متن اصول ، جلسه 325 ، دوشنبه ، 21 اسفند 96

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه ۹۶/۱۲/۲۱ (جلسه ۳۲۵)

آخرین بحثی که در این اقوال در مقدمه واجب عرض میکنیم به عنوان تتمه مختار محقق نایینی ، مختار صاحب حاشیه محمد تقی اصفهانی ،اشکالاتی که محقق خویی به محقق نایینی کرده. اشکالاتی که محقق نایینی به مرحوم صاحب حاشیه کرده و بعد در نهایت هم قول مختار را اگر چه از لابه لای عرائضم معلوم شده ولی ان شاء اله عرض میکنیم.

محقق خویی در محاضرات به محقق نایینی نسبت میدهد که ایشان قائل است به وجوب مقدمه. ولی نه وجوب مقدمه مطلقا. و نه هم مقیدا. بلکه وجوب مقدمه ی من حیث الایصال یا در حال ایصال که ظاهرا همان حصه توامه اقا ضیاء باشد.

استدلالی که میکند از قبل محقق نایینی این است که محقق نایینی در واقع گیر کرده بین وجدان و بین برهان. میبیند به وجدانش هر آمری مقدمه موصله را میخواد، مقدمه ای که موصله نباشد را نمیخواد از این ور برهانا میبیند اگر بگه مقدمه موصله واجب است محال است چون لازم می آید ذی المقدمه مشروط باشد به وجود اتیانش و به وجودش در خارج و این عقلا محال است. لذا جمع بین این دو تا را به این کرده که مقدمه در حال ایصال و مقدمه من حیث الایصال را محقق نایینی واجب کرده همان مختار صاحب حاشیه . یک اختلاف جزئی با صاحب حاشیه دارد که ان اختلاف جزئی را توضیح می دهد بعد سه تا اشکال به محقق نایینی میکند. یعنی مجموع فرمایشات محقق خویی در این بخش در سه نکته گنجانده میشود:

یکی بیان محقق نایینی. و استدلال بر او.

نکته دوم اختلافی که با صاحب حاشیه دارد.

نکته سوم اشکالاتی که به محقق نایینی کرده و در محاضرات ذکر شده.

آنچه ایشان در محاضرات به محقق نایینی نسبت داده و دلیلی که به ایشان نسبت داده ظاهرا هر دو تاش اسنادش غیر تام است.

فرمایشات محقق نایینی را در اجود که محقق خویی نقل میکند با اینکه محقق خویی در بیان که تقریبا در عصر خودش و شاید در عصر خودش منحصر به فرد بود کسی در بیان به گرد محقق خویی نمی رسید.

حالا قلمش به عظمت بیان بلاغت بیانش نیست. ولی قلمش هم خوب است ، کتابهایی که خودش نوشته خوب اند.

اما چند جا در اجود که صد در صد خلاف واقع است، حالا تقصیر با ماست و ما متوجه نمیشیم ولی به فرض خلاف واقع اگر کلام ایشان درست باشد ما از صدتا ذیل اجود در اینجا نفهمیدیم که خلاصه ایشان نسبت به محقق نایینی میخواد چه کار کند و آن لب اللباب را نیاورده.

ولی فوائد الاصول اقای کاظمینی این جا مطلب را واضح بیان کرده خب فوائد دوره اش مقدم بر دوره اجود بوده آن وقتی که شیخ محمد علی کاظمینی جزء ممتازین شاگردان محقق نایینی بوده محقق خویی در آن اندازه نبوده چون درس محقق نایینی حتی نشستن کنار محقق نایینی حتی حساب و کتاب داشته.

اونی که محقق کاظمینی از قول محقق نایینی نقل میکند : اصلا محقق نایینی میفرماید ما قبول نداریم که وجوب  تعلق گرفته به مقدمه در حال ایصال این غلط است. خب وجوب تعلق گرفته به چی؟ وجوب تعلق گرفته به ماهیت مبهمه مهمله کدام مقدمه واجب است ؟ مقدمه موصله؟ نه؛ مقدمه مطلقه ذات مقدمه مطلقا؟ نه؛ مقدمه در حال ایصال؟ نه؛ پس چی؟ ماهیت مبهمه مهمله.

استدلالی که در فوائد الاصول نقل میکنداصلا صحبت وجدان و اینها نیست. برهانی مطلب را بیان میکند. میفرماید وجوب مقدمه قطعا تابع وجوب ذی المقدمه است اگر ذی المقدمه مطلقا واجب باشد، مقدمه هم مطلقا واجب است. اگر ذی المقدمه مقید باشد مقدمه هم قطعا مقید است نمیشود که ذی المقدمه مطلق باشد، مقدمه مقید باشد، یا بالعکس و چون ذی المقدمه وجوبش تعلق گرفته به ماهیت مبهمه مهمله ،مقدمه هم تعلق گرفته به ماهیت مبهمه مهمله. چرا مقید نیست وجوب مقدمه ؟ میفرماید چون وجوب مقدمه اگر بخواد مشروط به ایصال باشد مقدمه موصله به نحوی که تقید موصله بودن داخل باشد این مستلزم محال است. چون اگر مقدمه موصله شد، لازم می آید که ذی المقدمه وجوبش مشروط باشد به وجود مقدمه و محال است ذی المقدمه وجودش مشروط باشد به وجود  ذی المقدمه، چون طلب الحاصل است. وقتی تقیید محال شد اطلاق هم محال است، چون تقابل اطلاق و تقیید یا تقابل ملکه و عدم ملکه است بر مسلک ما یا تقابل تضادّ است هر کدام باشد وقتی که تقیید محال شد اطلاق هم محال میشود. خب، جناب محقق نایینی! شما در تعبدی و توصلی در اختصاص احکام به عالمین در جهر و اخفات آنجا قبول کردی که میتواند وجوب مشروط باشد، شارع امر را برده روی صلات با قصد امر. حکم مختص عالم به حکم است ولی نه به تقیید لحاظی به نتیجه التقیید به متمم جعل ،یا میتواند مطلق باشد ولی نه به اطلاق لحاظی، به متمم جعل که اسمش را میگذاریم نتیجه الاطلاق.

میفرماید این  حرف در تعبدی و توصلی این حرف در اشتراک احکام بین جاهل و عالم درست است. میتواندحکم مطلق باشد به نتیجه الاطلاق. اما در ما نحن فیه حکم نمیتواند مقید باشد نه به تقیید لحاظی نه به نتیجه ا لتقیید که نتیجه ا لتقیید همان متمم جعل باشد. چون خلاصه به هر وسیله ای بخواهد مقید کند ، تقیید مقدمه به موصله بودن مستلزم تقیید ذی المقدمه به وجود ذی المقدمه است و نمیتواند هیچ امری مشروط باشد به اطاعتش و تحققش در خارج. این طلب الحاصل میشه و این هم محال است. چون هم تقیید لحاظی‌اش محال است هم تقیید به متمم جعل و نتیجه التقییدش محال است لذا هم اطلاق لحاظی محال است هم به نتیجه الاطلاق محال است. وقتی هر دو محال شد میماند این وسط ماهیت مبهمه مهمله، اگر بگن وجوب به چی تعلق گرفته؟ کدام مقدمه واجب است؟ مقدمه ماهیت مبهمه مهمله. ولی اینکه میگیم مقدمه ماهیت مبهمه مهمله یعنی از حیث اینکه موصله باشد و  نباشد مهمل است اینکه میگیم ذی المقدمه وجوبش تعلق گرفته صلات وجوبش تعلق گرفته به ماهیت مبهمه مهمله یعنی از حیث اینکه آیا نسبت به ا تیان مطلق است ؟ نه؛ مقید است؟ نه؛ مهمل است. نسبت به عصیان  مطلق است؟ نه؛ مقید است ؟ نه؛ مهمل است. و چون وجوب ذی المقدمه عقلا متعلقش مهمل است و تعلق گرفته به مهمل، و وجوب مقدمه تابع وجود ذی المقدمه است و قابل انفکاک نیست. قطعا این وجوب میشه تعلق گرفته به ماهیت مبهمه مهمله و  خودش تصریح دارد که این غیر از مختار صاحب حاشیه است . صاحب حاشیه میفرماید مقدمه من حیث الایصال واجب است مقدمه در حال  ایصال واجب است ولی من محقق نایینی میگم ماهیت مبهمه مهمله واجب است حالا اونی که محقق نایینی در فوائد الاصول ذکر کرده این  است : در اجود اینها را توضیح نداده حالا دوره بعد برگشته که صد در صد بعید است یعنی امکان ندارد یا اینکه محقق خویی اشتباه توضیح داده این هم صد در صد عرض کردیم امکان ندارد چون محقق خویی صندوقچه کلمات محقق نایینی است البته خیلی ها اصرار دارند که شیخ حسین حلی خیلی تخصص دارد در کلمات محقق نایینی، ولی نه این درست نیست. محقق خویی هم در فهم و هم در اشکال بر کلمات محقق نایینی از شاگردان ایشان محقق خویی حرف اول را میزند کسانی که اصرار دارند مطابق واقع نیست. این وسط صد در صد محاضرات بد نقل کرده چون چندین جاست که اشتباه نقل میکند. ولی اونی که مختار محقق نایینی است این است دلیلش هم این است.

اما مختار صاحب حاشیه شیخ محمد تقی چی؟ محقق نایینی به شیخ محمد تقی نسبت داده که ایشان مقدمه در حال ایصال را واجب میداند . این درست نیست. مرحوم شیخ حسین حلی کلام صاحب حاشیه را مرتب نقل میکند عین عباراتش را وفرموده علت این که من این عبارات را نقل میکنم این است که معلوم بشود اونایی که محقق نایینی ،استاد ما به صاحب حاشیه نسبت میدهد و اشکال میکند، هیچ کدام مقصود صاحب حاشیه نیست.

صاحب حاشیه نمیخوادبفرماید مقدمه موصله واجب است، نمیخوادبفرماید مقدمه در حال ایصال واجب است که محقق نایینی توضیح داده . محقق نایینی کلام صاحب حاشیه را این طور توضیح داده که مثل مقدمه مثل جزء در واجب ارتباطی است. یک واجبی مثل صلات را در نظر بگیری که 11 جزء دارد، یک رکوعش را که نگاه میکنی اگر رکوع را در حال انفراد نگاه کنی جزء نیست وجوب هم به او تعلق نگرفته. رکوع وقتی همراه اجزاء دیگر باشد، در سلسله علت تامه واقع بشود، در این حالت جزء است. مقدمه هم همین طور است اگر مقدمه را در حال انفراد نگاه کنی که ذی المقدمه را نیاری این مقدمه وجوب ندارد ولی اگر این مقدمه ای که واقع شده در سلسله علت ذی المقدمه. در حال انضمام با سایر مقدمات و اتیان مکلف مقدمه را نگاه بکنی این مقدمه واجب است. این را نسبت داده به صاحب حاشیه که یعنی اگر ذی المقدمه را نیاره مقدمه وجوب ندارد.

عبارتی که شیخ حسین حلی از هدایه المسترشدین نقل میکند که ظاهرا عین عبارت است که نه؛ اگر کسی مقدمه را آورد به اختیار خودش ذی المقدمه را نیاورد این معناش این نیست که مقدمه …ست نه؛ این متعلق وجوب است. این از وجوب نیافتاده. در واقع معنای مراد صاحب حاشیه از این حال ایصال این است که یعنی کسی که مقدمه را می آوردبایدذی المقدمه را بیاره . اگر مقدمه را آورد و ذی المقدمه را نیاورد این واجب را ترک کرده نه ذی المقدمه را ترک کرده خود وجوب مقدمه را عصیان و ترک کرده. میگه بیار. مقدمه ای که باید مکلف او را موصل به ذی المقدمه بکند به طوری که اگر موصل به ذی المقدمه نشد، این واجب را ترک کرده. نه اینکه اینجا این مقدمه وجوب نداشته.این نیست که مقدمه غیر موصله واجب نیست. مقدمه موصله وغیر موصله هر دو واجب است ولی باید این مقدمه موصله بشود اگر موصله نشد ترک واجب کردی.

شاگرد: واجب نیست یعنی همین دیگر.

استاد: نه؛ یک وقت هست که ….

شاگرد…

استاد: مصداق واجب را نیاوردی اونجا یک کلمه تصحیح کردم . یک وقت کسی مصداق واجب را نیاورده و عصیان کرده یک وقت میگه من اصلا عصیان نکردم. اگرما گفتیم وجوب تعلق گرفته به مقدمه موصله، خب من در واقع این را ترک نکردم. حرف کسانی که میگن که اثرش خواهد آمد، یعنی آن مقدمه ای که موصل نیست واجب نیست . لذا شما اگر مقدمه موصله را نیاری یک عصیان کردی آن هم ذی المقدمه ولی اصلا آن مقدمه ای که در خارج اتیان کردی او اصلا واجب را ترک نکردی. حرف ایشان این است که موصله بودن به نظر شیخ انصاری با موصله بودن صاحب فصول با موصله بودن صاحب حاشیه فرق میکند. موصله بودن صاحب حاشیه به این معناست که اگر در واقع این شرط محقق نشود، شما عصیان نکردی، کان مثل آن استطاعتی است که شیخ انصاری بر میگرداند به قید واجب. بر میگرداندبه قید واجب ولی میگه لزوم التحصیل نیست.

در مانحن فیه ایشان میفرماید مقدمه ، فقط چرا در یک جا این عصیان نکرده. جایی که مقدمه را بیاره بعد یک صارف و مانعی پیش بیاید که آن مانع نگذارد ذی المقدمه را اتیان کندیعنی ذی المقده را مکلف به اختیار خودش ترک نکرده. این مقدمه در واقع وجوب نداشته منهی عنه هم نبوده نه اینکه مقدمه ی در حال ایصال . عبارتش این است:

رابعها انه قد یتخیل (اینایی که عرض میکنم کلمات شیخ حسین حلی است من نسبت به صاحب حاشیه اظهار نظر نکردم) ایشان این طور نقل میکند: رابعها انه قد یتخیل ان الواجب من المقدمه هو ما یحسن به التوصل الی الواجب دون غیره. ثم ذکران ذلک قد یستفاد من عباره المعالم ثم قال و الاظهر کما هو ظاهر الجمهور وجوب المقدمه من حیث ایصالها الی اداء الواجب. شیخ حسین حلی میگه محقق نایینی این یک کلمه را گرفته فالمقدمه التی لا یتحقق به الایصال الی الواجب،واجب الحصول من حیث التوصل بها الی الواجب. مقدمه ای که ایصال به واجب نیست بایدواجب الوصول بشودنه اینکه اگر واجب الوصول شد این واجب باشد.فیجب الامر بالنهی من غیر الموصله. بعددر دنبالش تصریح دارد. که اگر این صارف آمد این مقدمه واجب نبوده ولی اگر صارف نیامد نه؛ مقدمه واجب بوده تو عصیان کردی. این اثرش در آن ثمره ای که ان شااله فردا ذکر میکنیم در آن ثمره ظاهر میشود.

خب اینکه نظر صاحب حاشیه چیست؟ این در واقع یک گیری هست، چون صاحب حاشیه از کسانی که قائل شد ند به اینکه مقدمه موصله واجب است ظاهرا این را فهمیده که ایصال قید وجوب مقدمه باشد و لذا میفرمایدکما هو الظاهر من عباره المعالم. ولی اینی که صاحب فصول ذکر میکندکه مقدمه موصله واجب است یا مقدمه من حیث الایصال واجب است حصه توامه واجب است. یعنی این واجب التحصیل است. ولی اگراین واجب التحصیل است ثمره ای که آخوند ذکر کرده و صاحب فصول هم ذکر کرده آن ثمره غلط میشه.آیا این مقدمه موصله که واجب است قید بر میگردد به واجب قید لازم التحصیل است ؟ اگر مقصود قید لازم التحصیل است که ظاهر عبارت صاحب حاشیه این است ، خب آن ثمره ای که انشااله فردا ذکر میکنیم آن ثمره غلط است.

آخوند متفرع کرده آن ثمره را غلط است. محقق خویی هم آن ثمره را پذیرفته. هر کسی بعد از آخوند آمده آن ثمره را پذیرفته که غلط است .

از آن ثمره معلوم میشود که اینها قیدموصله بودن را اگر چه داخل واجب میاره نه قید وجوب ولی از آن قیدهایی است که لازم التحصیل نیست. یعنی اگر تحصیل نکرد مقدمه را عصیان نکرده ، بله ذی المقدمه را عصیان کرده.ولی مقدمه را عصیان نکرده. حالا  این را در آن فرمایش ثمره بهتر ذکر میشود .

لذا این فرمایش شیخ حسین حلی که به محقق نایینی نسبت داده که شما اشتباه فهمیدی این حرف د رست نیست. ایشان اشتباه نفهمیده این کلمه من حیث الایصال را توضیح نداده که مقصود چیه؟ و گرنه این که خود عبارتش است: و الاظهر کما هو ظاهر الجمهور وجوب المقدمه من حیث ایصالها الی اداء الواجب. یعنی چه اشتباه گفته عین عبارتش  است.

و محقق نایینی هم در کلامش توضیحی نداده که آن توضیح مخلّ باشد. بله، مجمل ذکر کرده، این را ذکر می‌کرد . این حرف در ثمره اثرش ظاهر میشه و گرنه الان خیلی از شماها شاید غافل باشید که من چی عرض کردم در جواب اقای علم الهدی، که یک کلمه است اگر این ذی المقدمه را نیاورد آیا این مقدمه یک وجوبی داشته عصیان کرده یا نه؛ مقدمه یک وجوبی نداشته که عصیان کند؟ اگر چه ظاهر مقدمه موصله‌ این است که قیدش لازم التحصیل است ولی آن ثمره ا ی که بار کردند آن ثمره نا تمام است.

شاگرد: اگر قیدش لازم التحصیل نباشد اشکال دور و تسلسل هم میرود روی هوا.

استاد: اشکال دور و تسلسل اصلا نمی رودروی هوا . چون وقتی آن مقدمه وجوبش متوقف میشود مسلم است. چون قید وجوب هم باشد باز وجوب به او بر میگردد.

شاگرد…

استاد: وجوب غیری به ذی المقدمه بر میگردد. چون این حصه ای از ذی المقدمه را میخواهد … این مقدمه میشودموصله . این در واقع مثل آن جاهایی است که هم قید وجوب است و هم قید واجب. کی این مقدمه میشه موصله؟

شاگرد: واجب التحصیل میشه؟

استاد: واجب التحصیل نیست. وقتی که قید وجوب شد خود به خود آمد دیگه تحصیل نمیخواد.

در ما نحن فیه این عبارت صاحب حاشیه را محقق نایینی توضیح نداده نمیشودگفت محقق نایینی عبارت صاحب حاشیه را اشتباه فهمیده .

اما اختلافی که با صاحب حاشیه دارد این است که : محقق خویی یک طور نقل میکند، محقق نایینی یک طور نقل میکند.

محقق نایینی اختلافش را در همین مهمله و… نقل میکند.

محقق خویی اختلافی که به محقق نایینی نسبت می‌دهد که با صاحب حاشیه دارد میفرماید فرقش این است که صاحب حاشیه میگه وجوب مقدمه مشروط است به اینکه ذی المقدمه را بیاره. و وجوب ذی المقدمه هم مشروط است به اینکه ذی المقدمه را بیاره. یعنی هر کدام از اینها مشروط می‌شه به اتیان متعلقش. این عبارت را محقق نایینی این طور نسبت می‌دهد  ولی محقق خویی میفرماید وجوب مقدمه مشروط است به امتثال ذی المقدمه و حرمت مقدمه مشروط است به ترک ذی المقدمه. و این اشکالی ندارد. یعنی محقق نایینی آن طوری که محقق خویی نسبت میدهد میگه شما میگی اگر قیدموصله بودن وارد شود به محذور میخورد؟ میگه به محذور نمیخورد. چون یک خطاب مشروط باشد به اتیان متعلق خطاب آخر، یا به ترک اتیان متعلق خطاب آخر، این اشکال ندارد. اگر هر خطابی مشروط باشد به اتیان متعلق خودش، یا به ترک متعلق خودش این محال است. و در مانحن فیه ترتب درست است .اینی که محقق  خویی نسبت میدهد. میگه یک انقاذ غریق دارد یک تصرف در دار غیر دارد که مقدمه محرم است میفرماید این مقدمه محرمه وقتی واجب میشود که اراده اتیان ذی المقدمه را داشته باشد اگر اراده اتیان ذی المقدمه را نداشته باشداین مقدمه محرمه است. حرمت مشروط است به عصیان تکلیف آخر، وجوب مشروط است به امتثال تکلیف آخر و اتیان تکلیف آخر و لذا این دو تا با هم دیگه هیچ تنافی ندارد تمام باب ترتب همین طور است .این را به محقق نایینی نسبت میدهد بعداشکال میکند که محقق نایینی! ترتب در همه جا ممکن است ولی در اینجا ممکن نیست. یعنی اینجا با سایر جاها فرق میکند. شما وارد مسجد شدی که نجس است میگه ازل النجاسه ان لم تزل النجاسه صل نماز بخوان یا نماز را جایز است بخوانی ، این اشکال ندارد ولی در حرمت مقدمه نمیتواند بگه تصرف در این دار غصبی حرام است اگر انقاذ غریق نکنی واجب است اگر انقاذ غریق بکنی این را نمیتواندبگوید چون از دو حال خارج نیست اگر حرمت مقدمه را مشروط کرد به عصیان انقاذ غریق وجوب انقاذ غریق از دو حال خارج نیست:

یا آن هم مشروط است یا مطلق است. اگر او مشروط باشد که محال است چون محال است تکلیف مشروط باشد به عصیانش. بگه اگر انقاذ غریق را عصیان کردی واجب است، این محال است. اگر انقاذ غریق کردی واجب است، این محال است. محال است تکلیف نمی‌تواند مشروط بشود به وجودش نمی‌تواند مشروط بشود به عصیانش. شما محقق نایینی عیب کارت این است که آمدی وجوب مقدمه و حرمت مقدمه را دیدی گفتی چه اشکال دارد که این حرمت مقدمه مشروط باشد به عصیان ذی المقدمه؟؟ چه محذوری دارد؟ اشکال ندارد. و حال  انکه غافلی اگر این حرمت مقدمه مشروط باشد به عصیان ذی المقدمه خب میریم روی وجوب ذی المقدمه ، وجوب ذی المقدمه یا مشروط است یا مشروط نیست. اگر مشروط باشد محال است هر تکلیفی مشروط باشد به عصیان خودش. اگر مشروط نباشد لازم میآید انفکاک وجوب مقدمه از وجوب ذی المقدمه چون معناش این است که وجوب ذی المقدمه مطلق است وجوب مقدمه مقید است. و انفکاک نمیشود. چون اینها باید در اطلاق و اشتراک متلازمین باشند اگر قیدی نتواند به ذی المقدمه بخورد قطعا به مقدمه هم نمیتواند بخورد روی این جهت درست است که این تقیید نسبت به خطاب  وحکم آخر است ولی چون آن حکم آخر با این حکم مقدمه متلازمین اند اینها قطعا قیدی به هر کدام بخورد بایدبه دیگری هم بخورد. اگر گفتی حرمت مقدمه مشروط است به عصیان ذی المقدمه و وجوب مقدمه مشروط است به اتیان ذی المقدمه سوال میکنیم این مقدمه که وجوبش مشروط شد حرمتش مشروط شد، آیا ذی المقدمه هم مشروط است یا مشروط نیست. اگر بگی مشروط نیست که محال است چون ملازمه است بین وجوب مقدمه و ذی المقدمه و اینها در اطلاق و اشتراط قابل انفکاک نیستند. اگر بگی نه؛ او مطلق است این اشکال را دارد اگر بگی مقید است خب لازم میآیدیک تکلیف مشروط باشه به عصیان خودش و تکلیف بخواد مشروط باشد به عصیان خودش محال است.

شاگرد: چرا به عصیان خودش؟ چون ….

استاد: همان میشود دیگر. یک کلمه است یا بایستی در این ظرفی که این مقدمه

شاگرد: …

استاد: آیا مقدمه در ظرف عصیان حرام است یا نه؟ حرام است. خب در این ظرف عصیان ذی المقدمه وجوب دارد یا ندارد؟ اگر بگی وجوب دارد که میشه محال. وقتی که مقدمه اش حرام چطور میتواندوجوب داشته باشد. اگر بگی وجوب ندارد معناش این است که وجوب ذی المقدمه هم مشروط است به عدم عصیان . باید مشروط باشد به عدم عصیان تا بتواند واجب باشد این طور اشکال کرده.

شاگرد…

استاد: مقصودم این است که به عدم عصیان. چون او هم باید مشروط باشد.

این در ما نحن فیه این طور اشکال کرده نه اشکال ایشان به محقق نایینی وارد است نه محقق نایینی از  این حرف ها میزند اصلا عین این اشکالی که ایشان به محقق نایینی کرده را درست مو به مو در فوائد الاصول مرحوم کاظمینی از قول محقق نایینی به صاحب حاشیه کرده نمیدانم چه جور آقای خویی این طور به مرحوم نایینی فرموده است.

وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین                                                                

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *