متن اصول ، جلسه ۴۵۷ ، دوشنبه ، ۲۶ فروردین ۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیّک الحجّه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کلّ ساعه ولیّا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتّعه فیها طویلا.

اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.

السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.

اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانیَ والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانه وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامه.

دوشنبه  ۲۶/۱/۹۸ (جلسه ۴۵۷)

ادله جواز اجتماع امر و نهی

دلیل اول: وقوع در شریعت (عبادات مکروهه)

کلام در این ادله ای است که قائلین به جواز اجتماع امر و نهی اقامه کرده اند. دلیل اول را مرحوم آقای آخوند ره می فرماید استدلال کرده اند به مواردی که در شریعت اجتماع امر و نهی واقع شده است. مثل صلاه در حمام . مصل صوم در روز عاشورا. صوم در سفر. صلاه در مواضع تهمت. ادل دلیل علی امکان شیء وقوعه. وقتی اجتماع امر و نهی در خارج در شریعت واقع شده، شما بحث از امکانش می کنید؟!

تقریر مطلب این است که درست است که بحث ما اجتماع امر و نهی است و ما نحن فیه این نقض هایی که شده، مواردی که واقع شده، اجتماع امر و نهی نیست چون صلاه در حمام، واجب و حرام نیست. واجب و مکروه است. یا صلاه در موضع تهمت، واجب و مکروه است. یا صوم روز عاشورا مستحب و مکروه است. ما موردی نداریم در شریعت واقع شده باشد که واجب است و حرام است. بحث ما در اجتماع امر و نهی است.

خوب قائل به جواز می گوید این اجتماع امر و نهی از باب مثال است. از باب غالب است و الا بحث این است که آیا دوتا حکم در شریعت جمع می شوند یا نمی شوند؟ چون احکام بأسرها متضاداتند. همانطور که وجوب و حرمت متضاد است، وجوب و کراهت هم متضاد است. حرمت و کراهت هم متضاد است. استحباب و وجوب هم متضاد است. استحباب و کراهت هم متضاد است. اگر قرار باشد استحباب و کراهت جمع بشود، وجوب و کراهت جمع بشود، قطعا وجوب و حرمت هم جمع می شود. چه فرقی می کند؟ چون یا این احکام، متضاد هستند همه شان یا هیچ کدامشان متضاد نیست. تضاد و امتناع منحصر نیست به امر و نهی. این از باب غالب و مثال است. و الا مطلق است بحث.

بنابراین بما این که در شریعت موردی واقع شده که وجوب با استحباب جمع شده، یا وجوب با کراهت جمع شده، یا استحباب و کراهت جمع شده. کجا وجوب با کراهت جمع شده؟ مثل یا ایها الذین آمنوا اقیموا الصلوه، نماز واجب است اذا زالت الشمس فقد وجبت الصلاتان و انت فی وقت منهما حتی تغرب الشمس الا ان هذه قبل هذه. خوب این الآن امر به وجوب است، امر به طبیعی و مطلق. نهی شده از صلاه در حمام . خوب کراهت دارد نماز در حمام. امر به طبیعی صلاه هم شده.

یا صوم، الصوم جنه من النار. صوم مستحب است. صوم یوم عاشورا مکروه است. خوب در صوم یوم عاشورا، هم استحباب هست و هم کراهت هست.

یا در صلاه در مواضع تهمت هم وجوب هست و هم کراهت هست. هم استحباب هست و هم کراهت هست.

یا در صلوات نوافل مبتدأه در بعضی از اوقات مصل در طلوع شمس، نوافل مستحبه، مکروه است خوب جمع بین استحباب و کراهت است.

چه فرقی میکند؟ احکام تضادشان به در همه احکام است. اگر اجتماع امر و نهی محال باشد عقلا، باید هیچ دو حکمی در شریعت قابل جمع نباشد. اگر قابل جمع شد، فرقی بین امر و نهی یا احکام دیگر نیست. این تقریب استدلال قائل به جواز است.

مرحوم آخوند ره از این استدلال، سه تا جواب می دهد. یک جواب اجمالی اول می دهد. بعد یک جواب تفصیلی می دهد. جواب اجمالیش سه چیز است.

جواب اجمالی ای که می فرماید این است که بعد از آنی که ما اجماع داریم که نماز در حمام یا در مواضع تهمت صحیح است، وبعد از آن که اجماع داریم که صوم یوم عاشورا صحیح است. در عین حال مکروه است. آن کسی که استدلال می کند به این ظواهر، اگر ما برهان عقلی داریم که خداوند سبحان جسم نیست. مکان ندارد. بعد یک کسی بگوید نه خیر، الرحمن علی الارش استوی. نستجیر بالله خداوند سبحان در ارش ایستاده. بگوییم برهان داری؟ بگوید نه ظاهر قرآن است! چطور که  در آیه شریفه ظاهر با برهان نمی جنگد، اگر برهان اقامه کردیم که اجتماع امر و نهی محال است، باید این موارد مثل صلاه در حمام را توجیه کنیم چون اصلا ظهور وقتی حجت است که احتمال صدقش را بدهیم. اما ظهوری که قطع به خلافش داریم، اصلا حجت نیست. وقتی برهان داریم که اجتماع امر ونهی محال است، دیگر چه معنایی دارید که شما بفرمایید این ظهور است و ظهور حجت است. پس جواب اول این است که ما استحاله را به برهان اثبات کرده ایم و شما می خواهید به ظهور اثبات کنید جواز را. ظهور هیچ وقت مقابل برهان نمی ایستد. برهان عقلی اصلا مجالی برای ظهور نمی گذارد. این جواب اول آخوند در جواب اجمالی.

جواب دومی که آخوند در جواب اجمالی می دهد این است که آقای قائل به جواز، اصلا حواست هست که به چه استدلال می کنی؟ خودت هم گیر هستی. اگر این نقض درست بشود، شما هم گیر هستید. چرا؟ چون قائل به جواز در جائی می فرماید اجتماع امر و نهی جائز است که شارع به یک عنوانی امر بکند مثل صل و از یک عنوانی نهی بکند مثل لاتغصب. دوتا عنوان در مجمع متحد هستند. این محل بحث است. اما اگر یک جایی به یک عنوان امر بکند، به همان عنوان هم نهی بکند ولو نسبت دوتا عنوان عام و خاص مطلق باشد، این را که قائل  به جواز هم قبول ندارد. قائل به جواز هم این را محال می داند. خوب شما استدلال کردید به صل و لاتصل فی الحمام. این را که شما هم محال می دانید چون یک عنوان است. به همان عنوانی که امر کرده، به همان عنوان هم  نهی می کند. این که یک عنوان است چون خوب دقت کنید یک وقت هست کون فی الحمام مکروه است، یک وقت هست صلاه فی الحمام مکروه است. اگر کون فی الحمام مکروه باشد درست است. ولی اگر صلاه فی الحمام مکروه بود، امر و نهی به یک عنوان خورده. خوب آقای جوازی شما هم قبول ندارید و امتناعی هستید اگر امر و نهی به یک عنوان بخورد. لذا این نقض بر شما هم هست و باید دنبال جواب آن بگردید.

جواب سوم اجمالی که می دهد می فرماید قائل به جواز هم در صورتی که مندوحه باشد قائل به جواز است. اما در جایی که مندوحه نباشد، قائل به جواز هم امتناعی است. این مواردی که شما نقض کردید خوب مندوحه ندارد. مثل صوم یوم عاشورا که مندوحه ندارد. این صوم هم مستحب است و هم مکروه است. این که نمی شود. یا مثل نوافل مبتدأه هم مستحب است و هم مکروه است. این که نمی شود. مندوحه ندارد. بنابراین اینها اگر نقض باشد بر شما هم نقض است چون قائل به جواز در جائی قائل به جواز است که مندوحه باشد و این مواردی که نقض کردید را آخوند می فرماید مندوحه ندارد.

اینها جوابهایی است که مرحوم آخوند ره از این نقضها اجمالا داده.

به این فرمایش آخوند در جواب اجمالی اشکال شده. مرحوم آقای خوئی و آقای ایروانی و حاج شیخ اصفهانی اشکال کرده اند.

مرحوم آقای خوئی ره اشکالش به این جواب سوم آخوند است که فرمود قائل به جواز در جایی قائل است که مندوحه باشد و اگر مندوحه نباشد جائز نمی داند.

مرحوم آقای خوئی اشکال کرده که آقای آخوند، این چه حرفی است که می زنید؟ بحث اجتماع امر و نهی ربطی به مندوحه ندارد چون اگر کسی بگوید تعدد وجود کافی است و موجب تعدد معنون می شود یا امر از عنوان به معنون سرایت نمی کند این قائل به جواز می شود مندوحه باشد یا نباشد؟ کسی که بگوید تعدد عنوان موجب تعدد معنون نمی شود و امر از عنوان به معنون سرایت می کند، وجود واحد نمی تواند با یک عنوان مأمور به باشد و با یک عنوان منهی عنه باشد، این امتناعی می شود چه مندوحه باشد چه مندوحه نباشد. بعد هم خود شما در ده تا امری که طرح کردید در اجتماع امر و نهی، یکی از آن امر اینها بود که مندوحه دخالت ندارد. چطور اینجا می فرمایید که قائل به جواز هم می گوید مندوحه ندارد؟ این اشکالی است که مرحوم آقای خوئی کرده.

به عقل قاصر فاطر ما این اشکال آقای خوئی به آخوند وارد نیست چون آقای خوئی شما دوتا مطلب را خلط کردید. یک مطلب این است که بحث ما در اجتماع امر و نهی، حیثی است. درست است، حیثی است. از این حیث که آیا تعدد وجه موجب تعدد معنون می شود یا نمی شود؟ امر از عنوان به معنون سرایت می کند یا نمی کند؟

اما یک وقت ما می خواهیم بگوییم جواز فعلی، کجا می شود امر و نهی در یک جا در خارج واقع بشود. آقای جوازی! اگر بخواهد امر و نهی در یک جا در خارج واقع بشود، این کجاست؟ خوب این قطعا مندوحه می خواهد.  مندوحه نباشد که اینها متزاحمین هستند. خوب این باید مندوحه باشد و الا اگر مندوحه باشد چطور ممنک است شارع هم امر بکند و هم نهی بکند. این عبد قدرت امتثال ندارد.

بنابراین حرف آخوند این است که درست است که جوازی به لحاظ اجتماع امر ونهی قائل به عدم مندوحه و مندوحه نیست. اما همین جوازی اگر بخواهد در خارج یک جایی حکم بکند که این هم واجب است و هم حرام است، این باید مندوحه باشد. اشکال آخوند این است که شما هم این را، چون این موردی که نقض شده می گویید در خارج، هم استحباب هست و هم کراهت است. خوب این مندوحه ندارد. صوم یوم عاشورا مندوحه ندارد. روی این جهت اشکال آقای خوئی به آخوند وارد نیست.

مرحوم آقای ایروانی ره اشکال کرده به مرحوم آخوند، چون آخوند می فرماید جواب دوم اجمالیش این بود که این مواردی که نقض کردید به درد شما نمی خورد چون شما هم صل و لاتصل فی الحمام را قبول ندارید. شما هم می گویید نمی تواند شارع امر بکند به یک عنوان و نهی بکند از یک عنوان. آقای ایروانی می فرماید که چرا شما آقای آخوند! گیر دادید به صل و لاتصل فی الحمام که گیر بیافتید. قائل به جواز می گوید مثل صلاه و صلاه در مواضع تهمت چون امر شده به صلاه و نهی شده از کون در موضع تهمت. خوب کون در موضع تهمت و صلاه دوتا عنوان است. حالا آن نقضهای دیگر را ول کنید.

این اشکال وارد است حالا منتها این طبیعت هر استادی است. چطوری که مستشکل می گردد که یک جایی را اشکال بکند. به او بگویید خوب بقیه جاها. می گوید بقیه جاها چیست؟ مقتضای فن علم همین است. مجیب هم می گردد که جواب بدهد. خلاصه آقای ایرانی این آقای استدلال کرده به چندتا. یکی از آنهایی که استدلال کرده صلاه در حمام است. خوب صلاه در حمام این اشکال به آن وارد است.

حاج شیخ اصفهانی ره یک مناقشه فقهی دارد به آخوند. آخوند یک کلمه ای دارد که صوم یوم عاشورا ترکش از فعلش بهتر است. به چه دلیل؟ می فرماید کما یظهر من مداومه الائمه علیهم السلام و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین علی ترک الصوم یوم عاشورا. امام علیه السلام فعل افضل را ممکن است گاهی مواقع ترک بکند. مکروه را ممکن است مرتکب بشود. مستحب را ممکن است ترک بکند. ولی مداومت بر ترک مستحب، مداومت بر ترک افضل، مداومت بر فعل مکروه، این شأن امام علیه السلام نیست. این نقص است. این محال است. این از حجت خداوند سبحان سر نمی زند. حتی آن مکروه هم که سر می زند، لمصلحه اهمی است که گاهی پیش می آید مثل این که می خواهد تفهیم بکند امام علیه السلام به مردم. خوب وقتی می خواهد تفهیم بفرماید، فعل، قدرت تفهیمش بیشتر است. مردم به عمل بیشتر نگاه می کنند تا به قول. اگر شما صد مرتبه بگویید از بازار اشکال ندارد چیزی بخرید. حضرت اگر خودش نخرد، مردم می گویند اگر اشکال ندارد چرا خودت نمی خری؟ اما مداومت بر ترک مستحب، بر فعل مکروه، این از امام علیه السلام سر نمی زند. محال است. این که ائمه علیه السلام مداومه داشتند بر ترک صوم یوم عاشورا، معلوم می شود که ترکش افضل بوده چون اگر فعلش افضل بود، لازم می آید که امام علیه السلام مداومت داشته باشد بر ترک افضل. ولی محال است بر ترک افضل مداومت داشته باشد.

مرحوم حاج شیخ ره اینجا به این استدلال آخوند یک اشکالی کرده. می فرماید شاید سر این که ائمه علیهم السلام و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین مداومت داشتند بر ترک صوم عاشورا نه به این جهت بوده که ترک، ارجح بوده، نه، فعل صوم ارجح بوده و لکن وقتی که ترک صوم بوده، اینها قدرت داشتند که سائر مستحبات را انجام بدهند. مثل روز عرفه. قطعا کسی که روز عرفه روزه می گیرد، ثواب صوم روز عرفه قطعا از ترک صوم بیشتر است. اصلا ترک صوم ثواب ندارد و لکن امر دائر است که یک کسی روز عرفه روزه بگیرد و ضعف پیدا کند و برود بخوابد یا یک کسی روزه نگیرد، ترک بکند منتها برود دعای عرفه بخواند، نماز بخواند و عبادت بکند. این من حیث المجموع، اینی که ترک کرده و این اعمال را به جا آورده من حیث المجموع کار مفیدتری انجام داده تا کسی فقط روزه گرفته و خوابیده. مثل این طلبه هایی که می گوید من روزه می گیرم. خوب خیلی هم خوب است. به او می گویی چرا درس نمی آیی؟ می گوید روزه بودم! می گویی چرا مطالعه نمی کنی؟ می گوید روزه بودم! مگر امام زمان عج پول می دهد که تو روزه مستحبی بگیری؟ این قدر مردم گرفتار هستند در عین حال آن فقهای مهم، آنهایی که مذهب را درک می کنند می گویند به طلبه درس خوان وجوهات بدهی بهتر از این است که به فقرا بدهی چون فقیر که دین را نگه نمی دارد. فقیه دین را نگه می دارد. مرحوم حاج شیخ می فرماید این که امام علیه السلام مداومت داشته نه این که ترکش ارجح بوده چون اگر روزه می گرفت، کم حال می شد، ضعف پیدا می کرد، عذاداری نمی توانست بکند، نمی توانست بکاء داشته باشد، سائر اعمال روز عاشورا را انجام بدهد. ولی وقتی که روزه نگرفت، این اعمال را انجام می دهد. این اشکال را مرحوم حاج شیخ به آخوند کرده.

حالا این اولا بحث فقهی است. ثانیا ائمه علیهم السلام ضعفشان با ما فرق می کند. اینطور نیست که اگر ائمه علیهم السلام مثلا یک غذای مقوی نخورند، دیگر ضعف دارند. شاهدش هم این است که مولانا امیر المومنین علیه السلام با یک نان جو بدون خورشت، خوب حضرت که در آن شب فقط، قوتش این نبوده . به دخترش می فرماید تو کی دیدی که در سفره ای که دوتا خورشت دارد پدرت بنشیند. تازه یک خورشتش نمک بوده. همین مولانا امیر المومنین این غذایش بوده، در روز هم در نخلستان کار می کرده و درخت می کاشته و آبیاری می کرده و همین امیر المومنین با همین غذا، شب هزار رکعت نماز می خوانده. اینطور نبوده که آن شبی که حضرت هزار رکعت نماز می خوانده، سه کیلو گوشت خورده باشد. بله ممکن است یک جایی امام علیه السلام از آن قدرت الهی استفاده نکند و یک جایی هم ضعف پیدا بکند، این اشکال ندارد. ولی امام علیه السلام آن هم همه ائمه علیه السلام می دانند که صوم ارجح است و می توانند آن عبادت ها را هم انجام دهند، همه شان در همه عمر شریفشان ترک صوم کرده اند و آن کارها را انجام داده اند؟! معنا ندارد. کجا در زندگی ائمه علیهم السلام همچین چیزی بوده؟ بله یک جاهایی برای این که مردم خدا نکرده آنها را خدا ندانند یک کارهایی که بشر عادی انجام می دهد مثل این که حضرت فرمود گرسنه شدم و ضعف کردم. این احتمال دارد ولی این غیر از این است که همه ائمه علیه السلام در تمام عمرشان، آن هم کسی که حجت خدا هست و از خود امام مجتبی علیه السلام در روایات دارد مضیف داشتند، غذای خوب می آورده، ولی من ندیدم که خود حضرت هم غذای خوب می خورده. کما این که بعضی از علما همینطور هستند. می گویند شما گدایی. خودش می ایستد وسط جاده با ماشین این ور و آن ور می رود در عین پول سه تا بلیط هواپیما هم به این ور و آن ور کمک می کند. این محصر به مولانا امیر المومنین علیه السلام نیست.

لذا این فرمایش آخوند درست است که ترک صوم، مداومت ائمه علیه السلام بر ترک صوم، این خودش اماره بر استحباب است. البته حاج شیخ نمی خواهد بفرماید که من قبول ندارم که ترک صوم یوم عاشورا ارجح از صوم است. حاج شیخ هم می فرماید که من هم قبول دارم که ترک صوم ارجح است. منتها دلیلش این است که چون از امام علیه السلام سوال کردند، حضرت فرمود ترک کن. چون حضرت فرمود ترک کن، از این قول امام علیه السلام می فهمیم که ترک ارجح است. حاج شیخ در مدعا مشکل ندارد. در این دلیل آخوند اشکال کرده که این اشکالش به عقل قاصر ما وارد نیست.

تلخص مماذکرنا که این سه جواب اجمالی ای که آخوند داد، دوتایش پرید. یکیش این بود که مندوحه، خوب بعضی موارد مندوحه دارد آقای آخوند مثل صلاه در حمام. بگویید آن به یک عنوان است. می گوییم صلاه در موضع تهمت. صلاه در موضع تهمت، هم مندوحه دارد و هم دوتا عنوان است. یکی کون فی موضع التهمه و یکی هم صلاه.

فقط تنها جواب اجمالی آخوند این است که ما برهان که آوردیم، این برهان باعث می شود که ظهور را رفع ید کنیم.

این جواب آخوند هم درست نیست. چرا؟ گاهی مواقع برهان بر اساس یک ظهور است. خوب حواستان را جمع کنید. برهان بر اساس یک ظهور است. وقتی که نقض پیدا می شود، برهان خراب می شود چون ریشه آن برهان که ظهور است خراب می شود. مثلا اجتماع امر و نهی روی مسلک شما، خوب دقت کنید، شما فرمودید اجتماع امر و نهی محال است. چون فرمودید امر به واقع تعلق می گیرد. به وجود تعلق می گیرد. به عنوان تعلق نمی گیرد. لذا امر از عنوان به معنون سرایت می کند. خوب میگوییم آقای آخوند اگر مقصود شما این است که متفاهم عرفی این است چون مصلحت در وجود است، مفسده در وجود است و مولی همیشه چیزی را می خواهد که مصلحت و مفسده دارد، اگر این را می فرمایید، خوب اگر یک جایی دلیل بر خلاف داشتیم، معنایش این است که نه، اینجا اراده اش به وجود خارجی تعلق نگرفته چون به عنوان هم تعلق بگیرد، خلاصه به مرادش می رسد. مثل این می ماند که یک کسی می گوید برو در را ببند. به او می گویند چرا می گویی به او برو در را ببند. می گوید دستش خون آمده من می خواهم خون روی فرش نریزد، این برود در را ببندد طول می کشد، خونش می ایستد. یک وقت می گوید خون دستت روی فرش نریزد. یک وقت می گوید برو در را ببند ولو در واقع اراده کرده این خون روی فرش نریزد. خوب آنجا هم می خواهد این وجود را عبد بیاورد، ولی ممکن است اراده اش به عنوان تعلق بگیرد. اگر مقصودت آقای آخوند این است که محال است امر به عنوان تعلق بگیرد، نه محال نیست. ممکن است شارع بگوید من اراده کردم این عنون را لتوجد، تا تو ایجاد کنی. اراده کردم این عنوان را، این ماهیت را اراده کردم یعنی چه؟ یعنی تو باید ایجادش بکنی تا این ماهیت ایجاد بشود در خارج. خوب این چه اشکالی دارد آقای آخوند. لذا ما می گوییم اگر نقض پیدا شد، این نقض، برهان شما را خراب می کند نه این که برهان به جای خودش محفوظ است، این یصادم البرهان تا شما بگویید ظهور با  برهان نمی جنگند. این قیاس نمی شود به الرحمن علی الارش استوی چون آیه، هیچ مفری نیست از این که خداوند سبحان بخواهد جسم باشد. به خلاف اینجا که امکان دارد عقلا. فوقش خلاف عرف و خلاف ارتکاز و خلاف ظاهر است. ولی او در جای خودش محفوظ است. لذا این جواب اجمالی آخوند، جوابی نیست.

اما جواب تفصیلی: می فرماید این موارد نقض، سه قسم است.

یک قسم، آنجایی که این عبادت، بدل ندارد. این مکروه، این عبادت مستحب، بدل ندارد مثل صوم یوم عاشورا. عنوان مأمور به همین صوم است. عنوان منهی عنه، صوم یوم عاشورا است و صوم یوم عاشورا بدل ندارد.

نگویید که بدلش صوم یوم نهم محرم است.

صوم یوم نهم محرم، بدل یوم عاشورا نیست. آن خودش یک مستحب است. این هم یک مستحب است. اینطور نیست که کسی که روز نهم را روزه بگیرد، بدل یوم عاشورا باشد. این یک مستحب هست و آن یک مستحب است.

قسم دوم آنجایی است که متعلق امر و متعلق نهی یک عنوان است و لکن بدل دارد مثل صلاه در حمام. این امر که به صلاه شده با صلاه در حمام، این بدل دارد چون می تواند نماز واجبش را در خانه بخواند در مسجد بخواند.

قسم سوم آنجایی استکه امر به یک عنوان خورده و نهی به عنوان خورده مثل صل و اتقوا مواضع التهم. حرمت روی صلاه در موضع تهمت نرفته. حرمت رفته روی کون فی موضع التهمه ولو کسی در آنجا درس بخواند. امر رفته روی صلاه.

اما قسم اول که امر خورده به همان عنوان صوم، نهی هم خورده به همان عنوان، بدل هم ندارد مثل صوم یوم عاشورا، ایشان در جواب حلیش می فرماید ما ملتزم می شویم که این که ترک که ارجح است، نه این صوم یوم عاشورا منقصه و حزازه دارد. خوب پس چرا ترک افضل است؟ ترک مصلحت اقوی دارد؟ می فرماید نه، ترک مصلحت اقوی ندارد. نه ترک مصلحت اقوی دارد و نه صوم منقصه و حزازه دارد. پس وجه ارجحیت ترک چیست؟ می فرماید یکی از دو نکته: یا یک عنوانی هست که آن عنوان، مصلحت دارد و آن عنوانی که مصلحت دارد و مصلحتش ارجح است، بر ترک منطبق است مثل صوم یوم عاشورا. چون خود مخالفت بنی امیه است. اصلا یکی از مستحبات در شریعت، این است که شارع دلش می خواهد مومن تشبیه به غیر نشود. به همین جهت اگر کسی الآن نماز ظهرش را ظهر بخواند و نماز عصرش را عصر بخواند نه تنها که کار بهتر انجام نداده بلکه مرحوم شیخناالاستاذ می فرمود این کار حرام است. احوط این است که حرام است. ایشان می فرمود احوط، من عرض می کنم شبهه ای نیست که حرام است. یک آقایی در یک جایی این کار را می کرد، من رفتم به مدرسه اش، گفته اند که آقا دارد درس خارج می دهد. ایستادم تا درسش تمام شد. گفتم چه درس می دادید؟ گفت صلاه. گفتم کدام مساله؟ می شود بیاورید بخوانید. پیر مرد بود. یک یجب طریقی بود، هی پائین و بالا می کرد، هی زور می زد. گفتم من نیامدم بگویم تو بی سوادی، به من چه مربوط است؟ من آمدم بگویم چرا نماز ظهرت را ظهر می خوانی و نماز عصرت را عصر می خوانی؟ آن هم با جماعت؟ این چه کاری است که می کنی؟ گفت که عروه را آوردند. گفت یستحب التفریق. گفتم آیا خودش[۱] این کار را کرده؟ بقیه علماء این کار را کرده اند؟ گفت ما با فتوا کار داریم. گفتم یستحب التفریق معنایش این است که یعنی ظهر را که می خوانی، نافله ات را بخوان، تعقیبات را بخوان بعد عصر را بخوان نه این که بلافاصله بعد از سلام نماز، الله اکبر نماز عصر را بگویی. این است معنایش. تشبه به اهل باطل اگر موجب اضلال مردم بشود که حرام است و اگر هم موجب اضلال نشود، قطعا مطلوب مولی نیست و مبغوض خداوند سبحان است به خاطر این که خداوند سبحان، غرضش اماته باطل است. چرا تشبه به کفار حرام است؟ خوب چه فرقی می کند بین تشبه به کفار با تشبه به غیر حق؟ باطل ، باطل است. حالا یکی کمونیست است. یکی یهودی است. غرض این که یک عنوان راجحی منطبق می شود که آن عنوان راجح بر ترک منطبق است مثل مخالفت با بنی امیه لعنه الله علیهم اجمعین. اگر الآن یک طوری بشود که این کیفیت تدریس که در حوزه است، شعار دیگران بشود، قطعا بنده عوض می کنم. شما ببینید یک ورزشکاری که در کشوری می رود پرچمش جلویش است. می گوید درست است که من آمدم به کشور شما ولی این آرمان من است. دیگر آرمانهای شیعه از پرچم که بی ارزش نیست زبانم لال. این است که آخوند ره می فرماید سر این که صوم یوم عاشورا ترکش ارجح است، نه این که ترک مصلحت دارد، نه، نه این که صوم یوم عاشورا منقصه و حزازه دارد، نه، یک عنوان ارجحی هست که آن مصلحتش از صوم بیشتر است. آن عنوان بر ترک منطبق است و للکلام تتمه.

[۱] یعنی صاحب عروه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *