فقه-متن چهارشنبه۱۲/۹/۹۳-محمدحسن احمدی

چهارشنبه۱۲/۹/۹۳

خلاصه درس

استادحفظ ا…دراین جلسه به بررسی کیفیت استبراءپرداختند

سوال:ایااستبراءکیفیت خاصی هم داردیابه هرنحوی که زن بفهمددرمجرای خون است یانیست؟

جواب:مرحوم صاحب عروه کیفیتی بیان نفرموده است وفرموده است که فقط پنبه راداخل کندبه هرنحوی که باشد

ان قلت:به چه دلیل می گوییدهیچ کیفیتی ندارد

قلت:به اطلاق صحیحه محمدبن مسلم که امام فرموده است پنبه ای راداخل کند

ان قلت:این اطلاق به ح۲و۳و۴درباب۱۷ازابواب حیض تقییدمی خوردچراکه دراین سه روایت امام به بیان کیفیت خاصی ازاستبراءپرداخته اند

امابیان روایاتی که دلالت برکیفیت خاص می کند

۲.وعن علی ابراهیم عن ابیه عن اسماعیل بن مراروغیره،عن یونس عمن حدثه عن ابی عبدا…(علیه السلام) قال:سئل عن امراه انقطع عنهاالدم فلاتدری اطهرت ام لاقال:تقوم قائماوتلزق بطنهابحائط وتستدخل قطنه بیضاوترفع رجلهاالیمنی فان خرج علی راس القطنه مثل راس الذباب دم عبیط لم تطهروان لم یخرج فقد طهرت تغتسل وتصلی.

۳.وعن محمدبن یحیی عن سلمه بن الخطاب عن علی بن الحسن الطاطری عن محمدبن ابی حمزه عن ابن مسکان عن شرجیل الکندی عن ابی عبدا…(علیه السلام)قال:قلت له:کیف تعرف الطامث طهرها؟قال:تعمد بر جلهاالیسری علی الحائط وتستدخل الکرسف بیده الیمنی فانکان ثم مثل راس الذباب خرج علی الکرسف محمدبن الحسن باسناده عن محمدبن یعقوب مثله.

۴.وعن المفیدعن احمدبن محمدعن محمدبن یحیی عن محمدبن علی بن محبوب عن العباس عن عثمان بن عیسی عن سماعه عن ابی عبدا…(علیه السلام)قال:قلت له:المراه تری الطهروتری الصفره اوالشیئ فلاتدری اطهرت ام لا؟قال:فاذاکان کذلک فلتقم فلتلصق بطنهاالی حائط وترفع رجلهاعلی حائط کمارایت الکلب یصنع اذاارادان یبول ثم تستدخل الکرسف فاذاکان ثمه من الدم مثل راس الذباب خرج دم فلم تطهروان لم یخرج فقدطهرت.

مرحوم خوئی درسندروایت اول مناقشه کرده است وفرموده است که این روایت مرسله است وهمچنین فرموده است که روایت دوم ازجهت شرحبیل الکندی وسلمه ابن الخطاب ضعیف است واین دومجهول الحال اند

وموثقه سماعه درست است که دلالتش تمام است ولی چون که این مسئله ازمسائل عام البلوی است به خاطر اینکه غالب خانمهابه ان مبتلاهستندواگرلازم بودحتماشیوع پیدامی کرددربین خانمهاوهیچ خانمی این کارهاراانجام نمی دهد(لوکان لبان)

نتیجه:صحیحه به موثقه تقییدنمی خوردچراکه اعتبارقیود امری است بعیدولذاموثقه حمل برافضل افرادمی شودوصاحب عروه کیفیت خاصی رابیان نکرده است

نظراستاد:کیفیت خاصی معتبرنیست

نتیجه استبراءسه صورت دارد:

صورت اول:اگرزن پنبه راداخل کردوهمراهش خونی نبوددراین صورت براوواجب است که غسل بکندونمازبخواندچون که طاهراست

صورت دوم:اگرپنبه راداخل بکندوهمراه پنبه خون زردباشددوفرض دارد

الف:یادرایام  عادت است دراین هنگام حکم به حیضیت می شودبه خاطراینکه صفره درایام عادت حیض است

ب:اگردرغیرایام عادت باشدویازنی باشدکه صاحب عادت نباشداصلا

مرحوم صاحب عروه می فرماید:حکمش حیض است به خاطرقاعده امکان

مناقشه مرحوم خوئی:اولا:ماکه قاعده امکان رامنکریم این صفره حیض نیست به خاطراخباری که درباب۳ح۲و۳و ۴واردشده است وازتحت این اخبارصفره درایام عادت خارج شده است

ثانیا:موثقه ای که درمورداستبراءواردشده است دلالت براین می کندکه این صفره حیض نیست به خاطر اینکه درروایت فرض شده است که زن صفره دیده است ونمی داندکه حیض است ویاحیض نیست وبنابراین فرض امام(علیه السلام)زن راامربه داخل کردن پنبه کرده است که اگرپنبه همراه باخون باشداین زن حائض است وازاینجامعین می شودکه مرادازخون خصوص اسودویااحمراست زیرااگرمرادازدم اعم ازصفره وحمره باشدلازم نیست که این زن استبراءکندبلکه این خون حیض است بدون استبراءچراکه ازاین زن صفره خارج شده است

صورت سوم:اگرپنبه همراه خون سیاه باشدبرای این صورت اقسامی تصورشده است

قسم اول:اگرزن صاحب عادت نباشدویاصاحب عادت هست ولکن عادتش ده روزاست ویاعادتش کمترازده روزاست وعلم دارداین خون ازده روزتجاوزنمی کندمرحوم صاحب عروه می فرمایدکه دراین مواردحمل برحیضیت می شودتاده روزبه خاطراخباری که درباب استبراءواردشده است واخباری که دلالت می کند خون قبل ازده روزازحیضه اولی است

قسم دوم:اگرعادتش کمترازده روزاست واحتمال می دهدقبل ازده روزخون قطع می شوددراین قسم هم حمل برحیضیت می شودومقتضای استصحاب این است که این خون تاقبل ازده روزقطع نمی شود( استصحاب استقبالی)خون ازاین زن فعلاجاری است وشک می کنیم دردوامش وقطع شدنش درزمان اینده استصحاب می کنیم به عدم انقطاعش

قسم سوم:اگرزن احتمال بدهدکه خون ازده روزتجاوزمی کندبااینکه عادت این زن کمترازده روزاست مرحوم صاحب عروه می فرماید:که براین زن استظهارمستحب است(استظهاربه یک روزیادوروزیاسه روزاست وزن دراین ایام احتیاط بکندوبنارابرحیض بگذارد)

توضیح قسم سوم

اخباری واردشده است که دلالت بروجوب استظهارمی کندباب۳ح۲و۵ازابواب نفاس وح۱و۶و۱۰ازباب۱۳ درابواب الحیض(مدلول این اخباراین است که این زن استظهارمی کندبه یک روزیادوروزیاسه روزیاده روز)

ولکن درمقابل این روایات اخباری هست که دلالت برعدم وجوب استظهارمی کندح۱و۴ازباب۱درابواب استحاضه(مدلول این اخباراین است که زن طاهراست وجایزاست برای شوهرش نزدیکی کردن)

دودلیل اقامه شده است براینکه استظهارمستحب است

دلیل اول جمع بین دوطائفه:

جمع بین دوطائفه به این است که اخباری که دلالت بروجوب می کندراحمل براستحباب کنیم چراکه طائفه اول ظهوردروجوب داردوطائفه دوم تصریح درعدم وجوب

واین حمل براستحباب راتاییدمی کندروایاتی که درمقام تحدیدکردن هستندولی مختلف اند(یک روزیا دوروزیاسه روز)واین اختلاف درحدوتقدیرکشف می کندعدم وجوب استظهاررا

مرحوم خوئی مناقشه کرده است به اینکه روایاتی که درمقام تحدیدهستندباهم تعارض می کنندوبه قدر متیقن اخذمی کنیم مثلادرمانحن فیه قدرمتیقن یک روزاست ودربیشتربرائت جاری می کنیم ولذافرموده است استظهاربه یوم واجب است وفتوای صاحب عروه که استحباب است ناتمام است وحمل براستحباب خلاف ظاهراست

دلیل دوم

اوامری که دراخباراستظهارواردشده است دلالت بروجوب نمی کندچراکه امردرمقام توهم حظردال براباحه است(این زن احتمال می دهدکه حائض باشدوامام بعدازاین احتمال امرفرموده اند)

مناقشه خوئی:مانحن فیه امردرمقام توهم حظرنیست بلکه دوران بین محذورین است(ترک صلاه همان طور که حرام است برزن درایام استظهارچون که ممکن است حائض باشدوهمچنین احتمال داردکه واجب باشدنمازبراودرصورتی که حیض نباشد)

خلاصه:مرحوم خوئی فتوای صاحب عروه رادراستحباب استظهارتمام نمی داندومی فرماید:استظهاربه یوم واجب است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *