متن اصول ، جلسه 330 ، چهارشنبه ، 15 فروردین 97

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه ۹۷/۱/۱۵ (جلسه ۳۳۰)

کلام در این ثمراتی بود که محقق خراسانی در کفایه فرمود برای مقدمه واجب ذکر کردند ولی ا ین ثمرات را رد کرد. در این ثمره بودیم که اگر ما گفتیم فاسق کسی است که مرتکب الکبیره باشد یا مصرّ علی الصغیره باشد، اگر مقدمه واجب، واجب باشد این مکلف یک واجب نفسی را که چهار، پنج یا شش تا مقدمه دارد ترک بکند می شود مصرّ بر صغیره چون شش تا هفت تا واجب را ترک کرده. اگر گفتیم مقدمه واجب، واجب نیست، خب این یک ذی المقدمه یک واجب نفسی را ترک کرده به این مصر بر صغیره صدق نمی کند.

این ثمره ای بود که ذکر کرده بود. محقق  خراسانی دو تا اشکال بر این ثمره کرد. اشکال اول این بود که در این جا ما موضوع حکم شرعی را احراز می کنیم. یا تطبیق مجعول شرعی را احراز می کنیم. چون موضوع  حکم شرعی فاسق است، لاتصل خلف الفاسق. یا شهادت فاسق قبول نمی شود یا طلاق عند الفاسق نافذ و صحیح نیست این فاسق که موضوع حکم است ما احراز می کنیم که آیا در صورتی که یک کسی یک ذی المقدمه را با چند تا مقدمه اش ترک کند فسق حاصل می شود یا نه؟ خب این مسئله اصولی نیست. مسئله اصولی مسئله ای است که در طریق استنباط احکام شرعی واقع شود. اینجا در طریق استنباط احکام شرعی نیست، حکم شرعی مسلم که داریم: لاتصل خلف الفاسق و امثال ذلک موضوعش را ما احراز می کنیم این مثل بحث صحیح و اعم می شود. اصولی نیست.

اشکال دوم این است که این واجبی که شش تا مقدمه دارد، به مجرد این که این مقدمه اولا را ترک کرد ذی المقدمه می شود غیر مقدور وقتی ذی المقدمه شد غیر مقدور وجوب ذی المقد مه ساقط میشه، وجوب ذی المقدمه که ساقط شد بالتبع وجوب سایر مقدمات هم ساقط میشه. پس این یک واجب بیشتر ترک نکرده آن هم مقدمه اولی. لذا هیچ وقت اصرار تحقق پیدا نمی کند چون با ترک مقدمه اولا که سایر مقدمات متفرع  و مترتب بر ان است ذی المقدمه ساقط می شود با سقوط ذی المقدمه سایر مقدمات ساقط می شود.

این فرمایش محقق خراسانی است. خب این جا عرض کردیم محقق خویی به اصل این ثمره اشکال کرده که این حرف غلط است که ما بیایم بگیم فاسق کسی است که مرتکب الکبیره و مصرّ علی الصغیره باشد نه؛ تقسیم گناهان به کبیره و صغیره غلط است همه گناهان کبیره اند. مگر می شود عصیان خداوند صغیره باشد، بله؛بعضی از گناهان اکبر از بعضی دیگر است و به مجرد ترک أیّ ذنب هر گناهی که مکلف ترک کند، این فاسق می شود و از جا ده شریعت خارج می شود لذا اصلا این حرف غلط است که فاسق کسی است که مرتکب الکبیره و مصرّ علی الصغیره.

بعد به این فرمایش دیگر محقق خراسانی یعنی به این ثمره باز اشکال کرده که مصرّ بر صغیره کلمه اصرار در جایی است که انسان گناه کند مرة بعد اخری دفعة بعد اخری اما اگر دفعة یک کسی سی تا گناه را انجام بدهد مثل این که دفعة غیبت بیست نفر را بکند ، خب اگر دفعة بیست تا گناه را مرتکب شد این اصرار نیست ، اصرار یعنی مرات. امروز نماز نمی خواند فردا و پس فردا هم نمی خواند.اما اگر امروز مثلا نماز نمی خواند و همراه نماز روزه هم نگرفته این مصر بر صغیره نیست لذا اگر واجبی به شش تا مقدمه هر شش تا را دفعة ترک می کند به این اصرار نمی گن. این هم اشکالی است که محقق خویی کرده.

محقق ایروانی سه تا اشکال به آخوندکرده . اشکال اولی که به آخوند کرده فرموده شما می فرمایید به مجرد اینکه مقدمه اولی را ترک کرد ذی المقدمه می شود غیر مقدور، وجوبش ساقط میشود، سایر مقدمات هم ساقط میشود خب سوال می کنیم ذی المقدمه که ساقط می شود به عصیان ساقط میشود یا به غیر عصیان ؟ قطعا به عصیان ساقط می شود. تحقق عصیان متوقف بر این نیست که تکلیف درظرف عصیان باشد، در بحث اجتماع امر و نهی در حرکت در دار غصبی اون کسی که متوسط در دار غصبی است آنجا فرمودند ما سه تا قصد داریم:

یک قصد دخولی. مکلف داخل می شود.

یک قصد بقائی. که مکلف در دار غصبی باقی می ماند.

یک قصد خروجی که مکلف خارج می شود. مکلف وقتی که بیرون دار غصبی ایستاده هر سه تا تکلیف فعلی است وقتی که داخل شد به مجرد دخول هر سه تا عصیان می شود خب وقتی که داخل شد آن حرکت خروجی که دیگر نهی اش باقی نیست، چون عقل به او می گه خارج شو، او مصرّ به خروج  است.ولی در عین حال عصیان هست. عصیان لازم نیست در ظرف تحقق عصیان نهی باشد اگر قبل از تحقق عصیان نهی باشد کافی است یا وجوب باشد کافی است ، تکلیف لازم نیست باشد، این کسی که بیرون دار غصبی بود این سه تا حرمت داشته و لو این حرمت در ظرف عصیان ساقط شده و نبوده ولی عصیان محقق می شود. ما نحن فیه هم همی طور است این قبل از آنی که مقدمه اولی را ترک کند این ترک مقدمه اولا به منزله دخول در دار غصبی است. قبل از آنی که مقدمه اولا را ترک کند ده تا تکلیف داشته، هست تا تکلیف داشته، به مجرد اینکه مقدمه اولا را ترک کرد هر هشت تا عصیان میشه.

نگی در زمان عصیان آن هفت تا واجب دیگر اصلا تکلیف نیست. خب نباشد مگر در دار غصبی قبلش تکلیف است.

شاگرد: وجوب با حرمت فرق می کنند.

استاد: هیچ فرقی با هم نمی کنند. وجوب هم همینطور است چون وجوب زمانش همین الان همه مقدمات وجوبش فعلی است .

این درما نحن فیه اشکال اولی که محقق ایروانی به این ثمره کرده. اشکال دوم که به آخوند کرده این است که آقای اخوند! ما تاره قائل می شیم اصرار تحقق پیدا می کند به عصیان ذنبین به ارتکاب معصیتین، خب اگر تحقق پیدا کرد به ارتکاب معصیتین اگر ما گفتیم مقدمه واجب، واجب است، خب سوال می کنیم یکی آن ذی المقدمه یکی هم مقدمه اولا، این دو تا، خب محقق می شود اصرار، شما می گی این واجب هشت تا مقدمه دارد هفت تاش ساقط میشود، خب هفت تاش ساقط بشه، مقدمه اولا قبول داری عصیان شده، ذی المقدمه هم عصیان شده، این دو تا اصرار تحقق پیدا می کند.

شاگرد: ذی المقدمه هم …. چه فرقی می کند؟

استاد: ذی المقدمه عصیان می شود نه اینکه ….

شاگرد:…

استاد: تکلیف داشته ذی المقدمه.

ش. این که می شود اشکال اول.

ا. نه اشکال اول نیست. فرق است بین ذی المقدمه و آن هفت مقدمه دیگر. آن هفت مقدمه دیگر وجوبشان را از ذی المقدمه می گیرند تا وقتی که مقدمه اولا را انجام ندهد آن هفت تا مقدمه دیگر وجوبشان فعلی نیست. وقتی که ترک کند چون ذی المقدمه وجوبش ساقط می شود این هفت تا هم ساقط می شود ولی وجوب ذی المقدمه که به قوت خودش باقی است و گرنه اگر این طور باشد خیلی خوب آقای آخوند یک نقضی بهش وارد است. اگر کسی گفت مقدمه واجب ، واجب نیست. پس باید بگیم این شخص هیچ وقت فعل حرام انجام نمی دهد، ترک واجب نمی کند، چون مقدمه را که ترک کرد ذی المقدمه می شود غیر مقدور، وقتی که شد غیر مقدور تکلیف ندارد. این تکلیف ندارد قطعا باید آخوند حساب ذی المقدمه را از مقدمه جدا کند و لو غلط. باید آخوند حساب ذی المقدمه را از مقدمه جدا کند. چون اگر جدا نکند کسی که قائل به وجوب مقدمه نیست پس این شخص اصلا عقاب ندارد حتی قائل به وجوب مقدمه هم باشد عقاب ندارد چون شما که آقای آخوند فرمودید وجوب غیری نه ثواب دارد نه عقاب دارد، خب این مقدمه اولا را که عصیان کرده ذی المقدمه را هم که عصیان نکرده ، عاجز بوده پس برای چه عقاب شود؟ لذا قطعا باید آخوند بپذیرد که ذی المقدمه عصیان شده ولی در بقیه مقدمات ممکنه حرفی بزند ولی ذی المقدمه را باید بپذیرد. ممکنه کسی اشکال کند بله؛ فرقی بین ذی المقدمه و مقدمات دیگر نیست که اشکال اولی محقق ایروانی بود ولی باید حساب ذی المقدمه را باید آخوند جدا کند اگر جدا نکند که اصلا لازم می آید هیچ مکلفی در عالم معاقب نباشد چون ما واجبی نداریم که مقدمه نداشته باشد مگر موارد کمی.. شاید بگیم جواب سلام هم مقدمه دارد. پس بنابراین آقای آخوند! اگر گفتیم اصرار به ارتکاب معصیتین محقق می شود خب الان دو تا معصیت محقق شده یکی مقدمه است یکی مقدمه اولا. اگر کسی گفت نه، اصرار به دو تا معصیت محقق نمی شود و به چهار تا معصیت محقق می شود خب باز ثمره دارد چون اگر این دو تا واجب نفسی را ترک کرد چهار تا عصیان کر ده چون هر واجب نفسی دو تا معصیت دارد یکی مقدمه اولا یکی هم خود ذی المقدمه، دو تا دو تا چهار تا، پس این طور نیست که ثمر نداشته باشد ثمر دارد غایه الامر این که ثمر اضیق می شود. این اشکال دوم محقق ایروانی است.

اشکال سومی که محقق ایروانی کرده این است که فرمود ه اقای اخوند! اگر این اشکال شما به این اصرار بر صغائر وارد باشد این بعضی از جاها را مشکل می کند نه همه واجبات را.چون واجبات دو قسم اند:

یک واجباتی که مقدماتش طولی است. مترتب بر هم اند.

یک واجبی است که مقدماتش عرضی است. اونی که طولی است مثل حج، حج مقدماتش طی طریق و خطوات است . تا انسان قدم اولی را بر ندارد قدم دومی معنا ندارد ، قدم دومی متوقف بر قدم اولی است مترتب بر قدم اولی است لذا در مثل حج درست  میشود که مقدمه اولا را که ترک کرد ذی المقدمه ساقط می شود و سایر مقدمات ساقط می شود. اما بعضی از واجبات هست که 6 ،7 تا مقدمه دارد که این 6، 7 تا مقدمه در عرض هم اند.مثل این که مولا دیروز عرض کردیم امر می کند به یک ضیافتی که این ضیافت متوقف بر این است که بره بازار گوشت و نون و برنج و روغن و… بخره خب خریدن گوشت و برنج و روغن و … در عرض هم اند ، این طور نیست که تا گوشت نخرد ، برنج خریدن برایش ممکن نباشد، خب این لذا این می رود مسافرت همه مقدمات را در عرض هم تر ک می کند وقتی که همه مقدمات در عرض هم ترک کرد اینجا اصرار بر صغیره صدق می کند و می شود مصر بر صغیره .

این سه تا اشکالی است که محقق ایروانی کرده و مناقشاتش هم همه اش درست است هم مناقشه اولا و هم مناقشه ثانی درست است ولی این که اصرار به دو تا گناه محقق می شود این را خودش هم فرموده دو تا نگی، چهار تا، چهار تا نگی شش تا  خلاصه…

این نسبت به ثمره دوم که ثمره دوم، اشکال محقق خراسانی وارد نیست.

ش. اشکال سومی همان اشکال دوم محقق خویی ا ست دیگر، قبلا…

ا. نه؛ اشکال محقق خویی از این جهت است که می گوید هفت تا اصرار است.

ش. اشکال دوم محقق خویی را می گویم که می فرمودند اصرار در جایی است که…

ا.اشکال دوم محقق ایروانی هم به محقق خویی فرق می کند. اشکال محقق خویی است که می گوید اگر هفت تا هم اصرار باشد، هفت تای دفعی است ولی محقق ایروانی می گوید هفت تا گناه، و لو دفعة. اینها با هم فرق می کند.

این نسبت به ثمره دوم . ثمره سوم که در کفایه متعرض می شود. و رد می کند، اخذ اجرت بر واجبات است.اگر ما گفتیم اخذ اجرت بر واجبات جایز نیست اگر کسی یک مقدمه ای را اجرت گرفت، اگر گفتیم اخذ اجرت بر واجبات جایز نیست و مقدمه واجب است اخذ اجرت جایز نیست اما اگر ما گفتیم اخذ اجرت بر واجبات جایز است، خب ثمره ندارد، ولی  اگر گفتیم اخذ اجرت بر واجبات حرام است خب اینجا ثمره پیدا می شود. اگر گفتیم مقدمه واجب ، واجب است اخذ اجرت حرام است ، اگر گفتیم مقدمه واجب ، واجب نیست اخذ اجرت جایز است.

اینجا محقق خراسانی باز یک اشکال عام دارد که این استنباط حکم شرعی نیست این احراز موضوع حکم شرعی است چون یک حکم شرعی داریم: حرمت اخذ اجرت بر واجبات، می خواهیم ببینیم این مقدمه واجب است یا نه. از این  ما حکم شرعی استنباط نمی کنیم .  این همان اشکالی است که به همه این ثمرات کرد اینجا هم می کند، اشکال بعدی که می کند این است که اگر این واجبات از دو حال خارج نیست:

یا واجبات توصلی است یا واجبات تعبدی است. اگر واجبات توصلی باشد واجبات توصلی دو قسم اند یک واجباتی هست که مجانا شارع خواسته، یک واجباتی هست که مجانا نخواسته، خب اگر واجبی باشد ما نداریم واجبات توصلی اخذ اجرت جایز است مگر جایی که مجانا مولا خواسته باشه مخصوصا واجبات توصلی که اختلال نظام می شود مثل نانوایی و بقالی و رانندگی خب اینها قطعا اخذ اجرت جایز است نه تنها اخذ اجرت جایز ا ست بلکه محقق خراسانی می فرماید چه بسا اخذ اجرت واجب باشد. چون اگر این واجبات مجانی باشد، خب کسی انجام نمی دهد او خودش اختلال نظام می شود، اخذ اجرت چه بسا ممکن  است واجب باشد، چون اگر شارع اجرت را واجب نکند اختلال نظام می شود و کسی انجام نمی دهد از این ور باز نظام مختلّ میشود. پس اجرت نه تنها واجب نیست بلکه واجب است.

این نسبت به توصلیات اما در تعبدیات . در تعبدیات ایشان می فرماید می تواند عبد اجرت بگیرد نه اجرت بگیرد بر نماز شب یا بر این فعل واجب ، اجرت بگیرد که این فعل را به داعی امر انجام بدهد، یعنی داعی بر داعی بشود، اخذ اجرت داعی بشود بر اینکه امر مولا و وجوب مولا داعی بشود، این چه اشکال دارد؟ لذا اینجا در عبارت ، تعبدیات هم بگیم مقدمه واجب  است، اثر ندارد چون بر اتیان مقدمه پول نمی گیرد بر اتیان مقدمه به داعی امر مولا پول می گیرد میگه به من پول بده تا من این مقدمه را با قصد قربت به قصد امر انجام بدهم ، داعی بر داعی بشود. به این فرمایش محقق خراسانی هم اشکالاتی کردند یک  اشکالی محقق ایروانی کرده که این است که : شما یک جای مطلب را در رفتی. چون می فرمایید در واجبات توصلیه اخذ اجرت واجب است مگر در جایی که مولا این را مجانا بر عهده عبد گذاشته باشد خب اینجا چی؟ اینجا که ذکر نکردی. آن واجب توصلی که مولا اخذ اجرت که این واجب را مجانا بر عهده عبد گذاشته مثل تکفین میت مثل دفن میت خب در این موارد چی؟ شما ذکر نکردی که. شما از اول فرمودی در واجبات توصلیه اخذ اجرت جایز است مگر اینکه مولا این را مجانا برعهده عبد گذاشته باشد خب بسیار خب اینجا چی؟ این را که ذکر نکردی.

ش. مورد ندارد.

ا. مورد ندارد؟؟

ش. یعنی اگر دلیل باشد..

ا. دفن میت …

ش. دفن میت که واجب توصلی است.

ا. کندن زمین که مقدمه است دیگر.

ش.خب باشد، فرقی نمی کند ما اگر دلیل داشته باشیم چه مقدمه واجب باشد و چه واجب نباشد…

ا. نه دیگه اگر مقدمه واجب نباشد میگه من پول می گیرم می کَنم، کما اینکه در…

ش. دلیل داریم نسبت به مجانی کار کردن؟

ا. ما اونی که دلیل داریم واجب را مجانا، اگر یک جایی گفته باشد من این واجبات توصلی را ..

شاگرد: اگر یک جایی گفته باشد باید باشد. یک چنین چیزی هست؟

استاد: دفن میت که هست.

ش. دفن میت که دلیل دارد مجانا باید دفن میت کند؟

ا. بله دیگر.

ش. خب چرا قائل به وجوب مقدمه بشیم.

ا. نه دیگه میگه من بر این مقدمه اش پول می گیرم.

ش.  مگر نمی گویید دلیل داریم، ….

ا. حالا آن یک اشکالی است که محقق خویی کرده تا به آن برسیم فعلا بحث در کلام آخوند است.

محقق خراسانی می فرماید واجبات توصلیه اشکالی ندارد مگر آن جایی که شارع مجانا گذاشته باشد ، این وجوب مقدمه را مجانا گذاشته باشد. خب اگر این وجوب مقدمه نبود مجانی نیست. به همین جهت این آخوندهایی که متدین اند و مسئله می دانند پول که می گیرند می گن ما بر نماز جماعت پول نمی گیریم، پول می گیرم که میام مسجد. پول می‌گیرم برای قدمهایی که بر می دارم و گرنه من پول هایی که می گیرم تا دم محراب است از دم محراب دیگر فی سبیل الله است .

بله، یک اشکالی محقق خویی کرده که آن اشکال این است که اصلا بین اخذ اجرت و بین واجب عام و خاص من وجه است ممکنه یک چیزی واجب باشد اخذ اجرت بر او جایز باشد ممکنه یک چیزی واجب نباشد اخذ اجرت بر  او حرام باشد مثل اذان. الان اذان واجب نیست ولی کسی نمی تواند بگوید من این قدر می گیرم اذان می گویم ، اون یک حرف دیگر ا ست لذا می گوید بر این مقدمه یا شارع اخذ اجرت را قرار داده یا اخذ اجرت را قرار نداده اگر این را مجانا به دوش مکلف گذاشته واجب هم باشد باید مجانا بیارد غیر واجب هم باشد باید مجانا بیاره، اگر این را مجانا نگذاشته باشد پول می تواند بگیرد، واجب هم باشد پول می تواند بگیرد واجب هم نباشد پول نمی تواند بگیرد این یک اشکال دیگری است. ولی این فرمایش محقق خراسانی که در واجبات توصلیه الا مثلا مجانا نیست، خب بعضی جاها که قبول داری مجانا است ، اونجایی که قبول داری مجانا است چی. مگر آن فرمایش محقق خویی ضمیمه شود.

این یک اشکال ، اشکال دومی که محقق ایروانی کرده این است که محقق خراسانی میفرماید بل ربما یجب اخذ الاجره بر این واجبات که بعضی از واجبات توصلی مثل واجبات نظامیه، چون اگر اخذ اجرت نباشد لا اختلّ معاش العباد، نظام مختل میشود مردم بیچاره می شوند. محقق ا یروانی هم میفرماید این هم حرف درستی نیست. در کجای عالم ا ست که اگر اخذ اجرت واجب نباشد، نظام مختل میشود نه، همین قدر که شارع بفرماید واجبات نظامیه را می توانی پول بگیری، خب وقتی می توانی پول بگیری این در ما نحن فیه همه انجام میدهند و پول می گیرد کجا نظام مختل می شود؟؟ یا اگر بر همه مردم مجانی واجب بکند باز نظام مختل نمی شود چرا؟ چون به قول محقق ایروانی این دنیا به تعبیر من بده و بستان است  و معاوضه، این آقا می گه ببین من اگر نانوایی نکنم، قصابی نکنم، بقالی نکنم از بین می روم. پس من یکی را باید انجام بدهم که دیگری هم عمل دیگر را انجام دهد مثل این می ماند که کسی گوسفند دارد او مثلا او نان دارد او گوسفندش را به گندم او می فروشد. اگر همه واجبات نظامیه مجانی بود واجب هم بود از بین نمی رفت چون هر کسی یک واجبی را انجام مید اد، این به مردم نان میداد ، مردم هم به این گوشت می دادند.

ش….

ا. چرا دیگه تکلیفشان می شود. گوشت می دهند نه اینکه پول می گیره هر کسی تکلیفش را مجانی انجام می دهد. مانند اینکه بنده بر من واجب است یک متر را بکنم بر شما هم واجب است یک متر را بکنی خب هر کسی که تکلیفش را انجام داد تا حرم کنده می شود.  اینکه مجانی است اشکال ندارد کجا اخلال نظام می شود.

بله،اگر شارع بفرماید نانوایی بر بعضی ها مجانی واجب  است بر بعضی ها پولی واجب است این ممکنه اختلال نظام بشود این ظاهر ا محقق خراسانی فکر می کنم این به احتما ل 90 درصد چاپخانه خراب کردند از زمان آخوند که نوشتند خراب کردند حالا ده درصد هم که به پای آخوند باشد ، اخونداینجا یک لحظه غفلت کرده و گرنه اخذ اجرت ربما واجب است یعنی چه؟

ش. از باب نفقه زن و بچه اش که وا جب است.

ا. از باب نفقه هم مثل این می ماندکه کسی به شما بگوید شما بیا نانوایی کن من همه خرج هایت را می دهم. خب نفقه زن و بچه ات را می دهد. عرض کردم شما وقتی که مجانی انجام میدهی یک کسی بقالی می کنه خب اونها جنس هایت را فراهم می کنی شما هم …

ش. این کسی که مفتی انجام می دهد…

ا. اونها هم مفتی انجام میدهند همه مفتی انجام میدهند

ش. … مفتی انجام نمی دهند..

ا. فرض این است که حاکم شرع هست و این طور نیست که انجام ندهد

ش. .. خرید و فروش است…

ا. این خرید و فروش نیست. خب نان و گوشت است وقتی که این قصابی واجب باشد یکی از واجبات هم باز پرورش گوسفند است چون اون هم یکی از واجبات است. او گوسفندش را می پروراند یک واجب هم است که مرتع درست کند ، او مرتع درست می کند، همین طور ..

ش. او پول در می آورد..

ا. کسی دیگر پول در نمی آورد اصلا دیگر.

ش. چرا دیگر با گوسفند پول در می آورد.

ا. ا صلا فروشی نیست. وقتی شیء مجانی است اصلا فروشی نیست.

ش. شیء مجانی نیست، کار ، مجانی است.

ا. آخر یکی از کارها هم این است که گوسفند باید تهیه کنی اون هم باز می گه از واجبات نظامیه است شما باید گوسفند… شما نا خوا آگاه غفلت می کنی و قتی همه واجبات مجانی باشد طوری نمی شود همه انجام میدهند.

ش. …

ا. ما می گیم لو فرض. اگر باشد اختلال نظام نمی شود.

این در ما نحن فیه اولا اختلال نظام در واقع یک واجب بیچاره ای است که مظلوم تر از امیر المومنین که نمی شود گفت ولی مظلوم تر از شیعه در زمان ما باز اختلال نظام است تا طرف می خواد سرفه کند می گه اختلال نظام می شود . اختلال نظام یعنی همه مردم بمیرند و نتوانند زندگی کنند. این معنای اختلال نظام است و گرنه اگر مثلا خیابان ارم چهار متر باشد کجا اختلال نظام می شود؟ آقا ماشین نمی آید خب نیاید. مگر مردم زمان سابق پیاده نمیر فتند. میگه مردم نمی توانند میگه خب تو خانه بگیر بشین. یکی از واجبات که نیست بگیر در خانه بشین. اگر الان ماشین و هواپیما و … برداشته بشه چی میشه. مردم با اسب و.. می روند نشد پیاده ، نشد میماند خانه. اختلال نظام یعنی چه؟ اختلال نظام اصلا من الان …. خب اخذ اجرت بر واجبات واجب است چون اختلال نظام می شود خب اصلا به قول محقق ایروانی این حرف است؟

خب اما یک اشکالی کرده بر تعبدیات فرموده آقای آخوند! داعی بر داعی چیست؟ داعی بر داعی لقلقله زبان است. بله؛ برای سخنرانی داعی بر داعی خوب است. آقا پول می گیرم که قصد قربت بکنم . برا سخنرانی خوب است برا ی خطابه خوب است. ولی برای فکر داعی آن آخری است چون داعی اختیاری انسان نیست. مثل این می ماند الان یک کسی می خواد بره زیارت میگه من داعی ام این است که پیاده روی کنم. داعی که اختیاری نیست . خلاصه شما یک چیزهایی را در نظر گرفتی آنها منجر شده به این که شما بری به زیارت خب الان داری به قصد زیارت میری بگی نه من میخوام داعی ام را عوض کنم. خیال می کند ماشین سواری است که می خواد ماشینش را عوض کند و یک ماشین دیگر بگیرد. داعی بر داعی یعنی چه؟ میگه من پول نمی گیرم بر این که این مقدمه را انجام بدهم من پول می گیرم برای اینکه این مقدمه را به قصد امر انجام دهم خب در واقع شما این مقدمه را برای پول ا نجام دادی قصد امر اصلا سر کاری است لذا فرموده داعی بر داعی لقلقله لسان و مسخره زبان است و ما داعی بر داعی نداریم . خب ممکنه بگی گیر کردی. میگی چرا گیر کردم. میگه اینهایی که میگن نماز شب می خوانیم چون نماز شب رزق را زیاد میکنه پس باید بگیم نماز شبشان باطل است چون این میگه رزق داعی میشود که من قصد قربت بکنم برای نماز شب. این داعی میشود که من صوم در ماه رجب بگیرم میگه اونجا هم غلط است در واقع داعی اش این است که رزقش زیاد شودیا مریضی اش خوب بشود غایه الامر ما میگیم در عبادات قصد امر لازم نیست هر کدام از این دواعی هم باشد کافی است اما اینکه کسی بگه نه، این زیاد شدن رزق داعی میشودکه من قصد امر کنم داعی بر داعی لقلقه زبان است می خندند به ادم آقای آخوند! لذا در واجبات تعبدیه در مقدماتش اشکال وارداست.

خب این اشکالی است که محقق ایروانی کرده آن اشکالاتی که به واجب توصلی کرده آن اشکالات عالی است اصلا آن خط مال آخوندنیست.  اما داعی بر داعی جناب محقق ایروانی اینکه لقلقله لسان است مرحوم میرزا کاظم تبریزی هم داعی بر داعی را هم مسخره می کرد.ولی حالا ما در کلام محقق ایروانی دیدیم شاید قبل ا ز آقای ایروانی هم مسخره می کردند. ولی خب یک سوال از محقق ایروانی داریم. الان کسی پول گرفته یک سال نماز استیجاری گرفته برای چه رکوع به جا میاره سجده به جا میاره؟ برای این است میگه میخوام پول حلال بشه اگر پول حلال نشه باطل میشه هیچ کسی هم نیست ولی شبهه میکند دو مرتبه وضو می گیره.حالا چرا ریاء نمیخواند اقای ایروانی! این را اگر ریاء خواند، درست است؟ میگه نه. درست نیست و پولش حلال نمی شود چون اجیرمیشود بر نماز صحیح خب نماز ریایی باطل است خب  یکی از شرایط صحت نماز این است که این نماز را به خاطر خداوند بخواند ولو همین که بخواند که این پول حلال بشود همین خودش باز کافی است. لذا بله؛ به یک معنا میشه عبارت آخوند را اشکال کرد. ولی داعی بر داعی لقلقه لسان است و مسخره کنی مسخره که یعنی لقلقه لسان است این وجهی ندارد نقض وارد است للکلام تتمه ان شاءالله شنبه.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *