اصول جلسه ۷۳۹ التجری چهارشنبه ۲۴ آذر ۴۰۰

المقصد السادس الأمارات‏ (الحجج) مباحث القطع الامر الثاني: التجري حرمة الفعل المتجري به

کلیپ صوتی

فایل صوتی جلسه

متن

دانلود متن جلسه

چهارشنبه 24/9/1400

جلسه 739

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کلّ ساعة ولیّا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتّعه فیها طویلا.

اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.

السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.

اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانیَ والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانة وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامة.

***********************************************************

کلام در این بود که بعضی ها خواستند بگویند که خود اطلاقات ادله اولیه بر حرمت فعل  متجری به دلالت می کند، مثلا لا تشرب الخمر یعنی لا تشرب مقطوع الخمریة یا لا ترد شرب مقطوع الخمریة. مرحوم آقای خوئی ره یک اشکال نقضی کرد و فرمود: اگر کسی یقین پیدا کرد که وقت داخل شده و نماز خواند. بعد إن کشف که وقت داخل نشده، خب اینجا باید مجزی باشد زیرا «اذا زالت الشمس فصل» بدین معناست که «اذا تیقنت بزوال الشمس فصل» و حال آنکه هیچ کس قائل به اجزاء نشده است. حتی کسانی که اجزاء در امر ظاهری را قبول دارند اینجا را قبول نمی کنند زیرا قاطع امری ندارد تا بگوییم «اتیان به این مأمور به از مأمور به واقعی مجزی ست». قاطع یک امر موهومی خیالی دارد.

اما اشکال حلی این است که احکام تابع مصالح و مفاسد هستند. مصلحت در صلاة در وقت است. مفسده در شرب خمر است. شرب مقطوع الخمریة ای که مطابق واقع نباشد مفسده ندارد. ظاهر خطاب بر این می باشد که حکم بر روی خمر رفته است. شرب مقطوع الخمریة که در کار نیست. شما می گویید: «باید متعلق تکلیف مقدور باشد. باید اختیاری باشد». اینها درست می باشد اما نتیجه اش این است که شرب خمری را شارع حرام کرده که مقدور باشد، شرب خمری را حرام کرده که اختیاری باشد. شرب خمر حرام است منتهی نه مطلق شرب خمر، ولو از عاجز، ولو از غیر ملتفت. معنای اینکه تکلیف به مقدور تعلق گرفته و باید متعلق تکلیف امر اختیاری باشد این می باشد که شرب خمر اختیاری حرام شده، نه اراده شرب مقطوع الخمریة ولو این، شرب خمر نباشد زیرا آن مفسده ندارد. این اشکال نقضی و حلی آقای خوئی ره ست. آقای صدر به هر دو اشکال آقای خوئی ره اشکال کرده است. ان شاء الله بعد از تعطیلات متعرض می شوم.

با عرض تسلیت به محضر ولی نعمت جهان هستی، قطب عالم امکان، منجی بشریت، خاتم الاوصیاء مولانا بقیة الله الاعظم عج الله تعالی فرجه الشریف به مناسبت هتک حرمت و گستاخی و زبانم لال زبانم لال صبی که به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام و نه فرزند معصوم ایشان شده است.

این مطلب واقعا یک مصیبتی ست که هر چقدر انسان در عمق این فاجعه و مصیبت فکر می کند، بیشتر عصبانی و ناراحت می شود و اگر غیرتی داشته باشد نمی تواند آن را تحمل کند. وظیفه ی خودم دیدم چند مطلب را در این مورد عرض کنم.

مطلب اول: زواج حضرت شهربانو سلام الله علیها با مولانا ابا عبدالله الحسین علیه السلام هیچ ربطی به مسئله غاصبین خلافت ندارد. اگر کسی در حد شرح امثله سواد داشته باشد این حرف را نمی زند و خود این یکی از نعمت های الهی ست. در روایت ـ قریب به این مضمون ـ دارد که حضرت سلام الله علیه فرمود «حمد و سپاس خداوند سبحان را که دشمنان ما را از احمق ها خلق کرده و آفریده است». اگر انسان بخواهد بی سوادی و عدم علمیت یک نفر را به مردم نشان دهد بهتر از این نمی شد نشان داد.

شبهه ای نیست که اولی، دومی و سومی غاصب خلافت و وصیات بوده اند. عجیب است، اگر شما عامه حرفی در مقابل کتاب الغدیر و صدها کتبی که در راه اثبات حقانیت ولایت مولانا امیر المومنین علیه السلام نوشته، شده دارید خب جواب دهید.

یک کلمه دنیا را ساکت می کند، در روز غدیر، پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن جمعیت را جمع کند و به مردم آن خطبه غراء را بفرماید. اگر مقصود ایشان خلافت نبود، یک جمله باید می فرمود که «مردم اشتباه نکنید، من کاری با خلافت بعد از خود ندارم». نباید پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم امر را بر مردم مشتبه کند. شما یک روایت ضعیف السند ولو جعلی بیاورید که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردم را جمع کرده باشد، نه در حد صد و بیست هزار نفر، نه در حد صد هزار نفر، نه در حد ده هزار نفر، بلکه یک دویستم این جمعیت جمع شده باشند و پیغمبر خدا در میان آنان فرموده باشد «خلیفه بعد از من فلانی ست» یا حداقل فرموده باشد «من برای بعد از خود خلیفه انتخاب نکردم و هر کس این را ادعا کند دروغ گفته است». فکر نمی کنم انسانی باشد که یک جو وجدان داشته باشد و در غصب خلافت اینها شبهه داشته باشد. اگر بر خلاف این می توانید حرف بزنید، خب بگویید. تمام بلندگو های دنیا در دست شماست، چرا چیزی نمی گویید!

شبهه ای نیست که اینها غاصب خلافت بوده اند. حضرت زهرا سلام الله علیها که تمام شما ایشان را قبول دارید، که در مورد ایشان حضرت فرمود «إن الله لیغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها»، واقعا اعتقاد به خلافت اولی داشتند! شما همه صحابه را قبول دارید، آیا پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم صحابی ای مهم تر از مولانا امیر المومنین علیه السلام داشته! ایشان خلافت اولی را قبول داشتند! خود شما روایات زیادی نقل کردید که مولانا امیر المومنین علیه السلام بیعت نمی کرد و ایشان را به زور بردند. حضرت زهرا سلام الله علیها بر آنها غضب کرد و از دست آنان ناراحت بود. حضرت سلمان، حضرت ابوذر اعتقاد به خلاف اولی داشتند! در یک روایتی خود ابن ابو قحافه در نامه ای به پدرش می نویسد «مردم من را انتخاب کردند و اکنون من جانشین پیغمبر هستم اگر بسوی من آیی برای شما بهتر است». ابو قحافه در جواب یک جسارتی کرد ـ من نمی خواهم تکلم کنم بروید و روایت را نگاه کنید ـ و گفت: اگر تو را مردم انتخاب کردند، پس چرا می گویی «خلیفه پیغمبر». اگر مردم انتخاب نکردند و پیغمبر انتخاب کرده پس چرا می گویی «مردم انتخاب کردند». اگر مردم تو را به خاطر سنت انتخاب کردند خب من که پدر تو هستم احق به خلافتم و اگر به خاطر علمت انتخاب کردند، خب امیر المومنین علیه السلام از تو اعلم ست.

چه کسی در دنیا هست که بتواند حتی نسبت به خلافت آنان حرف نا حساب بزند. یک بچه ی ابتدایی جواب شما را می دهد. شما اگر می توانید یک روایت بیاورید که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  در میان پانصد نفر فرموده باشد که من خلیفه ای تعیین نکردم یا فلانی را تعیین کردم. شما یک مورد از رشادت های جنگی اینها را بیاورید، شما یک کمال برای اینها بیاورید که در کتب شیعه ذکر شده باشد. مگر غیر از این است که  کتب شما و کتب ما از منقصت ها و ظلم های اینها پر است!

مطلب دوم: چه کسی گفته که صیغه نکاح حضرت شهربانو سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام به دست دومی اجرا شده است. حضرت شهربانو سلام الله علیها، به انتخاب خود حضرت امام حسین علیه السلام را انتخاب نموده بود. حتی یک نفر امام حسین علیه السلام را پیشنهاد نکرده بود. اگر یک ظالم و جانی ای یک دختری را به ناحق اسیر کند و بعد این دختر به اختیار خود یک شوهر انتخاب کند، این ازدواج باطل است!؟ اگر یک کشوری به یک کشوری حمله کند و زنان و دخترها را اسیر کند، چنانچه یکی از این اسرا به اختیار خود با مردی ازدواج کند شرعا اشکال دارد! اصلا در عالم کسی در این ازدواج اشکال می کند بنابر هر فرقه ای که شما می گویید! ایشان خود، حضرت را انتخاب کرد، اگر این ازدواج به اکراه بود خب می خواست دومی را انتخاب کند.

علاوه بر اینکه صحت جنگ با کفار ربطی به خلافت دومی ندارد. آنان به اعتراف خود امیر المومنین علیه السلام غاصب بوده اند. مگر مولانا امیر المومنین علیه السلام ابابکر را در مسجد قبا نبرد، مگر نفرمود: «اگر پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیاید و بگوید که حق با من است، قبول میکنی؟». هر وقت ابابکر با امیر المومنین علیه السلام بر خورد می کرد، حضرت روی مبارکش را بر می گرداند، یک روز ابابکر عرض کرد «چرا با من اینطور بر خورد می کنید، من نمی خواستم خلافت را قبول کنم، مردم من را مجبور کردم و برای حفظ دماء مسلمین قبول کردم». چطور شما برای حفظ دماء مسلمین غصب خلافت کردید و حضرت زهرا سلام الله علیها را به شهادت رساندید، اگر این ازدواج به زور بود، خب قدرت در دست شما بود چرا جلوی آن را نگرفتید.

عقیده شیعه بر این است که ازدواج حضرت شهربانو علیها السلام با مولانا امام حسین علیه السلام مثل ازدواج حضرت نرجس خاتون با امام حسن عسکری سلام الله علیه، این گونه نبوده که چشمان مبارک ایشان به حضرت امام حسین علیه السلام بخورد و از مولی خوشش بیاید بلکه قبل از اینکه اسیر شوند خواب دیدند، این عقد را در آسمان ها خداوند سبحان جاری کرده است. هم حضرت شهربانو می دانسته که در اینجا به تزویج حضرت ابا عبدالله الحسین در می آید و هم مولانا امام حسین با علم غیبی که دارند می دانستند.

حقانیت یک غاصب چه ربطی دارد که این ازدواج اشتباه باشد! شما جواب این را بده! هر کسی را که می خواهید به کمک بگیرد یهودی، نصرانی، بودائی و… ؛ ما کار نداریم که طبق فقه شیعه، ائمه علیهم السلام بر تمام افراد و بر تمام اموالشان ولایت دارند. امیر المومنین علیه السلام فرمود «اما کریم قوم فاکرموه»، حضرت شهربانو سلام الله علیها شاهزاده بودند و ایشان نباید با بقیه یکی باشند. ایشان باید به اختیار خویش ازدواج کند. هر کس می گوید «من سواد دارم» جواب دهد. تو که سوادی نداری تا بخواهی جواب دهی.

مطلب سوم: بر فرض کسی بگوید «دومی صیغه نکاح را اجرا کرده است و اگر ظالم اجرا کند باطل است». خب ما سوال میکنیم، مگر امیر المومنین سلام الله علیه و امام حسین سلام الله علیه مصداق آیة ی تطهیر نیستند! ایشان مسئله دان بودند یا تو! خب امیر المومنین علیه السلام یا امام حسین علیه السلام دو مرتبه صیغه نکاح را در خانه جاری می کنند. اصالة الصحة کجا رفته! سخنان این شخص قطعا از روی حقد و کینه است. من اینها را از روی جهل نمی گذارم. به قول مرحوم آقای خوئی ره گاهی مواقع حقد و کینه چشم های انسان را می بند به طوری که ساده ترین مطالب را درک نمی کند.

مطلب چهارم: ما باید با این مسئله چه کار کنیم. من یک عرضی با مراجع، علما و اساتید حوزه دارم. آقایان شما در مناسبت های مختلف اعلامیه می دهید و اظهار نظر می کنید. خب شما نباید در حفظ کیان تشیع و جسارتی که به مقام شامخ ائمه معصومین علیهم السلام و وجود نازنین خاتم الانبیاء شده ساکت باشید و باید اعتراض کنید. این «هل والیت لی ولیاً أو عادیت لی عدواً» به چه معنی ست؟ اگر واقعاً به ناموس و مادر و خواهر کسی این جسارت می شد، او تحمل می کرد!؟ چنانچه تحمل کند مردم به او نمی گویند «تو بی غیرت هستی»! توقع این است که از کنار این قضیه نگذرند و باعث فتح باب نشود.

یک کلمه نیز با مسئولین و نمایندگان مجلس و قوه قضیه دارم. آقایان مسئولین شما می گویید «ما شیعه هستیم». مگر می شود یک شیعه در مقابل بی احترامی به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام بی تفاوت باشد! شما نباید تعصب داشته باشید! واقعا من تاسف می خورم که چرا بیش از دویست و هفتاد نماینده شیعه در مجلس هست اما من ندیدم که یک نفر از اینها برای دفاع از تشیع جایی اعتراض کرده باشد. اگر یک کسی بگوید «صدای اذان فلان مسجد عامه بلند است» نمایندگان آنها در مجلس اعتراض می کنند که چرا این طور حرف زدید اما صدای نمایندگان شیعه هیچ وقت در دفاع از تشیع بلند نمی شود. پولی که میگرید نباید حلال باشد! حقوق شما از مالیات شیعه داده می شود، شیعیان به شما رأی دادند. شما حداقل نباید برای دل گرمی مردم هم که شده اعتراض کنید که چرا یک نفر باید به خودش اجازه دهد در حریم ائمه علیهم السلام، نه زبانم لال در حریم امامزاده ها صحبت کند. اگر بگویید «هزینه دارد» می گوییم: مگر برای دفاع از حرم هزینه نکردید! مگر برای دفاع از سیاست های نظام هزینه نکردید! خب یک دفعه برای امیر المومنین علیه السلام هزینه کنید. این چه اشکال دارد.

نسبت به قوه قضائیه نیز همین طور است. آقایان شما شیعه هستید. در قانون اساسی این کشور، مذهب رسمی شیعه است. جرمی بیش از این ما نداریم که در کشور اتفاق افتاده باشد.

من یک کلام با بچه شیعه و اقشار مردم حرف دارم. جوان ها، هیئتی ها، بازاری ها، محصلین و دانشگاهی ها، من استاد و آخوند این حوزه هستم. فقط چشم امید من به شماست. شماها باید تعصب و غیرت شیعه گری داشته باشد و اجازه ندهید کسی خدایی نکرده در حریم ائمه علیهم السلام و شیعه کوچک ترین حرفی زده شود. شما باید در این ایام فاطمیه و ایام عزای شهادت ام الائمة الانقباء الانجباء، محور عالم هستی حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها غیرت شیعه را نشان دهید. امروز چشم امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف به شماست. اگر مسئولین و علما و حوزه کوتاهی کردند شما پای کار بایستید و به نمایندگان اعتراض کنید و بگویید: «ما به شما رأی ندادیم که در مجلس فلان کار و فلان کار را بکنید. ما رأی دادیم که در این کشور شیعه با عزت باشد». شهدا خون دادند که شیعه با عزت باشد.

ممکن است کسی بگوید «او معذرت خواهی کرده» می گوییم: یعنی چه که معذرت خواهی کرده. اگر کسی یک فردی را بکشد و بعد معذرت خواهی کند کافیست! اگر کسی یک فرد معمولی را قذف کند و بعد بگوید «معذرت می خواهم»، شارع می فرماید که با معذرت خواهی کار درست نمی شود.

باید نسبت به این شخص، حکم شرعی طبق مذهب شیعه اجرا شود. من کاری با قانون ندارم. نص قانون اساسی این است که تمام احکام باید مطابق شرع انور اسلام و مذهب حقه شیعه جعفریه اثنی عشری باشد.

مراجع، علما، اساتید، جوانان اگر این دفعه کوتاه بیاید و با یک معذرت خواهی از کنار این قضیه بگذرید، به خدا قسم بعدها نمی توانید جلوی گستاخی های آنان را بگیرید. به اعتقاد من، آنها با این کار می خواستند غیرت بچه شیعه را محک بزنند. شیعه ای که برای مرغ و حقوق اعتراض می کند، باید به خاطر کسی که به اول اشخاص عالم خلق، علت عالم هستی، دور دانه عالم خلقت جسارت کرده اعتراض کند. اگر حکم شرعی اجرا نشود مطمئن باشد سدهای دیگر…، البته نمی توانم بگوییم که سدهای بدتر شکسته خواهد شد چرا که بدتر از این سدی نداریم. خدا می داند که اگر کسی به تمام شیعیان عالم جسارت می کرد، اینقدر بچه شیعه و نوکر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نمی سوخت. ای کاش این مردک به شیعه و ناموس شیعه جسارت می کرد.

من واقعاً از مسئولین گلایه دارم. چرا نباید علمای شیعه حق نداشته باشند که معارف شیعه را بگویند. واقعا این درست است که علمای شیعه حقایق را نتوانند به مردم بگویند ولی مخالفین و معاندین هر چه می خواهند، به باطل و به ناحق بگویند. مگر ما از کتبی که آموزش و پرورش چاپ می کند خبر نداریم. همه را خبر داریم.

آقایان چرا از تریبون رسمی نماز جمعه، که تریبون حکمت و دولت این کشور است باید این سخنان گفته شود. دولتی که باید تمام دستور العمل ها و قوانینش طبق مذهب رسمی کشور یعنی مذهب حقه شیعه جعفریه اثنی عشری باشد. چرا باید کسی به خود اجازه دهد از این تریبون بر علیه ناموس خلقت صحبت کند! جسارت به قاطبه این ملت بکند! پول این تریبون را مگر چه کسی می دهد! اگر یک امام جمعه ای در تریبون رسمی به یک مسئول اعتراض کند، توبیخ و بر کنارش می کنید. چرا باید این آزادی باشد که در تریبون رسمی به پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم جسارت شود، به امام حسین علیه السلام جسارت شود، به مهدی فاطمه سلام الله علیهما جسارت شود!؟ مگر امام ره در قضیه اوشین چه گفت؟! آن زن یک کلمه گفت، امام ره عصبانی شد و فرمود «تلویزیون باید محاکمه شود، گزارشگر باید محاکمه شود و …». نسبت به سلمان رشدی چه فرمود!؟ اینکه از سلمان رشدی خیلی بدتر است. زبانم لال، زبانم لال اگر کسی به ائمه علیهم السلام یک نسبت دیگری می داند خیلی قبال تحمل تر بود تا این نسبتی که انسان شرم می کند بگوید.

خلاصه پیگیری این مطلب وظیفه علما و بچه شیعه ها ست. رسد نمایند تا کسی که این کار قبیح را انجام داده به سزای عملش برسد. من سراغ ندارم که کار قبیحی مثل این در کشور رخ داده باشد. شاید بتوان گفت در دنیای امروز نیز به قبح این کار، کاری اتفاق نیفتاده. باید مسئولین بفهمند که اگر آن چه وظیفه شرعی هست را انجام ندهند بچه شیعه ها اعتراض می کنند.

به خدا قسم امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف از بچه شیعه ها نخواهد گذشت. شما با حوزه و علما و امثال من کاری نداشته باشید، وظیفه شرعی هر کسی این است که این مطلب را صبح و شام دنبال کند تا دنیا بفهمد شیعه هیچ وقت نسبت عقاید و کیان تشیع و نسبت به ائمه معصومین علیهم السلام کوتاه نمی آید.

در خاتمه یک تقاضا از مقام معظم رهبری دارم. شما ذریه حضرت زهرا سلام الله علیها هستید، سید حسینی هستید. این جسارت به جد شما خیلی سنگین است. شما به خاطر مادرت حضرت زهرا سلام الله علیها در این ایام شهادت کوتاه نآیید و دستور پیگیری دهید، طبق قانون شرع. نباید هیچ کدام از شرع تخطی کنیم، تا هر بی سر و پایی جرات نکند در حریم اجداد طاهرین شما حرف بزند. به خدا قسم اگر در این قضیه شما بایستید و دل بچه شیعه را شاد کنید، از همه مهمتر دل مهدی فاطمه سلام الله علیهما را شاید کنید، دل مادرتان حضرت زهرا سلام الله علیها را شاد کنید، قطعا خداوند سبحان و امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف کمک تان خواهد کرد و فکر نمی کنم عملی بهتر از این وجود داشته باشد.

من به عنوان طلبه، وظیفه خود دانستم که در این تریبون این مطالب را بگویم و آقایان در مجلس شنیدند و کسانی که صوت را گوش می دهند، می شنوند. من در حد طلبگی خود اتمام حجت کردم. بعضی از منسوبین به مدیریت حوزه علمیه اعلامیه دادند در حالی که هیچ یک از اینها مرهم درد نیست بلکه به نظرم جسارت است. این ربطی دیگر به راست و چپ و انقلابی و … ندارد. این جسارت به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام است که دنیا در مقابل ایشان کرنش می کند.

هر جا که نشستید این قضیه را پی گیری کنید تا ان شاء الله هم عامل این کار به سزایی که شرع برای او تعیین کرده برسد و هم اینکه در فکر کسی خطور نکند که خدایی نکرده حرفی بزند تا دل بچه شیعه ها به درد بیاید.

همه روحیه من را می دانند، اگر مسئله دین نباشد هیچ وقت من تکلم نمی کنم ولی اگر مسئله دین باشد هم کوتاه نمی آیم.

جناب مقام معظم رهبری شما بیا و دل مادرت را شاد کن و به عنوان یک شیعه دلسوز و ارادتمند به جدت مسئله را پیگیری کن.

خدایا تمام کسانی که به کیان تشیع و ساحت مقدس ائمه علیهم السلام کوچکترین جسارتی را می کنند، خودشان را، دوستان شان را، طرفدار های شان را، آنهایی که کمکشان می کنند را، آنهایی که آهسته سخن می گویند تا به آنها بر نخورد را به درک واصل بفرما. بحق محمد و آل محمد در سخت ترین و شدیدتر عذاب جهنم که جای آن ملعون هایی ست که قائل حضرت زهرا سلام الله علیها بوده اند، اینها را هم معذب بفرما.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین   لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

برچسب ها

اطلاعیه و مکان دروس

قابل توجه طلاب محترم

با اتمام رسالة فی التقیه از روز دوشنبه 8 اسفند ماه 1401 بعض مسائل مستحدثه تدریس خواهد شد

 

 

اطلاعیه و مکان دروس

مکان و زمان دروس استاد

اصول: ساعت 8 الی 9

فقه: ساعت 9 الی 10

مسجد سلماسی واقع در محله یخچال قاضی و خیابان سلماسی

قبلی
بعدی