آرشیو دروس حوزویاصولالمقصد السابع الأصول العملية

اصول جلسه ۱۳۴۴ قاعده فراغ و تجاوز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵

🎧 فایل صوتی جلسه (برای تغییر سرعت پخش، روی علامت ⋮ سمت چپ پلیر کلیک کنید)
📥 دانلود مستقیم فایل صوتی (MP3)

تذکر: این متن، خلاصه مطالب و تیترهای هر بخش توسط هوش مصنوعی تولید شده است.

خلاصه مطالب صوت

◆ بررسی صور شک در عمل و انصراف ادله قاعده فراغ: تبیین دیدگاه مرحوم آیت‌الله خویی درباره شرط «اذکریت» در جریان قاعده فراغ (شک در دخول وقت، قبله و جنابت) و نقد آن؛ التزام به بطلان عمل در این موارد به دلیل انصراف ادله قاعده فراغ و عدم شمول روایات نسبت به شک در اصل امر و موضوع، نه به خاطر عدم اذکریت.
◆ رخصت یا عزیمت بودن قاعده فراغ: بیان اینکه قاعده فراغ رخصت است و مکلف می‌تواند عمل را رجاءً تدارک کند، مگر اینکه تدارک مستلزم زیاده رکنی و بطلان عمل باشد.
◆ علم اجمالی به ترک یکی از دو جزء غیررکنی: لزوم بازگشت و اتیان هر دو جزء (مانند حمد و سوره) در صورت عدم فوات محل.
◆ علم اجمالی به ترک یک رکن یا یک جزء غیررکنی (در یک نماز): نقد دیدگاه تقدم «اصل مصحح» بر «اصل متمم» در فرض شک بین ترک رکوع یا تشهد؛ تعارض و تساقط قواعد تجاوز و فراغ با اصل برائت، و در نتیجه لزوم اعاده نماز به همراه قضاء تشهد و سجده سهو.
◆ علم اجمالی به ترک تکبیرةالاحرام یا رکنی دیگر در دو نماز: تفصیل میان دو نماز هم‌رکعت (کفایت اتیان یک نماز به نیت مافی‌الذمه) و دو نماز مختلف‌الرکعات مانند ظهر و مغرب (جریان استصحاب عدم فوت در ظهر و لزوم اعاده مغرب در وقت، و لزوم قضاء هر دو در خارج از وقت به دلیل تعارض اصول).
◆ شک در عنوان عمل و قصد قربت: عدم جریان قاعده فراغ در صورت شک در اصل عنوان نماز (مانند شک بین نیت ظهر یا مغرب) به دلیل عدم اثبات لازمه عقلی (سقوط امر) و لزوم اعاده؛ اما جریان قاعده فراغ در صورت شک در قصد قربت یا ریا.
◆ علم اجمالی بین زیاده رکن در یک نماز و نقیصه رکن در نماز دیگر: انحلال علم اجمالی پس از تساقط قواعد فراغ و تجاوز به وسیله استصحاب؛ جریان استصحاب عدم زیاده در نماز اول (صحت ظهر) و استصحاب عدم اتیان رکن در نماز دوم (لزوم اعاده عصر).
◆ حصول علم اجمالی به نقصان رکن در اثنای نماز دوم: تعارض قواعد تجاوز، جریان قاعده فراغ در نماز اول (ظهر) و لزوم اعاده نماز دوم (عصر) به دلیل عدم جریان قاعده فراغ نسبت به نصف نماز در اثنای عمل.
◆ علم اجمالی به فوت دو سجده (از یک رکعت یا دو رکعت): بررسی فروض مختلف این مسئله (بعد از نماز، حال جلوس قبل از تشهد، و بعد از ورود به تشهد) و نقد استدلال به تقدم اصل مصحح بر متمم و عدم حجیت مثبتات استصحاب برای اثبات عنوان «نسیان».
◆ بطلان طهارت پیش از سلام نماز و حکومت حدیث لاتعاد: صحت نماز در صورت خروج حدث در سجده دوم (پس از اتمام ذکر) یا پیش از سلام؛ حکومت حدیث «لاتعاد» در بخش تشهد و سلام بر بخش طهارت، مگر در صورت قائل شدن به وجوب قضاء تشهد.
◆ شک در فوات موالات (بین اجزای نماز و بین حروف یک کلمه): صحت واقعی نماز در شک در موالات بین اجزاء به برکت حدیث لاتعاد و قاعده فراغ؛ تفکیک میان موالات در حروف کلمه (که شرط صدق کلمه است و مجرای قاعده تجاوز می‌باشد) و موالات در اجزای نماز (که شرط صحت است، مگر اینکه فاصله به قدری زیاد باشد که عرفاً صدق صلات نکند).

متن تفصیلی درس

والصّلاةُ والسّلامُ علی خَیرِ خَلقِهِ و أشرَفِ رُسُلِهِ أبی‌القاسِمِ المُصطَفی مُحمّدٍ و علی أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصومینَ، و اللَّعنُ الدّائِمُ الأبَدیُّ علی أعدائِهِم و مُخالِفیهِم و مُعانِدیهِم و مُنکِری فَضائِلِهِم و مَناقِبِهِم و وِلایَتِهِم أجمَعینَ مِنَ الآنَ إلی لِقاءِ یَومِ الدّینِ. اللّهُمَّ کُن لِوَلیِّکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ و علی آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ و فی کُلِّ ساعَةٍ وَلیّاً و حافِظاً و قائِداً و ناصِراً و دَلیلاً و عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أرضَکَ طَوعاً و تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللّهُمَّ عَجِّل فَرَجَهُ و سَهِّل مَخرَجَهُ و ارزُقنا رُؤیَتَهُ و اجعَلنا مِن أعوانِهِ و أنصارِهِ و شیعَتِهِ و الذّابّینَ عَنهُ. اللّهُمَّ العَن أوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحمّدٍ و آلِ مُحمّدٍ و آخِرَ تابِعٍ لَهُ علی ذلِکَ. اللّهُمَّ العَنِ العِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الحُسَینَ و شایَعَت و بایَعَت و تابَعَت علی قَتلِهِ، اللّهُمَّ العَنهُم جَمیعاً. السّلامُ عَلَیکَ یا أباعَبدِاللّهِ و عَلَی الأرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ، عَلَیکَ مِنّی سَلامُ اللّهِ أبَداً ما بَقیتُ و بَقیَ اللَّیلُ و النَّهارُ و لا جَعَلَهُ اللّهُ آخِرَ العَهدِ مِنّی لِزیارَتِکُم. السّلامُ عَلَی الحُسَینِ و علی عَلیِّ بنِ الحُسَینِ و علی أولادِ الحُسَینِ و علی أصحابِ الحُسَینِ. اللّهُمَّ خُصَّ أنتَ أوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعنِ مِنّی و ابدأ بِهِ أوَّلاً ثُمَّ العَنِ الثّانیَ و الثّالِثَ و الرّابِعَ. اللّهُمَّ العَن یَزیدَ خامِساً و العَن عُبَیدَاللّهِ بنَ زیادٍ و ابنَ مَرجانَةَ و عُمَرَ بنَ سَعدٍ و شِمراً و آلَ أبی‌سُفیانَ و آلَ زیادٍ و آلَ مَروانَ إلی یَومِ القیامَةِ.

دوشنبه ۲۷/۰۷/۱۴۰۵ (جلسه ۱۳۴۴)

⏱ 02:35بررسی اقسام شک در عمل از دیدگاه مرحوم آیت‌الله خویی و نقد شرط «اذکریت»

کلام در این بود که مرحوم آقای خویی رحمة الله علیه فرمود: این به حساب شک در عملی که انجام داده، چند صورت دارد، چند شق دارد. یک وقت هست شک دارد در امر به این عمل. مثل اینکه می‌داند ساعت پنج و ربع نماز خوانده، منتها نمی‌داند پنج و ربع اذان گفته‌اند یا نگفته‌اند. اینجا اذکریت معنا ندارد. اذکریت معنا ندارد. صورت عمل…

مورد دوم آنجایی است که نه، اذکریت معنا دارد؛ مثل اینکه می‌داند این قبله است، آن هم قبله نیست، منتها نمی‌داند به این طرف نماز خوانده یا به آن طرف نماز خوانده. اینجا قاعده فراغ جاری می‌شود که من رو به قبله نماز خواندم. اما یک وقت هست یقین دارد به این طرف نماز خوانده، نمی‌داند این قبله است یا نه؛ اینجا قاعده فراغ جاری نمی‌شود، چون صورت عمل محفوظ است.

یک وقت هست که غسل کرده، نمی‌داند اینی که از او خارج شده منی بوده یا نه، امر به غسل داشته یا نداشته؛ این در واقع به حساب قاعده فراغ جاری نمی‌شود چون اذکر نیست.

این‌ها در ما نحن فیه مثال‌ها را زده. ما که اذکریت را عرضم به حضور شما چیز کردیم، اذکریت را قبول نکردیم، ما هم می‌گوییم این نماز باطل است. اگر کسی غسل کرد، نمی‌داند آیا منی از او… بعد شک کرد که این مایع منی بود یا منی نبود؛ یک وقت هست این بلل الان از بین رفته، اثری ازش نیست، در آن وقت احراز کرده که منی است، این اشکال هم ندارد، حتی اذکر هم هست. اما اگر نه، بلل موجود است، الان نمی‌داند این منی است یا نه، «کُلُّ مَا شَکَکْتَ فِیهِ مِمَّا قَدْ مَضَى فَأَمْضِهِ کَمَا هُوَ» از این‌ها منصرف است.

البته اگر کسی بگوید آقا چرا منصرف است؟ «کُلُّ مَا شَکَکْتَ فِیهِ مِمَّا قَدْ مَضَى فَأَمْضِهِ کَمَا هُوَ»، رهایش کن! تو یک نمازی خواندی، نمی‌دانی اذان شده یا نشده، رهایش کن! اگر بعد از وقت باشد که مسلّم است؛ ولی اگر در وقت باشد، کسی نمی‌داند وقت داخل شده یا نه، غافل بود نماز خواند، یا نه غافل نبود، به حساب تحقیق کرد، یقین پیدا کرد که وقت داخل شده، نماز خواند؛ آیا اینجا قاعده فراغ جاری می‌شود یا نمی‌شود؟

به عقل قاصر فاتر ما این روایات منصرف است. این روایات می‌خواهد بفرماید اگر تو نمی‌دانی عمل را درست انجام دادی یا نه، اعتنا نکن. ولی اگر تو می‌دانی عمل را درست انجام دادی، نمی‌دانی وقت داخل شده یا نه، روایات این را شامل نمی‌شود. فکر هم نمی‌کنم، من نشنیدم و ندیدم یک کسی بگوید اگر شما نماز خواندی، بعد از نماز نمی‌دانی اصلاً وقت داخل شده بود یا نه، این قاعده فراغ دارد، قاعده تجاوز دارد؛ من این را از کسی نشنیدم. لذا در این موارد ما هم ملتزم می‌شویم به بطلان، نه به خاطر اذکریت، به خاطر اینکه روایت انصراف دارد.

⏱ 07:10تنبیهات قاعده فراغ و تجاوز؛ رخصت یا عزیمت بودن قاعده فراغ

بعد یک تنبیهاتی در این قاعده فراغ و تجاوز ذکر می‌کنند، یک تطبیقات و تنبیهات و صغریاتی که این‌ها مهم هم هست.

اما اینکه قاعده فراغ، این آیا رخصت است یا عزیمت است؟ نه، این رخصت است؛ مگر یک جایی که بخواهد به حساب مثلاً نمی‌داند رکوع کرده یا نه، اگر این برگردد رکوع بکند، زیاده مبطل است. ولی اگر چیزی نباشد که رکن باشد و رجاءً بیاورد، اشکال ندارد.

⏱ 07:59تنبیه اول: علم اجمالی به ترک یکی از دو جزء غیررکنی

یکی از آن تنبیهات این است که: «إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ تَرَکَ أَحَدَ جُزْأَیْنِ کِلَاهُمَا غَیْرُ رُکْنِیٍّ». این یقین دارد یا عرضم به حضور شما سوره را فراموش کرده یا حمد را فراموش کرده؛ یکی از این دو تا را فراموش کرده. اینجا بایستی برگردد سوره و حمد هر دو را بخواند. اگر یقین دارد یکی را فراموش کرده، بایستی برگردد و هر دو را عرضم به حضور شما به جا بیاورد. اگر علم دارد عرضم به حضور شما که «أَحَدُ الْجُزْأَیْنِ مِمَّا سَبَقَ» یا که هر دویش هم رکنی نیست، عرضم به حضور شما اینجا بایستی برگردد هر دو را بیاورد.

⏱ 09:12تنبیه دوم: علم اجمالی به ترک یک رکن یا یک جزء غیررکنی (نقد تقدم اصل مصحح بر متمم)

حالا اگر این علم دارد که یا رکن را فراموش کرده یا عرضم به حضور شما تشهد را فراموش کرده؛ یا رکوع را فراموش کرده یا تشهد را فراموش کرده، اینجا چه کار بکند؟

اینجا یک بحثی است که اصل مصحح بر اصل متمم مقدم است. الان در ما نحن فیه اگر این رکوع را فراموش کرده باشد، قطعاً نمازش باطل است. اگر تشهد را فراموش کرده باشد، قضایش را می‌خواند، نماز باطل نیست. اینجا قاعده تجاوز در رکوع و قاعده تجاوز در تشهد با هم تعارض می‌کند، تساقط می‌کند. قاعده فراغ در نماز عرضم به حضور شما جاری نمی‌شود؛ چرا؟ چون من یقین دارم یا این نماز باطل است یا باید یک تشهد را قضا بکنم، یا مثلاً باید دو تا سجده سهو به جا بیاورم. یقین دارم.

اینجا فرموده‌اند اصل مصحح بر اصل عرضم به حضور شما متمم مقدم است. چرا مقدم است؟ الان کسی بگوید آقا این نماز صحیح است یا صحیح نیست، چه می‌دانیم؟ قاعده فراغ می‌گوید این نماز صحیح است. قاعده فراغ صحت فعلیه را ثابت می‌کند، سجده سهو نمی‌خواهد. سجده سهو چرا؟ «رُفِعَ مَا لَا یَعْلَمُونَ» از وجوب سجده سهو با عرضم به حضور شما «رُفِعَ مَا لَا یَعْلَمُونَ» از چیز جاری می‌شود، با قاعده فراغ در صلات با هم تعارض می‌کند، تساقط می‌کند. نمی‌دانم سجده سهو لازم است یا لازم نیست، قضاء تشهد لازم است یا لازم نیست؛ تعارض می‌کند. این باید نمازش را دو مرتبه بخواند، سجده سهو هم به جا بیاورد؛ یک تشهدی قضا بکند، نمازش را هم دو مرتبه بخواند.

حالا اگر چنانچه این علم دارد که «أَحَدُ الْجُزْأَیْنِ» را ترک کرده، اجمالی، یکی‌اش رکن است، یکی‌اش غیر رکن است؛ یا رکوع را رها کرده یا عرضم به حضور شما مثلاً سوره را رها کرده. اینجا را عرض کردیم که قاعده تجاوز در رکوع با قاعده تجاوز در سوره تعارض می‌کند، تساقط می‌کند و نمازش را باید دو مرتبه بخواند و یک آن تشهد قضا هم بایستی به جا بیاورد.

⏱ 13:04تنبیه سوم: علم اجمالی به ترک تکبیرةالاحرام یا رکنی دیگر در یکی از دو نماز

مسئله بعدی این است که اگر این یقین دارد یا تکبیرةالاحرام را ترک کرده یا رکن دیگری را «فِی إِحْدَى الصَّلَاتَیْنِ». این نماز ظهر و عصر است؛ یقین دارد در یکی از این دو تا نماز تکبیرةالاحرام را فراموش کرده، در یکی از این دو تا نماز عرضم به حضور شما رکوع را فراموش کرده.

این آقا اگر رکعاتش مثل هم باشد، رکعاتش مثل هم باشد؛ نماز ظهر و عصر است، یا نماز عصر و عشاء است، یا نماز ظهر و عشاء است؛ یک نماز می‌خواند به نیت آن نمازی که باطل است، قصد اجمالی می‌کند.

اما اگر این دو تا با هم فرق می‌کند؛ یقین دارد یا از ظهر مثلاً رکوع را فراموش کرده یا از مغرب تکبیرةالاحرام را فراموش کرده. اینجا باز مغرب را می‌خواند. چرا؟ به خاطر اینکه قاعده تجاوز در ظهر و قاعده تجاوز در مغرب تعارض می‌کند، تساقط می‌کند. قاعده فراغ در ظهر با قاعده فراغ در مغرب تعارض می‌کند، تساقط می‌کند. استصحاب عدم فوت در ظهر با قاعده اشتغال در مغرب [تعارض نمی‌کند چون] هنوز وقت مغرب باقی است؛ اینجا مغرب را اعاده بکند کافی است.

ولی اگر وقت هر دو گذشته، که قاعده استصحاب عدم فوت، «رُفِعَ مَا لَا یَعْلَمُونَ» از وجوب قضا، قاعده حیلوله، همه با هم تعارض می‌کند، تساقط می‌کند. اینجا علم اجمالی است؛ باید هم نماز ظهرش را قضایش را به جا بیاورد، هم عرضم به حضور شما نماز عصرش را… نماز مغربش را قضا بکند.

⏱ 15:44تنبیه چهارم: شک در عنوان نماز (نیت) و شک در قصد قربت

یک تنبیهی که خیلی مهم است این است که اگر من شک در عنوان دارم؛ نمی‌دانم نماز… یک نمازی خواندم، نمی‌دانم نیت ظهر کردم یا نیت مغرب کردم، عنوانش را نمی‌دانم. اینجا قاعده فراغ جاری می‌شود؟ اگر نماز مغرب خوانده باشم باطل است، اگر نماز ظهر خوانده باشم صحیح است. «کُلُّ مَا شَکَکْتَ فِیهِ مِمَّا قَدْ مَضَى فَأَمْضِهِ کَمَا هُوَ»، اینجا درست است؟ قاعده فراغ جاری می‌شود؟

نه، قاعده فراغ جاری نمی‌شود. چرا؟ چون قاعده فراغ نمی‌گوید تو نماز ظهر خواندی. عقل می‌گوید تو باید نماز ظهر بخوانی. بله، یک نماز صحیحی من خواندم. یک نماز صحیحی خواندم، لازمه عقلی‌اش این است که امر ساقط شده باشد. باید نماز ظهر بخوانم تا امر ساقط بشود. بله، قاعده فراغ لازمه عقلی‌اش این است که تو نماز ظهر خواندی و لازمه عقلی‌اش این است که امر ساقط شده؛ ولکن قاعده فراغ در مقام جاری نمی‌شود. قاعده فراغ در مقام جاری نمی‌شود. اینجا وقتی که من شک دارم، اینجا بایستی عرضم به حضور شما نمازم را دو مرتبه بخوانم.

اما اگر نه، من نمی‌دانم ریاءً خواندم یا قصد قربت کردم؛ قاعده فراغ جاری می‌شود. این نماز را، این جزء را؛ نمی‌دانم این حمد را به حساب با قصد قربت خواندم یا این حمد را ریاءً خواندم؛ قاعده فراغ جاری می‌شود. حمد را خواندم، نمی‌دانم صحیحاً آوردم یا صحیحاً نیاوردم؛ قاعده فراغ جاری می‌شود. پس اگر در عنوان باشد، نه، اینجا قاعده فراغ جاری نمی‌شود.

⏱ 18:01تنبیه پنجم: علم اجمالی به زیاده رکن در یک نماز یا نقیصه رکن در نماز دیگر

اگر من یقین دارم دو تا نماز است، در یکی رکوع را فراموش کردم یا در یکی رکوع را زیاد کردم، اینجا چه؟ قاعده فراغ در هر دو نماز تعارض می‌کند، تساقط می‌کند. من یا در نماز ظهر رکوع را اضافه کردم یا در نماز عصر یک رکوع کم کردم. قاعده فراغ و تجاوز با هم تعارض می‌کند، تساقط می‌کند، استصحاب‌ها علم اجمالی را منحل می‌کند. استصحاب می‌گوید در نماز ظهر شما رکوع اضافه نکردی، و در نماز عصر می‌گوید رکوع نیاوردی. باید نماز عصرش را دو مرتبه بخواند، نماز ظهرش را هم لازم نیست بخواند، اشکالی ندارد.

🙋‍♂️ ▪ شاگرد: [کلمه نامفهوم 18:57] در کدام زیاد…
🎙 ▪ استاد: بله؟
🙋‍♂️ ▪ شاگرد: فرض این است که نمی‌داند در عصر زیادی بوده یا در ظهر؟
🎙 ▪ استاد: نه، یقین دارد یا در ظهر زیاد کرده یا در عصر ترک کرده. فرض این است.
⏱ 19:14تنبیه ششم: حصول علم اجمالی به نقصان رکن در اثنای نماز دوم

اگر عرضم به حضور شما این علم اجمالی در اثناء نماز عصر اتفاق بیفتد؛ نمی‌داند در نماز ظهر یک رکوع کم کرده یا در نماز عصر یک رکوع کم کرده، ولی الان در اثناء نماز عصر است. اینجا قاعده تجاوز در نماز ظهر با قاعده تجاوز در نماز عصر با هم تعارض می‌کند، تساقط می‌کند. قاعده فراغ در نماز ظهر جاری می‌شود و نماز عصر هم که استصحاب عدم اتیان می‌گوید دو مرتبه بخوان. چون نماز عصر اثناءش است.

نگویی که: «ها! نماز عصر تا اینجا نمی‌دانم درست خواندم یا نخواندم». تا اینجا نمی‌دانم درست خواندم یا نخواندم، این فایده ندارد؛ چون باید شما نماز با رکوع بیاوری. این یا باید نماز… بگوید آقا من تا اینجای نماز «کُلُّ مَا شَکَکْتَ فِیهِ مِمَّا قَدْ مَضَى»، تا اینجای نماز نمی‌دانم صحیح خواندم یا صحیح نخواندم؛ استصحاب بگوید… قاعده فراغ می‌گوید صحیح خواندی. قاعده فراغ که شما قبول داری مال بعد از عمل تنها که نیست، در اثناء عمل هم جاری می‌شود؛ الان تا اینجا درست خواندی، بقیه را هم بخوان! چرا می‌فرمایید قاعده فراغ تعارض… آقای خویی، قاعده فراغ در نماز ظهر جاری می‌شود؟ برای چه؟

این، ما عرضمان این است که قاعده فراغ در اثناء عمل جاری می‌شود، منتها به این معنا که مثلاً سوره را نمی‌دانی درست خواندی یا نه. اما اگر نصف نماز را نمی‌دانی درست آوردی یا نه، این فایده ندارد؛ چون نصف نماز را درست آوردی، اثبات نمی‌کند که بقیه نماز را هم بیاوری، نماز درست خواندی. شما باید نماز درست تحویل بدهی. بله، اگر حمد را خواندی، نمی‌دانی درست خواندی یا نه، قاعده فراغ در حمد جاری می‌شود. «نماز بخوان» یعنی این اجزاء را بیاور؛ آوردم. ولی اینجا که من نمی‌دانم رکوع کردم یا نکردم، در اثناء نماز قاعده فراغ ندارد. به چه معنا؟ که بگوییم این نصف نماز را شک دارم درست است یا نه، قاعده فراغ می‌گوید درست است. این در ما نحن فیه جاری نمی‌شود. این مطلبی است که عرض کردیم و درست هم هست.

⏱ 22:10تنبیه هفتم: علم اجمالی به فوت دو سجده (از یک رکعت یا دو رکعت) پس از نماز

اگر… مسئله بعدی: اگر عرضم به حضور شما یقین دارد دو تا سجده از او فوت شده، منتها نمی‌داند این دو تا سجده از یک رکعت فوت شده که نماز باطل باشد، یا از دو رکعت فوت شده که نماز صحیح است ولکن باید سجده قضا به جا بیاورد و سجده سهو به جا بیاورد.

اینجا عرضم به حضور شما کسی ممکن است بگوید آقا نمازش درست است، دو تا سجده هم به جا بیاورد قضا، چهار تا هم سجده سهو. چرا؟ به چه دلیل؟ شما که گفتید که اصل متمم با اصل مصحح، این که می‌گویند اصل مصحح مقدم است، این درست نیست! می‌گوییم نه، اینجا دو تا سجده به جا بیاورد قضا و سجده سهو، کافی است. چرا؟ خوب دقت کنید!

قاعده فراغ می‌گوید این نماز درست است. شک می‌کند در هر رکعتی یک سجده فراموش کرده یا نه؛ استصحاب می‌گوید یک سجده نیاورده. استصحاب می‌گوید یک سجده نیاورده. استصحاب می‌گوید یک سجده نیاورده، دو تا سجده سهو به جا بیاورد. ما نگفتیم اصل متمم مقدم است تا شما بگویی به چه دلیل. ما می‌گوییم استصحاب می‌گوید…

🙋‍♂️ ▪ شاگرد: استصحاب می‌گوید در رکعت بعد هم دو تا سجده نکرده.
🎙 ▪ استاد: او که، آن استصحاب که به زمین خورد به خاطر قاعده فراغ. استصحاب اینکه دو تا سجده در یک رکعت نکرده، او که به زمین خورد چون قاعده فراغ مقدم شد. در هر رکعتی، استصحاب می‌گوید یک سجده نیاورده.

ان قلت: استصحاب می‌گوید دو تا… یک سجده نیاورده، چرا باید قضا بکند؟ قضا موضوعش «سجده منسیّه» است، کسی که سجده را فراموش کرده. استصحاب عدم اتیان اثبات نسیان نمی‌کند، این لازمه عقلی‌اش است. این لازمه عقلی‌اش است، مثبتات استصحاب حجت نیست.

ممکن است کسی بگوید آقا نه، این دو تا سجده به جا بیاورد بس است. دو تا سجده قضا به جا بیاورد با چهار تا سجده سهو، بس است. چرا؟ می‌گوید به خاطر اینکه این نمازش درست است به قاعده فراغ، علم اجمالی دارد دو تا سجده هم عرضم به حضور شما فراموش… یک سجده از او فراموش شده. می‌گوییم کو علم اجمالی؟ این علم اجمالی ندارد که دو تا سجده از دو رکعت فراموش شده؛ همچین علم اجمالی ندارد. علم اجمالی دارد یا دو تا سجده از یک رکعت، یا از هر رکعتی یک سجده. علم اجمالی این است.

لذا اینی که فرموده‌اند آقا این دو تا سجده به جا بیاورد، به چه دلیل؟ به چه دلیل دو تا سجده قضا به جا بیاورد؟ قاعده فراغ گفته درست است، بله. بله، اگر ما روایت می‌داشتیم هر کس که یک سجده را ترک کرده باید قضایش را به جا بیاورد، این خوب بود؛ چون استصحاب می‌گوید دو تا سجده ترک کرده. ولکن ما که روایت این است که کسی که سجده را فراموش کرده، استصحاب عدم اتیان اثبات نسیان سجده نمی‌کند. لذا این در ما نحن فیه به عقل قاصر فاتر ما این فرمایش عرضم به حضور شما ناتمام است. این‌ها هم از همان صغریات اینکه اصل مصحح بر اصل متمم عرضم به حضور شما مقدم است.

⏱ 26:58تنبیه هشتم: علم اجمالی به فوت دو سجده در حال جلوس قبل از تشهد یا پس از ورود به تشهد

یکی دیگر از این باز صغریاتی که ذکر کرده‌اند این است که اگر علم دارد در حال جلوس قبل از تشهد به فوت سجدتین؛ نمی‌داند از یک رکعت است یا از دو رکعت. به فوت سجدتین؛ نمی‌داند آیا از رکعت اولی است، یا یکی از رکعت اولی است، یکی از رکعت ثانیه. یقین دارد دو تا سجده فراموش کرده؛ یا هر دو از رکعت اولی، یا یکی از اولی و یکی از ثانیه. این چه کار بکند؟

اینجا عرضم به حضور شما، قاعده تجاوز در آن سجده رکعت اولی جاری می‌شود. قاعده تجاوز در سجده رکعت ثانیه جاری نمی‌شود. یک سجده در رکعت ثانیه می‌رود. وقتی که یک سجده در رکعت ثانیه رفت، این دیگر علم ندارد که عرضم به حضور شما دو تا سجده را فراموش کرده از رکعت اولی؛ چون این محلش باقی است، قاعده تجاوز ندارد. قاعده تجاوز در رکعت اول عرضم به حضور شما جاری می‌شود که در رکعت اول سجده کلاً فراموش نکرده.

بگویی آقا این که علم دارد یک سجده از رکعت اول قطعاً فراموش شده؛ چرا؟ چون یا دو تا سجده از رکعت اول فراموش شده، یا یک سجده از رکعت اول، یک سجده از رکعت دوم. یک سجده از رکعت اول را که قطعاً فراموش کرده، شما قاعده تجاوز در چه جاری می‌کنی؟

می‌گوییم نه دیگر، اینجا قاعده تجاوز جاری می‌شود، دو تا سجده فراموش نکرده و سجده دومی را هم به جا می‌آورد. اینجا آنجایی است که فقط عرضم به حضور شما بعد از نماز یک سجده قضا به جا می‌آورد. چرا؟ چون یقین دارد یک سجده را فراموش کرده از رکعت اولی. اینجا دیگر استصحاب نمی‌خواهد بکند تا شما بگویی استصحاب عدم اتیان اثبات قضا… اثبات نسیان نمی‌کند. علم دارد یک سجده را از رکعت اولی فراموش کرده؛ چون فرض این است یا دو تا سجده از رکعت اولی فراموش کرده، یا یک سجده از اولی، یک سجده از ثانیه. اینجا نمازش درست است، یک سجده… دو تا سجده سهو و یک سجده قضا به جا می‌آورد.

حالا اگر… صورت بعدی که عرضم به حضور شما این وارد تشهد شده، از محل گذشته، تشهد را شروع کرده؛ یقین دارد یا دو تا سجده از رکعت اولی، یا یک سجده از رکعت اولی و یک سجده از رکعت ثانیه. این همان فرضی است که ما عرض کردیم نمازش را باید اعاده بکند؛ یعنی هم دو تا سجده قضا، چهار تا سجده سهو، و هم نماز را اعاده بکند. چرا؟ به خاطر اینکه اصل مصحح بر اصل متمم مقدم است، این دلیل ندارد. «إِذَا دَارَ الْأَمْرُ» یک اصلی می‌گوید نمازت صحیح است ولی تتمیم بکن، یک اصلی می‌گوید نمازت باطل است، آنی که می‌گوید نمازت صحیح است مقدم است؛ ما «صحیح حیثی» نداریم. «صحیح حیثی»… آنی که داریم «کُلُّ مَا شَکَکْتَ فِیهِ مِمَّا قَدْ مَضَى فَأَمْضِهِ کَمَا هُوَ»، رهایش کن! رهایش کن. اما اگر یک جایی من یقین دارم که خلاصه یا باید نماز را اعاده بکنم یا بایستی سجده را، این‌ها دلیل ندارد که اصل عرضم به حضور شما مصحح بر اصل متمم مقدم است.

⏱ 31:45تنبیه نهم: بطلان طهارت پیش از سلام نماز و حکومت حدیث لاتعاد

عرضم به حضور شما اگر چنانچه یک آقایی یقین دارد که مثلاً نمازش را شروع کرد به خواندن، قبل از آنی که سلام بدهد، یک بادی از او خارج شد. یا هنوز در سجده دوم است، وضویش باطل شد؛ لا سمح الله سلس‌البول دارد یا پیرمرد است، پروستات دارد، بول، دو قطره بول افتاد. این نمازش درست است یا درست نیست؟

🙋‍♂️ ▪ شاگرد: [کلمه نامفهوم 32:34]
🎙 ▪ استاد: این نمازش درست است. ممکن است کسی بگوید آقا «لَا تُعَادُ الصَّلَاةُ إِلَّا مِنْ خَمْسٍ»، این به طهورش خلل زده، طهور نیاورده. می‌گوییم به طهورش خلل نزده. چرا؟ این در واقع به تشهد و سلامش خلل زده. چون اگر تشهد و سلام جزء نماز نباشد، این نماز از اول تا آخر با طهور بوده. حدیث لاتعاد در تشهد و سلام حاکم است بر حدیث لاتعاد نسبت به طهور. چون وقتی که نسبت به تشهد و سلام جاری شد، این نمازش اصلاً خلل نخورده. لذا اگر کسی به سجده دوم رفت، ولو هنوز عرضم به حضور شما ذکر سجده دوم را نگفته، وضویش باطل شد، این نمازش درست است؛ حدیث لاتعاد شاملش می‌شود.

بله، اگر کسی بگوید تشهد قضا واجب است؛ تشهد قضایش واجب است کسی که تشهد را نخوانده، این حدیث لاتعاد جاری نمی‌شود. چرا؟ چون تشهد تخصیص خورده. چطور نسیان نجاست تخصیص خورده، این هم تخصیص خورده. چون می‌گویند قضاء تشهد در واقع امر جدید نیست، مثل سجده سهو نیست، این همان جزء است جایش عوض شده، تشهد بعد از سلام شده برای این شخص. ولی در خصوص سلام، قطعاً حدیث لاتعاد جاری می‌شود.

