فقه-متن ۸/۹/۹۳-محمدحسن احمدی

شنبه۸/۹/۹۳

خلاصه درس

استادحفظ ا…دراین جلسه به بررسی مسئله۱۹و۲۰و۲۱پرداختند

امامسئله۱۹:اذاتعارض الوقت والعددفی ذات العاده الوقتیه العددیه یقدم الوقت کمااذارات فی ایام العاده اقل اواکثرمن عددالعاده ودمااخرفی غیرایام بعددهافتجعل مافی ایام العاده حیضاوان کان متاخروربمایرجع الاسبق فالاولی فیمااذاکان الاسبق العددفی غیرایام العاده الاحتیاط فی الدمین بالجمیع بین الوظیفتین.

اگرزنی که صاحب عادت وقتیه عددیه است وبین وقت وعددتعارض شدوقت رامقدم برعدد می کند

مثال:خانمی که عادتش این بوده است که هرماه ازاول ماه به مدت۷روزخون می دیداگردراین ماه ازاول ماه تا۹ماه یاازاول ماه تا۶ماه خون دید(البته این خون دروقت است ولی عددش کم وزیادشده)

وخون دیگری دیدکه به مدت۷روزولی در۱۵ماه نه دروقت(یعنی به اندازه عددهرماه خون دیده ولی خارج ازوقت است)

مرحوم صاحب عروه دراین فرض می فرماید:انچه که درایام عادت(دروقت)هست واگرچه هم متاخرباشدرا حیض قراربدهدچراکه وقت مقدم است برعدد

علت اینکه چراوقت مقدم است:مرسله یونس طویل باب۵ح۱

به اینکه عادت وقتیه اماره وطریق است براینکه خون حیض است واماعددیه دلیلی براماره بودنش برحیض نیست تابین این دوتعارض ایجادبشود

نعم:عادت عددیه درجایی که خون ازده روزتجاوزبکنددراین حالت عدداماره است برحیض بودن

خلاصه:قیام اماره برحیض بودن خونی که دروقت است ممکن نیست حکم کردن به حیضیت غیراش اگربه هم مقدم باشدبلکه ممکن است کشف بشودعدم حیضیت انچه که درغیرایام عادت است

به ملازمه:ودرمانحن فیه جای تمسک به اخبارصفات هم نیست چراکه مانحن فیه راشامل نمی شود

به خاطراینکه ترجیح به صفات درغیرصاحب عادت است

البته مرحوم صاحب عروه درذیل این مسئله دریک موردقائل به احتیاط مستحبی شده است

وان هم درجایی که زنی درغیروقت خون ببیندولی روزش به تعدادهرماه باشد(مثلا:درمثال ماه۷روز)ولکن این عددجلوترازخونی باشدکه خون رادروقت دیده ولی به عددهرماه نیست

ان قلت:خونی که جلوتراست حیض است ولواینکه درغیرایام باشدوعددش هم به تعدادهرماه باشدویا اینکه نباشدواینکه فرمودی بین وقت وعددوقت مقدم است درست نیست بلکه انچه که اسبق است همان حیض است

به خاطراطلاق مصححه صفوان عن ابی الحسن باب۱ح۳

ومدلول این روایت این است که خون اول حیض است مطلقااگرچه اسبق منطبق نباشدبرعددومتاخرمنطبق باشدبرعددووقت وخون دوم استحاضه است

قلت:این اطلاق تخصیص خورده به مرسله طویله

ویااینکه بگوییم این روایت درمقام بیان صحت فرض حیضیت خون اول نیست

نکته:ایام که درروایات امده است مرادش ایام وقتیه است نه عددیه

مسئله۲۰:ذات العاده العددیه اذارات ازیدمن العددولم یتجاوزالعشره فالمجموع حیض وکذاذات الوقت اذارات ازیدمن الوقت.

اگرزنی که صاحب عادت عددیه است خونی ببیندکه بیشترازعددش هست وتجاوزازده روزنکند صاحب عروه می فرماید:این خون حیض است

این مسئله دوفرع داردفرع اول

توضیح مسئله:اگرخون مازادبه صفات حیض باشدبیان صاحب عروه تمام است واگربه صفات حیض نباشد کسانی که قاعده امکان راقبول دارندمثل صاحب عروه حکم به حیضیت اشکالی ندارد

اماکسانی که منکرقاعده امکان هستندمثل مرحوم خوئی بایدتعلیقی به فتوای صاحب عروه بزنندبه اینکه مجموع به صفات حیض باشدواگربه صفات حیض نباشددرمازادبایداحتیاط کرد

نظراستاد:اینکه مامنکرقاعده امکان هستیم ودرخونی که بیشترازایام عددش باشدمثل مرحوم خوئی نمی گوییم که در بیشترازایام عدداحتیاط کندبلکه می گوییم اگرزن ایام عادتش هفت روزاست ودراین ماه۹روزخون دیدکه چهارروزش به صفات حیض و۵روزبه صفات استحاضه است این زن۴روزراحیض قرار می دهدچراکه عدداماره برحیض بودن نیست مگردرجایی که بیشترازده روزباشد

ان قلت:دلیلی که دلالت می کندصفره خون استحاضه است تخصیص خورده به نسبت به عادت عددیه(یعنی اگرزنی داخل عادت صفره ببیندعادتش رابه اندازه عددهرماهش قراردهد

قلت(استاد):فعلااین اشکال راقبول نمی کنیم ودراینده بحثش خواهدامد

خلاصه:نظراستاداین است که فتوای صاحب عروه تعلیقی کی خواهدبه اینکه اگر۴روزش واجدصفات باشدو ۵روزش واجدنباشددراین صورت۴روزش حیض است و۵روزاستحاضه اگرچه هم عددش درماه های قبل۷ روزبوده است بخلاف مرحوم خوئی که می فرماید:۷روزش حیض است ودر۲روزبایداحتیاط کند

فرع دوم:اگرزنی صاحب عادت وقتیه است ودراین ماه ازیدازوقتش خون ببیند مثل فرع سابق اگراز۱۰روز تجاوزنکندحکم یه حیضیتش می شود

ان قلت:مرادازازیدمن الوقت چیست؟

(ازیددروقت درعادت وقتیه قابل تصورنیست چراکه دریک ماه اول ماه۴روزمی بیندودرماه دیگردراول ماه ۵روزودراین ماه اول ماه۶روزمی بینددراین مواردازیدازوقت معنانداردبلکه این زن درغیروقت خون دیده است)

بعبارت اوضح وازیدازوقت درعادت عددیه ی وقتیه تصورمی شودنه درعادت وقیته فقط زیراعددی برای اونیست تابگوییدازیداست یاانقص است

قلت:اینکه نظرصاحب عروه عادت وقتیه ازجهت منتهایعنی اخروقتش مشخص است مثلا:ازدهم ماه به بعد خون نمی بیندواین زنی که هرماه ازدهم به بعدخون نمی بینددراین ماه ازروزدهم تجاوزکرده ودرروز۱۱ قطع شده است ومجموع ایام خونش کمترازده روزاست وبنابراین تصورزیادی فقط دراین حالت است

مسئله۲۱:اذاکانت عادتهافی کل شهرمره فرات فی شهرمرتین مع فصل اقل الطهروکانابصفه الحیض فکلا هماحیض سواءکانت ذات عاده وقتااوعددااولاوسواءکاناموافقین للعددوالوقت اویکون احدهمامخالفا.

  اگرزنی عادتش درهرماه این است که یک مرتبه خون می بیندودراین ماه مثلادومرتبه خون دیده است با فاصله اقل طهروهردوخون به صفت حیض باشددراین صورت مرحوم صاحب عروه حکم به حیضیت هردو کرده است به خاطراینکه اخبارصفات شامل این دوخون می شود

دونکته:دراین مسئله صاحب عروه فرقی بین صاحب عادت وقتیه وعددیه وغیرش نگذاشته است وهمچنین فرقی بین جایی که این دوخون موافق باشنددرعددووقت یااینکه یکی ازانهامخالف باشد

مرحوم خوئی به این بیان صاحب عروه تعلیقی زده است به اینکه مساوی بودن بین دوخون که درعددباهم موافق باشندوعدم موافقت درعددامری است ظاهروقابل تصورامامساوی بودن دوخون که دروقت موافق باشندویا موافق نباشندقابل تصورنیست به خاطراینکه زن یک وقت داردکه یاموافق است باخون اول ویا موافق است باخون دوم

خلاصه:تصوروقوع هریک ازان دودرایام ووقت امکان نداردالبته این تعلیقه درعادت بسیط درست است ولی اگرعادت مرکبه رابپذیریم کمااینکه صاحب عروه پذیرفته است این تعلیقه جاندارد

نکته دوم:مرحوم صاحب عروه دراین مسئله نبایداین قیدرا(بودن دوخون به صفات حیض)بیان می کردچرا که ایشان ازکسانی است که قاعده امکان راقبول داردودرنتیجه خون چه به صفات حیض باشدچه به صفات حیض نباشدحکم  به حیضیتش می شود

نعم:اگرکسی قاعده امکان رامنکربشوداوردن این قیدمشکلی نداردالبته بعضی هابااینکه منکرقاعده هستندبازهم قائل به اضافه بودن این قیدشده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *