نکات اصلی ۵جلسه عقائد- موضوع فدک

۱-   قضیه فدک موجب اذیت حضرت زهرا سلام الله علیها شد ایا کسی که ظلم کرده میتواند جانشین پیامبر صلی الله علیه واله وسلم باشد؟

۲-    بحث دیگر اینکه آیا کسی که اذیت کرده  دختر پیامبر را اصلا میتواند حاکم باشد؟

۳-   برخورد انسان مسلمان با چنین کسی چگونه باید باشد برخورد با رافت یا شدت؟

۴-   برخورد امیرالمومنین وائمه علیهم السلام با خلفا چگونه بوده تا وظیفه ما مشخص شود.

۵-   برخورد علما در طول این قرون با اینها چگونه بوده؟

۶-   معارضه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در مورد فدک با ابابکر درموارد زیر:  مورد یک: شخصی را نزد ابوبکر فرستادند که ان را به ما برگردان دوم: خودشان پیش ابوبکر رفتند سوم: بعد از ده روز از وفات پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به مسجد تشریف بردند وبا ابوبکر محاجه کردند وخطبه فدکیه ایراد شد. چهارم:اخر عمر شریفشان که ابوبکر وعمر نزد حضرت رفتند درانجا هم حضرت باز قضیه فدک را مطرح نمودند. پنجم: زنهای مهاجر وانصار که برای عیادت نزد حضرت امدند ایشان باز قضیه فدک را بیان فرمود.

۷-   چه شد که حضرت با اینکه معصوم بودند و هوا وهوسی نداشتند این قضیه را مرتب پیگیری میکردند؟

۸-   ادعای ابابکر با ان حدیث ایا تخصیص ادله ارث بود یا اینکه اصلا پیامبران مالک نمیشوند؟

۹-   وهنهایی به ان روایتی که ابوبکر اورده وارد است ایا در سیره عقلا وقتی این وهنها هست به چنین خبری عمل میکنند یا خیر؟

۱۰-                     وقتی روز دوم ابوبکر دلش برای حضرت سوخت وخواست ان را پس بدهد در حالی که روز اول  گریه کرد و گفت که چون این حدیث از پیامبر است نمیتواند خلافش انجام دهد ودینش به او اجازه نمیدهد که فدک را بدهد، خب حالا که خواست بدهد ایا برای او تبدل رای حاصل شد وشیطان از او جدا شد ودست  از ان حدیث بخاطر اینکه دروغ بود برداشت یا از باب ولایت داد واگر از باب ولایت میتوانست بدهد چرا همان روز اول نداد؟

۱۱-         ابوبکر در ساعتی که خواست بمیرد گفت کاش فدک را نگرفته بودم، خب یا او اشتباه کرده بود که اشتباه غفلت است وپشیمانی ندارد ویا وظیفه شرعیش را انجام داده بود که این هم پشیمانی ندارد پس فقط می ماند که عن عمد این کار را برای اغراض دنیوی وهوا وهوس کرده و اخر عمر که مرگ جلوی چشمش می اید پشیمان شده.

۱۲-         ابوبکر قبل از مرگش برای اینکه در خانه پیامبر دفن شود از عایشه اجازه گرفت، خب ایا  ان روایت  که مطلق بود، تخصیص خورده بود؟ چون اگر مطلق بوده که اجازه معنایی ندارد، ان قلت بعنوان خلیفه این اجازه را گرفته قلت از کبار اجازه گرفتی تکلیف صغار چه می شود؟ تازه اگر این اموال مثل اراضی خراجیه باشد که ملک همه مسلمین است شما فوقش حاکم همان مسلمین ان زمان هستی به چه حقی تصرف در مالی که برای ایندگان هم هست میکنی وخودت را انجا دفن میکنی؟

۱۳-         ابوبکر  خانه زنهای پیامبر را نگرفت خب اگر ما ترکناه صدقه درست است، به چه مجوزی انها در انجا ساکن بودند؟ ان قلت: بیوتکن به انها نسبت داده شده قلت: خب در روایت هم امده  ان بین بیتی  ومنبری روضه من ریاض الجنه که بیت به خودش نسبت داده شده خب ظهور عرفی چه می باشد که باید بررسی شود.

۱۴-         این حکم که پیامبران ارث نمی برند چطور شد که خداوند ان را مخفی کرد چه مصلحتی در اخفاء ان بود که هیچیک از پیامبران گذشته ان را نقل نکردند ایا چنین حکمی در سیره عقلاء هست که حکمی برای همه پیامبران بوده ولی نقل نشده وفقط برای یک پیامبر بیان شود؟

۱۵-         چطور شد که خداوند این حکم را به خود حضرت زهرا سلام الله علیها  جگر گوشه خود که او ادعای ارث میکند نفرمود وفقط به ابوبکر فرمود؟ ایا چنین کاری را حتی یک انسان ناقص العقل هم میکند که ما ان را به وحی نسبت بدهیم؟

۱۶-         در هیچ جای تاریخ سابقه ندارد که پیامبر یک مطلبی را خصوصی به ابوبکر فرموده باشند اگر این در جمع واجتماع بوده چرا ابوبکر نگفت که من شاهد هم دارم؟

۱۷-         در حدیث غدیر که عامه وخاصه بر ان متفقند، خب یک اتفاق خاصی افتاده که عامه میگویند بله جانشین پیامبر است ولی جانشین علمی، خب چطور شدکه کسی که سخنگوی علمی پیامبر است این مطلب را نشنیده بود ونمیدانست وابوبکر ان را ادعا کرد؟ مثل این می ماند که من بگویم شما بروید حرفهای من را از فلان کس بپرسید بعد یک شخص دیگری حرفی بیاورد که ان سخنگو نگفته  وهیچ کس دیگری هم نگفته

۱۸-                     ابوبکر در هیچ کتابی نیامده که به حضرت زهرا علیها السلام عرض کرده باشد که شما دروغ میگوئی یا اشتباه کرده ای،  چطور شد که باز حرف را قبول نکرد؟

۱۹-                     ابن ابی الحدید از استادش نقل میکند که از او سوال شد که چرا فدک را نداد، واین همه قیل وقال را بجان خرید و این همه حق حساب داد به مردم برای سکوت جواب داد اگر او را تصدیق میکرد فردا ادعای اینکه خلافت هم مال ماست را بیان میکرد.

۲۰-                     مثل داستان مامون که حضرت خلافت را قبول نکرد وفرمود اگر من قبول کنم فردا هم که خلع میکند اگر قبول نکنم میگوید انروز که نصبت کردم نفرمودی که حق نداری حال میگویی چه حقی داری؟ یعنی این خود به خود یک اثبات حقی برای او می اورد.

۲۱-                     اهمیت فدک برای دستگاه خلافت به این حد بود که با اینکه حکومت نوپاست و هر ان سپاه روم ممکن است حمله کند وچه بسا درگیری داخلی هم بشود واین همه قیل وقال هم باشد و حکومت متزلزل بشود همه اینها موجب نشد که فدک را حتی برای چند روز بفریب هم که شده به حضرت زهرا سلام الله علیها بدهند.

۲۲-                     اگر الان یک دختر عادی که چهل پدرش نگذشته ارث خود را بطلبد همه به او عتاب میکنند که چرا دنبال دنیایی خب چه شد که حضرت با ان همه عفاف که دنیا مثل ان را ندیده وحتی نقل نشده که به جماعت پدرش نماز خوانده باشد واگر کسی کار داشت به دم در منزل او  میرفت در مسجد این چنین شخصی که مال هم برای او ارزشی ندارد  چطور شد که روز دهم بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم دنبال فدک میروند.

۲۳-                     روایاتی که نشان میدهد فدک بما هو مال برای حضرت ارزش نداشته.

۲۴-                     ان قلت این بحثها موجب اختلاف امت می شود قلت این حرف قطعا اشتباه است و مخالف قطعی سیره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها ست که ایشان اینگونه سخنرانی کردند وقیام نمودند

۲۵-                     ان روایتی که هارون الرشید از حضرت موسی بن جعفر میپرسند که که فدک چقدر است وحضرت جوابی میفرمایند که معنایش کل حکومت است به این معناست که این سرچشمه بوده واگر این دست حضرت می بود کل حکومت را میتوانستند تامین کنند

۲۶-                     یکی از علتهایی که پیامبر این مال را بحضرت امیر المومنین ندادند وبه حضرت صدیقه طاهره  سلام الله علیهما بخشیدند همین بود که اگر فرزند ادعای مال پدر را بکند نزد عرف مقبول است تا شخص دیگر. وکلا مقبولیت حضرت از امیرالمومنین بیشتر بود ولذا وقتی مولا غریب شدند که حضرت از دنیا رفتند.

۲۷-                     وسر اینکه در ائمه ما سلام الله علیهم اجمعین هم  همه اولاد رسول الله بودند همین بود که اگر غریبه ادعای امامت را بکند فرق دارد با کسی که خودش اولاد پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است.

۲۸-                     از فدک تعبیر به قریه شده ونه باغ مثل مکه که ام القری بود وبزرگی ان بحدی بود که میگفتند محصول ان قد کل محصول کوفه وبصره بود با اینکه اقای خوئی از کوفه بعنوان بلاد کبیره نام می برد

۲۹-                     یکی از وجوهی که شاید به خاطر ان حضرت فدک را خواستند همین مال بود الناس مالو الی من عنده مال حتی عمر به ابوبکر گفت  ان ابابکر  لما ولی قال له عمر ان الناس عبید هذه الدنیا، مردم دنیا پرستند،  ولایریدون غیرها، فامنع عن علی واهل بیته الخمس والفیئ وفدکا  حواست جمع باشد، فدک را خمس را، خمس غنائم جنگی را وفیء را که مال پیغمبر است اینها را به علی و بچه هایش را ندهی، فان شیعته اذا علموا ذلک .. وقتی شیعیان امیرالمومنین علیه السلام بدانند که  جیب امیر المومنین خالی است، دست علی چیزی نیست، بری پیشش فایده نداره،؛ ترکوا علیا واقبلوا الیک، روی به تو می اورند، رغبه فی الدنیا و محاماه علیها ، ففعل ابوبکر ذلک وصرف عنم جمیع ذلک،.

۳۰-                     عمر سیاست مدار پشت پرده بود که  اگر ابوبکر بیشتر از دوسال عمر میکرد او او را هم میکشت.. اما اینکه او را جلو انداخت چون مقبولیت اجتماعی بیشتری داشت.

۳۱-                     یکی از دلایل حقانیت شیعه همین خمس است؛ چون اگر در زمان پیامبر خمس ارباح مکاسب بیان میشد خلفا ان را هم میگرفتند ودیگر منبع مالی برای شیعه باقی نمی ماند

۳۲-                     چطور ابوبکر به باقی اموالی که دست بقیه بود گیر نداد وانها را پس نگرفت، وفقط دست روی فدک گذاشت؟

۳۳-                     این حرف که بعضی در قم گفتند که این فدک مال حکومت اسلامی بوده کلام ابوبکر است که گفت ه ان فاطمه سلام الله علیها جائت الی ابی بکر وقالت ان ام ایمن تشهد لی ان رسول الله صلی الله علیه واله وسلم، اعطائی فدکا، فاعتذر الیها ابوبکر، وقال ان هذا المال لم یکن للنبی، وانما کان مالا من اموال المسلمین، یحمل النبی به الرجال؛  وینفقه فی سبیل الله؛ فلما توفی رسول الله صلی الله علیه واله وسلم، ولیته کما یلیه یعنی اصلا منکر شد که این مال مال پیغمبر نبوده

۳۴-                     این کلام خودش معارض با کلام خود ابوبکر است که ان الانبیا لایورثون

۳۵-                     اگر این مال مال حکومت اسلامی است چرا معاویه در زمان خودش تقسیم کرد بین سه نفر وان هم پولدار

۳۶-                     فدک در واقع ان مرکز اصلی ومنبع حکومت اسلامی بوده غیر از اینکه شمشیر دولبه بوده؛ هم  دست امیرالمومنین را خالی پر میکرده و هم دست اینها را پر میکرده.

۳۷-                     این را هم باید گفت که اگر این کار اشتباه است چه داعی داشت حضرت زهرا سلام الله علیها که در اولین روزهای خلافتی که وانفسا وانفسا بود چرا حضرت تحمل نکرد؟ با اینکه امیرالمومنین بیعت نکرد چون فرمود میترسم خونهای مسلمین ریخته شود واین مصیبت اعظم است که من خلافت را بگیرم، ولی در عین حال حضرت زهرا سلام الله علیها این کار را نکرد.. ولذا نباید گفت کسی بر خلاف سیره اهل بیت کار میکند.. این خودش خیلی مهم است که صولت مطلب باید بشکند اگر این مطلب صاف صاف است  چرا حضرت این کار را کرد.. که در تاریخ یک علامت سوال بگذارد.. اینکه الان ما باید چکار کنیم این مساله نظری است .. یک عالمی میگوید الان کیان تشیع دارد از بین میرود وباید گفت ویکی هم مثلا میگوید نباید بگوئیم.. با اینکه من این را قبول ندارم در بیان عقائد و تئوری دین هیچ وقت ائمه علیهم السلام ساکت نبودند.. من همیشه میگویم که این روایات بحار سه جلد مطاعن  غیر از ان روایات متفرقه کی گفت؟ در همان فضای اختناق هم به ما رسیده.

      خلاصه جلسات سوم وچهارم وپنجم:

۱ _ طبق روایات حضرت زهرا سلام الله علیها در  خانه ام ایمن تشریف داشتند که جبرائیل بر پیامبر نازل شد و به حضرت عرض کرد برویم تا با بالهایم حدود فدک را ترسیم کنم وپیامبر ام ایمن وام سلمه را شاهد گرفتند که من فدک را به حضرت صدیقه سلام الله علیها بخشیدم.

۲- در مقابل حضرت بینه اوردند  ..ام ایمن شهادت داد که من خودم از رسول الله شنیدم که ان را بخشید به فاطمه  وایا فاطمه که پیامبر فرمود سیده نساء اهل الجنه است چیزی را میخواهد که مال او نیست؟  وهمچنین پیامبر به من فرمود تو از زنان بهشتی. عمر گفت این اباطیل را کنار بگذار.. سپس ام ایمن ان داستان جبرائیل را تعریف کرد.

۳- ابابکر وعمر با هم در ان جلسه بودند وبینه حضرت را قبول نکردند سپس حضرت فرمود خدایا شاهد باش که این دو به دختر پیامبرت ظلم کردند فاشدد وطئتک علیهما.

۴ – امیرالمومنین علیه السلام به حضرت فرمودند پیش ابوبکر تنها برو فانه ارق من الاخر. و پس از صحبت با او ابوبکر قبول کرد وان را به حضرت داد و کتابی نوشت.

۵- حضرت که بیرون تشریف می اورد عمر او را دید و به او گفت این کتاب چیست که در دست توست؛ حضرت فرمود ابوبکر این کتاب را نوشته که فدک را به من برگردانند.. عمر گفت ان را به من برگردان.. حضرت اباء فرمودند سپس با لگد ضربه ای به حضرت زد که روایت میگوید صدای شکسته شدن استخوان حضرت در گوشها پیچید ومحسن سقط شد.

۶-  ابوبکر این کار را ۱۰ روز بعد از شهادت پیامبر کرده اند در حالی که بیعت او از مردم بعد از این زمان اتفاق افتاده سوال این است که در ان زمان ابابکر هنوز کاره ای نبوده مگر او مدعی العموم است که این کار را کرده؟ اگر هم بیعت کرده بودند هنوز عمومی نشده بود.

۷-اگر حاکم شرع مالی را به کسی داده ؛ حاکم بعدی چه حقی دارد که ان را بگیرد یا مطالبه بکند؟ ید اماره ملکیت است؛ والا هر حکومتی امد میتواند دست به  اموال مردم بزند..بله یک وقت مدعی دارد یا قرائن وشواهدی هست بله.. ولی بخودی خود نمیتتواند چنین کاری بکند. بلکه اصلا ید اماره ملکیت است نزد همه ملتهای جهان. والا همه مردم جهان هر روز باید در دادگاه باشند.  حتی قسم هم نباید بخورد فضلا عن البینه. چون بینه و قسم مال جایی است که نزاع باشد وخواهان داشته باشد ولی وقتی کسی چیزی نگفته حاکم به چه مناسبت میتواند دخالت کند در اموال مردم؟

۸- اگر شخصی امد وگفت این خانه ایا مال شماست؟ گفتم نه گفت بینه بیاور.. ومن نداشتم ؛ حکم کردن یک مطلب است ؛ مالی را از یک شخصی گرفتن مطلب دیگری است؛ چون تصرف شما هم دلیل میخواهد… فوقش من هم نمیتوانم تصرف کنم ولی دلیل شما چیست که تحت تصرف شما باشد؟ خب شاید مجهول المالک باشد، شاید مال فقرا باشد؛ شاید مال کسی دیگر باشد، قاضی چه حقی دارد ان را خودش تصرف کند؟  این که هبه هم نکرده دلیل میخواهد باید به استصحابی چیزی تمسک کند..ابوبکر در این روایات هیچ دلیلی ذکر نکرده.اگر استصحاب هم هست ید بر ان مقدم است همه گفتند که مقدم است.

۹- حضرت فرمود من ید دارم؛ ید که مطالبه بینه نمیشود؛ حضرت فرمود من غله این فدک را میخوردم در زمانی که پیامبر زنده بوده اند ..قالا: بلی.. قالا: لانها فیء للمسلمین.. فان قامت بینه والا لم نمضها.. قالت لهما: والناس حولهما یسمعون.. افتریدان ان تردا ما صنع رسول الله و حکمی که پیامبر در سایر مسلمین حکم نکرده میخواهید در حق من انجام دهید؟

قالت: اگر یک چیزی دست مسلمین باشد ومن ان را ادعا کنم شما از چه کسی بینه میخواهید؟ گفتند از شما.. بعد فرمود: خب اگر مسلمین بیایند انچه دست من است را ادعا کنند از چه کسی میخواهید؟ فغضب عمر فقال ان هذا فیئ للمسلمین وارضهم وهی تاکل غلتها .. گفت من کاری ندارم به این حرفا..

۱۰-بر فرض حضرت مدعی است؛ بر چه اساسی ابوبکر میگوید بینه بیاور؟ در روایات عدیده هست که حتی خود ابوبکر میگوید والله انک صدقت.. هیچکس به حضرت نسبت دروغ واتهام را نداده..انما یرید الله لیذهب عنک الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا….همه گفته اند که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در این ایه هست…وعلم قاضی در اینگونه موارد همه گفته اند که حجت است چون نص ایه شریفه است که علم حسی است ونه حدسی.

۱۱- حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها فرمود مگر شما نشنیدید که پدرم فرمود فاطمه سیده نساء اهل الجنه خب چنین شخصی ادعا میکند ک ه مال مسلمانها مال من است؟ فاطمه بضعه منی فقد اذاها فقد اذانی رضاها رضایی..خب همین یکی بس است.. اصلا همه کتب را اتش بزنند.. این جمله که رضای خدا ملازم رضای حضرت است این با غیر مقام عصمت جور در نمی اید ؛ حتی عصمت از خطا؛ والا رضای او رضای خدا نخواهد بود. والا بر چه اساسی خدا ناراحت بشود اگر حضرت خلاف گفته باشد وکسی به او تذکر بدهد…

۱۲- ان قلت: من اذی مومنا فقد اذی الله …یا فلیاذن بحرب من اذی مومنا قلت: تعلیق الوصف مشعر بالعلیه یعنی کسی که مومن را بعنوان مومن اذیت کند ولی در ان روایت رضایت بر شخص  ملازم شده. والا رضای فاطمه با رضای بقیه فرقی ندارد ولغو است. واین حدیث را عامه هم نقل کرده اندو مختص خاصه نیست.

۱۳- این که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها اشتباه میکند اصلا در کلمات ابوبکر نیست. اگر اشتباه میکند این حرف عمر که شهادت امیرالمومنین مقبول نیست چون یجر نفعا درست نیست؛ چون این یجر نفعا  در عمد است ونه اشتباه.

۱۴- در قضیه فدک حسنین سلام الله علیهما هم شهادت دادند با اینکه  انها هم جزو ایه تطهیر بودند

۱۵- اگر دلالت ایه تطهیر بر عصمت تمام باشد بلا اشکال ابوبکر وعمر کافرند.

۱۶- کلماتی که در ایه باید بحث کرد ..انما.. یرید…اهل البیت.. رجس… ۷۰ روایت در اینکه اهل البیت اصحاب کسا هستند وارد شده که ۴۰ تا از اینها از طرق عامه است.؛ کم ..اگر مختص زنان پیامبر باشد باید کن باشد..قرائت بعضی از روایات باب.

۱۷ –  اینکه نساء نبی داخلند در ایه یا نه به بحث ما لطمه نمیزند وقطعا کفر ان دو ثابت میشود ..اما اینکه انها داخلند به دو دلیل خیر؛ اگر داخلند چرا که هیچ کس از علما نگفته وفقط عکرمه گفته.. وثانیا ۷۰ یا چهل تا روایت منحصر میکند ودر مقام تحدید است.. الله هولاء اهل بیتی .. اتفاقا اکثر این روایات هم خانه زوجات بوده؛ یکی از اینها ندارد که اینها را هم زیر عبا داخل کرده باشد یا به انها گفته باشد شما هم هستید…

۱۸-  بهترین کتابی که در باره این ایه دیدم لمحات ایت الله صافی است که همین اواخر نوشته.

۱۹-  نسبت به کلمه رجس.. در لغت بمعنای قذر معنا شده.. ولی هم کتاب مجمع البحرین وهم نهایه ابن اثیر  وبقیه.. قذارت فقط مقصود قذارت ظاهری نیست..چون در ایات متعدد امده  مثلا فزادتم رجسا علی رجس.. یا ایات دیگر.قطعا قذارت معنوی درش هست والا در قذارت ظاهری فرقی بین امیر المومنین وبقیه نیست.. ولذا قطعا قذارت معنوی را میگیرد

۲۰-  عمر قطعا کافر است دلیل: امیرالمومنین به عمر فرمود اگر کسی ادعا کند که حضرت زهرا سلام الله علیها کار بدی انجام داده وبینه قائم شد ایا تو قبول میکنی عمر عرض کرد بله .. امیرالمومنین فرمود پس تو قران را قبول نداری.. این رد نص قران است. ولذا کفر او کالشمس فی رابعه النهار است. مخصوصا بعد از اینکه حضرت برایش توضیح داد  ولذا اگر هم جاهل بوده  بعدش که فهمیده.

۲۱-  کلمه انما را هم همه گفتند دال بر حصر است وکسی مناقشه در این جهت نکرده.

۲۲- کلمه یرید.. ایا به معنای اراده تشریعی است یا تکوینی؟ خب اراده تشریعی از دیگران هم هست ولذا حصر بی معنا میشود.

۲۳- بعضی گفته اند ان تقوای شدید.. یعنی یک خصوصیاتی که اینها مازاد بر دیگران باید داشته باشند.. اولا: خصوصیات غیر دیگران کسی ادعا نکرده که انها تکلیف مازاد دارند بله فقط نسبت به پیامبر فرموده اند… خب مکروهات ومستحبات هم که برای همه هست  وثانیا اینها رجس هم نیست.

۲۴- یک تدقیقی ایت الله صافی در این اراده از قول ایت الله بروجردی نقل میکند که  نظر خاصی داشته, گفته بعضی از اراده های تشریعی همراه اراد های تکوینی است؛ وبعضی نیست… تعبیر میکند از قول اقای بروجردی به نام اراده جدی.. میگوید این تکلیف عباد به چه معناست.. خب این نیست چون از عصاه ممکن نیست بعد فرموده تکالیف دو قسمند یک : صوری دو: حقیقی.. تکلیف صوری ان است که خدا اراده جدی ندارد چون میداند این را انجام نمیدهد.. این فقط بغرض اتمام حجت جعل میشود.. رسلا مبشرین ومنذرین.. لئلا یکون علی الناس حجه بل لله الحجه البالغه… یا لیهلک من هلک عن بینه ووو اما تکالیف حقیقی مساوی است با عصمت… یعنی این قطعا انجام میدهد پس عصمت دارد… بعد میگوید این از اوتاد هم هست و مختص اهل بیت نیست..

۲۵-  اینکه لازمه اش هم جبر بشود در جای خودش بحث شده وبعدا هم خواهد امد ..در دعای ندبه هم هست.. بعد ان شرطت علیهم الزهد فی هذه الدنیا الدنیه .. فعلمت منهم الوفاء.. در بحث عالم ذر هست که ارواح را که خلق کرد اولین روحی که تسلیم شد روح خاتم الانبیاء بود ..واگر بخواهد سنی اشکال کند اشکال مشترک الورود است در خود پیامبر صلی الله علیه والم وسلم.

۲۶- چطور شد کسی اگر به عائشه حرف بزند میگویید که چرا به ناموس پیامبر چیزی گفتید؛ خب سوال ما این است که ایا حضرت زهرا سلام الله علیها ناموس پیامبر صلی الله علیه واله وسلم نبود که اینگونه جلوی او ایستادند وعمر گفت اگر بینه قائم بشود بر او من حدش میزنم.

۲۷- جواب به اقای بروجردی این که خداوند اراده کرده عبد به اختیار خود انجام دهد این یا قید مراد است یا قید اراده.. اگر قید مراد است پس اراده قید هم کرده و این جبر است واگر قید اراده است این هم لغو است جون تکلیف نمیتواند مقید بشود به اراده عبد  این امر میکند که او اراده بکند .. اما حرف اقا ضیا این نیست اگر اراده بکنی بعث نیست.. خیر باید اراده کنی اگر مطیع هستی واطاعت عقل از خدا که دیگر دست خودش نیست. باید اطاعت کند.

۲۸- اولی الامر.. چه کسی هستند.. قول اول: امراء وسلاطین قول دوم: اجماع مسلمانها که فخر رازی میگوید… قول سوم: ائمه علیهم السلام..قول چهارم: خالد بن ولید… قول پنجم : خلفاء راشدین…وو خب این ایه وقتی نازل شده پیامبر صلی الله علیه واله وسلم  خب مردم نباید سوال میکردند که اینها کی هستند  چون معلوم است که واضح نبوده… وهیچ روایتی هم طبری وفخر رازی هم ذکر نکرده اند . ولی در مجامع روایی ما روایات عدیده ای ذکر کرده  که اینها فقط ائمه علیهم السلام هستند. واینکه عامه نقل نکرده اند قطعا خیانت کرده اند چون اگر واضح است چرا انقدر اختلاف کرده اندو اگر واضح نبوده چطور میشود هیچکس سوال نکرده؟ پس نشان میدهد ترسیده اند حتی یک روایت ضعیف هم نقل کنند

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *