندواین خون حیض است ولکن درقاعده امکان مربوط به زنی می شودکه خونی راابتداءدیده وشک کرده است بین حیض واستحاضه
این روایت مربوط به زن صاحب عادت است
روایت۵:روایت سماعه باب۱۳ح۱:دراین روایت امده است فانه ربماوتعجل بهاالوقت
وجه دلالت:هرخونی راکه زن قبل ازوقت حیض ببیندحیض است
مناقشه درروایت:این روایت مربوط به زن صاحب عادت است ومبتدئه ومضطربه راشامل نمی شود
مرحوم گلپایگانی درروایاتی که دلالت برقاعده امکان می کنداشکال کرده است
اماروایت باب۳۰ح۱ اشکالش این است که مرادازاین روایت زنی است که درایام حیض حیض می بیندوسوالش ازجهت حامله بودن
وبه عبارت دیگرفرض شده این خون حیض است نه اینکه خونی که شک شده بین حیض واستحاضه وامام می خواهدبفهماندحمل مانع ازحیض نیست نه اینکه که کدام حیض است وکدام حیض نیست
نکته:انچه که مرحوم گلپایگانی بیان کرده است درصورتی تمام است که روایات این باب راضمیمه کنیم به این روایات مثلاح۲ازباب۳۰وح۵ازباب۳۰
قانون کلی:اگردریک باب۱۰روایت است ولی دوتااطلاق داردنمی شودگفت اطلاق منعقدمی شود
نظراستاد:اگرنگوییم نظرمابیان مرحوم گلپایگانی است حداقل قائل به مجمل بودن روایت می شویم
اشکال مرحوم گلپایگانی به روایت دوم:
روایت موثقه مونس یعقوب باب۶ح۲مربوط به زنی است که مضطرب است واینکه امام فرمودنمازنخواندازباب احتیاط است وازصدرروایت معلوم می شودکه این زن خون می بیندوبعدقطع می شودوبعدازان مجدداخون می بیندولذا دلالت برقاعده امکان نمی کند
امامرحوم خوئی دلالت روایاتی که برقاعده امکان دلالت می کنندراتمام دانسته ولکن می فرمایدمانع وجود دارد
امابیان روایات مانعه
روایت۱:باب۴ح۱:عن محمدبن مسلم قال:سالت اباعبدا..(علیه السلام)عن المراه تری الصفره فی ایامها فقال لاتصلی حتی تنقضی ایامهاوان رات الصفره فی غیرایامهاتوضات وصلت.
وجه دلالت:صفره درروزی که ازایام عادت نیست حمل برحیض نمی شودفرقی نمی کندکه زن صاحب عادت باشدیانباشدواین روایت معارض است بامفادقاعده امکان است
مناقشه درروایت: این روایت مربوط به صاحب عادت وقتیه است
روایت۲:ح۸باب۴:وعنه عن علی بن جعفرعن اخیه قال:سالته عن المراه تری الدم فی غیرایام طمثها فتراها الیوم والیومین والساعه والساعتین ویذهب مثل ذلک کیف تصنع قال:تترک الصلاه اذاکانت تلک حالها مادام الدم وتغتسل کلماانقطع عنهاقلت:کیف تصنع قال:مادامت تری الصفره فلتتوضامن الصفره وتصلی ولاغسل علیهامن صفره تراهاالافی ایام طمثهافان رات صفره فی ایام طمثهاترکت الصلاه کترکهاللدم.
وجه دلالت:تصریح شده است که صفره حیض نیست مطلقا(زنی که صاحب عادت نیست)ومقتضی این دو روایت این است که زن مبتدئه وناسیه درخونی که فاقدحمره است حمل براستحاضه می شودوحیض نیست ولذامعارض با مفادقاعده امکان است
مناقشه استاد:این روایت مربوط به صاحب عادت وقتیه است یعنی همان زنی که حیض دیده اگرصفره ببیند بایدنمازبخواندثانیاعبدا…بن حسن توثیق ندارد
خلاصه:درحیضیت خون حمره وسوادمعتبراست وخون اصفرحیض نیست مگرصفره ای که زن صاحب عادت درایام عادت می بیند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *