الخیارات جلسه ۲۶۸ خیار العیب شنبه ۱۸ دی ۴۰۰

القول فی الارش 1-معنای لغوی و اصطلاحی ارش 2-تبیین فرمایش شیخ در توضیح کلام شهید که اطلاق ارش در این معانی لغوی از قبیل اشتراک لفظی است 3- کیفیت محاسبه ارش احتمال اول: تفاوت بین صحیح و معیب واقعا احتمال دوم: نسبت بین صحیح و معیب از ثمن المسمی احتمال سوم: قیمت معیب واقعا 4- رد احتمال دوم به دو دلیل و جواب از انها

کلیپ صوتی

فایل صوتی جلسه

متن

دانلود متن جلسه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

جلسه ۲۶۸ (شنبه ۱۸/۱۰/۱۴۰۰)

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة فاطمة الزهراء ام الائمة النجباء النقباء. لعن الله اعدائها و غاصبی حقها و قاتلیها و لعن الله من احب غاصبی حقها و من اعان غاصبی حقها او محبی غاصبی حقها.

[خلاصه مباحث این جلسه:

القول فی الارش

1-معنای لغوی و اصطلاحی ارش

2-تبیین فرمایش شیخ در توضیح کلام شهید که اطلاق ارش در این معانی لغوی از قبیل اشتراک لفظی است

3- کیفیت محاسبه ارش احتمال اول: تفاوت بین صحیح و معیب واقعا احتمال دوم: نسبت بین صحیح و معیب از ثمن المسمی احتمال سوم: قیمت معیب واقعا

4- رد احتمال دوم به دو دلیل  و جواب از انها]

القول فی الأرش

مطالب مهمی که در اینجا گفته می شود، این است که 1- معنای ارش چیست؟ 2- این ارش، چطور تعیین می شود؟ 3- این ارش، آیا جزء ثمن است؟ یا غرامت است؟

اینها مباحثی است که بایستی در القول فی الأرش بیان کنیم.

اما تعریف ارش:

ارش را لغویین یک معنایی کرده اند و در اصطلاح فقهاء هم یک معنایی شده.

شیخ ره می فرماید «و هو لغةً‌ – كما في الصحاح[1] و عن المصباح[2] -: دية الجراحات، و عن القاموس: أنّه الدية[3][4] و ظاهر از صحاح و مصباح هم این است که ارش، اسمٌ للفساد.

و می فرماید در کلام فقهاء «يُطلق على مالٍ‌ يؤخذ بدلاً عن نقصٍ‌ مضمونٍ‌ في مالٍ‌ أو بدنٍ‌[5]، لم يقدّر له في الشرع مقدَّرٌ.»[6] مثلا اگر کسی چشم کسی را کور کند، باید نصف دیه را بدهد. این ارش نیست چون تعیین شده. ولی اگر کسی انگشت کسی را زخم کرد که در شریعت، برای این ارش، اندازه ای تعیین نشده؛ این زخم را ضامن است و بدل آن را که می دهد، می شود ارش.

در ادامه می فرماید که از حواشی شهید ره استفاده می شود که ارش، اشتراک لفظی است بین چند معنا:

یکی از آن معانی، ما نحن فیه است یعنی شخصی چیزی خریده و بعد معلوم شده که معیب است. خب فرمود که ارش بگیرد. قیمت نقص را بگیرد.

و منها: نقص القيمة لجناية الإنسان على عبد غيره في غير المقدّر الشرعي.

اگر کسی زد سر عبد کسی را خون آورد، یک وقت هست که آن جنایتی که وارد کرده، در شریعت تحدید شده؛ در این صورت که هیچ. ولی اگر تحدید نشده، آن قیمتی که از این عبد به خاطر این زخم کاسته می شود، ارش است.

و منها: ثمن التالف المقدّر شرعاً بالجناية، كقطع يد العبد.

کسی زد دست عبدی را قطع کرد، آن مقداری که باید بدهد ولو شرعا هم معین شده باشد، این هم یکی از معانی ارش است.

و هکذا…

شیخ ره می فرماید این که مرحوم شهید ره این را اشتراک لفظی فرموده، معنای اشتراک لفظی این است که این لفظ در تک تک این معانی حقیقت شده. یک وقت ممکن است یک لفظی در یک معنایی لغوی استعمال می شود. بعد این لفظ در یک معانیِ دیگری مجازا استعمال می شود. این اشتراک لفظی نیست بلکه حقیقت و مجاز است. یک معنای حقیقی دارد که همان معنای لغوی است و در چند معنای مجازی هم استعمال می شود.

یک وقت ممکن است یک لفظی از معنای حقیقی لغوی خودش، یک معنای اصطلاحی پیدا کرده. مثلا “صلاة” نقل داده شده به یک معنای جدیدی و لکن در یک معنای جدید، حقیقت است و در پنج تا معنای دیگر هم مجازا استعمال می شود که این که مجازا استعمال می شود، در واقع مراعات علاقه می شود بین آن پنج تا معنای مجازی با آن معنای حقیقی. ولی در اشتراک لفظی که مرحوم شهید ره فرموده «یطلق علی هذه المعانی بالاشتراک اللفظی، این در واقع، رعایت علاقه بین هر کدام با دیگری نشده. بلکه رعایت علاقه بین هر کدام با معنای لغوی شده.

ان قلت: پس اینطور می شود حقیقت و مجاز.

قلت: فرق بین حقیقت و مجاز و بین اینجا این است که در اینجا رعایت شده ولی اینقدر استعمال شده، یا مثلا فقهاء وضع کرده اند، به نحوی که در این معانی جدید هم معنای حقیقی شده. لذا شیخ ره می فرماید «و في جعل ذلك من الاشتراك اللفظي إشارةٌ‌ إلى أنّ‌ هذا اللفظ قد اصطلح في خصوص كلٍّ‌ من هذه المعاني عند الفقهاء بملاحظة مناسبتها للمعنى اللغوي»[7] . در اصل اشتراک لفظی در اصل نقل، رعایت علاقه با این معنای اصطلاحی و معنای لغوی لازم نیست. ممکن است یک کسی بگوید اسم این را گذاشتیم اشتراک. یک کسی دید کتاب نوشته، نوشته “بحث اشتراک و اختصاص”. گفت «اشتراک و اختصاص در کجای فقه و اصول است؟». بعد که شروع کرد به خواندن دید که این همان بحث مطلق و مقید است. می گوید «مطلق و مقید؟!! اشتراک و اختصاص؟!!» نویسنده می گوید «لفظ است دیگر. ما گفتیم بگذار یک تفنّنی بشود و اسم را عوض کردیم». ولی معمولا معنای اصطلاحی، ارتباطی با معنای لغوی دارد. هیچ وقت یک عاقلی الکی نمی آید یک لفظی که یک معنای لغوی دارد و هیچ مناسبتی هم ندارد، این را بیاید وضع کند یا استعمال کند در یک معنای اصطلاحی. لذا این که شیخ ره می فرماید « بملاحظة مناسبتها للمعنى اللغوي» نه این که این لازم است. نه لازم نیست ولی چون این معانی اصطلاحی، معمولا لطافتش در این است که ارتباطی با معنای لغوی دارد، به همین جهت می فرماید « بملاحظة مناسبتها للمعنى اللغوي».

اما فرق بین اشتراک لفظی و بین جایی که یک لفظ در یک معنایی مصطلح می شود و بعد در معانی دیگر مجازا استعمال می شود این است که وقتی لفظی مثل “صلاة” از معنای دعا در این مرکب خاص اصطلاح می شود، بعد مجازا دی یک معانی دیگری استعمال می شود، آن معانی دیگر با این معنای اصطلاحی اول یعنی معنای منقول، ارتباط دارد. ولی آنجایی که اشتراک لفظی دارد نه. مثلا اگر ارش اشتراک لفظی دارد بین این جنایتی که بر عبد غیر وارد می کند و بین نقص مال، یک کسی بیاید بگوید «آخر چه ارتباطی بین نقص مال با  جنایت بر عبد، هست؟!». جواب می دهد «ارتباط نمی خواهد. این معانی ای که مشترک هستند، لازم نیست بینشان علاقه ای باشد. باید علاقه بین هر کدام از این معانی با آن معنای لغوی باشد». لذا می فرماید «مع قطع النظر عن ملاحظة العلاقة بين كلٍّ‌ منها و بين الآخر»[8] . اصلا ممکن است این معانی مشترک لفظی هیچ ربطی به هم نداشته باشند. ولی در عین حال هر کدام از اینها با آن معنای اولی ارتباط دارند.

پس جناب شیخ انصاری! شما گیر کردید چون شما ارش را اصطلاحا معنا کردید «يُطلق على مالٍ‌ يؤخذ بدلاً عن نقصٍ‌ مضمونٍ‌ في مالٍ‌ أو بدنٍ». جناب شیخ! لفظ برای معنا وضع شده؟ پس این که اشتراک لفظی نمی شود. این می شود اشتراک معنوی. اگر لفظ برای این جامع در اصطلاح وضع شده، این می شود اشتراک معنوی. شما که فرمودید اشتراک معنوی نیست. پس معنای ارش چیست؟

می فرماید ارش معنا ندارد. اینی که ما گفتیم، این یک کلی انتزاعی است. مستعمل فیه، موضوع له اصطلاحی، مصادیق این کلی انتزاعی هستند نه خودِ این کلی انتزاعی. البته این بنابر قول شهید ره است. اینی که مرحوم شهید ره در حواشی فرموده، بنابر قول مرحوم شهید ره اگر کسی بخواهد این را معنا کند، باید بگوید ارش، معنایش این نیست که شیخ ره فرموده «يُطلق على مالٍ‌ يؤخذ بدلاً عن نقصٍ‌ مضمونٍ‌ في مالٍ‌ أو بدنٍ». این می شود کلی انتزاعی. لذا می فرماید «و ما ذكرناه في تعريف الأرش فهو كلّي انتزاعيٌّ‌ عن تلك المعاني»[9] یعنی این موضوع له و معنای ارش نیست. مثل این می ماند که یک کسی بگوید بیسکویت معنایش چیست؟ می گوییم بیسکویت اشتراک لفظی است و به این بلندگو گفته می شود و به این ضبط هم گفته می شود و به دوربین هم گفته می شود و به این میز و صندلی ها هم گفته می شود و به این انسان ها هم گفته می شود. بیسکویت یعنی ما هو کائن تحت هذا السقف. بعد یک کسی بیاید بگوید «پس این که اشتراک لفظی نشد. این اشتراک معنوی است!». جواب می دهد «من که نگفتم معنای بیسکویت این است. می خواستم برای آن معانی اشتراک لفظی، اشاره بکنم و بنشینم یک ساعت، یکی یکی بشمرم. به یک عنوان انتزاعی اشاره کردم.» این معنای کلی انتزاعی است در عبارت مرحوم شیخ ره که می فرماید ««و ما ذكرناه في تعريف الأرش فهو كلّي انتزاعيٌّ‌ عن تلك المعاني، نه این که معنای لفظ ارش، این معنای جامع باشد که اگر معنای لفظ ارش، این معنای جامع باشد، آن وقت این را بیاییم بگوییم اشتراک معنوی»

حال ما ارش را چه معنا بکنیم؟

خیال می کنم که ارش را لازم نیست معنا کنیم چون در روایات که کلمه ارش وارد نشده. خود معنا کردن ارش هم به عقل قاصر ما مثل معنا کردن عیب است. چطور عرض کردیم عیب را کسی نمی تواند معنا کند و ما باید مصداق مصداق، ببینیم عیب هست یا نیست؟ اینجا هم باید ببینیم روایات و ادله چه می فرماید. اگر ادله متوقف بر فهم معنای کلمه ارش بود، باید برویم دنبال معنای کلمه ارش. ولی وقتی که ادله کاری به کلمه ارش ندارد، ما هم نمی توانیم ارش را معنا کنیم، چه کار داریم که دنبال معنا کردنش برویم.

اما مطلب دوم این است که این ارشی که باید بدهی، چقدر باید بدهی؟

سه احتمال در مساله هست.

یک احتمال این است که ارشی که باید بدهی، یعنی تفاوت بین جنس صحیح و معیوب واقعا. مثلا این عبا اگر رفو نشده باشد سه میلیون قیمتش هست و حالا که رفو شده یک میلیون و پانصد قیمتش هست. حالا که عبا رفو شده باید یک میلیون و پانصد پس بدهد.

طبق این احتمال چه بسا ارش از قیمت عبا بیشتر بشود. مثل این که یک شخص شب پول لازم داشته و گفته من پول می خواهم و کارت و به کارت فائده ندارد. این جنسی که قیمتش سه میلیون بوده را به دویست هزار تومان فروخته. فردا صبح، مشتری می گوید که این عبایی که دیروز خریدم رفو دارد. بایع می گوید «خب پس بده». مشتری می گوید «پس نمی توانم بدهم چون دیشب از دیوار نم کشیده و مچاله شده. پس یک میلیون و پانصد هزار تومان بده». بایع می گوید «من از تو فقط دویست هزار تومان پول گرفتم!!»

احتمال دوم این است که بگوییم نسبت بین صحیح و معیب واقعی را از ثمن بدهد. مثلا این عبا را دیشب دویست هزار تومان خریده. معیب، نصف قیمت صحیح است. یعنی نصف پول که صد هزار تومان باشد را برگرداند.

احتمال سوم این است که اصلا قیمت معیب را برگرداند یعنی برود در بازار و قیمت معیب را به دست بیاورد و قیمت معیب را هر چه که هست، پس بدهد.

احتمال سوم را مرحوم آقای خوئی ره می فرماید درست نیست و کسی هم نفرموده و جای شبهه هم نیست. انما الکلام در دو احتمال اول و ثانی است که آیا ارش، نسبت بین صحیح و معیب از قیمت واقعی است؟ یا نه، تفاوت صحیح و معیب واقعی را باید بدهد؟

مرحوم شیخ ره می فرماید حق این است که باید نسبت بین صحیح و معیب واقعی را بدهد نه تفاوت صحیح و معیب واقعی را. مثلا در همین مثالی که ما زدیم، عبائی را دیشب به خاطر احتیاجی که داشته دویست هزار تومان فروخته. صحیح این عبا در بازار، سه میلیون است و معیب آن یک میلیون و پانصد. نسبتش می شود یک دوم. یک دوم را باید بدهد.

خب جناب شیخ! چرا صحیح و معیب واقعی را ندهد؟

دو استدلال برای رد آن کرده اند.

یک استدلال این است که اگر قرار باشد تفاوت بین صحیح و معیب واقعی را بدهد، چه بسا لازم می آید جمع عوض و معوض و جمع عوض و معوض باطل است و محال است. شما دیشب عبا را خریدی به دویست هزار تومان و الآن یک میلیون و پانصد هزار تومان از من گرفتی یعنی هم دویست هزار تومان را گرفتی و هم اضافه گرفتی و هم عبا را گرفتی. هم عوض را گرفتی و هم معوض را گرفتی.

این را مرحوم آقای خوئی ره و دیگران اشکال کرده اند که این حرف درست نیست چون ارش، عوض و جزئی از ثمن نیست. ارش، غرامت است. ممکن است شارع بفرماید اگر کسی برود یک پلاستیکی بخرد به صد هزار تومان و بعد معلوم بشود که روی این پلاستیک، دوتا نقطه قرمز گذاشته اند، این باید یک میلیون تومان غرامت بدهد. جمع بین عوض و معوض چیست؟! جمع بین غرامت و معوض که عقلا محال نیست. بله اگر ارش، جزئی از ثمن بود، حق با شما بود. ولی ارش، جزئی از ثمن نیست. ارش، غرامت است. ممکن است یک کسی یک پیکان قراضه ای دارد، از یک جایی که جریمه اش سنگین است رد می شود. می گوید «ماشینم را هم بگذارم و پول هم بدهم؟!» می گویند «بله». می گوید «آخر این که جمع بیع عوض و معوض می شود». می گویند «اصلا جریمه، ربطی به عوض و معوض ندارد.» ارش، یک غرامتی است که شارع قرار داده. خب جمع بین غرامت شرعی با معوض که اشکال ندارد.

این یک استدلال و جوابش.

استدلال دوم که شیخ ره فرموده و آقای خوئی ره هم قبول کرده این است در روایات ارش دارد «یردّ» یعنی بعضی از آن چیزی را که گرفتی. ظهور «یردّ» در اعطاء بعض است. اگر ما بخواهیم طوری ارش را معنا کنیم که گاهی مواقع، لازمه اش ارجاع کل است، خلاف ظاهر روایات است. لذا چون خلاف ظاهر روایات است، مجبوریم یک معنایی کنیم که با «یردّ» جور در بیاید. اگر شما معنا کردید ارش را یعنی نسبت بین این دوتا، نسبت بین صحیح و معیب از این عوض المسمی ولو این جنس معیب، یک قران بیارزد، باز این ارش، کمتر از ثمن می شود. این جنس سالمش، پانصد میلیون است. ولی این به درد پیت حلبی می خورد که در آن روغن بریزند. خب چقدر می ارزد؟ می گوید «هزار تومان». نسبت بین پانصد ملیون و هزار می شود پانصد هزار. یک پانصد هزارم این. باز یک مبلغی باقی می ماند و «یردّ» درست می شود. برای این که «یردّ» در جمیع موارد درست بشود، ما مجبوریم به معنای تفاوت بین صحیح و معیب نگیریم که اگر به معنای تفاوت بین صحیح و معیب واقعی را گرفتیم «یردّ» جور در نمی آید. این استدلالی است که مرحوم شیخ ره کرده و آقای خوئی ره هم پسندیده.

یک عبارتی شیخ ره دارد که این عبارت را مرحوم آقای خوئی ره اشکال کرده. شیخ ره می فرماید این دلیل این است که آن معنای دومی درست نیست. یک معنا این بود که تفاوت بین صحیح و معیب واقعا. شیخ ره می فرماید این درست نیست. چرا؟ یک نقضی کرده. آقای خوئی ره می فرماید این نقض غلط است.

نقض این است که «و قد توهّم بعض من لا تحصيل له: أنّ‌ العيب إذا كان في الثمن كان أرشه تمام التفاوت بين الصحيح و المعيب، و منشأه ما يُرى في الغالب: من وقوع الثمن في الغالب نقداً غالباً مساوياً لقيمة المبيع، فإذا ظهر معيباً وجب تصحيحه ببذل تمام التفاوت»[10] اگر عیب در ثمن باشد باید تمام تفاوت بین صحیح و معیب را به عنوان ارش بدهد چون غالبا ثمن المسمی به اندازه ثمن واقعی است. معمولا نه کسی جنس را ارزان تر می فروشد و نه کسی گران تر می خرد.

مرحوم شیخ ره وقتی که می خواهد این را اشکال کند می فرماید لازمه ی این، این است که اگر یک عبدی را مثلا بخرد به دو دینار، قیمت معیبش باشد هزار دینار و قیمت صحیحش یک خورده بیشتر باشد، این آقا باید هزار دینار بدهد.

آقای خوئی ره می فرماید اینجا یک مطلب بر شیخ اعظم خلط شده. این که من اول عرض کردم که سه احتمال وجود دارد: 1- تفاوت بین صحیح واقعی و معیب واقعی. 2- آن نسبت از ثمن المسمی. 3- قیمت معیب واقعی. نقضی که شیخ ره به این قائل کرده این است که شیخ ره فکر کرده مقصود این قائل، قیمتش معیب است لذا می فرماید این عبد معیب، هزار دینار می ارزد و باید هزار دینار بدهد. آقای خوئی ره می فرماید او که نمی گوید قیمت معیب. او می گوید که تفاوت بین صحیح و معیب واقعا. اینی که جناب شیخ! شما نقض کردید هیچ کسی قائل نیست.

بعد یک ان قلت به وجود می آید و آن ان قلت این است که جناب شیخ! جناب آقای خوئی! شما فرمودید ارش، نسبت بین صحیح و معیب را از ثمن المسمی می دهد. مثلا صحیحش چهار هزار تومان قیمتش است و معیبش هزار تومان قیمتش است. نسبتش یک چهارم است. این کلا جنس را هزار تومان خریده. خب سه چهارم هزار تومان یعنی هفتصد و پنجاه تومان ارش است. خب شما می فرمایید این است؟ به ظاهر «یردّ» اکتفاء کردید؟ از آن طرف ما روایاتی داریم که «علیه قیمة آن عیب را». خب ظاهرش قیمت عیب است واقعا. وقتی می گویند قیمت فلان چیز را بده یعنی قیمتش هر چه که هست.

شیخ ره و آقای خوئی ره می فرمایند نه، این روایات باید حمل بر غالب بشوند.

خب جناب شیخ! آقای خوئی! شما الآن گیر کردید. یک روایاتی داریم «یردّ». شما می فرمایید «ظهور اینها در ردّ بعض است چون اگر بخواهیم آن معنای تفاوت بین صحیح و معیب را بگیریم بعضی از آن افراد از روایت خارج می شود لذا باید بر آن معنا حمل کنیم» خب از آن طرف آن آقا هم می گوید «این روایات دارد علیه قیمته» می گویید «خب با یردّ نمی سازد». می گوید «به جای این که من را حمل بر غالب کنید، یردّ را حمل بر غالب بکنید. بگویید آن یردّ هم به حسب غالب یردّ. چه فرقی هست؟ چرا به من که می رسید حمل بر غالب می کنید؟» این اشکال را باید آقای خوئی و مرحوم شیخ اعظم ره جواب بدهند.

و للکلام تتمة ان شاء الله فردا.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

[1]  الصحاح ٩٩٥:٣، مادّة «أرش».

[2]  المصباح المنير: ١٢، مادّة «أرش».

[3]  القاموس المحيط ٢٦١:٢، مادّة «أرش».

[4] انصاری، مرتضی بن محمدامین. مجمع الفکر الاسلامی. کمیته تحقیق تراث شیخ اعظم. ، 1415 ه.ق.، المکاسب (انصاری – کنگره)، قم – ایران، المؤتمر العالمي بمناسبة الذکری المئوية الثانية لميلاد الشيخ الأعظم الأنصاري. الأمانة العامة، جلد: ۵، صفحه: ۳۹۱

[5]  في «ش» زيادة: «و».

[6] انصاری، مرتضی بن محمدامین. مجمع الفکر الاسلامی. کمیته تحقیق تراث شیخ اعظم. ، 1415 ه.ق.، المکاسب (انصاری – کنگره)، قم – ایران، المؤتمر العالمي بمناسبة الذکری المئوية الثانية لميلاد الشيخ الأعظم الأنصاري. الأمانة العامة، جلد: ۵، صفحه: ۳۹۱

[7] انصاری، مرتضی بن محمدامین. مجمع الفکر الاسلامی. کمیته تحقیق تراث شیخ اعظم. ، 1415 ه.ق.، المکاسب (انصاری – کنگره)، قم – ایران، المؤتمر العالمي بمناسبة الذکری المئوية الثانية لميلاد الشيخ الأعظم الأنصاري. الأمانة العامة، جلد: ۵، صفحه: ۳۹۲

[8] انصاری، مرتضی بن محمدامین. مجمع الفکر الاسلامی. کمیته تحقیق تراث شیخ اعظم. ، 1415 ه.ق.، المکاسب (انصاری – کنگره)، قم – ایران، المؤتمر العالمي بمناسبة الذکری المئوية الثانية لميلاد الشيخ الأعظم الأنصاري. الأمانة العامة، جلد: ۵، صفحه: ۳۹۲

[9] انصاری، مرتضی بن محمدامین. مجمع الفکر الاسلامی. کمیته تحقیق تراث شیخ اعظم. ، 1415 ه.ق.، المکاسب (انصاری – کنگره)، قم – ایران، المؤتمر العالمي بمناسبة الذکری المئوية الثانية لميلاد الشيخ الأعظم الأنصاري. الأمانة العامة، جلد: ۵، صفحه: ۳۹۲

[10] انصاری، مرتضی بن محمدامین. مجمع الفکر الاسلامی. کمیته تحقیق تراث شیخ اعظم. ، 1415 ه.ق.، المکاسب (انصاری – کنگره)، قم – ایران، المؤتمر العالمي بمناسبة الذکری المئوية الثانية لميلاد الشيخ الأعظم الأنصاري. الأمانة العامة، جلد: ۵، صفحه: ۳۹۴

برچسب ها

اطلاعیه و مکان دروس

قابل توجه طلاب محترم

با اتمام رسالة فی التقیه از روز دوشنبه 8 اسفند ماه 1401 بعض مسائل مستحدثه تدریس خواهد شد

 

 

اطلاعیه و مکان دروس

مکان و زمان دروس استاد

اصول: ساعت 8 الی 9

فقه: ساعت 9 الی 10

مسجد سلماسی واقع در محله یخچال قاضی و خیابان سلماسی

قبلی
بعدی