فقه جلسه ۳۳ ادامه نقد استدلال به روایت «اللهم ارحم خلفائی» و بررسی شأن خلافت و افتاء دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
📥 دانلود مستقیم فایل صوتی (MP3)
📌 خلاصه مطالب صوت
📖 متن تفصیلی درس
بسم الله الرحمن الرحیم
وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین
اللهم کن لولیک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کلّ ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.
اللهم العن أوّل ظالم ظلم حقّ محمّد وآل محمّد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا.
السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علیّ بن الحسین وعلی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین.
اللهم خصّ أنت أوّل ظالم باللعن منی وابدء به أولا ثم العن الثانی والثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وبن مرجانة وعمر بن سعد وشمرا وآل أبی سفیان وآل زیاد وآل مروان إلی یوم القیامة.
📅 دوشنبه ۲۰/۰۹/۱۳۹۶ (جلسه ۳۳)
بحث ما در ولایت فقیه به بیان و بررسی فرمایشات مرحوم امام رسید که ایشان فرمود «اللهم ارحم خلفائی…» دلالت دارد به اینکه تمام شئوناتی که برای رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هست برای فقها نیز هست.
ایشان در این روایت بیشتر تکیهاش بر روی کلمه خلفایی است.
به اینکه معهود از رسول خدا بیان احکام و مسئله گویی نیست بلکه آنچه از ایشان معهود است بحث ریاست و زعامت و ولایت ایشان بر مسلمین است فلذا خلیفه ایشان نیز نمایندگی در این جهات و مناصب را دارد.
به این فرمایش مرحوم امام اشکالاتی شده است.
از جمله این اشکالات این است که در ذیل بعضی از این روایات عبارت «و یعلمونها الناس» آمده است.
«یروون حدیثی و سنتی و یعلمونها الناس».
خوب این ذیل قرینه است که فقها فقط در مقام بیان احکام و روایات و تبلیغ اسلام، خلیفه هستند.
مرحوم امام به این اشکال اینگونه جواب میدهد و میفرماید؛
بحث «یعلمونها الناس» در این روایت، معرّف است. يعني حضرت يكي از شاخصههای خلفا را بیان میکند.
دقت بفرمایید که دو تا بحث در اینجا نباید خلط شود.
یک وقت ما میگوییم خلافت و جانشینی مطلق است ولکن میخواهیم بدانیم که این خلافت و ولایت مطلق برای چه کسانی است.
اما یک وقت هست که میدانیم چه کسانی خلیفه هستند ولکن نمیدانیم قدرت و ولایت این خلفا در چه حد و اندازهای است.
مثل اینکه میگویند فلان شخص قائم مقام است ولی فقط در امور اقتصادی رییس جمهور و با بقیه امور کاری ندارد.
مرحوم امام میفرماید، عبارت ذیل روایت معرف است یعنی میخواهد بگوید چه کسانی خلیفه هستند.
خوب کسانی خلیفه هستند که احکام را بلد باشند. یعنی طبق فرمایش ایشان، این عبارت باید در ذیل همه روایات این بحث باشد زیرا قطعا خلیفه باید کسی باشد که احکام را بلد است فلذا همه روایات این ذیل را دارد و اگر هم نداشته باشد، غفلت از راوی بوده است.
چون معنی ندارد کسیکه احکام را بلد نیست و فقیه نیست صرفا چون یک روایتی را از امام صادق(علیه السلام) شنیده است، خلیفه و جانشین رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شود و ولایت و ریاست پیدا کند.
اما بعضی هم گفته اند که «یعلمونها الناس» در واقع قید خلافت است. یعنی خلفای من فقط در بیان احکام و تبلیغ اسلام جانشین من هستند.
نقد استاد بر مبانی استدلال امام خمینی به روایت «اللهم ارحم خلفائی»
همچنین به این فرمایش مرحوم امام که فرموده است معهود از پیغمبر بیان احکام نیست نیز اشکال کردهاند و گفتهاند چطور بیان احکام معهود نیست و حال آنکه قرآن تمام شئون پیامبر را همین بیان فرموده است.
آیه ۲ سوره جمعه که میفرماید؛
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ».
یا آیه ۱۶۴ سوره آل عمران که میفرماید؛
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ».
فلذا اصلا آن چیزی که معهود از پیغمبر گرامی اسلام است بیان احکام شریعت است و شأن اول همه انبیاء، تعلیم و تزکیه است.
خصوصا که خود مرحوم امام هم فرمودهاند معلمی شغل انبیا است.
اما نکته دوم که مرحوم امام فرمود، فقاهت لازمه خلافت است.
اشکالی که میکنند این است که در صورتی این حرف امام درست بود که وقتی از حضرت میپرسیدند خلفا چه کسانی هستند، میفرمود؛
«العالمون بحلالنا و حرامنا».
اما از این عبارت که فرموده «یبلغون حدیثی و سنتی ثم یعلمونها امتی» معلوم میشود که حضرت کیفیت و جهت کار را بیان میکند نه اینکه فقط معرف باشد. «یعلمونها الناس» که هیچ مناسبتی با ولایت و تصرف در اموال مردم ندارد.
حتی مرحوم سید محمود شاهرودی نیز در کتابش اول میگوید انصاف این است که ظهور این روایت در تعلیم و بیان احکام است، اما بعد مثل مرحوم امام میفرماید بعید نیست که جهت ولایت و ریاست را نیز شامل شود.
بعضیها هم نکته خوبی فرمودند به اینکه در این روایت در اصل حضرت(علیه السلام) اصل خلافت را معنی کرده است.
یعنی حضرت میفرماید همانطوریکه بنده احادیث را نقل میکنم و احکام را تعلیم میدهم، کسانی هم که نقل احکام کنند خلیفه من هستند.
یعنی خود همین بیان احکام، جهت خلافت است.
البته مرحوم امام هم میفرماید که اصلا این جملهای که شما بگویید خلافت یعنی نقل احادیث، اصل این حرف غلط است.
زیرا پیامبر گرامی اسلام که نقل حدیث نکرده است، بلکه بعد از ایشان احادیث ایشان نقل شده است.
ابتدا باید خود حضرت نقل حدیث بکند تاما بتوانیم بگوییم آنهایی هم که حدیث نقل میکنند، جانشین حضرت هستند. فلذا وقتی خود ایشان حدیثی را نقل نکرده است دیگر خلافت در این جهت معنی ندارد و درست نیست.
این فرمایش حضرت امام ناتمام است.
زیرا در «یبلغون حدیثی و سنتی» منظور از حدیث یعنی تبلیغ و بیان احکام شریعت که یعنی کار پیامبر آشنا کردن مردم با دین است و فقها هم از این جهت خلیفه پیامبر هستند.
فقط فرق در این است که رسول خدا وحی الهی را بیان فرموده و فقها چون وحی ندارند احادیث حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) را برای مردم بیان میکنند.
اشکال دیگری که کردهاند این است که گفتهاند «اللهم ارحم خلفایی…» قطعا و یقینا مربوط به بیان احکام شرعی است.
زیرا جانشینی رسول خدا در دو جا معنی دارد.
یکی در ریاست و امور عامه و یکی هم در تصرف در اموال و امور خصوصی افراد و مردم.
اگر مقصود از این روایت این باشد که ریاست و زعامت عامهای که رسول الله داشت را با همان قدرت، علما نیز دارند، خوب قطعا در اینصورت فقط یک نفر از علما باید مقصود باشد زیرا در هیچ تاریخی نمیتوان دو نفر را به عنوان رییس قرار داد.
لذا در زمان اهل بیت(علیهم السلام) نیز وقتی یکی از حضرات امام بوده است، امام بعد از ایشان در آن زمان تمام کمالات را داشته ولکن امام نبوده است.
لذا این روایت هم عموم عرضی دارد و هم عموم طولی دارد.
یعنی اگر امروز در این شهر پانصد تفر نقل حدیث کنند، همه مشمول این روایت هستند ولکن نمیتوانیم بگوییم که همه ایشان رییس هستند.
زعامت و ریاست در یک جامعه حتما بایدبرای یک نفر باشد.
فلذا در اینجا امر دایر است بین اینکه یا به ظاهر روایت اخذ کنیم که هر که نقل حدیث میکند را میگیرد ولکن خلافت را مقید کنیم و بگوییم خلافت یعنی بیان احکام.
یا اینکه خلافت و ولایت را مطلق بگیریم و خلفایی را مقید بگیریم و بگوییم خلیفه در هر عصری فقط یک نفر است.
خوب این صورت دوم که قطعا تخصیص اکثر است و اگر تخصیص اکثر هم نباشد مجمل که میشود.
همچنین اشکال دیگری که بیان کردهاند این است که این عبارت «یروون بعدی» ظاهرش این است که این خلفا بلافاصله بعد از پیامبر میایند.
و حال آنکه باید بفرماید تقریبا بعد از ۳۲۰ سال میآیند زیرا در زمان اهل بیت(علیهم السلام) و همچنین زمان غیبت صغری که فقها جانشین نبودهاند و ولایت و ریاستی نداشتهاند.
مخصوصا اینکه مرحوم امام فرمود این روایت شامل ائمه نمیشود زیرا تعبیر مبلغ احکام دون شأن اهل بیت(علیهم السلام) است.
لذا این روایت برای این است که حضرت به مردم بفهماند که بیان و تبلیغ احکام خیلی مهم است و کسی که این کار را کند در حکم جانشین رسول الله است.
منتهی این جانشینی جعل نیست. یعنی حضرت افرادی را به عنوان خلیفه و جانشین جعل نفرموده است بلکه این افراد با این کار در حکم جانشین هستند.
مثل اینکه قبلا یک آقایی اینجا تدریس میکرده و الان بنده تدریس میکنم. خوب از این حیث من جانشین او هستم به این معنی که ایشان تا دیروز بحث فقهی میکرده و از امروز بنده جای ایشان بحث فقهی میکنم.
لذا در این اصلا جعلی قرار ندارد.
بلکه فقط پیامبر گرامی اسلام خواسته دعا کند افرادی را که در آینده میآیند و به تبلیغ و بیان احکام میپردازند.
اما اگر کسی بگوید که منظور از خلافت در این روایت یعنی همانطوری که نبی در تمام امور فردی و شخصی و اجتماعی اولی بالمؤمنین است، همچنین فقیه نیز در هر کاری بر مؤمنین اولی است. یعنی اگر بخواهد میتواند در اموال شخص تصرف کند و یا زن شخص را طلاق دهد و یا جان او را بگیرد و بطور کلی هر کاری را که مردم میتوانند برای خودشان انجام دهند فقیه به طریق اولی میتواند برای مردم انجام دهد.
خوب این حرف که قطعا درست نیست.
زیرا خود رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) که این قدرت را داشته در طول زندگانی با برکت شان چنین کارها و تصرفاتی را نکردهاند و اصلا اصلا این به ذهن مرده نمیاید که جانشینی در این جهات و امور باشد.
جمعبندی اشکالات سهگانه به استدلال به روایت «اللهم ارحم خلفائی»
فتلخص مما ذکرنا، اشکالاتی که به امام کردند این است که؛
اولا ذیل این روایت قرینه ای در بیان جهت خلافت است نه اینکه معرف خلافت باشد زیرا اصلا این ذیل مناسبتی با ریاست و ولایت ندارد.
زیرا اگر معرف بود باید میفرمود «العالمون بحلالنا و حرامنا». اما حضرت فرمود «یبلغون حدیثی و سنتی و یعلمونها امتی».
ثانیا اگر منظور ریاست بود قطعا باید در هر زمانی فقط یک نفر را شامل میشد در حالیکه این روایت عموم دارد و همه فقها را میگیرد و حمل روایت بر یک نفر تخصیص اکثر است.
ثالثا ظاهر روایت این است که بلافاصله بعد از رسول خدا را شامل میشود در حالیکه اگر منظور ریاست بود باید میفرمود بعد از غیبت صغری.
اما اینکه آیا این اشکالات به مرحوم امام و قائلین به ولایت فقیه وارد است یا خیر، انشاء الله در جلسه آینده.
و صلی الله علیه و آله و سلم.