اصول جلسه ۳۶۱ ثمرة‌ المسالة چهارشنبه ۱۱ مهر ۹۷

المقصد الأول الأوامر، فصل في مسألة الضد، ثمرة‌ المسالة

کلیپ صوتی

فایل صوتی جلسه

متن

دانلود متن جلسه

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه ۹۷/۷/۱۱ (جلسه ۳۶۱)

 

کلام در این بود که امر به شی مقتضی نهی از ضد  خاص هست ثمره دارد یا نه؟

آخوند این ثمره را ذکر کرد که اگر امر به شی مقتضی نهی از ضد باشد این عبادت فاسد می شود ،عبادت مزاحم فاسد می شود، اگر مقتضی نهی از ضد نباشد این عبادت صحیح است .

شیخ بهایی اشکال کرد که خلاصه عبادت امر میخواد، درسته امر به شی  مقتضی نهی از ضد نیست ولی این ضد که امر ندارد چون  اگر امر داشته باشد میشود امر به ضدین، و امر به ضدین که قبیح است، خب نهی ندارد، ولی امر که ندارد.

عرض کردیم در دو مقام باید بحث کنیم:

یکی اینکه یک واجب موسعی با یک واجب مضیقی تزاحم دارد، بعضی از افراد این واجب موسع، این بعضی از این افراد را می‌شود به داعی امر آورد یا نه؟

محقق ثانی ومیرزا حبیب اله فرمودند می شود، اقای نایینی اشکال کرد. خب اینا بحثش تمام شد و گفتیم که نه، می شود این را به داعی امر آورد، اشکال هم ندارد.

حالا اشکال ثانی به شیخ بهایی این است که کی گفته عبادت امر می خواد؟ عبادت دو چیز درش معتبر است:

یکی قصد قربت

یکی ملاک

اگر چنانچه بتواند این را به خاطر خدا بیاره وملاک داشته باشد عبادت صحیح است و لو قطعا امر نداشته باشد. خب این کسی که ساعت سه بعد از ظهر وارد مسجد شده و دیده که مسجد نجس شده و ازاله نکرد، نماز خواند، حرف  این است که این صلات ساعت سه صحیح ا ست و لو امر نداشته باشد چون در عبادت قصد قربت کافی است و این می تواند قصد قربت کند ، و ملاک هم دارد.

این اشکال سه تا درش مقدمه است:

یکی اینکه در عبادت قصد قربت کافی است

دو: بدون امر می شود قصد قربت کرد.

سه: این صلات مزاحم ملاک دارد.

اینکه در عبادت قصد قربت منحصر نیست در قصد امر وبه هر نحوی محقق شود کافی است، و قصد قربت مصادیقی دارد، یکی اش قصد  امر است، یکی اش قصد محبوبیت است یکی اش اینکه اصلا کسی میگه من میخوام عبادت کنم تا مردم منو دوستم داشته باشند، این با ریا فرق می کند . چون میگه به خاطر اینکه من اگر عبادت کنم، متدین باشم، خداوند محبت انسان متدین را در دل مومنین زیاد می کند خب خود این عبادت است. یک کسی میگه چرا اصلا نماز می خوانی؟  میگه اصلا نماز نخوانی عمر آدم بی برکت میشود.

به خاطر این نماز می خوانم این هم کافی است چون عقیده اش این است که خداوندکسی را که نماز بخواند را دارای عمر و کسی که نخواند بی برکت می کند به هر نحوی که عمل مضاف به خداوند بشود حالا یکی از اضافه های به خداوند این است که دوست دارد، حالا من چون دوست داره میارم. این می‌شود قصد قربت، قصد امر لازم نیست، اینکه قصد محبوبیت می کند، و اینکه ملاک دارد و خداوند دوست دارد همین کافی است.

خب این نسبت به مقدمه اول که چرا در قصد قربت فقط قصد امر نیست انواع  و اقسامی دارد.

اما اینکه در مقام می شود قصد قربت کرد . قصد قربت لبّش یک کلمه است: این عمل را خداوند فعلش را از ترکش بیشتر دوست دارد یا نه؟ هر جایی که فعل از ترک اولویت داشت این قصد قربت متمشّی می شود خب کسی که وارد مسجد شده می بیند مسجد نجس  شده نمی خواد ازاله کند خب این چه اشکال دارد که میگه خداوند قطعا اگر من بهش بگم نمی خوام ازاله کنم میخوام برم بخوابم میگه نماز بخوانی بهتر از خوابیدن است دیگه.  پس نماز از ترک نماز برای کسی که نمی خواد ازاله کند قطعا احبّ است.

ش. از کجا معلوم الان که سنی ها که عبادت  می کنند روایت می فرماید خدا بدش می آید از این عبادتشان.

ا. خب خودت می گی روایت دیگه ، چون روایت دارد .

ش. فرقی ندارد

ا. اگر روایت ….

ش. روایت میگه عبادت بخورد  توی کله ات.

ا. اگر روایت نمی داشت…. اگر خدا بفرماید نماز محبوب من است اینکه این نماز فعلش از ترکش بهتر ا ست روایت دارد که انّ اله شانء لاعماله) ولی این که روایت ندارد، اونم اگر روایت نداشت …

ش. محتمل نبود؟

ا.نه. من بخوام ازاله نکنم حالا برم بخوابم یا ازاله کنم؟ بگه بری بخوابی بهتر از نماز خواندن است.

این مثل بعضی که میگن طرف ربا می خورد و بعد مجلس عزای امام حسین (ع) میگیرد. خب این بی عقل است گویند ه این حرف. خب کسی که ربا می خورد و مجلس هم میگیرد بهتراست به مراتب از کسی که ربا میخورد به مجلس امام هم نمی رود، خب ان الحسنات یذهبن السیئات) کسی میگه من روزه حال ندارم ولی نماز می خوانم خب خداپدرت را بیامرزه. این بهتر ا ز این است که انسان روزه اش را هم ترک کند.

چون  اعمال به هم وابسته نیست، بله، یک جایی دلیل داریم وگرنه اگر دلیل نداشته باشیم این در قصد قربت کافی بود.

اما مقدمه سوم : از کجا می گید ا ین صلات محبوب  خداست و ملاک دارد؟ خب شاید ملا ک نداشته باشد. چند راه برای کشف ملاک ذکر شده:

یک راه کشف ملاک این ا ست که گفتند این فرد مزاحم نسبت به فرد غیر مزاحم چه فرق میکند؟ فرد غیر مزاحم گناه نمی کند ولی اینجا مستلزم یک گناهی هم هست ولی چه فرقی می کند؟ قدرت همیشه شرط استیفاء ملاک است ،دخیل درملاک نیست. خب ا ین به این مقدار که مرحوم آخوندو دیگران فرمودن به این مقدار مناقشه ش واضح است، ملاکات در احکام شرعی با ملاکات در نزد مردم فرق می کند، الان کسی بگه نماز صبح را بلند بخوان، آهسته بخوان، میگه بلند یا آهسته خواندن چه دخلی در ملاک دارد؟ عرف نمی فهمد. اما او که عالم به تمام اسرار عالم است او می داند.الان اگر این فرش یک قطره یا اصلا یک لیوان بچه شیرخواره پسر که غذا خور نشده بول کرد، خب یک خورده آب روش بگیر و لو غسل هم نشود، جری هم نشود، چون مقوم غسل، جری است، فقط یک لیوان بریز روی فرش، عصر هم نکند، این پاک می شود اما اگر یک قطره از این بول بچه توی یک بشکه آب دویست لیتری ریخته بشود بعد از آن بشکه یک قطره آب روی فرش ریخته بشه میگه این فرش نجس است باید بشوری با شیلنگ هم یک ساعت روش آب بگیری فایده ندارد، باید عصر بکنی، آبش را بگیری، میگه اون یک لیوان بول کرده روش بچه، این یک قطره از آن یک لیوان توی یک بشکه دویست لیتری باز یک قطره از آن بشکه روی فرش ریخته ؟؟

ما که نمیفهمیم ملاکات احکام را. خدا همانطوری که تکوینش با عقل بشر جور در نمیاد تشریعش هم با عقل بشر جور در نمیاد.اصلا یکی از مهم ترین معجزات پیامبر(ص) همین است که اگر معمولا کسی یک چیزی از خودش بگه معمولا یک چیزی میگه که با عقل جور در میاد که مردم بپسندند بعد سخت نمی گیرد، این که طرف بگه یک انگشت ده شتر، دو انگشت بیست شتر، سه انگشت سی شتر، چهار انگشت 20 شتر، یا این مثالی که عرض کردم. یا زن نمازش را آهسته بخواند، مرد نمازش را بلند بخواند، یا مثلا وضو میخواد بگیرد این از بالا آب را بریزد یا از پایین بریزد، مسح را این مقدار بکشد ، با همان آب بکشد، آب دیگه قاطی نشه.

ش. کل ما حکم به العقل حکم به الشرع یک چیز پا در هوایی است یا محل هم دارد؟

ا. کل ما حکم.. .. درست است اونی که عقل حکم کند.

ش. دو طرف را میگم: هم حکم به العقل و  هم حکم به الشرع.

ا. خب معروف که البته رب شهرة لا اصل لها، این دو طرفش غلط است اما این فرمایش شما با عرض ما منافات ندارد . کل ما حکم به العقل حکم به الشرع یعنی اگر یک جایی عقل فهمید حکم کرد به حسن، شرع هم حکم می کند به وجوب، ما که نمی گیم اگر جایی عقل حکم کرد، اما اگر جایی عقل نفهمید.

ش. عرض ما این است که کل ….

ا.حکم به ا لشرع هم درست است. اینکه عقل میگه خدا حکیم ا ست کار غیر حسن انجام نمی دهد و لو من وجه حسنش را نمی فهمم ، الان وقتی شیخ انصاری میگه مباحثات را از دوازده تا دو بذارید، میگه این ساعت همه چرت می زنند ولی اینا را که ما متوجه می شیم شیخ ا نصاری حتما یک چیزی می داند پس او با تجربه ای که دارد لا بد یک نکته ای هست که ما متوجه نمی شیم.

عقل این حکم اجمالی را دارد که خدا کار غیر حسن و بیهوده انجام نمی دهد اما اگر بپرسی وجه حسنش چیه؟ مثل این که الان  از طرف بپرسی مرجع اعلم گفته نماز این طوری بخوان میگه خب دلیلش چیه؟ میگه من دلیلش را نمی دانم ولی این مقدار می دانم که مرجع اعلم بی جهت حرف نمی زند.

لذا ما ملاکات را نمی دانیم . ملاکات دست ما نیست ویکی از اشتباهات اهل علم همین شده که میخوان بگن ما بریم مطالعه کنیم ، ملاکات را بفهمیم به مردم تفهیم کنیم تا اوقع فی النفوس باشد. هر کسی این کار را بکند قطعا به بن بست می رسد اصلا عظمت دین در  این است که خدا میخواسته بفهمد فضول کیه. مگر خودش بلد نبوده که بگه نماز بخوانید بلند به خاطر این . دین اسلام دینی نیست که علت احکام را بیان کند.

ش. پس چرا این همه در روایات علت احکام آمده؟

ا. اولا این همه در روایات آمده، خب اونی که آمده خب آمده ،ولی اونی که نیامده چی؟ بعضی را فرموده: ان اله سکت عن اشیاء لم یسکت عنها نسیانا، اونی که فرموده ما هم عرض می کنیم اونی که نفرموده ما نمی دانیم.

ش. مذاق جامعه الان این طور نیست دنبال فلسفه احکام است.

ا. ما باید مذاق خدا را به دست بیاریم یک وقتی به مرحوم تبریزی عرض کردم که طرف یک میلیارد بدهکار می شود خب نمی دهد، خب این وجوهات هم که انحلالی است خب وقتی این نمی دهد بگیم 500 میلیونش را بده 500 میلیونش رامی بخشیم فرمود ما چه حقی داریم. من الان می فهمم که علمای سابق چقدر می فهمیدند؟؟!!

خب حجاب این است که پوشیه زده شود اگر یک نادانی میاد این را جا به جا می کند که جامعه بپسندد خب نتیجه ش این می شود که ما می بینیم. مگر خدا خودش بلد نبود بفرماید زن هم بره سخنرانی کند؟؟ مگر بلد نبود که بگه زن هم بره درس بخواند. یک روزی میگفتند اگر زن نرود درس نخواند همین ناموس شما کی عمل کند؟ مرد بره سزارین کند؟ این آخوند عوام ساده میگفت راست میگی. آقا دختر شما را یک جوان چیز بره درس بده؟؟ حالا الان کار به جایی میرسد که مهندس معدن زن است. میرود در تونل با یک مرد این قدر تاریک است که خودش را هم نمی بیند تا چه رسد به روبروییش، الان نظام مهندسی زنهای مهندسش چند برابر مردهاست میاد طبقه اپارتمان می سازد طبقه هشتم میترسه بره بالا میلگردها را بشمارد. من خودم رفتم در جامعه الصادق (ع) میدان ولی عصر (عج) اقای زمردیان بود کارش مسجد سازی بود، بعد دیدم دو منشی دختر جوان دارد. گفتم خدایا اینجا آلموتور بند است همه از سمت اردبیل و …هستن زنهاشونو نمی بینند ،آقا کی با تو تماس میگیرد که منشی ات زن است؟؟ مگر تو مراجعه کننده ی زن داری؟خب نتیجه همین می شود. آدم وارد مسجد می شود شیشه شفاف زدند که قسمت زنها دیده بشود. خب ما که ملاکات احکام را نمی فهمیم ، خب مردم دین ندارند خب نداشته باشند؟ مگر ما حق داریم دین را قیچی کنیم که مردم متدین بشوند. پس اگر این طوری بود باید مولانا امیر المومنین (ع) باید کنار می اومد اصلا نستجیر بالله زبانم لال، اولین اشتباه را خود خدا و پیامبر (ص) کردند چون اگر این همه اصرار روی ولایت امیر المومنین (ع) نداشتند، خدا می فرمود به مردم بگید خودتان یک نفر پیدا کنید مسئول شما باشد دموکراسی باشد، و … وقتی که پیامبر(ص)سه مرتبه به جیرییل می فرماید سلام مرا به خدا برسان، عرضه بدار که بگذر من نمی توانم علی (ع) را مطرح کنم. نه اینکه پیامبر (ص) از زیر تکلیف شانه خالی کند میخواسته بشریت فردا نگن میخواسته پسر عمویش را جاش بذاره. خب ما چه میدانیم ؟ خب مردم زیر بار نمی رن. خب نرن. حالا که می بینیم میگیم آها الان فهمیدم.ا ین معنای علم است . اینکه غیر معصوم حق حرف زدن ندارد به خاطر همین است. این که ما حق نداریم دین را عوض کنیم علتش همین است آقا! وجوهاتت 15 میلیون است میدهی ؟ میگه یک قرانش را کم کن. میگه من خیلی منت سرت بذارم حقیقتا تا 15 میلیارد دو هزارش کم است من راسته میکنم بشه 15 میلیارد که دو هزار هم اضافه بدی. اما اینکه کم بدی نه، اقا وجوهات را باید بدی به اعلم ، اقا او میگیره چه میدانم الواتی می کند؟ به تو چه؟ تو بده کار نداشته باش. فردای قیامت باید او جواب بده. ما که حق نداریم از خودمان دین را قیچی کنیم . این همه روایاتی که در باب تسلیم آمده . امروز قطعا دین از بین رفته و قطعا دو سه سال دیگه نرسد یک ذره هم از این دین ،همینی هم که هست نخواهد بود، همه ش هم مقصر روحانیت است و علما که قیچی می کند .نه ، به ما چه مربوط است؟

مولا امیر المومنین (ع) وقتی دید گوش به حرفش نمی دهند مگر کوتاه آمد؟ خب رفت توی خونه نشست مگر ایمه (ع) کدامشان کوتاه آمد؟ رفتن توی خانه نشستن. مگر بلدنبود علی (ع) اصلا خود پیامبر (ص) ابوبکر و عمر را صدا می کرد می فرمود بیاید اینجا، حالا این ولی شما یک خورده مراعات دین را بکنید من هم هیچی نمی گم بیاید مصالحه کنیم. مگر نمی توانست بفرماید؟ مگر نستجیرباله عقل ما می رسد و عقل او نمی رسد؟ اینا بازی است و دین نیست. جوابش هم فردای قیامت باید بدهیم . حالا چون چهارشنبه است بذار این حرفم بزنم چون دلم نمی خواد غیر از مباحث اصولی حرفی بزنم.

امروز عرض من طلبه به رفقام این است که آینده حوزه دست شماهاست یک کاری نکنید که بیشتر از این نزد امام زمان  (عج) شرمنده بشیم.

خب این ملاک را از کجا بفهمیم ؟ بعضی ها این فرمایش اخوندرا یک توجیه تقریبا سر و صورت داری کردند. آن توجیه این است که  فرمودند آقا! در سیره عقلا توی عرف موالی وعبید ، معمولا قدرت شرط استیفا است مزاحمت فرد را ملاکش را از بین نمی برد. الان جنابعالی موسم حج، کسی بگه زیارت امام حسین (ع) روز عرفه ملاک نداره؟ میگه چرا. دارد. میگه من نمی توانم چون خدا حج را واجب کرده منم که نمی توانم روز عرفه هم وقوف را انجام بدم هم تو کربلا باشم و عقلا چطوری که بین موالی و عبید خودشان این طوری است دستورات الهی واحکام خدا را مثل همین میارن وتنظیم می کنند همین معامله ا ی که با فرامین خودشان انجام میدهند همین را با دستورات خدا هم انجام میدهند این سیره عقلاست و سیره هم که ردع نشده .

این سیره که ردع نشده متاسفانه یکی از چیزهایی که امروزه مستمسک قرار گرفته و معمولا دین را منحرف می کنند به همین سیره و مذاق شارع و ..  چه میدانم عقل این را نمی پسندد.

سیره ای حجت است که فقط در زمان امام (ع) باشد این اولا

و آن سیره را شارع هم ردع نکرده باشد ثانیا

و آن سیره مطابق احتیاط هم نباشد چون ا گر مطابق احتیاط باشد خب الان کسی وارد مسجدی می شود می بیند مردم بعد از نما ز با هم مصافحه می کنند یک آخوند کج فکر و کج سلیقه ای هم داد می زند که مصافحه دلیل ندارد خب بی عقل! حالا واقعا همه جای مردم درست شده به این مصافحه گیر میدی؟! خب بذار مصافحه کنند. اتفاقا این کار خوبی است چون این شعار شیعه است چون من در عامه ندیدم این کار را بکنند.

مرحوم استاد تبریزی که به این اشکال می کرد آخر سر دید که… فقیه باید خیلی هم علمیا قوی باشد و هم نور الهی در سرش باشد و گرنه اگر نور الهی نباشدخودش و دین و مردم را همه را به جهنم میبره. بعد آخر سر گفتند اصلا این مستحب است چون در روایت دارد اگر یک حائلی این ور درخت رفتی ان ور درخت ، فاصله شد خب خوداین نماز این وسط حائل است قبل از نماز امدی مصافحه کردی حائل است خب حالا، این کار را انجام میدهند ما چه کار کنیم؟

پس باید سیره در زمان معصوم باشد

دو در مرأی و منظر  امام باشد

سه مطابق احتیاط نباشد

این سیره حجت نیست ما در بحث حجیت سیره گفتیم این حجیت سیره از مندراوردی هاست ولی حالا باشد با این سه شرط خب کجا در زمان امام کسی میامده ساعت سه در مسجد نماز می خوانده ، مسجد نجس بوده بعد ازاله نمی کرده و نماز میخوانده بعد می رفته دنبال کار خودش . ممکنه بگی یک نفر ، میگیم یک نفر فایده ندارد . سیره باید باشد یعنی نوع مردم از این کارهابکنند.

لذا این سیره محرز نیست.

ش. تزاحم تکالیف مختص این زمان که نیستش

ا. نگفتم مختص است.

ش. …

ا. اولا اینکه اون طوری که شما می گید یک خورده باید خط کشی بشه.این که شما میگی تزاحم بوده بله جای شبهه نیست اینکه می فرمایید مردم قطعا بعضی از تکالیف را انجام نمی دهند بله جای شبهه نیست اما در همان زمان تکلیف مزاحم را رها می کردند ، دیگری را انجام میدادند از کجا ؟

ش…

ا. الان هم اتفاقا نیست شما یک مورد مثال بزن.

ش. خب طرف مدیون میشه ولی میرود نمازش را می خواند

ا. اولا کجا پیدا می شه ادم متدینی ..طلبکاره بگه نماز نخوان، زود بده پولو و پول هم داره…

ش..

ا. حتی به اندازه نماز … و ا ین هم داشته و این کار را می کند این کو؟

این نیست. اما اینکه فرمودی روایت ندارد اتفاقا روایت هم دارد . لا قربة للنوافل اذا ضرّت بالفرائض مفهومش همین است.

ش. این در مورد نوافل است

ا. میگم مفهومش همین است . مثل لا تقل لهما اف است یعنی معناش این  است که ادم نمی رود نماز واجبش را ترک کند نماز مستحبی را بیاره اونجا هم نمیرود اهم را ترک کند، مهم را بیاره.

ش. این در مستحبات است

ا. میگم مفهوم ا ولویت است

ش. اولویت از کجاش فهمیده می شود؟

ا. واقعا از این نمی فهمی اونی که اهم است انسان انجام میدهد .

ش..

ا. میگم از این نمی فهمی اونی که اهم است را انجام می‌دادند؟ مستحب یعنی دلیلش این است که اهمیت ندارد درمقابل واجب. این هم همان است . مخصوصا در واجب موسع .

این چنین چیزی نیست. این اولا

ثانیا اصلا ما قبول نداریم که سیره بر این است که این میاد .. حتی الان هم میاد موارد شرع هم مثل موارد عرف ا ست. وقتی که مردم احکام رامی بینند .الان کسی آمده هشتاد یا شصت درصد کاراش را که می بینیم چهل درصد میبینیم این با بقیه فرق دارد خب قطعا اونایی را که نمی بینیم نمیگیم این هم مثل بقیه عمل می کند چون میگه مادیدیم چهل درصد کاراش بر خلاف بقیه  است وقتی که استقرا می کند انسان اگر ما ده هزار مسئله شرعی داریم 9 هزار تاش عقل نمی فهمد . حتی 9 هزار و پانصد تاش را عقل نمی فهمد بعد میگه ما ا ون پانصد تا را …میگه این شریعت با عقل بشر…مخصوصا اینکه دین الله لا یصاب بالعقول ،؛ ابعد شیء من عقول الرجال دین الله.

ش..

ا. ظهورات خطاب چون امام (ع) با مردم که صحبت می کند طریقه محاوره اش را …ما هیچ جا نداریم بر خلاف ظهورات صحبت کرده باشند.

ش. این اصلا ظهور ندارد نه اینکه بر خلاف ظهور صحبت کرده باشد.

ا. مگه میشه.

ش..

ا. وقتی ظهور ندارد که اون پنجاه جا بر خلاف ظهور صحبت کند. بله، اگر پانصد جا امام (ع) فرموده : جیء بعد دیدیم مقصودش از جیء برو است نه بیا، خب بله اونجا…

ولی ما یک موردی هم نداریم که این طوری باشد بدون قرینه.

این در مانحن فیه این حرف به این مقدار که همین طور انسان درست کند که بگیم قدرت نه فقط دخیل در ملاک نیست مضافا به اینکه در سیره عقلا هم گاهی همین طور  است. قدرت دخیل در ملاک است .

مثل کسی که الان پو ل ندارد عینک بخرد ولی چشم ش هم ضعیف نیست ، بگه ای خدا اگه من پول داشتم عینک بخرم. خب جبرییل می فرماید عینک میخواستی بخری میخوای سر قبرپدرت بذاری میخوای چه کار؟

اما یک وقت هست نه طرف واقعا چشمش ضعیف است ولی پول ندارد خب اینجا قدرت شرط استیفا است.

جاهایی هم هست که قدرت دخیل در اصل ملاک است . این طور نیست که حتی در میان عقلا…

خب چه بسا مورد مزاحم دیگه ملاک نداشته باشد . لذا مرحوم نایینی برای کشف ملاک راه دوم را ارائه دا ده  و آن اینکه هر خطابی یک مدلول مطابقی دارد یک مدلول التزامی داره: یا ایها الذین آمنوا اقیموا الصلاه مدلول مطابقی اش این ا ست که نماز واجب است مدلول التزامی اش ا ین است که ا ین نماز ملاک دارد چون عقل میگه خداوند که نمی خواد مردم را معطل کند مگه میخوادمعطل کند مردم را ؟ این که امر کرده به نماز قطعا نماز یک مصلحتی دارد و گرنه می فرمود برید موقع نماز کار کنید پول به ایتام بدید بخورند بی دین در بیارن. ادم شب قدر میبینی جوشن کبیر بخوان و… یک جاش نداره که برو توی خیابان فقیری را کمکش کن پس اینا قطعا ملاک دارن.

پس مدلول مطابقی وجوب است. مدلول التزامی ملاک است حالا مدلول مطابقی از حجیت ساقط شد چون مزاحم دارد، قدرت ندارد، ولی مدلول التزامی چرا ساقط بشه؟

به تمسک به ا طلاق مدلول ا لتزامی کشف ملاک میکنیم.

این طور محقق نایینی فرموده درست است یا نه ان شاءالله شنبه.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

برچسب ها

اطلاعیه و مکان دروس

قابل توجه طلاب محترم

با اتمام رسالة فی التقیه از روز دوشنبه 8 اسفند ماه 1401 بعض مسائل مستحدثه تدریس خواهد شد

 

 

اطلاعیه و مکان دروس

مکان و زمان دروس استاد

اصول: ساعت 8 الی 9

فقه: ساعت 9 الی 10

مسجد سلماسی واقع در محله یخچال قاضی و خیابان سلماسی

قبلی
بعدی