⏱ 34:36تنبیه دهم: شک در فوات موالات در اجزای نماز و حروف کلمات

حالا اگر کسی شک کرد که موالات به هم خورده یا موالات به هم نخورده؛ این داشت نماز می‌خواند و عرضم به حضور شما هنوز سلام را نگفته بود، نمی‌داند که آیا موالات… یا سلام هم گفت، نمی‌داند آیا موالات به هم خورده یا به هم نخورده.

اینجا ما اصلاً احتیاجی به قاعده فراغ نداریم. احتیاجی به قاعده تجاوز… قاعده فراغ نداریم. چرا؟ چون قطعاً این سلامی که گفتم، این نماز درست است. این نماز درست است. چرا؟ یا موالات به هم خورده، حدیث لاتعاد این نماز را تصحیح می‌کند؛ یا موالات به هم نخورده، گفتم دیگر! یا موالات به هم خورده، حدیث لاتعاد تصحیح می‌کند؛ یا موالات به هم نخورده، گفتم دیگر، گفتم، برای چه دو مرتبه بگویم؟ لذا قطعاً این نماز صحیح واقعی است، چه موالات به هم خورده باشد چه نخورده باشد. حالا اگر از حدیث لاتعاد هم قطع نظر کردیم، ما باشیم و قاعده فراغ؛ با قاعده فراغ شک دارم این نمازم درست بود یا نه، عرضم به حضور شما «کُلُّ مَا شَکَکْتَ فِیهِ مِمَّا قَدْ مَضَى فَأَمْضِهِ کَمَا هُوَ» می‌گوید نمازت درست است. می‌گوید نمازت درست است.

اگر عرضم به حضور شما موالات در کلمه [مشکوک شود]؛ مثلاً کسی این‌طوری می‌کند: «الر… رح… من… الر… ر… ح… ی… م»، این نمی‌داند این‌طوری بگوید موالات به هم خورده یا نه. یا این‌قدر فاصله می‌دهد: «الرحمن… ن»، این نمی‌داند موالات به هم خورد یا نخورد.

آقای خویی رحمة الله علیه می‌فرماید: اینجا وقتی که من شک دارم موالات به هم خورد یا نخورد، شک دارم کلمه را گفتم یا نه. چون «الرحمن» وقتی صدق می‌کند که این حروف پشت سر هم گفته بشود. اگر حروف پشت سر هم گفته نشود، این «الرحمن» را نگفته. اینجا قاعده تجاوز دارد. اگر وارد آیه بعد شده باشم، قاعده تجاوز دارد؛ اگر وارد آیه بعد نشده باشم، قاعده تجاوز ندارد. فرق است بین موالات بین اجزاء صلات و بین موالات حروف یک آیه و یک کلمه. موالات بین اجزاء صلات شرط صحت صلات است، موالات بین حروف یک کلمه شرط صدق کلمه است. لذا اینجا باید قاعده تجاوز جاری بکند، آنجا بایستی قاعده فراغ جاری بکند.

این که مثلاً «الر… رح… من»، اگر یک موالاتی باشد ـ که بعید هم نیست فی‌الجمله درست باشد فرمایش آقای خویی رحمة الله علیه ـ اگر یک موالاتی باشد که این موالات عرضم به حضور شما دخیل در صدق کلمه است، اینجا همین‌طوری که ایشان فرموده نوبت به قاعده تجاوز می‌شود و قاعده تجاوز عرضم به حضور شما در مقام جاری می‌شود، اگر وارد کلمه بعد شده باشد. اگر وارد نشده باشد، باید دو مرتبه بگوید.

اما در صلات هم همین‌طور است؛ یک وقت هست موالات بین اجزاء طوری است که عرفاً صدق صلات نمی‌کند. مثل اینکه یک کسی «الله اکبر» می‌گوید، بعد همین‌طور می‌نشیند مطالعه می‌کند، بعد بلند می‌شود حمد می‌خواند، باز می‌نشیند مطالعه می‌کند، باز بلند می‌شود سوره می‌خواند، باز می‌نشیند مطالعه می‌کند، باز بلند می‌شود به رکوع می‌رود. می‌گویند آقا چیست این؟ نذر کردی؟ این‌ها چه کاری می‌کنی؟ می‌گوید من نماز می‌خوانم. [با لحن تعجب و انکار:] نماز می‌خوانی؟! موالات یک بخشش بین اجزاء هم شرط خود صدق صلات است، لذا قاعده فراغ ندارد. بله، یک بخشش درست است، شرط صحت است و حروف همین‌طوری که فرموده.

هذا تمام الکلام در این تنبیهاتی که در قاعده فراغ و تجاوز ذکر شده، و للکلام تتمة انشاءالله فردا به شرط الحیاة و التوفیق.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا