اصول جلسه ۱۱۱۳ الاصول العملیه-اصالة الاشتغال سه شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳
مرحوم اقای نائینی گفتند در دوران امر بین تعیین و تخییر، مقتضی قاعده تعیین است؛ چون قدر متیقن ندارد؛ چون جنس در خارج وجود ندارد و فصل وجود دارد.
آقای خوئی می گوید: دوران امر بین تعیین و تخییر به 3 تقسیم می شود:
1. دوران امر بین تعیین و تخییر در مقام جعل، نمی دانم ایا بر من فقط عتق رقبه مومنه واجب است یا 60 فقیر سیر کردند و یا 60 روز روزه گرفتن.
این سه صورت دارد:
الف: دو فعل را فی الجمله می داند واجب است، مثلا می داند هم 60 روز روزه واجب است و هم 60 فقیر سیر کردن واجب است؛ اما نمی داند که آیا هر دو واجب تعیینی هستند یا هر دو واجب تخییری هستند.
مقتضی قاعده رفع ما لا یعلمون از تعیین است.
آقای آقا ضیاء و مرحوم آخوند و مرحوم نائینی می گویند مقتضی قاعده تعیین است؛ چون همان طوری که وجوب تعیینی مشکوک است، وجوب تخییری هم مشکوک است؛ لذا اگر تمکن دارد باید هر دو را باید انجام دهد و اگر از یکی از آن ها تمکن ندارد، در اینجا یکی را بیاورد کافی است؛ چون اگر وجوب تعیینی باشد ساقط شده است و اگر وجوب تخییری هم باشد جایگزین آن را آورده است.
ب: یک فعل را یقین دارد واجب است؛ مثلا یقین دارد 60 فقیر سیر کردن واجب است و می داند که اگر به جای 60 فقیر سیر کردن، 60 روز روزه بگیرد قطعا مسقط است و این را نمی داند علت این که این مسقط است آیا به خاطر این است که جایگزین آن واجب 60 فقیر سیر کردن است یا این که نه عدل آن واجب نیست، فقط مسقط است.
ثمره این صورت این است که اگر در نماز جماعت کسی تمکن ندارد از یاد گرفتن حمد و سوره و نمی تواند قرائت خود را تصحیح کند، آیا مقتضی قاعده این است که باید به جماعت نماز خود را بخواند؛ چون نماز جماعت عدل نماز فرادا است یا این که نماز خود فرادا بخواند؛ هرچند غلط بخواند؛ اگرچه نماز جماعت هم مسقط است برای او.
مرحوم آقای نائینی می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است که سین بلال حبشی در اذان همان شین است، ایشان می گوید این روایت نشان می دهد که نماز جماعت واجب نیست؛ بلکه مسقط است و شخص می تواند نماز خود را فرادا بخواند.
آقای خوئی می گوید: اولا این روایت سند ندارد و ثانیا این روایت در مورد سین و شین است که در قرائت این حروف نیست و فقط در تشهد شین آمده است که آن را هم مأموم باید بخواند.
این مثال از محل نزاع خارج است؛ چون شارع امر به طبیعی نماز کرده است که دو فرد دارد که یکی از آن ها نماز جماعت است و دیگری نماز فرادای است، در واجب تخییری اگر من یک طرف را نمی توانم بیاورم قطعا باید طرف دیگر را بیاورم، این دوران امر بین تعیین و تخییر نیست که بگوییم یکی واجب است و دیگری مسقط است.
نظر استاد: کلام آقای خوئی درست نیست، این که این روایت بلال ربطی به نماز جماعت ندارد، از این روایت استفاده می شود که افرادی که قدرت بر قرائت ندارند، همان طوری که می توانند قرائت کنند کافی است؛ اگرچه ممکن است برخی بگویند قضیه بلال یک ماجرای خاص بوده است و نمی توان از آن به جای دیگر تسری داد.
این که آقای خوئی می گوید از محل نزاع خارج است، خود آقای خوئی فتوای مخالف این حرف خود را زده است و گفته است که نماز جماعت واجب نیست و نماز فرادا به غلط هم بخواند کافی است؛ در حالی که اینجا گفت طبیعی نماز دو مورد دارد یکی کسی که نماز فرادا صحیح می خواند و دیگری نماز جماعت و در صورت عدم امکان یک مورد، مورد بعدی وجوب تعیینی پیدا می کند.
از کجا شما می گویید شارع امر به طبیعی نماز کرده است؟ شارع امر به نماز با قرائت کرده است.
روایاتی هم که می گوید نماز کسی قرائت بلد نیست به صورت فرادا صحیح است در مورد افرادی است که تمکن از یاد گرفتن قرائت نداشته است؛ اما کسی که تمکن دارد که قرائت بیاموزد، چرا روایات شامل این فرد شود؟
ج: نمی داند که آیا بالخصوص روزه 60 روز بر او واجب است یا مخیر است بین این روزه و 60 فقیر سیر کردن.
آقای خوئی می گوید: جامع قطعا واجب است، بحث در مقام امتثال نیست؛ بلکه بحث در مقام جعل است، جامع قطعا وجوب روی آن رفته است و نمی دانم مقید هست به یک مورد یا مقید نیست و شامل سه مورد می شود.
اشکال: وقتی ما نمی دانیم آیا کفاره خصوص عتق رقبه مومنه است یا یکی از سه مورد عتق رقبه و 60 فقیر و 60 روز روزه، شارع در اینجا جامع بین این موارد را جعل کرده است؟
شارع یا می فرماید: یا رقبه آزاد کن و یا این که یکی از این سه مورد را انجام بده.
بله، اگر آقای خوئی می گفت که حدیث رفع امتنانی است و در این صورت دیگر امتنانی وجود ندارد شاید وجهی داشت؛ اما پاسخ آن این است که ما برائت در ظرف ترک تعیین جاری می کنیم، معیار در رفع ما لا یعلمون اطلاق به سیره عقلاء است، عقلاء در اینجا برائت جاری می کنند و فرقی هم بین شبهه بدویه و دوران امر بین تعیین و تخییر نمی کند؛ اگرچه به صورت علمی نتوان این را درست کرد؛ اما سیره عقلاء آن را درست می کند.
2. دوران امر بین تعیین و تخییر در مقام حجیت، مثل شخصی که عاجز از احتیاط است، آیا وظیفه اش تقلید از اعلم است یا از غیر اعلم هم می تواند تقلید کند.
3. دوران امر بین تعیین و تخییر در مقام امتثال، مثل این که دو نفر در حال غرق شدن هستند و من فقط می توانم یک نفر را نجات بدهم، آیا باید کسی که مهتر است را نجات بدهم و یا فرقی ندارد.